کد خبر: ۷۵۵۸۳
۱۴۰۶ بازدید
۴۳ دیدگاه (۴۳ تایید شده)

بازگشت کارگزاران؛

گفت‌وگو با حاج ایرج علی‌زاده

۱۳۹۶/۶/۸
۱۰:۴۲

 

بعد از کرباسچی این‌بار محمدعلی نجفی از کارگزاران شهردار تهران شده است. ریاست شورای شهر تهران را نیز رئیس شورای مرکزی کارگزاران -محسن هاشمی- برعهده گرفته و معاون اول دولت هم کارگزارانی‌ست. از عیسی کلانتری تا زنگنه موسسین کارگزارانند و استانداران تهران و تبریز اعضای شورای مرکزی این حزب. بازگشت این همه کارگزارانی به نهاد قدرت در ایران بهانه‌ای شد برای یک گفت‌وگو. مصاحبه‌ای که خلاء آن سال‌های سال حس می‌شد.

امروز نماینده‌ی شناسنامه‌ای و تشکیلاتی کارگزاران سازندگی در میانه فرد دیگری‌ست ولی کیست که حاج‌ایرج علی‌زاده را مرد شماره‌ی یک کارگزاران میانه نداند. خاستگاه او دست راستی‌ست. یک راست مدرن تمام عیار که زیر بلیت هیچ جریانی بازی نمی‌کند.

گفت‌وگو در منزل شخصی‌اش انجام می‌گیرد. علی‌رغم خیلی‌ها تمایلی به مصاحبه ندارد و به همین دلیل هماهنگی گفت‌وگو چند روزی طول می‌کشد. به منوال لطف همیشگی‌اش امّا، در پایان می‌پذیرد. 

گفت‌وگو از سعید فایقی شروع می‌شود. یک مسلمان واقعی. مردم‌دار و میانه‌رو. مسلمانی بی‌ادعا که در بزرگترین مسئولیت‌هایش همان سعید فایقی میانه بوده است. شاید همین خصایص است که حاج ایرج علی‌زاده او را تنها الگوی اخلاقی خود بعد از مرحوم حاج ابراهیم حبیبی می‌داند.

آشنایی‌اش با مهندس سیدحسین هاشمی به سال‌های مجلس چهارم برمی‌گردد. روزگاری که طرف‌دار پرتب‌وتاب میرسجاد حججی بوده و در رقابت با هاشمی از هیچ تلاشی دریغ نمی‌کرده‌است. اما بواسطه‌ی مرحوم حاج‌ابراهیم حبیبی و مدیرکل وقت تربیت‌بدنی استان -گوهرخانی- و به‌سبب روحانی‌زاده بودن و سایر ویژگی‌های ممتاز هاشمی از در دوستی با او درمی‌آید. شاید برای کسانی که روابط نزدیک سال‌های اخیر این دو را دیده‌اند شنیدن برخوردهای شدید علی‌زاده با هاشمی حتی در دوره‌ی مسئولیت‌اش در تربیت‌بدنی و این‌که حتی حاضر به مذاکره‌ی با هاشمی نبوده است باورنکردنی باشد.

خیلی‌ها تربیت‌بدنی دوره‌ی علی‌زاده را حیاط‌خلوت هاشمی‌ها می‌دانستند؛ هاشمی و پسرش در دفتر کار حاج ایرج

امروز اما ادب و نزاکتِ در برخورد هاشمی و حتی لباس پوشیدن او را تحسین می‌کند و این ویژگی‌ها را یکی از نقاط ممتاز او از دیگر نمایندگان میانه می‌داند. و همین تعبیر حامدی -امام جمعه‌ی سابق میانه و امام‌جمعه‌ی کنونی پردیسان- را شاهدی بر مدعای خود می‌داند که «نمایندگان استان تهران و دیگران ارزش هاشمی را بهتر از ما فهمیده‌اند.»
سخن که به حامدی -امام جمعه‌ی سابق- کشیده می‌شود، وی را از نادر انسان‌های روزگار و نقطه‌ی ثقل اعتدال در میانه می‌خواند و ابایی هم از گفتن این ندارد که هیچ‌کس برای میانه حامدی نمی‌شود. رفتن او را ضربه‌ای بزرگ برای شهر می‌خواند. می‌گوید: «تنها جایگاه ملی او و مقامی که در حوزه‌های علمیه‌ی سراسر کشور داشت کافی بود تا حضورش اعتباربخش به این منصب باشد نه بالعکس و حامدی خودش نخواست که بماند و اگر کوچک‌ترین اراده‌ای می‌کرد می‌ماند. بنای حوزه‌ی علمیه در میانه، مردم‌داری و موقعیت ممتاز او و فعالیت‌اش گاهاً تا دم‌دمه‌های اذان صبح در میانه از او انسانی ساخته بود که شاید بتوان ادعا کرد چند گامی از استاد و پدر بزرگوارشان- شهید حامدی- هم جلوتر بود.»

از این‌که تربیت‌بدنی را به‌عنوان بنگاه کاریابی بپذیرد ابایی ندارد و مفتخرست به سبب تعامل گسترده‌اش با نهادهای خیریه و اداری، مرکز تحت مدیریت‌اش پاتوق مستمندان و گرفتاران بوده است. اما نه این‌که شرط کار، هم‌راهی در ستادهای انتخاباتی بوده باشد.

اهل فضای مجازی‌ست و مخاطب ویژه‌ی قافلان. ضمن این‌که جسارت و شجاعت را فاکتورهای اصلی این نشریه‌ی محلی می‌خواند. 

ادعای واهی مدعیان را در «محبین فولاد» خواندن هیئت رزمندگان بی‌اساس خوانده اما رفت‌وآمد مدیران ادارات بویژه فولاد آذربایجان و گزینش تعدادی از هیئتی‌های رزمندگان را به‌حسب شناخت قبلی مدیران از آن‌ها در مراکزی مثل حراست تکذیب نمی‌کند. می‌گوید: هیئت رزمندگان اداره‌ی کار نیست و تخریب‌کنندگان باید فردای قیامت جواب خدا و خادمین مخلص این هیئت را بدهند.

به بسیجی بودنش افتخار می‌کند، جوان‌ترین مدیر تربیت‌بدنی ایران بوده و در پایان نه به‌عنوان مسـن‌ترین که باسابقه‌ترین مدیر این سازمان بازنشست می‌شود.

از قضا اهل موسیقی‌ست، از اعتیادش به کتاب می‌گوید و کتاب را داروی خواب خود می‌داند.

