کد خبر: ۷۸۰۲۵
۶۱۱ بازدید
۱۷ دیدگاه

چگونگی تشکیل کمیته انقلاب و سپاه میانه در آینه اسناد

۹۶/۹/۹
۱۸:۵۶

عبدالرحیم اباذری

مقدمه

 

ضمن عرض تبریک به مناسبت هفته مبارک بسیج که مدرسه عشق را در پهنای جهان هستی گسترش داد و ندای صلابت ، سلامت  و اخلاق در تارپود جوانان با ایمان کشورمان دمید و تهنیت به خاطر آغاز امامت حضرت مهدی  عجل الله فرجه الشریف ، اخیرا  مصاحبه یا نوشته ای  توسط یکی از برادران بسیار عزیز  پیرامون تشکیل سپاه پاسداران در شهرستان میانه مطرح و در سایت «صدای میانه» منتشر شد که حاوی نکات بسیار مبهمی بود و سوالاتی را در اذهان مخاطبان به وجود آورد به  طوری که بعضی از همشهریان با بنده تماس گرفتند و معترض بودند. از جمله  عبارت های ایشان به گونه ای بود که گویا کمیته انقلاب اسلامی شهرستان میانه ، مانند دفتر حزب کومله یا مقر حزب دمکرات ، غیر قانونی و عدوانی تاسیس شده بود و آقایان محترم شبانه و مسلحانه به آنجا حمله ور شدند و آنجا را از دست متجاوزان ( به خیال خودشان) آزاد کردند! در حالی که این کمیته با تصویب شورای روحانیت میانه تشکیل شده و طبق مصوبه این شورا ، روحانی مبارز حاج سید سجاد حججی به سرپرستی آن منصوب شده بودند. 

روشن  است که مصاحبه کننده یا نویسنده محترم هیچ  قصد سوئی نداشته بلکه عدم دقت کافی در نقل دقیق حوادث موجب این سوء تفاهم شده است.

حال سوال این است:

1 -  اساس و ریشه این درگیری ها کجا بود؟

2 – اعضای کمیته انقلاب و سپاه از چه کسانی بودند و به کدام محافل  منسوب می شدند؟

3 – اگر  حکم حمله به دستور دادستانی استان بوده ، متن این حکم کجاست چرا منتشر نمی شود؟

4 – مگر کمیته انقلاب میانه ، گروه محارب بوده که دادستان حکم حمله نظامی و خلع سلاح آن را  صادر کرده است؟

 5 – نتیجه این درگیری ها و اختلاف ها به کجا انجامید؟ 

برای پاسخ به این سوالات ، بخشی از مطالبی را به طور خلاصه از کتاب « انقلاب اسلامی در میانه» که درسال 1381 از سوی مرکز اسناد انقلاب اسلامی به تحقیق و مستند سازی  اینجانب  انجام گرفته و چاپ شده است بسنده می کنم و از مخاطبان عزیز می خواهم جهت اطلاع بیشتر به همان کتاب  و  به خاطرات مرحوم آیت الله احمدی میانجی و خاطرات حجت الاسلام والمسلمین حججی نیز  که بهترین و مورد اعتمادترین منبع  می توانند باشند ، مراجعه کنند.

 روز 22 بهمن ماه 1357، وقتى انقلاب شكوهمند اسلامى به پيروزى رسيد، در همين روز شهربانى، ارتش و ژاندارمرى ميانه به تصرف انقلابيون در آمد. حضرات آقايان: حاج شيخ هادى نيرى، حاج سيدسجاد حججى و ساير علماى شهر با حضور به موقع خويش در شهربانى به مردم اعلام نمودند كه نيروهاى نظامى و انتظامى به انقلاب پيوستند و كسى حق تعرض به آنها را ندارد و با اين تدبير مراكز نظامى و انتظامى يكى پس از ديگرى بدون هيچ گونه حادثه ناگوار در اختيار نيروهاى انقلابقرار گرفت. با صلاحديد و تصميم روحانيت مبارز شهرستان، مديريت پادگان ميانه بر عهده مرحوم حجت‏الاسلام و المسلمين حاج ميرزا عباس احمدىگذاشته شد و جوانان  تحت سرپرستى وى، شيفت نگهبانى تشكيل دادند و از پادگان و انبار مهمات اطراف آن به طور شبانه‏ روزى به حراست پرداختند.

