کد خبر: ۷۵۱۴۹
۹۴۳ بازدید
۳۹ دیدگاه (۳۸ تایید شده)

پدرخوانده و راست‌های جوان؛

زمینه‌های فعالیت احزاب در میانه

۱۳۹۶/۵/۲۲
۱۵:۱۴

علی‌رضا علوی‌تبار اخیراً در گفت‌وگویی با هفته‌نامه‌ی سازندگی چهار جریان فکری اصلی ایران را شامل راست رادیکال، راست محافظه‌کار، راست مدرن و چپ مدرن دانسته‌است.

این چهار جریان برآمده از چهاردهه فعل‌وانفعالات درون جمهوری‌اسلامی هستند و در عرصه‌ی سیاست امروز محوریت داشته و مابقی در حاشیه‌اند. مثلاً امکان این‌که چپ‌های رادیکال (احزاب توده و فدائیان‌خلق و...) و چپ‌های سنتی (هم‌فکران حجت‌الاسلام سیدسجاد حججی در میانه و...) وجود داشته‌باشد اما در حاشیه باشند وجود دارد. به باور او وقتی بناست تست واقعی چپ‌وراست‌بودن گرفته‌شود باید به سراغ مقولاتی چون برابری زن و مرد، برابری مذهبی و میزان مقیدبودن حکومت در اقتصاد رفت و معیارهایی ایرانی چپ‌وراست‌بودن را تبیین و تدوین کرد.

تعمیم این طیف‌بندی تا میانه با اندکی درنگ‌وتأنی امکان‌پذیر بوده و تفکیک اصول‌گرا-عمل‌گرا کمک زیادی در این تسهیم خواهد نمود.

در طیف راست مدرن چهره‌های کاملاً محافظه‌کاری مانند حسین هاشمی و مجید (ایرج) علی‌زاده و تقریباً همه‌ی هیئت‌امنای حسینیه‌ی رزمندگان وجود دارد و هرچه به سمت عمل‌گرایی حرکت می‌کنیم نخست با چهره‌هایی هم‌چون مظفّر اجلّی مواجه می‌شویم و سپس به ستاد اخیر روحانی در میانه و علی‌رضا آریامنش و سایرین می‌رسیم.

شاید بتوان هفته‌نامه‌ی قافلان را با کمی تسامح در این پیکره جا داد.

راست مدرن نزدیک به لیبرالیسم بوده و حقوق مدنی و حقوق سیاسی را به‌رسمیت می‌شناسد اما سر حقوق اقتصادی و اجتماعی بحث دارد. اساساً دعوای لیبرال‌ها و چپ‌های مدرن درباره‌ی سومین مرحله‌ی حقوق از این‌جا و با طرح این پرسش آغاز می‌شود که آیا می‌توان برای شهروندان حقوق اقتصادی و اجتماعی قائل شد یا خیر!؟

تفاوت دیگر چپ و راست مدرن این‌جا ظاهر می‌شود که راست مدرن معمولاً از حکومت حدأقلی minimal state دفاع می‌کند امّا چپ‌های مدرن از حکومت مقیّد با اختیارات محدود و کارکرهای متنوّع، که البته نمی‌توان وقع چندانی به این تفاوت اخیر در میانه نهاد.

در وضعیت فعلی به‌نظر می‌رسد چپ مدرن غیرمتشکل‌ترین جریان فکری و سیاسی میانه باشد؛ هرچند تک‌چهره‌هایی هستند که تئوری‌هایی را مطرح می‌کنند اما تشکّلی برای دفاع از این ایده‌ها وجود ندارد.

مجید قره‌داغی (مهدوی‌نیا)، دکترفریدون عزیزی، دکترعلی پزشکی و... اعضای مؤسس حزب پیش‌گامان توسعه در میانه بوده‌اند که دو دهه‌ی گذشته جز تشکیلاتی‌ترین و منسجم‌ترین نهادهای سیاسی روئیده از دوخرداد بود امّا با روی‌کارآمدن دولت نهم و بالاخص وقایع سال 88 فتیله‌ی این حزب کماکان پایین نگه‌داشته‌شده‌ و رمق و رغبتی نیز برای نوسازی و بازسازی آن دیده نمی‌شود.

ناگفته نماند مجوز حزب پیشگامان از حزب مشارکت ایران اسلامی پیش‌تر اخذ شده و دوره‌ی طلایی کارهای تشکیلاتی و کلاس‌های این حزب و شاخه‌ی شهرستانی حزب مشارکت در دوره‌ی فرمان‌داری اروج‌علی محمدی بر تارک تاریخ سیاسی میانه هم‌چنان خواهد درخشید.