برای بازگشت به عرصه‌های اجرایی پیشنهادهایی داشته اما حاشیه‌نشینی را ترجیح می‌دهد و شرطش برای بازگشت گوهر نایابی‌ست به نام «صداقت».

برخلاف انتظار ما حاج مجید مهدوی‌نیا را فرمانده خود دانسته و از خاطرات 12سال هم‌نیمکتی و و بعدها هم‌تیمی و هم‌سنگری‌اش با او می‌گوید.

و سوال پایانی تنها سوالی‌ست که متواضعانه بی‌پاسخ ماند: حاج ایرج بعدی میانه کیست؟

حاج آقا! گفت‌وگو را با نگاهی به زندگی شخصی شما آغاز کنیم. «حاج ایرج» نام شناسنامه‌ای شما نیست.

ابتدا اجازه می‌خواهم ضمن تبریک هفته‌ی دولت و روز کارمند نام و یاد بزرگ‌مردان دولت شهیدان رجایی و باهنر را گرامی بداریم. من مجید علی‌زاده مشهور به حاج ایرج دهم خرداد1339 در میانه و در خانواده‌ای مذهبی و سنتی به‌دنیا آمده‌ام.  پدر ما از کاسبان میانه و خانواده‌مان نوعاً خانواده‌ای کارمندی بود. تحصیلات قبل از دیپلمم را در مدارس شاه‌عباس و کوروش ودبیرستان شاه‌پور سابق -امام خمینی فعلی- ادامه داده و بعد از آن فوق دیپلم را در دانش‌سرای علوم انسانی زنجان و کارشناسی تربیت‌بدنی را در همان شهر اخذ کرده‌ام. تا این‌که علی‌رغم میل باطنی‌ام به ادامه‌ی تحصیل به‌سبب مشغله‌های کاری و اهمیت فعالیتی که در حوزه‌ی تربیت‌بدنی داشتم امکان ادامه‌ی تحصیل فراهم نشد. به واقع یک دوراهی بود ما بین تحصیل و احساس نیازی که در حوزه‌ی کاری من وجود داشت.

در مورد شهرتی که نوعاً مرا با آن نام یعنی «حاج ایرج» می‌شناسند هم شاید بشود گفت سابقه‌‌اش به میادین ورزشی و هیآت مذهبی و مراکز آموزشی که به‌عنوان دبیر یا مدیر در دبیرستان‌ها مسئولیت داشتم وهم‌چنین چند صباحی که در جبهه در کنار دوستان رزمنده بوده‌ام برمی‌گردد.

خيلی از چهره‌های متنفذ و تأثيرگذار سياسی معاصر ميانه نوجوانی و جوانی‌شان را در دين و دانش گذرانده‌اند! اجازه بدهید کمی به اوایل انقلاب بپردازیم.

به‌طور کلی اوایل انقلاب در میانه دو مرکز مهم فعال در زمینه‌های مذهبی وجود داشت. یکی انجمن دین و دانش واقع در کوچه‌ی فاطمیه بود که تحت نظر مرحوم آیت الله میرزاعلی‌آقای احمدی‌میانجی اداره می‌شد و مرکز دیگر انجمن حجتیه بود. ما نیز در معیّت تعدادی از دوستان در برخی محافل دین و دانش حضور پیدا می‌کردیم.

داستایوفسکی رمان‌نویس روس جمله‌ی درخشانی در وصف استاد خود نیکلای گوگول دارد که: «ما همه از شنل گوگول درآمده‌ایم» دکتر مهاجرانی نیز اخیراً در گفت‌وگویی که بعد از درگذشت مرحوم هاشمی داشت به تأسی از او خاستگاه خود و سایر مدیران تکنوکرات، لیبرال و باصطلاح کارگزارانی ایران را شنل مرحوم هاشمی خواند. 

در میانه منتها نامی که در مورد خاستگاه مدیران و سیاست‌مداران زیاد دهان‌به‌دهان چرخیده علاوه بر دین‌ودانش نام مرحوم حاج ابراهیم حبیبی‌ست. شما از شنل حاج ابراهیم درآمده‌اید؟

کاملاً! افتخار من شاگردی حاج ابراهیم حبیبی‌ست.

و شما حاج ابراهیم دوم میانه‌اید؟

این دیدگاه شما و سایر دوستان ماست. من صاحب این لیاقت نیستم. مرحوم حاج ابراهیم به باور من الگو و انسان بزرگوراری بود که چوب همین بزرگ بودنش را در میانه می‌خورد.

خاستگاه  خیلی از مدیران میانه شنل حاج ابراهیم حبیبی بود؛ حاج ایرج علی‌زاده، حاج حمید کلانتری و حاج ابراهیم حبیبی

خيلی‌ها از ايشان تعريف می‌کنند. ولی برخی دیگر علی‌رغم منش والای ایشان...! برای ما از وجوه شخصیتی آن مرحوم بفرمائید.

اکثر دیدگاه‌های منفی نسبت به ایشان به‌سبب روحیه‌ی انحصارطلبانه و عدم تعامل خودِ اتهام‌زنندگان است. داشتن یک فکر متمایز سیاسی نباید سبب دشمنی با افراد شود. امکان دارد فردی در چارچوب نظام و خطوط ولایی دارای تفکر خاصی نیز باشد. اتفاقاً همین تفکر نیز در راه سازندگی و اعتلای ایران قرار داشته‌باشد. متأسفانه برخی از دوستان همه‌چیز را برای خود می‌خواهند و ماحصل این کنتاکت‌های فکری شرایط بوجودآمده خواهد بود. لذا به باور ما تنها راه نجات تعامل با یک‌دیگر است.

مرحوم حاج ابراهیم نیز فردی با تفکرات ویژه بودند. حاج ابراهیم انسان‌های بزرگی را در میانه پرورش داد. لذا طبیعی‌ست که تعدادی از افراد از نقطه‌نظر سیاسی مخالف با ایشان باشند. 

خیلی از خلاء‌های موجود در مدیریت و اداره‌ی میانه بعد از فوت ایشان ظاهر شد. عدم وجود مؤثر و کارگشای او امروز در برخی مراکز و محافل و بسیاری از جاهای دیگر کاملاً مشهود است.

نقش دیگر مرحوم حبیبی در مقام برادر شهید وحدت، انسجام‌بخشی و هم‌گرایی در مدیریت میانه بود. علی‌کل‌حال نباید کنتاکت‌های سیاسی-فکری کوچک با یک فرد بهانه‌ای شود برای تخطئه‌ی او. این فکر غلطی‌ست.

برخی شما را نفر شماره یک کارگزاران در میانه می‌دانند.