با توجه به نقش محورى مرحوم آيت ‏اللّه‏ حاج شيخ هادى نيرى در همين ايام كميته انقلاب اسلامى شهرستان ميانه به مديريت علاقه‏مندان و افراد منسوب به ايشان كه اغلب از اعضاى  انجمن حجتيه و حزب خلق مسلمان بودند، تشكيل يافت و در جهت حفظ و حراست از امنيت شهر و حومه به فعاليت پرداخت كه محل استقرار اين نهاد انقلابى در مدرسه علميه جعفريه قرار داشت. پس از اندكى این اقدام  مورد اعتراض نيروهاى دلسوز در آن نهاد انقلابى قرار گرفت .

آنها ضمن اعتراض به مديريت وقت كميته و درخواست بركنارى آن، حجت‏الاسلام و المسلمين حاج سيدسجاد حججى را به رياست كميته انقلاب پيشنهاد كردند. سپس حدود بيش از يك صد تن از جوانان عضو در كميته انقلاب به منزل آقاى حججى آمدند و مصرانه از وى خواستند تا اين مسؤوليت خطير را خود بر عهده بگیرند و با امضاى متن نوشته‏اى كه در يك صفحه كاغذ تنظيم شده بود، آمادگى خويش را نسبت به حمايت همه جانبه از سرپرستى جديد كميته ابراز داشتند.

متن نوشته فوق بدينشرح است:

«اينجانبان امضاءكنندگان ذيل، مجاهدين اسلام و مأمورين انتظامات شهرستان ميانه با اكثريت آرا سرپرستى جناب آقاى آيت‏اللّه‏ سيدسجاد حججى را به كميته انقلاب اسلامى شهرستان ميانه انتخاب و قبول مى‏كنيم كه هر چه ايشان بفرمايند و عمل نمايند در كميته، اشخاص مورد نظر را انتخاب كنند مورد قبول همگان مى ‏باشد.

1ـ براتعلى انگوتى 2ـ محمود محرم‏پور 3ـ نقدعلى فرخى 4ـ محمود بيرامى 5ـ صفرعلى قره‏داغى 6ـ حمزه‏على ذبيحى 7ـ شاه‏حسين انگوتى 8ـ غنى يوسفى 9ـ صفر فتح‏زاده 10ـ بيرام محمدى 11ـ جعفر پناهى 12ـ فرمان قاسمى 13ـ التماس عليزاده 14ـ محبوب عليزاده 15ـ صفراللّه‏ قلى‏زاده 16ـ شكر مهديلوى  17ـ بهلول اميرى 18ـ عليرضا عابدينى 19ـ ميرزاعلى مهدوى 20ـ  شاهپور شيشه‏گرى 21ـ محمد عبداللهى 22ـ احمد بدروانى 23ـ هوشنگ قربانى 24ـ نصيراللّه‏ داورى 25ـ نادر انگوتى 26ـ اسماعيل قره‏داغى 27ـ عبداللّه‏ فرامرزى 28ـ غلامحسين ميرزا محمدى 29ـ فرمان كمالى 30ـ نرمان كمالى 31ـ كريم ميرزاخانى 32ـ اكبر شاعرى 33ـ على‏جان اكبرى 34ـ سعيد انگوتى 35ـ محرمعلى وردس 36ـ اكبر قره‏داغى 37ـ قاسم اميرى 38ـ كاظم ملكپور 39ـ غلامرضا مظلومى 40ـ فرمان اكبرى 41ـ مطلبحيدرى 42ـ كريم بيرامى 43ـ سيداحمد موسوى 44ـ قربانعلى طاهرى 45ـ سليمان كمالى 46ـ توكل انگوتى ..... و بيش از چهل امضا و اثر انگشت ناخوانا كه امكان شناسايى آنها ميسر نشد. 