در این میان نباید حضور چهره‌های وابسته به نهضت‌آزادی و جبهه‌ی‌ملی و نیروهای ملی‌مذهبی موسوم به طیف دبیرستان سروش از جواد محسنی تا رضا علی‌خانی و سمپادهای مهندس کیافر را نادیده‌انگاشت. ضمن این‌که محمدعلی نجفی، قائم‌مقام حزب اتحاد ملت شاخه‌ی میانه در گفت‌وگو با قافلان از آغاز فعّالیت و تحرکات حزب اتحاد در شهرستان سخن به‌میان آورده‌است.

واقعیّت این‌است که یک جریان راست نیز در میانه -که در برخی رسانه‌ها به‌نام راست رادیکال، افراطی یا تندرو معروف است- وجود دارد. این طیف را می‌توان با جبهه‌ی پایداری مقایسه کرد. امام‌جمعه‌ی جدید میانه و شیخ شعبان داداشی و بخشی از نیروهای سپاه و بسیج در این ائتلاف شرکت دارند. جریان راست محافظه‌کار هم به‌همین وضعیت است. این جریان میان روحانیت به‌خصوص روحانیت مبارز و جامعه‌ی مدرسین و هم‌چنین حزب مؤتلفه و بازار، مرزها را حفظ کرده و البته مواضع این اصول‌گرایان راست محافظه‌کار از زمان مرحوم آیت‌الله شیخ هادی نیری، احمدی میانجی و حاج‌آقا عبداللهی تا امروز –حاج خلیل داداشی، محمد علی‌زاده، حسین ابوالقاسم‌زاده و...- به مواضع راست رادیکال نزدیک است؛ البته در طرف دیگر راست محافظه‌کار، عمل‌گرایان قرار دارند که فعالیت‌هایشان حتی تا مرز هم‌کاری با بخش‌های عمل‌گراتر از راست مدرن پیش می‌رود. این طیف از جناح راست تکیه‌گاه اجتماعی و مشخّصی از دین‌ودانشی‌های سابق و ستاد اقامه‌ی نمازجمعه تا نمارگزاران قدیمی مسجدجامع و برخی دیگر از مساجد و هیآت دارد.

فارغ از این تعاریف و مصادیق باید به‌جا‌به‌جایی افراد نیز توجّه ویژه داشت. برای مثال محمّدحسین بهبودی که در دوره‌ای کاملاً نزدیک به جریان راست بود در سال‌های اخیر تا قرارگرفتن نامش در لیست مورد حمایت خاتمی موسوم به امید -با وجود تمام حاشیه‌های انتخابات 94 میانه- پیش رفت. پس نباید از دقت بر جابه‌جایی افراد در جریان‌ها غفلت کرد. مثال دیگر، افراد موسوم به گروه فشار در دهه‌ی هفتادند که امروز در اردوگاه راست محافظه‌کار یا حدأکثر مصلت-عمل‌گرا دسته‌بندی می‌شوند و جای خود را به گروه‌های فشار جدید از جریان راست رادیکال داده‌اند. ظرفیت نوظهوری که اگر مورد بی‌توجی قرار گیرد و در چارچوب‌ها نگنجد به‌عنوان باندی درون جریان فکری راست رادیکال فاجعه خواهد آفرید.

به گمان ما راه ترمیم و شکاف پیش‌آمده بین نظم سیاسی و نظم مدنی در جامعه‌ی بسته‌ی میانه که فضای مانور سیاسی‌اش را محدود و افق نگاه‌اش را کوتاه می‌سازد، برای دست‌یابی به فضای تازه و متفاوت و استنشاق هوای تازه آلترناتیوی از احزاب پراگماتیست و ارزشی‌ست. تنها باید چراغ برداشت و آن‌ها را دید.

پی‌نوشت:

گفت‌وگوی علی‌رضا علوی‌تبار با هفته‌نامه‌ی سازندگی: ائتلاف راست مدرن و چپ مدرن ادامه می‌یابد، شماره‌ی5، سه‌شنبه 27تیر1396، سال یکم، ص20

کانال تلگرامی صدای میانه اشتراک‌گذاری مستقیم این مطلب در تلگرام

نظر شما

۹۶/۵/۲۹ ۱۲:۵۳

سرچه ندی کله پاچاسی نو اولا

۹۶/۵/۲۶ ۱۷:۱۵

تاریخ را نباید به سلیقه خود نوشت، گذشته آقای اجلی و نزدیکی شان به راست بر کسی پوشیده نیست، جز شما و مجموعه تان همگان میدانند ایشان آغاز گر نه بلکه سرعت گیر اصلاحات در ابتدا بودند

۹۶/۵/۲۴ ۰۷:۰۶

جناب روحانی با توجه قضیه مک فارلین که سابقه مذاکره با آمریکا داشتند دوباره انتخاب شدند تا برای مذاکره هسته ای رییس جمهور شوند.