بله، شاید این فکر زاییده‌ی منش و نگاه هم‌سو و ارتباطاتی که با برخی چهره‌ها از جمله آقایان مهندس فایقی و مهندس هاشمی داریم باشد. در آن ایام نیز کارگزاران حزبی بود که با تفکر ولایی و روحیه‌ی کاری سر کار آمد. 

ما هم که از ابتداء روحیه‌ای اجرایی و سیاسی داشتم. ضمن این‌که از سال 1365 که مسئولیت تربیت‌بدنی میانه را برعهده گرفتم هم‌واره این کلام مرحوم مطهری که هرکس مسلمان است باطبع سیاسی‌ست در ذهنم جریان داشت. به باور من فکر سیاسی زاییده‌ی تفکرات اسلامی‌ست.

اما آن‌چه به عنوان افکار خاص سیاسی مرسوم است به سال‌های 66و67 برمی‌گردد.

خیلی‌ها شما را دست پشت‌پرده‌ی تعیین و نصب نماینده‌های میانه می‌دانند.

بگذارید در این زمینه کمی شفاف‌تر صحبت کنیم. ببینید! من همواره مصالح مملکت و نظام را به مسایل فردی ترجیح داده‌ام. من هرگاه احساس کنم حضورم به عنوان یک فرد در راستای انتخاب گزینه‌ی ارجح و اصلح موثر خواهد بود، مطمئناً ساکت نمی‌نشینم. و این که من در آمد و شد نمایندگان دخل و تصرفی آن‌چنانی داشته باشم بزرگ‌نمایی بوده و حرف درستی نیست. 

ضمن این‌که این حق را برای خود قائلم که به عنوان یک عنصر سیاسی یا اجرایی، دوستانی که به‌حسب محبت‌شان نظر می‌خواهند راهنمایی کنم. گاهاً هم بحمدالله موفق بوده‌ایم و این موفقیت موجب رسیدن حق به حق‌دار بوده است.

همین مصلحت‌سنجی‌ها موجب شده که با وجود اختلاف نظر سلیقه‌ای و سیاسی در ادوار مختلف با نگاه‌های مختلف کار کنم. مثل حضرت حجت‌الاسلام حاج آقای حججی که خداوند سلامتشان بدارد.

دقیقاً می‌خواستم بحث به همین‌جا برسد. شما اوايل در جبهه‌ی ایشان و از طرفداران پرتب‌وتاب و باصطلاح دوآتیشه‌ی آقاميرسجاد بوديد! بعد هم به تیم مهندس هاشمی پیوستید تا جايی که ديگر تقريباً و تحقیقاً همه‌گان شما را دست راست و نفر شماره يک ستاد هاشمی می‌شناختند! بعد از آن هم مسئله‌ای که موجب شگفتی خیلی‌ها از جمله دوستان‌تان شد موضع‌گیری‌ها و مسئولیت‌های‌تان در ستاد مهندس حسینی علی‌رغم اختلافات قبلی‌تان بود. خود من روی این‌که امکان ندارد حاج‌آقا با مهندس حسینی کار کند شرط‌بندی کردم. یک پالتو هم باختیم.

ببینید تعابیر مختلفی از این قضیه می‌شود. مسئله‌ای که خواهش دارم در صورت وجود، هرکدام از این عزیزان شفاف و صریح مطرح کنند کوچک‌ترین نفع شخصی من از هم‌کاری با این عزیزان است. معیار من همانطور که گفتم مصالح شهر و بالاتر از آن ایران و نظام بوده است. در هر دوره‌ای هم همین مصالح، حضور افراد خاصی را برای مسئولیت ایجاب می‌کرد. به‌عنوان مثال در دوره‌ای به‌شدت حضور افراد شجاعی مثل حاج‌آقا حججی نیاز نظام بود. ایشان از انسان‌های قوی و باریشه‌ی انقلابی و موثر در تثبیت انقلاب بودند. موثرتر و انقلابی‌تر از ایشان و مرحوم آیت‌الله احمدی‌میانجی سراغ نداشتیم. ضمن این‌که لازم است یادی شود از مرحوم آقاشیخ موسی سلیمی و خدمات ارزنده‌ی ایشان در دوران انقلاب. 

دوره‌ی بعدی موسوم به سازندگی بود که نفس این دوره تکنوکرات‌ها و نیروهای فنی و متخصصی مثل آقایان مهندس سیدحسین هاشمی و مهندس جمشید قنبری را می‌طلبید. حضور و حمایت و هواداری این عزیزان لزوماً به معنی رد جایگاه و شخصیت والای حضرت آقای حججی نبود. امروز هم نگاه و باور ما به او به عنوان یکی از مریدهای ایشان چهره‌ای انقلابی و مجاهدی نستوه و خستگی‌ناپذیر است.

لیکن نقش  و جایگاه و تخصصی که مهندس هاشمی در آن دوره نیز داشتند نقشی بود که معتقد بودیم نسبت به بقیه ارجحیت داشت. بعد از رفتن ایشان نیز ارجحیت آقای مهندس حسینی در نگاه ما -علی‌رغم اختلاف نظرهایی که داشتیم و به درستی هم به آن‌ها اشاره شد- مسئله‌ای خارج از نظرات شخصی و فردی ما و مصلحتی فراجناحی، شهری و کلان بود که می‌طلبید در سایه‌ی این اهمیت، مسائل جزئی را نادیده انگاشت.

در این‌که مهندس کیافر و چندی دیگر از نماينده‌های ادوار -در ربع قرنی که مسئولیت تربیت‌بدنی میانه را داشتید- مخالف شما بودند همه اتفاق نظر دارند! تا جايی که گویا داد معاون پارلمانی سازمان تربيت‌بدنی به‌سبب فشارهای مبنی بر برکناری شما درآمده بود! همه خواستار رفتن شما بودند؟

کاملاً! در این که اقداماتی از برخی از این آقایان سر می‌زد شکی نیست. کارهایی که از شخصیت یک نماینده بلکه یک انسان به‌شدت بعید است. من به‌جهت حفظ آبرو مقیدم از گفتنش بگذرم. ریشه‌ی همه‌ی این امور را من در چیزی غیر از بخل و حسد و کینه‌ورزی نمی‌بینم.

صراحتاً عرض می‌کنم ما از افراد بسیار نزدیک و قابل‌اعتماد آقایان هاشمی و قنبری بودیم. در کنار این، مورد وثوق بودن برای فرمان‌داران وقت و مرحوم آیت‌الله شهید حامدی نیز بر این اعتبار صحه می‌گذاشت و ضلع بعدی محبت مردم بود که همه و همه چه بخواهیم چه نخواهیم موثر در عملکرد ما و نتیجه‌ی انتخابات‌ها بود.