تصمیمات جامعه روحانیت شهرستان

به دنبال آن جلسه ای که در تیرماه 1358با حضور علمای اعلام شهرستان میانه، پیرامون چگونگی اداره شهر و سایر مسائل جاری و ریاست کمیته در منزل آیت االه حاج شیخ هادی نیری تشکیل گردید، حکایت از این دارد که آقای حاج شیخ هادی به عنوان حاکم شرع و آقای حججی به سمت رئیس کمیته برگزیده می شوند.

متن صورتجلسه به شرح زیر است: 

بسم الله الرحن الرحیم

«بعد الحمد والصلوه. در تاریخ18شعبان المعظم 1399قمری مطابق با 22/4/1358شمسی در منزل حضرت حجت الاسلام والمسلمین آقای حاج شیخ هادی نیری (دامت برکاته)تشکیل جلسه داده و درباره ایجاد هم آهنگی و کمیته انقلاب اسلامی شهرستان میانه(کمیته انتظامات وکمیته بررسی شکایات) گفتگو وتصمیم گیری شد وبه شرح زیر توافق شد:

1- حضرات علمای اعلام شهر، هرکدام در منزل خودبه انجام وظیفه شرعی و رسیدگی به شکایات مردم واصلاح اموراشتغال نموده وحل وفصل امور نمایند.

2- در اموری که احتیاج به حکم حاکم شرع دارد(ماننداجرا ی حدود وتعزیرات)چون جناب آقای نیری از طرف حضرت آیت الله العظمی  امام خمینی (مدظله العالی) وکالت دارند به ایشان اختصاص داشته و کمیته و ادارات، امر و امضای ایشان را بدون تاخیر باید انجام واجرا نمایند.

3- ریاست کمیته از لحاظ عزل ونصب مامورین وسایر مصالح کمیته با حضرت حجت الاسلام آقای حاج سید سجاد حججی می باشد.» 

مهر و امضای علمای شهرستان:

1-  سید عبدالستار محمدی. 2- الاحقرهادی نیری.3- علی احمدی میانجی.4- العبد احمد حجتی.5- الاحقر سیدسجاد حججی.6- ناخوانا.7- احقرالسادات زین العابدین موسوی. 8- العبد صادق منتظری. 9- الاحقر سید محمد  حسینی. 10- الاحقر قدرت اسکندری. 11- مرتضی اشراقی.12- سید سجاد وحیدی. 13- محمد عبداللهی. 14- الاحقر محی الدین شریفی. 15- العبد کریم کریمی.16- الاحقر مفید فراهیه. 17- العبد محمد ایمانی. 18- الاحقر همتعلی نمازی. 19- سید مجتبی حسینی. 

ذیل این صورتجلسه مورد تایید حضرت آیت الله حاج شیخ مسلم ملکوتی قرار گرفته و در آن آقای حججی به آیت االه مهدوی کنی،رئیس کل کمیته های سراسر کشور معرفی شده است. وقتی آقای حججی به ریاست کمیته منصوب شد ، مرجوم حجت الاسلام و المسلمین حاج میرزا قدرت اسکندری را به معاونت خود انتخاب نمود.

آغاز اختلافات در کمیته انقلاب

هنوز چند صباحى از سرپرستى مديريت جديد كميته انقلاب نمى‏گذشت كه برخى از محافل و عده‏اى از جوانان دلسوز و انقلابى از چگونگى برخوردهاى تند- يا به قول خودشان از عملكرهاى ناصواب و غيراصولى- چند تن از اعضاى كميته انقلاب رنجيده خاطر شدند و به وجود آنان در اين نهاد اعتراض كردند. آنها در محافل مختلف، به ويژه در راهپيماييها يا طرق گوناگون، از جمله با تكرار شعار «كميته ميانه اصلاح بايد گردد». اين اعتراض و خواسته خويش را ابراز مى‏داشتند. در مقابل اينها، عده‏اى ديگرى نيز بودند كه به طرفدارى مطلق از كميته و تقويت آن اعتقاد داشتند و اين نوع حركتها را تضعيف يكى از اركان انقلاب تلقى مى‏كردند و در برابر شعارهاى آنان عكس‏العمل نشان مى‏دادند كه در نهايت اين حركتها منجر به رو در رو قرار گرفتن دو گروه مسلمان و دلسوز انقلاب مى‏شد و ناگهان فرصت به دست گروههاى ديگر می افتاد.