اگر برجام شکست بخورد ایشان هم مانند روسای جمهور قبل خاتمی احمدی نژاد رفسنجانی رد صلاحیت میشود.دوران سیاسی ایشان این چهارسال است.

۹۶/۵/۲۳ ۲۱:۴۹

بله دیگه! به تعبیر یغما گل‌رویی در ترانه‌ی مشترک شادمهر و ابی "رویای ما اینه". پارلمان اروپا جایی برای شکل‌گیری چهار خانواده‌ی بزرگ حزبی در این قاره است. رویای رنگارنگ.

۹۶/۵/۲۳ ۱۹:۵۱

اول: احتمالا" همنظر باشیم که حزب در ایران یک طفل نورس و احتمالا نارس هست که با این محدودیتهای سیاسی و اجتماعی به بلوغ نخواهد رسید و این اسامی که نام برده اید و بعضی هایشان از حد میانه بالاتر نرفته اند، ثبات تفکری و حزبی ندارند.

دوم: صراحت کلام به تنهایی ارزشمند نیست بلکه اعتبار و نفوذ فرد نیز مهم است. چه بسا کلام دوپهلو و در پرده ی دکتر روحانی هزاران بار مؤثرتر از کلام صریح میرسلیم باشد. از همین روست که فردی هرچه دلش میخواهد پشت تریبون میگوید و ردصلاحیت هم نمیشود.

۹۶/۵/۲۳ ۱۸:۱۴

سلام!

حقیقتش در ایران وضع عجیبیه. بی‌گمان مستحضر سوی چپ و راست نشستن نماینده‌های پارلمان بعد انقلاب در فرانسه هستین. نظامیان، کلیسا و سلطنت در افق راست قرار داشتند و عدالت اجتماعی و دفاع از محرومان جزو عناصر چپ‌گرایی بود. ایران اما به جناحی راست یا اصول‌گرا اطلاق می‌شه که یکی از خواسته‌هاش عدالت اجتماعیه و در سیاست‌خارجی از مستضعفین حمایت می‌کنه و به حوزه‌های انتزاعی مثل عظمت ملی مفتخره. در کل چپ و راست بیش‌تر در عالم ذهن نمود داره. هزاران نوع چپ و هزاران نوع راست می‌شه از هم تفکیک کرد.

مورد "مظفر اجلی" اگه تدقیق درش شه به روشن‌تر شدن مضمون کمک می‌کنه: بنگاه‌های خیریه و طبقه‌ی زحمت‌کش، امروز کانون پیگیری‌ها و روزمرگی‌های اجلیه که منتهاالیه نگاه‌های چپی و کمونیستیست. از طرف دیگه در پهنه‌ی دمکراسی و گستره‌ی حقوق فردی و جامعه‌ی باز مگه لیبرال‌تر و رادیکال‌تر از اجلی پیدا می‌شه میانه؟ شک ندارم حرفایی که اجلی پشت میکروفون می‌زنه خیلی‌ها از گفتن همون حرفا در بیت‌الخلاء باک دارن. لیبرالیستی که بی‌گمان در یک معیار جهان‌شمول از عناصر راست‌گرایی‌ست. حالا به‌قول نقیب‌زاده "از چپ و راست چه می‌ماند؟"

باریک‌بینی در بقیه، موجب اطاله‌ی کلام می‌شه که هم من اهلش نیستم و ایضاً در این حدش نیز عذر می‌خوام.

۹۶/۵/۲۳ ۱۶:۲۴

با سلام
جناب نائبي
نوشتن تاريخ كار هر صاحب قلم نيست بايد در نوشتن تاريخ مطالعه كافي و اطلاعات كافي داشت نه اينكه فلاني رو بخاطر اينكه فلان كار رو كرده رو ننوشت ... متاسفانه نگارنده نه اطلاعات كافي دارد نه اينكه ميتواند تفكيك كند افراد رو به جناح بندي هاي سياسي ؛ اميدوارم در آينده با اطلاعات كافي در مورد مسئله اي دست به قلم شود ،

۹۶/۵/۲۳ ۱۶:۰۵

باسلام. از این متن متوجه نشدم اصولگرا کیست و اصلاح طلب کیست و معلق و مردد بین اصولگرا و اصلاح طلب کیست؟ شناختی هم که از این اسامی دارم به چنین استنتاج و استنباطی نمی رسم.