توسعه‌ی درخشان میانه رهاورد هم‌گرایی راست‌های دهه‌ی هفتاد بود؛ قنبری، هاشمی و حامدی درافتتاح سالن پهلوان قدیمی

لذا ازآنجایی‌که من حاضر نبودم برخی حقایق و مصالح را به منفعت‌طلبی‌های برخی افراد بفروشم بعد از پیروزی نامزدهای ما، بازندگان میدان چوب کسانی را که زورشان به آن‌ها نمی‌رسید به ما می‌زدند. نه این‌که تمام مزاحمت‌هایشان سلبی باشد، حتی ایجاباً حاضر بودند بزرگترین مسئولیت‌های دولتی را در سایر نقاط کشور به من بسپارند به صرف این‌که من در میانه نباشم. ابدا هم مصالح شهر و تربیت‌بدنی میانه برایشان اهمیت نداشت.

در دوره‌ی مديريت شما در تربيت‌بدنی رفت‌و‌آمد سياسيون و حتی نيازمندان شهر از فرمانداری و کميته‌ی امداد بيش‌تر بود. تربيت بدنی بیش‌تر بنگاه معاملات سياسی بود يا بنگاه خيريه؟

ببینید! در این‌که عمده مشغله‌ی ما حل و فصل امورات ورزش شهر و پیش‌برد آن بود شک نکنید. گسترش و اعتلای ورزش‌های همگانی و قهرمانی و چندین دوره انتخاب تربیت‌بدنی میانه به‌عنوان تربیت‌بدنی نمونه‌ی کشوری چیزی جزء نگاه حرفه‌ای و مشارکت‌طلبانه‌ی مدیران اداره و هیآت ورزشی و هم‌کاری مدیران‌کل و نمایندگان و فرمانداران وقت نبود. از همه‌ی چهره‌های سیاسی هم در تشکیلات بهره می‌بردیم. با هر طرز تفکر سیاسی.

ما وقتی تربیت‌بدنی میانه را تحویل گرفتیم برای خیلی‌ها باور این‌که تربیت‌بدنی اداره و نهاد مستقلی‌ست سخت بود. یعنی تا آن زمان گمان می‌کردند این مجموعه زیرمجموعه‌ی نهادهای دیگری مثل فرمانداری‌ست.

در مورد کارهای خیریه هم این امور جزو لاینفک افکار ورزش‌کاران قهرمان ما بود. مثال عرض می‌کنم. یوسف کرمی که از او به‌عنوان امپراطور ورزش تکواندو ایران و جهان یاد می‌شود -شاید اجازه‌ی گفتن این مطلب را نداشته باشم- اما بعد گرفتن هر مدال در تورنمنت‌های بزرگ فکروذکرش صرف جایزه در حل و فصل مشکلات دردمندان و نیازمندان میانه بود. از گازرسانی و آب‌رسانی منازل مستمندان بگیرید تا تهیه‌ی جهیزیه. این زائیده‌ی فکر جمعی غالب در تربیت‌بدنی میانه بود. ما به این فرهنگ‌سازی و کانالیزه‌کردن امورات خیریه افتخار می‌کنیم. من تأسف می‌خورم برای کسانی که می‌خواهند ارزش این قبیل کارها را با انگ سیاسی تنزل دهند.

هدیه‌ی مدال‌های مهدی‌زاده و کرمی به مربیان تیم ملی فلسطین و دور افتخارشان با پرچم ایران و فلسطین در مسابقات آسیایی اردن زائیده‌ی نگاه‌های فرابخشی ماست. نه فقط این‌ها، حاج اسدالله عظیمی، کاظم رجبی، حامد جعفری، مسعود هاشم‌زاده، حسن واحدی، علی‌رضا شکوری، علی‌رضا تیموری، و تفاهمی که در خیلی از ورزشکاران رشته‌های کوهنوری و کشتی و وزنه‌برداری و خود شخص آقای مظفر اجلی، مجتبی آقایی، جواد شیخی، خیرالله شیخی و خیلی‌های دیگر وجود دارد همه و همه تفکرات و روحیات ورزشکارانه و جوانمردانه‌ای بود که در این آقایان نه به‌عنوان کمیته‌ی امداد که به‌عنوان ورزشکار جریان داشت و امید داریم ادامه داشته باشد.

و معاملات سیاسی؟

ببینید! واضح عرض کنم. رفت‌وآمد سیاسیون نیز بر اساس مسایل و توقعات سیاسی-انتخاباتی‌شان بود.

و پست‌خواستن‌ها؟

و پست‌خواستن‌ها. بدون رودربایستی عرض کنم که حتی همین کسانی که به‌دنبال پست بودند نیز اگر درخواستشان در ضمن لیاقتشان بود من بنا به حساسیت ناسیونالیستی خاصی که نسبت به نیروهای بومی دارم قطعاً ترتیب اثر داده و می‌دهم. اما این‌که گاهی برخی افراد با توقع بی‌جا می‌آمدند مطمئن باشید اهمیتی داده نمی‌شد. همان‌طور که عرض کردم صلاح مملکت و نظام برای من در اولویت بوده و هست. در این راستا هم حتی اگر خیری به تربیت‌بدنی می‌رسید فبهاالمراد. 

حاج آقا! مایل هستید به مسایلی که بین شما و مشارکتی‌های میانه بود بپردازیم؟

من اعتقادی به رد افرادی که به گونه‌ای دیگر فکر می‌کنند ندارم. این مسایل نوعاً بر اثر عدم تعامل پدید می‌آمد. از «همه‌چیز را برای خود خواستن‌ها.» من بسیار تأسف می‌خورم برای کسی که وقتی در مسندی قرار می‌گیرد همه‌چیز را برای خود می‌خواهد. یکی از عمده مشکلات ما همین است. 

در همین ماجرای معرفی من به عنوان شهردار میانه شاید می‌شد با بسترهایی که آماده بود کارهای بزرگی انجام داد منتها همین اختلاف‌های سلیقه‌ای و فکری ما موجب شد که تعدادی با تمام توان شروع به تخریب کنند. دوباره عرض می‌کنم که طرد افراد به خاطر اختلافات جزئی و سلیقه‌ای منشاء خیلی از مشکلات می‌تواند باشد. ما باورمندیم به این حدیث شریف که می‌فرماید: خیرالامور اوسطها. برخی از افراد منسوب به مشارکت و نه همه‌شان متأسفانه در مقطعی از زمان کارهایی می‌کردند که عقلانی نبود.