گاها صحنه ‏هاى بسيار تلخ و تأسف‏انگيزى را با خود به ارمغان مى‏آورد، چنانكه در اين ميان برخى از عناصر انجمن حجتيه و حزب خلق مسلمان كه قبلاً از كميته كنار گذاشته شده بودند و همچنين گروه‏هاى ديگر مانند: فدائيان خلق، منافقين خلق، توده‏ايها، پيكاريها، رنجبران و ... كه از برخى از افراد كميته، كینه ديرنيه در دل داشتند، ناخودآگاه و نا خواسته  با هم متحد می شدند و در راهپيمايي ها و مناسبتهاى مختلف به طور مرتب شعار «كميته ميانه منحل بايد گردد» مى ‏دادند.

 تا جايى كه معترضان اصلی که همان جوانان مذهبی  و احساسی بودند از اين فرصت استفاده كردند ، شبانه به مقر كميته انقلاب حمله‏ور شدند و با درگيرى مسلحانه خواستند كميته انقلاب را حتى اگر به كشت و كشتار هم بيانجامد، به تصرف و چنگ خود درآوردند كه اگر آن شب درايت و صبر و تحملسرپرست و معاونت كميته نبود به يقين در شهر ميانه حمام خون جارى مى‏ شد.

حجم مخالفتها به قدرى سنگين و شكننده بود كه عرصه را نسبت به آقاى حججى به عنوان سرپرست كميته، كاملاً تنگ كرد. وى طى نامه‏اى به محضر شهيد بزرگوار آيت ‏اللّه‏ قاضى طباطبايى، ماجرا را براى ايشان گزارش داد و از معظم ‏له يارى طلبيد.

در تاريخ 25/1/1358 برابر هفدهم جمادى‏الاولى 1399 آيت‏اللّه‏ قاضى نيز نامه‏اى به محضر مبارك حضرت امام خمينى ارسال داشته و در آن آقاى حججى را اين گونه به پيشگاه معظم ‏له سفارش نمود:

قم، محضر انور 

حضرت مستطاب رهبر عظيم‏الشأن اسلام آيت‏اللّه‏ العظمى و المرجع الاعلى سيدنا الامام خمينى ادام اللّه‏ ظله العالى على رؤس المسلمين. مشرف باد. قاضى طباطبايى، تبريز 17/ج1/99

 

بسمه تعالى

«سيدى جعلت فداك. تحيات وافره تقديم داشته و عرض ارادت و دعاگويى مى‏نمايد. خاطر انور البته مستحضر است كسانى كه در شهرستان خصوصا در آذربايجان از روى صميميت و علاقه قلبى به آن وجود مبارك ارادت مى‏ورزند و معاندين مى‏فهمند كه به غير از وجود مقدس به اشخاص ديگر ارادت ندارند، اينگونه اشخاص را با انحا و با طرق و وسايل مورد حمله خود قرار مى‏دهند كه از شرحش عاجزم. از آن جمله است جناب حجت‏الاسلام آقاى حاج سيدسجاد حججى سلمه ‏اللّه‏ تعالى كه از زمان سابق همان خاك است نسبت به حضرت مستطاب عالى كه هست، تغيير نيافته و لذا مورد حمله واقع مى‏شود و تمنا دارم در خاطر انور باشد ،چنانچه داريد اين گونه اشخاص بايد مورد حمايت خاص آن وجود مبارك واقع شوند تا دشمنان نتوانند با انواع و اقسام حيله و تزوير و ريا و دغل بازى او را ناراحت كرده و ايذا و آزار برسانند. بيشتر از اين مصدع اوقات مباركه نشوم.»