سابقه نشان می دهد هرکه بجای حزبگرایی، فردگرایی کند، در سالهای بعدی دچار تزلزل و دوگانگی می شود. یعنی اگر بجای اصلاح طلبی (حزب گرایی)، دنباله روی خاتمی باشد(فردگرایی)، در دوره بعد با رفتن خاتمی، ممکن است دنباله روی احمدی نژاد باشد. چراکه حزبگرا نیست و دنبال فرد است.

آنچه در میانه دیده ام غیر از تعداد 2 یا 3 نفر، تمام رجال ملی آن (نه رجال بومی فوق الذکر)، فردگرا بوده اند و اگر دقت کنیم در ادوار مختلف از این شاخه به آن شاخه و از این فرد به فردی کاملا متضاد تغییر مسیر داده اند. امروز احمدی نژاد را امیرکبیر زمان و فردا او را ام الفساد دانسته اند.

 

۹۶/۵/۲۳ ۱۲:۴۳

اگر با سلسله نیازهای آبراهام مازلو آشنایی داشته باشد، ما در اندر خم کوچه اولیم

۹۶/۵/۲۳ ۱۱:۵۹

ایجاد حزب جبهه ملی به دهه 20 برمیگردد بعد از انحلال های متعدد.به اینجا رسیده است.

نهضت ازادی فرزندان همان ها هستند.
حتی مجاهدین خلق هم از ملی ها جدا شدند چون مشی مسلحانه داشتند جبهه ملی مشی صلح جویانه داشت.

خود ملی ها شاخه های متفاوت داشتند به ملی مذهبی ها هم نمونه ان.

بهر حال سیاست پدر و مادر ندارد کسی که قدم گذاشت شاید سرش هم بدهد

۹۶/۵/۲۳ ۱۱:۳۹

با سلام.. بعضی ازاسامی یاد شده زمانی که قدرت در دستشان بوده به فکر منافع خود و دور بر خودشان بوده و مشکلات مردم برایشان در رده ان ام بوده وزمونی که از تخت افتادند به فکر تخریب رقیب درآمده البته رقیب هم دست کمی از طرف مقابل ندارد آخه برادر من چه حزب حزب بازیه شهر میانه شده بازیچه یا هیجان بازی عده افراد معلوم الحال شهر که سیاست زده باشه از انتخابات گرفته تا سایر امور میشه مسخره بازی بله واقعیت اینه میانه شده بازیچه دست یه سری افراد که دست از سر مردم هم برنمی دارند....

۹۶/۵/۲۳ ۱۰:۰۴

در ایران حزب وجود ندارد.
خود لاریجانی هم اعتراف کرد ما طیف داریم نه حزب به ان مرحله نرسیدیم.
از کدام احزاب میگوییم؟
الان هر حزب در جهان رییس دارد. از نشانه ها عدم وجود حزب همین هست که در ایران رؤسا نیستند.


بهرحال یک روحانی همیشه رییس جمهور ماست و حال یکروز با ظاهر چپ یکروز راست ،یک روز وسط فقط ظاهرش عوض میکنند!

۹۶/۵/۲۳ ۰۳:۵۷

دوست عزیز انصافا عین جفاست که عکس شیخ شعبان داداشی را کنار هاشمی گذاشتید!!

۹۶/۵/۲۳ ۰۳:۵۵

سلام.در صورتیکه به این موارد پرداخته بشه حقیقتا در مقایسه با یه عده نمایندگان ومسئولین شهر قدر حاج آقا سیدسجاد حججی دانسته میشه وضمنا باید به گوش باشین که یه عده با این وجود تا حالا درصدد تخریب این سید بزرگوار بودند.
فقط یه سوال پیش میاد که چرا یه عده رنگ عوض میکنن(بخصوص از دوروبریای هاشمی)؟
زمان هاشمی طرفدار پروپاقرص رفسنجانی و...بودند حالا شدند ولایی..!!!
مردم فهیم میانه از اینجور آدمای دورو نه بلکه باید بگم هزار چهره تبری جویید.
سعی کنیم انسانهای حق گو وعدالت محور را پشتیبانی کنیم.در جریان انتخابات اخیر شورای شهر واقعا تاسف خوردم اشخاصی مثل مهندس عبداللهی فر وسیدعبدالله حاج اصغری رای نیاوردند در حالیکه هر دو هزینه ناچیزی فقط بابت پوستر کرده بودند(ضمنا پوسترهارو هم به دیوارها نچسبانده بودند) باید پشت انسانهای عادل وشجاع ایستاد حتما باید ایشان هزینه های آنچنانی میکردند تا رای بیارن؟