در ماجرای شهردار شدن شما گویا حتی نامه‌ی استعلام شورا از  تبريز هم منتشر شد! و لابد کسانی که مانع این کار شدند به این قضیه اشراف داشتند که ارتباط و تعامل شما با ساير ادارات چه‌قدر می‌توانست در پيش‌برد توسعه‌ی شهری ميانه موثر باشد! شواهد هم گويای اين قضيه بود به‌عنوان مثال همین تعداد بالای مراکز تأسیس‌شده‌ی ورزشی در ميانه در دوران مديريت شما که رتبه‌ی دوم بعد از تبریز را در استان داشت.

بله! شاید بتوان عامل دیگر ممانعت را معاملات سیاسی افرادی دانست که در آن دوره در مناصب مختلف بودند. گمان آن‌ها این بود که حضور علی‌زاده در شهرداری و موفقیت‌های بعدی او به نفع جریان خاصی مثل مهندس هاشمی تمام خواهد شد. عمده مشکل آن‌ها با ایشان بود.

این قضیه هم نه یک‌بار که بارها مطرح شد. ضمن این‌که تربیت‌بدنی نیز مخالفت داشت و حاضر بودند هم‌زمان نیز مسئولیت دیگری هم به من بدهند تا در سازمان بمانم. لذا به جهت علاقه‌ای که به میانه داشته و دارم تمایلم به همکاری با مجموعه‌ای قوی در شهرداری بود.

اعضای شورا هم موافق بودند!

بلی! جا دارد من از اعضای شورای آن دوره جناب آقایان مهندس آریامنش و دکتر شیویاری و دکتر خداوردیلو و سرکار خانم امیدی کمال تشکر را داشته باشم که با تمام توان در این راه قدم برداشته و مرا مدیون خود کردند. ضمن این‌که در دوره‌های قبل نیز بدون این‌که من اطلاع داشته باشم نیز همین ماجرا تکرار و حتی به استحضار مرحوم شهید حامدی نیز رسیده بود و ایشان این پیشنهاد را به من دادند.
ولی بعدها دوستان قضیه را به اندازه‌ای لوث کردند که داد دوستان عزیزمان در سازمان -که این‌جا لازم می‌دانم تشکر ویژه‌ای از آن‌ها داشته باشم- از جمله جناب آقای دکتر شهلایی و جناب آقای مهندس موحدی درآمد و پافشاری‌هایشان برای ماندن من در تربیت‌بدنی مضاعف شد.
ناگفته نماند که امروز نیز به جهت عدم برخورد احساسی در آن ایام و ازاین‌که تا آخر دوره‌ی خدمتم در مرکز مورد علاقه‌ام -تربیت‌بدنی- بود‌ه‌ام خوشحالم.

کانال تلگرامی صدای میانه اشتراک‌گذاری مستقیم این مطلب در تلگرام

نظر شما

۹۶/۶/۱۲ ۰۹:۴۰

آقای ایرج علیزاده  با داشتن کارنامه درخشان نه تنها در امر تربیت بدنی بلکه در سایر مسائل از جمله سیاسی ، فرهنگی و اجتماعی موفق بوده و     یکی از افتخارات شهرمان هستند  امیدوارم  هر جا که هستند موفق باشند ارادتمند احمدزاده

۹۶/۶/۱۱ ۱۳:۴۴

متاسفانه همينطور است
وبعد از دوران ايشان ودر شش هفت سال اخير هيچ پروژه و مكان ورزشي به غير از زورخانه ، استارت نخورده است، واين فرمايش شما كه اگر ايشان بودند يا نبودند اين كارها انجام ميشد، غير منطقي است،
ولي هميشه سياست كار را خراب ميكند...

۹۶/۶/۱۱ ۰۸:۳۸

نام ایشان وافتخارات ورزشی ایشان تا ابد جزو افتخارات شهرستان میباشد البته با عرض پوزش از دوستان که وقار ومتانت ایشان باعث نشد برای بزرگ کردن صوری خود از القاب ودیگر مثال استفاده کند

۹۶/۶/۱۱ ۰۸:۳۶

شما سنت نمیره شاید برادر کمی عینک درست بزنید خواهید دید

۹۶/۶/۱۱ ۰۳:۱۵

سلام.دوست عزیز ببینید این پروژه هایی که فرمودید چه ایشان بودند چه نبودند انجام میگرفت.الان بعد از اینکه ایشان از کار برکنار شدند یعنی هیچ پروژه ای انجام نشده؟
این استدلالتان اصلا قابل استناد نیست ونمیشه روش مانور داد.
زمانیکه ارباب ایشان(هاشمی)رئیس فدراسیون دوچرخه بودندچه کارهایی کردند؟
جز اینکه توی میانه باند تشکیل دادند کار دیگری هم تونستند بکنند؟

۹۶/۶/۱۱ ۰۳:۰۵

وقتي رياست بيش از سه دهه اقاي عليزاده را با رياست اقاي نوايي مقايسه ميكنيم، هر انسان منصفي ميتواند اذعان كند كه دوران شكوفايي ورزش ميانه در دوره ايشان بسيار بهتر بوده است ونوايي ورزش ميانه را به مرز نابودي كشاند...
ولي با اين اوصاف نقش سياسي ايشان در ميانه به اندازه رياستش در تربيت بدني قابل دفاع نيست، و جاي بحث دارد...
نگارنده محترم بهتر است در دادن القاب كذايي واز بزرگ كردن بيش از حد مديران اجتناب ورزند .

۹۶/۶/۱۱ ۰۲:۱۳

همشهری عزیز و گرامی

با عرض سلام و احترام

ایشان در بهمن ماه سال۶۵ تربیت بدنی را از آقای عبداللهی با یک سالن نیمه ساخته(شهید میر صمدی) با دو سالن ورزشی تمرینی کشتی و وزنه برداری که نیمه ساخته بودند تحویل گرفتند. حال به تعدادی از خدمات و اقداماتی که ایشان در طول دوران خدمت انجام داده و در پایان دوران خدمت تحویل جامعه ورزش و جوانان شهرمان داده اند اشاره مینماییم:

تکمیل سالن شهید میر صمدی(تکمیل سالنهای کشتی و وزنه برداری)

احداث مجتمع رزمی مسعود قدیمی(اولین مجتمع رزمی بود که باعث رونق ۹رشته ورزشی گردید)

احداث سالن و مجتمع رزمی حجاب

خوابگاه ورزشی

سالنهای آقکند،ترکمنچای،ترک،آچاچی

سالن شهید جعفری

میدان چمن فوتبال

میادین فوتبال روستایی

استادیوم چند منظوره انقلاب که بعدا به شهید سر انجام تغییر نام پیدا کرد

احداث مجتمع رزمی آیت الله حامدی

مساعدت جدی در احداث سالن جانبازان که بعدا به فرهنگیان تغییر نام پیدا کرد

مساعدت و حمایت در جهت احداث استخر فجر

حل مشکل زمین ورزشی کارگران

و...