ادام ‏اللّه‏ ظلكم العالى على رؤس المسلمين

محمدعلى قاضى طباطبايى

گفتنی است مخالفين كميته به چند دسته جداگانه تقسيم مى ‏شدند: برخى از آنها اعتراضاتشان ازروى دلسوزى  و خیر خواهی بود به عملکرد یکی دونفر از اعضای خودسر انتقاد داشتند که بر خلاف اهداف انقلاب و سرپرست کمیته اقدام می کردند  برخى ديگر فرصت طلبانه و مغرضانه و احيانا برخى هم كينه ‏توزانه، ناجوانمردانه و خصمانه، بود ولى به هر حال عملکرد نامناسبی داشتند و فرصت به دست غيرخودي ها مى‏داد. از سوى ديگر مديريت و سرپرستى كميته نيز در برخوردهاى خود، آنها را از هم جدا نمى‏كرد و همه را به حساب يك گروه و يك محفل مى‏گذاشت كه اين عدم تفكيك مشكل را دو چندان مى ‏نمود. 

سند دیگری نشان می دهد پس از این مسائل نهایتا ،  در تاریخ 23/11/1358  به دستور آیت الله حاج شیخ هادی نیری کادر اداری کمیته انقلاب میانه با شرح وظایف ومدت ساعات حضور به  این ترتیب برگزیده شدند:

1- آقای حاج سید سجاد حججی.(سرپرست اداری).2-آقای حاج قلی کریمی. (از ساعت سه تاهشت  بعداز ظهر). 3- آقای بهروز افتخاری (از هشت تا یک شب). 4- آقای میرزا فتاح اسبقی (از ساعت سه تا هفت بعد از ظهر.5-  آقای حاج رحیم ملکی. (از ساعت سه بعداز ظهر. 6 – آقای فریدون صادقی (از ساعت سه بعد از ظهر). 7- آقای رضا فرید (روزهای پنجشنبه وجمعه) 8- آقای رئیس دانا. 9- آقای محمد سرچمی (به عنوان اسلحه دار). 10- آقای حاج حمدالله رضا قلیزاده (هفته ای دوروز).

پس از مدتی چون سپاه پاسداران تشکیل شد و تشكيل سپاه در شهرستانها با انحلال و تعطيلىكميته‏ هاى انقلاب به همراه بود از اين جهت آقاى حاج سيدسجاد حججى رئيس كميته انقلاب وقت تلاش مى‏كرد، سپاه پاسداران هم زير نظر و مديريت وى در اين شهرستان مستقر شود. در اين رابطه تماسها و هماهنگى‏هاى لازم را نيز با مسؤولين مربوطه از جمله با جامعه مدرسين حوزه علميه قم- كه آن ايام اغلب امور شهرستانها با هماهنگى آنانصورت مى‏ گرفت- انجام داده و زمينه را براى اجراى اين موضوع آماده كرده بود. چنانكه دو نفر از اعضاى محترم اين جامعه که به امور آذربایجان می رسیدند طى ارسال نامه‏اى به مرحوم حجت ‏الاسلام و المسلمين حاج شيخ حسن لاهوتى- سرپرست سپاه پاسداران كشور- موافقت جامعه مدرسين را با اين پيشنهاد اعلام داشته و از وى درخواست مى‏كنند كه سپاه پاسداران ميانه با تشريك مساعى و همكارى آقاى حججى تشكيل بشود.

متن كامل نامه فوق بدين شرحاست:

بسمه تعالى

«جناب مستطاب حجت‏الاسلام و المسلمين آقاى لاهوتى دامت بركاته با ابلاغ سلام و ابراز مراتب علاقه، جناب مستطاب حجت‏الاسلام و المسلمين آقاى حاج سيدسجاد حججى ميانجى از سال چهل و يك (41) كه مبارزه روحانيت با طاغوت شروع شد. تنها شخصيت روحانى مى‏باشد كه در منطقه ميانه و حومه در مسير امام خمينى مدظله العالى قيام و ملت را بيدار و در مسير صحيح انقلاب وارد نموده است.