۹۶/۵/۲۳ ۰۰:۵۷

مددی اینقدر رنگ عوض کرده که دیگه نمیشه اسمشو گذاشت چرخش

۹۶/۵/۲۲ ۲۲:۵۰

ادب ت در نوشتن (( مددي تان )) قابل ستايش است اين حد از عصباني بودن ت نشان از مشكل دار بودن داستان ت و قصد سياسي يا ..... بودن هست از آقاي اجلي بگير تا مددي

۹۶/۵/۲۲ ۲۲:۰۷

آب میانه شور است....

۹۶/۵/۲۲ ۲۱:۵۸

باسلام.
به نظرم بجای این موارد باید به خدمات و خیانت هایی که در این شهر صورت گرفته پرداخت.با کلمات بازی کردنه!!
تنها حزب حاکم بر میانه دوروبریای هاشمی رفسنجانی(لیبرالیسم)بودند .

۹۶/۵/۲۲ ۲۱:۳۹

حزب فقط حزب علی رهبر فقط سید علی

۹۶/۵/۲۲ ۲۱:۳۷

مثنوی‌صدمن‌کاغذ چرخش‌های "حاج‌آقامددی"تان در مجال این گفتار نحیف نمی‌گنجید. به‌تعبیر حافظ عالمی دیگر بباید ساخت و از نو آدمی.

۹۶/۵/۲۲ ۲۱:۲۰

چاکر مفتخر است به عرض این‌که جمله‌گی میوه‌ی کلاس‌های علوم اجتماعی مالامال از سواد استاد فخیم ماست.

۹۶/۵/۲۲ ۱۹:۰۰

آقای توفیقیان ؛ مصداق یابی شاق جریان های سیاسی و اجتماعی و فرهنگی در محیط های بومی به نحوی که جنابعالی عمل کردید مصداق بومی سازی تئوری های کلان و برد متوسط است که تنها از معدود صاحب قلمانی چون شما بر می آید به وجودت می نازم و در میدان های سخت دیگر که آغازیده اید برایتان توفیقات بیشتر آرزومندم هر چند حق نقد از این نوشته شما را برای خود محفوظ می دانم و در عین حال چند نقد سازنده ذیل را قابل توجه دانسته و مطالعه و تدقیق در این انتقادات و نظرها را برای تحلیل های سازنده بعدی شما کارساز می دانم.

۹۶/۵/۲۲ ۱۷:۲۶

از قضا منظور محمد علی‌زاده -معاون سابق آموزش و پرورش منطقه- می‌باشد.

۹۶/۵/۲۲ ۱۷:۲۳

جناب محمد عیزاده رااصلاح کنید ومجید علیزاده صحیح است.

۹۶/۵/۲۲ ۱۷:۲۰

قبل از انقلاب مردم از احزاب خیری ندیده اند وبعد از انقلاب هم فاصله بین طلوع وغروب احزاب در مدت زمان انتخابات خلاصه شده است.لذا نه تنها در میانه بلکه در کل کشور از طرف مردم اقبالی برای احزاب وجود ندارد.

۹۶/۵/۲۲ ۱۷:۱۹

ظاهرا نگارنده محترم بٓر سوابق آقاي اجلي در گذشته چشم پوشي كرده .در دور اول و دوم شوراي شهر ميانه آقاي اجلي با تفكر تمام عيار راست با حاج حسين ابوالقاسم زاده هر كاري كه از دست ش بٓر ميامد بٓر افراد اصلاح طلب اين دو دوره شورا انجام داد و با حاج ابوالقاسم زاده كه جناح راست ( اصولگرا ) هست كاملا همفكر و هم سو بود و در آن زمان طلائي پيشگامان توسعه حتي يكبار در جلسات آنها شركت ننمود و اينكه در قسمتي از مطلب كه چرخش افراد رو نوشتيد نام ايشان از قلم نگارنده به جهت همسو بودن قافلان با ايشون افتاده . نقش حاج محمد علي مددي هم در چرخه سياسي شهر جز ء افراد شاخص هست كه نشان ميدهد نگارنده با جهت گيري خاص ي دست به قلم شده .،،، اميدوارم موفق و مؤيد باشيد

۹۶/۵/۲۲ ۱۶:۲۳

بیشتر خودخواهی وتعصب بیجا مبنای عملکرد افراد شده است گرایش های سیاسی مبنای منطقی وعلمی وحتی دینی اصیل زیادی ندارد

۹۶/۵/۲۲ ۱۶:۰۸

روابط عمومی استانداری تهران در واکنش به انتشار برخی اخبار درباره میزان حقوق دریافتی سیدحسین هاشمی استاندار تهران توضیحاتی ارائه داد.