بطور کلی بغیر از سالن باستانی ما بقی اماکن ورزشی در زمان مدیریت ایشان احداث گردیده است.

ضمنا در طول دوران خدمت ایشان رشته های ورزشی از ۱۰ رشته به ۳۴ رشته ارتقاء یافته و رتبه بندی ورزشی که در سطح استان پایین تر از ۱۱ میشد به سطح اول و دوم صعود نموده و تنها حریف تبریز محسوب گردید طوری که جزء شهرهای نمونه کشوری بحساب آمد.

جهت کسب اطلاعات بیشتر میتوانید به اداره ورزش و جوانان مراجعه فرمایید.

با تشکر

 

۹۶/۶/۱۰ ۱۹:۵۷

همشهری عزیز و گرامی

جنابعالی را دعوت به خواندن دقیق متن مصاحبه مینمایم در متن فوق الذکر به موارد مطرح شده توسط جنابعالی به تفصیل اشاره شده است.

۹۶/۶/۱۰ ۱۹:۱۵

سلام.درود برشرفت.حقیقتا یکی از علل پسرفت شهرستان در تمامی حوزه ها هیات رزمندگان می باشد (بعلت همراهی با سیاستهای انگلیسی هاشمی)
ضمنا دوستان عزیز کسانیکه بصورت حقیقی دم از ارباب بی کفن میزنن میتونن دنبال پست وسمت باشند؟اربابمان ویارانش دنبال پست ومقام بودند؟
شما یه نفر از اعضای این هیات راپیدا کنین که زندگی متناسب با فرامین اهل بیت داشته باشه!!!!
ایرج علیزاده هم از این قضیه مستثنی نیست!!!!

۹۶/۶/۱۰ ۱۹:۰۹

دوست عزیز ببینید ایشان در راستای سیاست هاشمی قدم برداشته اند تا حدی که اداره تربیت بدنی پاتوق این عزیزان شده بود.عکس هاشمی وپسرش پشت میز ایرج خان مزید برعلت می باشد!!!!
ودر ضمن کدام زیرساختهای ورزشی را ایجاد کردند؟میشه بفرمایید.ممنون

۹۶/۶/۱۰ ۱۷:۱۹

اقای علیزاده باکدام مدرک تحصیلی وسابقه فعالیت ورزشسی قابل توجه مدیر تربیت بدنی شدند یا تنها ارتباط با مهندس هاشمی کفایت میکند؟

۹۶/۶/۱۰ ۱۷:۱۵

بااین به اصطلاح نبش قبر کردن دنبال چه هدفی هستی احسان خان؟

۹۶/۶/۱۰ ۱۷:۱۲

با عرض سلام و احترام

درست است که در عرصه سیاست عملکرد هر شخص شناسنامه دار و با هویتی را میتوان بر اساس فعالیت حزبی و جریان مشخص سیاسی اش شناخت و در مورد عملکرد او به قضاوت نشست، اما بنظر بنده حاج ایرج علی زاده مرد عمل بوده و فارغ از نزدیکی فکری به جریان خاص سیاسی همیشه در جهت خدمت صادقانه به مردم تلاش نموده و قدم برداشته اند.

ایشان همانطور که اکثریت همشهریان واقفند به مدت حدودا ۳۲سال توفیق خدمت در عرصه ورزش و جوانان شهرستان را داشته اند، کسی که در بدترین برهه های تاریخی با وجود کمترین و ناچیزترین امکانات و بودجه شروع به ایجاد زیر ساختها و پرورش قهرمانان در رشته های مختلف در سطوح ملی و جهانی نمودند،طوریکه الآن میتوانیم سرمان را بالا بگیریم و از معرفی قهرمانان پرتعداد ملی و جهانی شهرمان در عرصه های مختلف بر خود ببالیم.

آرزوی توفیق روز افزون و سلامتی برای این مرد بزرگ و با اخلاق داریم.

۹۶/۶/۱۰ ۰۹:۰۳

موسسان کارگزاران کویر نشین ها هستند.

همانطور که حزب توده بنفع شوروی عمل میکرد.
اینها هم بنفع منافع کویر نشینیان اصفهان کرمان یزد سمنان عمل میکنند.

درحالیکه منافع مردم آذربایجان منافع ملی و مهم آذربایجان هست.

اینها با ما مردم شهرستان تضاد منافع دارند.

الان در دولت احمدی نژاد که اصولگرا بود وزیر راه ترک بود و داشت به راه های شمالغرب میرسید. میدیدم

اما ببینید همین دولت روحانی مورد حمایت کارگزاران که نفراتی مثل جهانگیری دارد کل وزرا از مناطق فارس برداشتند
علنا یعنی با ما تضاد منافع دارند.

علنا ترکها اکثر اقوام و حتی اقلیتها کنار گذاشتند.
بی دلیل نیست احساس تنفر در میانه نسبت به کارگزاران بالا هست.

ما نمیخواهیم در مورد اینده و پیشرفت کشورمان یک اقلیت کویرنشین فارس تصمیم بگیرند.
یا یک فارس که از موقعیت و امتیازات آذربایجان خبر ندارد برای اینده ما تصمیم بگیرد.
باید کل ایران مشارکت داده شوند.درحالیکه کارگزاران بیشتر یک طیف نژادی عمل کرده تا ملی.

این ضعف مشارکتی ها بود که ازموقعیت استفاده نکردن البته صریح بگوییم مشارکتی ها قلع قمع متاسفانه شدند.
اصولگرا ها هم استفاده نکردند.
اینها بدلایل ضعف وجود حزب واقعی هست.

بهرحال فضای سیاسی برای مشارکت همه تفکرات باز شود تا کشور بسوی پیشرفت برود.

احزابی مثل کارگزارن انحصار گرا هستند.

۹۶/۶/۹ ۲۲:۵۱

به نظرم هر کسی هم منتسب به این طیف(کارگزاران) هست باید از صحنه سیاست شهرستان حذف بشه چون واقعا میانه را به گند کشیدند.