 جامعه مدرسين حوزه علميه قم معظم‏له را به كميته مركزى تهران معرف و درخواست نموده‏اند، كميته ميانه را كه به سرپرستى ايشان اداره مى‏شود تأييد و تقويت نمايند، لذا مقتضى است جنابعالى مقرر فرماييد در ميانه سپاه پاسداران انقلاب را با تشريك مساعى و همكارى ايشان تشكيل داده و امنيت منطقه را محفوظ دارند كه موجب مزيد تشكر است. والسلام.»

فى سي ام ذى‏قعده 99

مسلم ملكوتى- مرتضى بنى ‏فضل 

 

 از سوى ديگر جمعى از جوانان شهرستان ... كه در سپاه تهران و تبريز دوره آموزش نظامى ديده و عضو رسمى سپاه پاسداران شده بودند، چون بعضی از آنها از جمله افرادى به شمار مى‏آمدند كه به سرپرستى  كميته اعتراض داشتند و در پى اصلاح آن بوده ولى نتيجه‏اى نگرفته بودند، به فكر تأسيس سپاه در شهرستان ميانه افتادند. هر دو طرف به تلاشهاى خود ادامه مى ‏دادند. آقاى حججى موضوع را از طريق سپاه كل كشور تهران پيگيرى مى‏ كرد، آنان نيز با سپاه آذربايجان شرقى در تماس بودند.

در اين ميان برخى از گروههايى كه از نظام اسلامى و نهادهاى انقلابى سيلى خورده بودند، اين فرصت را غنيمت شمرده و براى چندمين بار وارد معركه شدند، با صدور اعلاميه‏هاى متعدد به شعار هميشگى خويش مبنى بر انحلال كميته تأكيد كردند. 

بعد از مدتى فعاليتهاى جوانان عضو سپاه به ثمر نشست. آنها موافقت سپاه تبريز را نسبت به فرماندهى خويش در سپاه ميانه دريافتند. آنگاه در اواخر اسفند ماه سال 1358 حكم تشكيل سپاه پاسداران اين شهرستان  صادر شد. به اين ترتيب سپاه ميانه در محل استقرار كميته انقلاب اسكان يافت و فعاليت خود را آغاز كرد. همزمان با جايگزينى سپاه و تحويل اسلحه‏ هاى كميته انقلاب تعداد اسلحه ‏هاى موجود از آمار ثبت شده، تفاوت پيدا كرد و اين موضوع سبب سوءتفاهم طرفين گرديد.

با توجه به كشمكشها و درگيريهاى لفظى كه درچند ماه گذشته ميان اين جوانان و سرپرست كميته انقلاب انجام گرفته بود به عمق اين سوءتفاهم افزوده و متأسفانه همين موضوع منشأ بسيارى از اختلافات و درگيريهاى طرفين و علاقه‏مندان آنان در روزها، ماهها و سالهاى آينده شد. 

متأسفانه اين اختلافات دردناك در يك مقطع حساس و خطرناكى به وقوع مى‏پيوست كه از يك سو هنوز غائله حزب خلق مسلمان در آذربايجان و مسأله خودمختارى و تجزيه كردستان كاملاً پايان نپذيرفته بود از طرفى حدود دو ماه و نيم بود كه بخش عمده‏اى از مرزهاى جنوب و غرب و بعضى شهرهاى آن به اشغال نيروهاى صدام در آمده بود و از سوى ديگر توطئه بنى‏ صدر با دستيارى منافقين و ديگر گروههاى معاند، ادامه داشت.