در این اطلاعیه آمده است: همان طور که می‌دانید، اخیراً در برخی شبکه های اجتماعی مطالبی در خصوص میزان حقوق استاندار محترم تهران منتشر شد که کاملاً ناصواب؛ نادرست و مبالغه آمیز بوده است.


این اطلاعیه آورده است: جناب آقای مهندس سید حسین هاشمی پیش از تصدی مسئولیت استانداری تهران ماهیانه مبلغ هفده میلیون تومان اعم از حقوق و مزایا و … دریافت می نموده اند. این مبلغ پس از انتصاب ایشان به سمت استاندار تهران بدون هرگونه ازدیاد و ارتقاءکمافی السابق تداوم یافته است.


این اطلاعیه می افزاید: این میزان، تنها مبلغی است که ایشان دریافت می نمایند و هیچگونه حقوق ؛ مزایا ؛ حق مأموریت و … در طول ۳ سال گذشته از وزارت کشور به ایشان اختصاص نیافته است

۹۶/۵/۲۲ ۱۶:۰۱

حاج ایرج علیزاده تنها شخصی است که حرف وعملش یکیه او برا میانه نعمت است قدرش را بدانیم

۹۶/۵/۲۲ ۱۵:۵۰

ای کاش در جمع بزرگواران رهروان وپیروان خط امام ورهبری واصل ولایت فقیه پررونق حاصل گردد تا شاهد دسته بندی وتقسیم بندی وفراجناحی کردن تفکرات واحساسات پاک مردم خدشه وارد نشود اصل حفظ نظام وراس آن ولایت مطلقه فقیه باشد : حاشیه کشاندن جریانات وطرز تفکرات عامل اصلی وحدت همدلی وپیشرفت را از در شهرستان از بین خواهد برد میانه نبود اشتغال جوانان تحصسلکرده مهاجرت پذیری نخبگان شهر: واقعا مایه تاسف هست

۹۶/۵/۲۲ ۱۵:۴۵

سید حسین هاشمی (زاده ۱۳۳۲ در شهرستان میانه، آذربایجان شرقی) کارشناس صنایع و سیاست‌مدار اصلاح طلب ایرانی است که هم اکنون استاندار استان تهران می‌باشد. وی از دوره چهارم در مجلس شورای اسلامی به عنوان نماینده شهرستان میانه حضور دارد[۲] که در دوره‌های پنجم، ششم، هفتم و هشتم به عنوان رئیس کمیسیون صنایع و معادن مجلس شورای اسلامی بوده است.[۱][۳]
وی از سال ۱۳۷۴ به مدت ۱۰ سال رئیس فدراسیون دوچرخه‌سواری ایران نیز بوده است.

او در انتخابات مجلس شورای اسلامی (۱۳۹۰) در دو لیست کاندیداهای اصلاح طلبان یعنی جبهه مردمی اصلاحات و حزب مردم سالاری و لیست ائتلاف صدای ملت که نزدیک به اصلاح طلبان است، حضور داشت اما موفق به کسب رأی مورد نیاز و حضور در مجلس نهم نشد.[

۹۶/۵/۲۲ ۱۵:۴۱

سیدحسین هاشمی جزو معدود نمایندگان اصلاح طلب مجلس می باشد که صلاحیتش تایید شده است. رسانه های خبری او را جزو شاخص ترین نامزدهای اصلاح طلب تهران می دانند. این درحالیست که 19 نفر از نمایندگان کنونی مانند علی مطهری ، کاتوزیان ، عباسپور و شریف زاده رد صلاحیت شده اند و در مجموع حدود یک سوم نامزدهای تهران در مرحله نخست رد صلاحیت شده اند

۹۶/۵/۲۲ ۱۵:۳۹

دکتر شریعتی در یکی از کتاب‌های خود می‌گوید فلان دوستان و همکلاسی های سابقم بر من خرده گرفته و می‌گویند که "شریعتی می توانست فیلسوف تراز اولی در جهان باشد اما حیف که او به مذهب معتقد است." توجه کنید که این اعتقاد به مذهب، صرف معتقد بودن به حضور مذهب در زندگی خصوصی افراد نیست چرا که ظاهراً درغرب نیز با این مساله مشکلی ندارند، بلکه آنچه باعث شده همکلاسی‌های سابق دکتر شریعتی به وی خرده بگیرند، اعتقاد وی به قابلیت مذهب در حکومت و اداره جامعه است؛ حال آقایان اصلاح‌طلب شیفته لیبرالیسم و ضدانقلاب خارج‌نشین با چه انگیزه‌ و با چه جراتی چنین شخصیتی را از خود می‌دانند؟