۹۶/۶/۹ ۱۹:۱۳

وقتت را صرف امور مفید کن احسان

۹۶/۶/۹ ۱۵:۱۶

قدر زر زرگر بداند قدر گوهر گوهری .حاج ایرج هم مثل بقیه اگه از میانه میرفت ودنبال قدرت طلبی این مطلبو نمیزاشتی .درضمن تو رزمندگان سلایق مختلفه وتنها شخصی که برا پابرجابودن وکارفرهنگی هییت از مال وجونش مایه میزاره شخصه حاج ایرج میباشه

۹۶/۶/۹ ۱۳:۳۰

خوب جواب سوالتو داده دادا. نخونده اظهار نظر نکن

۹۶/۶/۹ ۱۲:۵۵

میز ریاست ب هیچکس وفا نکرده ونخواهد کرد
باید درنظر داشته باشیم که درقیامت جوابگوی مسوولیت محول شده خواهیم بود
بهتراست قانونمند و در عدالت بدون تبعیض و بدون ریا باشیم
برای تمامی دلسوزان صدیق ارزوی توفیق وصحت وسلامتی از درگاه باریتعالی ارزومندم

                                              

۹۶/۶/۹ ۰۹:۴۹

سطح اندیشه شما در همین اندازه است

۹۶/۶/۹ ۰۸:۰۷

با عرض جسارت اونهایی که مونده ان تا الان چیکار کردن الان نزدیک دوسال از نمایندگی میگذره حتی تو حوزه خودشون یک دستگاه ام ارای نتونستن بیارن باید ما میانه ایها هر ماه چند کشته بدیم جهت درمان

۹۶/۶/۹ ۰۱:۵۳

و یا یکی از ملّاکین و متموّلین.

۹۶/۶/۹ ۰۱:۰۷

حاج ایرج تنها شخصی است که به صندلی وتخت ریاست دل نبسته است .اگر بسته بود الان صد درصدیکی از استانداران یا فرمانداران کلانشهر بود .

۹۶/۶/۹ ۰۰:۵۷

سلام.به نظرم یکی از آیتمهای پسرفت میانه هیات رزمندگان به جهت همراهی با هاشمی وسیاست های کارگزانیش می باشد ویکی از اعضای شاخص اون هیات شخص ایرج علیزاده می باشد

۹۶/۶/۹ ۰۰:۵۰

سلام.هنوز هم برای میانه ایها سوال هستش که ایشان که زمان یکه هاشمی وحسینی نماینده بودند وایشان با حسینی کنتاک داشتند حالا چطور شد که ایشان رئیس ستاد تبلیغات حسینی شدند؟
به نظرم ایرج علیزاده یکی از نیروهای اصلی هاشمی در میانه بود که با هاشمی حسابی همراه شدند!!!!

۹۶/۶/۸ ۲۰:۲۵

سلام اقای علیزاده ورزشگاههای طوق و سبز ارباط و اونلیق و........ با صرف میلیاردها تومان ساخته شده ولی....استفاده وکاربرد انچنانی نمیشود لطفا کار اصلی خود را انجام دهید گسترش فرهنگ ورزش به معنای واقعی ..

۹۶/۶/۸ ۱۸:۳۶

از کارگزاران منم متنفرم.

شعارهای لیبرال هم فقط شعارهست .در اقتصاد انحصارگرا هستند.
دایره خاصی را منافع میدهند

۹۶/۶/۸ ۱۸:۳۲

من خودم مدیون حاج ایرج علیزاده هستم.زمانی که به مسابقات میخاستم برم مشوق مالی من ایشان بودن .

۹۶/۶/۸ ۱۸:۲۰

حاج ایرج مرد اول ورزش وسیاست درمیانه است .درزمان ریاست ایشان شاهد روز افزون پیشرفت ورزشکاران بودیم .

۹۶/۶/۸ ۱۴:۵۸

هرچند غلامحسین کرباسچی دبیرکل حزب کارگزاران سازندگی در انتخابات ریاست جمهوری ایران (۱۳۸۸) از مهدی کروبی حمایت کرد اما حزب کارگزاران از نامزدی میر حسین موسوی حمایت کرد.[۱۲][۱۳]

پس از اعتراضات به نتایج انتخابات ریاست جمهوری دهم حزب کارگزاران و اعضای آن در اعتراض به نتایج انتخابات، اقدام به نوشتن بیانیه‌هایی کردند. در قسمتی بیانیه در تیرماه ۱۳۸۸ آمده است: «مایه تاسف و تأثر گردید اینکه در اوج شکوه و عظمت سیاسی ملت ایران، پاره‌ای جزم اندیشی‌ها، بی‌تدبیری‌ها، خودخواهی‌ها و ناسپاسی‌ها، این نعمت بزرگ را به نقمت، اعتماد عمومی را به بی‌اعتمادی و فرصت‌ها را به تهدید تبدیل کرد.» حزب کارگزاران سازندگی در این بیانیه از مسئولان انتقاد کرده و گفته است «انتظار می‌رفت مسئولان کشور، اعتراضات به حق مردم را تحمل و به جای برخوردهای خشن و غیرقانونی با مردم و دستگیری و زندانی کردن فعالان سیاسی بی گناه، با صدور مجوزهای قانونی، اعتراضات را به مسیر صحیح هدایت و به پیشنهاد مراجع بزرگ تقلید و شخصیت‌های سیاسی، برای تشکیل یک هیئت حکمیت ملی و بی‌طرف در بررسی نتایج انتخابات ترتیب اثر می‌دادند

۹۶/۶/۸ ۱۴:۵۸

بدین ترتیب، حزب کارگزاران سازندگی ایران تأسیس شد. هرچند که محمدعلی نجفی، علاوه بر این ۶ نفر، در جلسات هیئت مؤسس شرکت می‌جست. کارگزاران به دست محفلی از مدیران تأسیس شد که اغلب از ۳ استان کشور برخاسته بودند؛ کرمان، اصفهان و یزد. در روز تأسیس این حزب، مرعشی علاوه بر مدیران داخل دولت و اقوام نزدیک، از شماری از افراد چپ آن روز نظیر اسحاق جهانگیری، غلامرضا آقازاده، مهدی کروبی، سید محمد خاتمی و چند تن دیگر نیز دعوت به عمل آورد. اما از میان این جمع چهره‌های سرشناس چپ نظیر مهدی کروبی و محمد خاتمی به دلیل فعال بودن در مجمع روحانیون مبارز در آن جلسه و جلسات بعدی حزب حاضر نشدند. بعد از آیت‌الله هاشمی رفسنجانی که به عنوان پدر معنوی حزب یاد می‌شود و اصلیتی کرمانی دارد، حسین مرعشی، فائزه هاشمی (دختر رئیس جمهور)، محمد هاشمی (برادر رئیس جمهور)، علی هاشمی (برادرزاده رئیس جمهور)، محسن هاشمی رفسنجانی (پسر ارشد رئیس جمهور) و اسحاق جهانگیری نیز خاستگاهی کرمانی دارند. رضا امراللهی و فاطمه رمضان‌زاده نیز از منطقه مجاور کرمان یعنی یزد وارد حزب شدند. بعد از طیف مدیران کرمانی و یزدی، دومین حلقه پر نفوذ حزب را اصفهانی‌ها تشکیل می‌دهند که در این جمع دو نفر سرشناس ترند و هنوز هم به عنوان «مردان سایه رفسنجانی» گرداننده حزب هستند، این زوج غلامحسین کرباسچی و محمد عطریانفر هستند