۹۶/۵/۲۲ ۱۵:۳۳

جبهه ملی درسال ۱۳۵۶ تحت رهبری کریم سنجابی مجدداً احیا شد و در راه برقراری دموکراسی و حکومت قانون تلاش کرد. پس از پیروزی انقلاب، مهدی بازرگان به عنوان نخست وزیر دولت موقت انقلاب ایران تشکیل کابینه داد و بیش‌تر اعضای کابینه او اعضای جبهه ملی و نهضت آزادی بودند. بعد از گروگان گیری در سفارت آمریکا، دولت بازرگان سقوط کرد. هنوز مدت زیادی از پیروزی انقلاب نگذشته بود که جبهه ملی به صف مخالفان جمهوری اسلامی پیوست و سرانجام در ۲۵ خرداد ۱۳۶۰، جبهه ملی تظاهراتی علیه لایحه قصاص ترتیب داد و به همین دلیل توسط روح‌الله خمینی مرتد اعلام شد. حکم ارتداد جبهه ملی باعث شد تا جبهه ملی در دهه شصت فعالیت عمومی نداشته باشد و تنها به حفظ سازمان‌های باقی مانده بپردازد.[۵]

در سال ۱۳۷۳، جبهه ملی مجدداً تحت رهبری ادیب برومند و باحضور افرادی چون علی اردلان، دکتر سید حسین موسویان، مسعود حجازی ،حسین شاه‌حسینی و پرویز ورجاوند مجدداً احیا شد. جبهه ملی مطابق اساسنامه اش بر جدایی دین از حکومت تأکید دارد

۹۶/۵/۲۲ ۱۵:۳۱

مردم سالاری دینی، بدین معنی است که به عنوان یک حزب (درهر جامعه ای) بتواند ارزش‌های اخلاقی جامعه را مطابق بامنطق وعلم روز به واسطه دین و مذهب در حوزه عمومی و سیاسی جامعه پیاده یاکنترل نمایند مردم سالاری دینی در چارچوب عقل گرایی قرار گرفته و دارای اجزاء مشخص می‌باشد. با پذیرش این مفهوم بدین ترتیب مردم سالاری خود دارای نوعی چند گانگی (plurality) در جامعه بین‌الملل می‌گردد

۹۶/۵/۲۲ ۱۵:۲۶

جبهه‌ دوم‌ خرداد را به‌ حداقل‌ سه‌ گروه‌ تقسیم‌ کرد:
1ـ گروههای‌ خارج‌ از حاکمیت‌ که‌ با استشمام‌ بوهای‌ خوش‌ دندان‌های‌ طمع‌ خویش‌ را برای‌ تغییر نظام‌ تیز کرده‌ بودند. این‌ گروه‌ بسرعت‌ امیدهای‌ خود را بر باد رفته‌ یافت‌ و جهت‌ چاره‌جویی‌ اقدام‌ به‌ برگزاری‌ جلساتی‌ تحت‌ عنوان‌ «براندازی‌ سیاسی‌» نظام‌ کرد.
2ـ گروهی‌ عمل‌گرایان‌ که‌ صرفاً جهت‌ سهیم‌ شدن‌ در قدرت‌ علیرغم‌ پرداخت‌ هزینه‌ فراوان‌، از آن‌ جا که‌ هدف‌ آن‌ها برای‌ سایر گروههای‌ موتلف‌ نیز مشخص‌ شده‌ بود راهی‌ جز ترک‌ اجباری‌ صحنه‌ را نداشت‌ از همین‌ رو نخستین‌ گروهی‌ که‌ مورد بی‌ مهری‌ تازه‌ به‌ قدرت‌ رسیده‌ها واقع‌ گردید حزب‌ کارگزاران‌ سازندگی‌ بود.
3ـ گروهی‌ که‌ اهدافی‌ متفاوت‌ از قواعد بازی‌ سیاسی‌ در چارچوب‌ نظام‌ را دنبال‌ می‌کرد و با نیم‌ نگاهی‌ به‌ بیرون‌ پروژه‌ فتح‌ سنگر به‌ سنگر را تا رسیدن‌ به‌ تمامی‌ مراکز قدرت‌ دنبال‌ می‌نمود این‌ گروه‌ که‌ به‌ افراطیون‌ دوم‌ خرداد موسوم‌ شدند پس‌ از ناکامیهای‌ پی‌ در پی‌ در جهت‌ دستیابی‌ به‌ مقاصد خویش‌، سخن‌ از تغییر قانون‌ اساسی‌ رانده‌ و به‌ شکستن‌ خطوط‌ قرمز نظام‌ پرداختند. افراط‌گری‌ این‌ طیف‌ در تقابل‌ با ارزشهای‌ اسلامی‌، سکولاریزه‌ کردن‌ جامعه‌ و ایجاد رابطه‌ با آمریکا بسرعت‌ با عدم‌ اقبال‌ عمومی‌ مواجه‌ گردید و سبب‌ شد تا سایر گروههای‌ همسو با آن‌ها نیز مطرود مردم‌ قرار گیرند.
4ـ گروه‌ سوم‌ شامل‌ طیف‌ سنتی‌ جبهه‌ دوم‌ خرداد می‌گردید که‌ علیرغم‌ تمایل‌ به‌ اعاده‌ حیثیت‌ چپ‌ عملاً کاری‌ از پیش‌ نبرد و بخشی‌ از توان‌ خود را مصروف‌ جلوگیری‌ از مشی‌ افراطیون‌ ساخت‌. بروز اختلافات‌ اساسی‌ میان‌ سه‌ طیف‌ هر یک‌ از گروههای‌ دوم‌ خردادی‌ حتی‌ مجمع‌ را دچار اختلافات‌ درونی‌ کرد