۹۶/۶/۸ ۱۴:۵۷

حزب کارگزاران سازندگی معروف به جناح راست مدرن[۳][۵] یک حزب انشعاب یافته از جناح راست[۶] است که توسط ۱۶ نفر از اعضای هیئت دولت اکبر هاشمی رفسنجانی، در آذر ۱۳۷۴ خورشیدی آغاز به کار کرد. سنگ بنای حزب کارگزاران درست در مقطعی گذاشته شد که یک سال از عمر دولت دوم رفسنجانی باقی‌مانده بود. کارگزاران نخستین حزب سیاسی در ایران بود که در درون دولت شکل گرفت.[۷] هسته اصلی حزب کارگزاران سازندگی را نیروهای سیاسی پرنفوذ دولت آیت‌الله هاشمی تشکیل می‌دهند

۹۶/۶/۸ ۱۴:۵۱

خدا وکیلی یه سری مسولین یه جورایی با طمع وولع به میز صندالی ریاست چسبیده اند که انگار بعد از فوتشان هم با دفتر ودستک محشور ودفن خواهند شد امان از راوبط بازی مسولیین" به کجا چنین شتابان

۹۶/۶/۸ ۱۴:۴۰

سلام اقا احسان شماها که برای بعضی اقایان بیش از ظرفیت وکلاسشان جایگاه قایل میشوید درعقب ماندگی میانه مقصر هستید زیرا این اقایان متوهم میشوند وفکر میکنند در این قد وقواره هستند و.......

۹۶/۶/۸ ۱۴:۲۵

وای به حال کارگزاران که نفر اولشان ایشان هستند یعنی کارگزاران ایتقدر افت کرده اند

۹۶/۶/۸ ۱۳:۲۵

بزرکترین درد شهر ما این است که کسانی در میانه بزرگ بودند ونماینده بودند و.....که میانه نشین نبودند میهمان بودند .
آمدند فعالیت کردند نماینده شدند بعد از اتمام نمایندگی برگشتند به آنجائی که آمده بودند یعنی از جنس ما نبودند وفقط لباس ما راپوشیده بودند و مسافر وکسانی که رای نیاوردند خواهند آمد وکاسه داغتر از آش خواهند بود.
نمونه اش مهندس هاشمی .

۹۶/۶/۸ ۱۳:۱۲

برادر بزرگوارمان حاج آقای علیزاده که واقعا واسه ما پدری کردند ممنومنتیم خیلی مدیونیتم حاج عمو

۹۶/۶/۸ ۱۲:۰۰

کارگزاران فقط منافع خودشان را تامین کردند و بس ...

۹۶/۶/۸ ۱۱:۲۸

عدم پیشرفت میانه و بدبختی هایی که امروز جوانان و خانواده های میانه ای دچار آن شدند زاییده انحصاری بودن قدرت و ادارات در بین اشخاصی خاص بوده و هست

۹۶/۶/۸ ۱۱:۲۴

امام علی(ع) نیز درباره جایگاه و ارزش همت در زندگی انسان می‌فرمایند: "ارزش آدمی، به قدر همّت اوست۲".

۹۶/۶/۸ ۱۱:۲۱

شرافت چیست ؟
شرافت چیست و چگونه مى‏توانم یك زندگىشرافتمندانه داشته باشم؟ » معنى لغوى شرف: بالا رفتن، بلندشدن و استوار گشتن است، برترین و افتخار پیدا كردن در زندگى نیز معنى شرف گفته شده است. شرافت انسان به این است كه خود را آن گونه كه هست بشناسد و اطلاع كامل از ابعاد انسانى و حیوانى خود به دست آورد، آن گاه جهانى را كه در آن زندگى مى‏ كند و خداوندى را كه مبدأ و خالق این جهان است بشناسد و هدف از خلقت خود را در این جهان تشخیص داده با تمام توان و نیروى خود به سوى آن رهسپار گردد، اگر خداوند هستى را براى انسان خلق كرده است، اما انسان را براى خود خلق كرده و شرافت انسان به این است كه خالق خود را خوب بشناسد و با تمام وجود بندگى او را بنماید و خود را به كمتر از بهاى خود نفروشد، انسان ابعاد حیوانى دارد كه براى ادامه زندگى باید در حد طبیعى از آنها استفاده نماید (بخورد، بیاشامد، استراحت كند، تشكیل خانواده دهد و براى اداره آن كار نماید و...) اما انسان فقط این نیست، بلكه ابعاد دیگرى نیز دارد كه جنبه ملكوتى معنویت انسان نامیده مى‏ شود، آن جنبه را نیز لازم است تأمین نماییم و همه تمایلات و شرافت انسان نیز در رشد جنبه ملكوتى به دست مى‏آید، رسیدن به قله كمالات معنوى و شرافت حقیقى نیاز به دو بال علم و عمل دارد، علم به حقایق هستى و سنت‏هاى الهى (شناخت حقیقت خود و جهان و خدا) و عمل بر طبق خواست خدا، (انجام واجبات و مستحبات و ترك گناه) انسان با این دو بال به تدریج رشد نموده از جاى خود بلند مى‏ شود سپس بالا مى‏رود و استوار مى‏گردد، این همان شرافت حقیقى انسان است كه با به دست آوردن آن در لحظه مرگ نگرانى نخواهید داشت و در آخرت با سربلندى و افتخار محشور خواهید شد

۹۶/۶/۸ ۱۱:۱۵

باسلام شایسته هست بزرگواران وسن پاگذشتگان عزیز عرصه سیاست وصداقت را به جوانان وآینده سازان بسپارند وفرصت را به قشر جوان بدهند ودر کنار آنان باشند" وشخصیت ولیاقت وابهت خود را حفظ کنند کارآیی هر مدیروریس در یک برهنه زمانی قابل حمایت ودفاع هست" میانه نیاز به پیشرفت در سطوح عالیع دارد

اخبار روز