۹۶/۵/۲۲ ۱۵:۲۵

جریان شناسی :
جبهه دوم خرداد، روند شکل گیری وافول آن با تاکید بر نقش احزاب
مهمترین‌ نتیجه‌ در تحولات‌ سیاسی‌ دوران‌ توسعه‌ اقتصادی‌ کشور و شرایط‌ پس‌ از جنگ‌ تجزیه‌ گروه‌ سیاسی‌ اکثریت‌ (حزب‌ حاکم‌) جامعه‌ روحانیت‌ مبارز و تشکل‌های‌ همسو بود که‌ ابتدا مجمع‌ روحانیون‌ و سپس‌ کارگزاران‌ سازندگی‌ از آن‌ جدا شده‌ و پس‌ از اتحاد با یکدیگر از ائتلاف‌ با دیگر گروههای‌ همسو با جناح‌ چپ‌ و حتی‌ گروههای‌ خارج‌ از حاکمیت‌ وارد ائتلاف‌ گردیده‌ که‌ به‌ حذف‌ جناح‌ اکثریت‌ از عرصه‌ سیاسی‌ در دو گام‌ ریاست‌ جمهوری‌ و مجلس‌ ششم‌ انجامید. اگرچه‌ گروههای‌ پیروز (18 گروه‌) در نخستین‌ اقدامهای‌ خود جبهه‌ای‌ تحت‌ عنوان‌ دوم‌ خرداد ایجاد نمودند اما از آنجا که‌ طیف‌های‌ شرکت‌ کننده‌ در این‌ ائتلاف‌ هر یک‌ با مقاصد خاصی‌ وارد شده‌ و تنها وجه‌ اشتراک‌ آن‌ها حذف‌ جناح‌ مقابل‌ بود لذا پس‌ از دستیابی‌ به‌ هدف‌ مشکلاتشان‌ آغاز شد

۹۶/۵/۲۲ ۱۵:۲۳

به طور سنتی جناح راست در ایران از دو طبقه روحانیت سنتی و تشکل‌های مذهبی مرتبط با بازارهای سنتی توزیعی تشکیل شده است. همین اختلاف در پایگاه اقتصادی، اختلافات سیاسی شدیدی را در سال‌های ابتدای دهه شصت و خصوصاً در رابطه با سیاست‌های اقتصادی دولت میرحسین موسوی در زمان جنگ میان انقلابیون ایجاد کرد که عامل کلیدی انشعاب دو جناح راست و چپ در درون نظام بود. به طور مثال حرب موتلفه اسلامی به عنوان بدنه اصلی جناح راست، که بخش اصناف آن (مشهور به موتلفه بازار) قوی‌ترین شاخه آن شناخته می‌شود، از نظر اقتصادی مخالف کنترل کامل وزارت بازرگانی و وزارت اقتصاد و دارایی بر همه فعالیت‌های تجاری و مبادلات اقتصادی بود (و می‌باشد

اخبار روز