چگونگى تشكيل سپاه در ميانه

با اين فضاى موجود، اختلاف ميان دو نهاد انقلابى ( سپاه و امامت جمعه)در سطح شهرستان ميانه همچنان ادامه پيدا كرد و هر روز شدت بيشترى به خود گرفت هر يك از طرفين چنان بر سركوب ديگرى مصمم بودند گويا تمام اسلام مى‏ خواست بر تمام كفر مسلط و پيروز شود!!!؟؟ در يك طرف به خيال اينكه طرف مقابلش عدالت ندارد  از شركت مردم و پرسنل سپاه و بچه‏هاى انجمن در نماز جمعه شديدا مانع مى ‏شد و در اين رابطه تبليغات وسيعى را هم به راه انداخته بود، طرف مقابل نيز به توهم اينكه آنان ضدولايت فقيه، ايادى انجمن حجتيه و يا حزب خلق مسلمانند، سعى داشت به هر طريق ممكن دست آنها را از سپاه و مراكز حساس ديگر قطع نمايد.

بعد از مدتی حاج آقای حججی دوباره از طریق تهران اقدام کرد و سپاه را تحویل گرفت و از دست آنها خارج کرد  در این مورد حرف های ناگفتنی و گفتنی بسیاراست که از ذکر جزئیات آن به خاطر مصالحی صرف نظر می کنم.

آثار نامطلوب و نابهنجارى كه اين گونه درگيريهاى جناحى از خود به جاى گذاشت جای  تأمل و تجزیه و دارد ولی آنچه فعلا می توان شمرد  این است:          

          1ـ به هدر رفتن استعدادهاى خلاق و كارآمد جوانان و محروم ماندن از رشد، بالندگى و شكوفايى.

          2ـ ايجاد فضاى سوءتفاهم، بدبينى، رعب و وحشت و خشونت در سطح شهرستان.

          3ـ اشاعه محفلهاى غيبت، بهتان و افترا.

          4ـ تقويت و رشد خصلت انتقامجويى.

          5ـ كناره‏ گيرى و انزواى شخصيت‏هاى كارآمد علمى، دينى، انقلابى و ....

          6ـ ميدان دار شدن آدمهاى چاپلوس، خبرچين و نان به نرخ روز خور و بى‏تفاوت.

          و...

کانال تلگرامی صدای میانه اشتراک‌گذاری مستقیم این مطلب در تلگرام

نظر شما

۹۶/۹/۱۱ ۱۵:۴۶

سلام برادر اباذری ما ان زمان کوچک بودیم این برنامه هارا ندیدیم واقعیت ها این زحمتها این حال افراد مهم است ازگذشته ننویسید؟؟؟؟؟؟؟ !!!!!

۹۶/۹/۱۱ ۰۷:۳۶

با سلام به محضر استاد بزرگوار حاج آقای اباذری عزیز. هر وقت مطالب شما را می خوانم به آینده این انقلاب و مردم امیدوارتر می شوم. خدا به اخوی تان مرحوم حاج عادل و پدرتان مرحوم حاج حسن رحمت کند. شما از خانواده اصیل و نجیبی هستید. خدا قلمتان را همچنان گیرا تر و شیواتر کند . حاج آقای اباذری بنوسید تا چهره های پشت پرده و نقاب دار بعضی ادم ها و گروه ها در این شهرستان برای جوانان امروز واضح و اشکار شود. جنابعالی حتما می دانید آنهایی که بقول خودشان حمله کردند و کمیته میانه را به تصرف خود درآوردند و بر علیه حاج اقای حججی جو سازی کردند و برای آن افتخار هم می کنند امروز بر علیه حسن روحانی پنجه می زنند ای کاش این را هم تصریح می فرمودید. من چون خودم از نزدیک شاهد این قضایا بودم حرف های زیادی برای گفتن دارم ولی ....

۹۶/۹/۱۰ ۱۷:۴۹

اگر انقلاب معیارهاش باقی بماند مردم هم انقلابی میمانند ولی اگر مسولین انقلاب منحرف شوند قطعا مردم نیز نمیخواهند

۹۶/۹/۱۰ ۱۳:۱۹

مهم برای من نوعی این است که آن دوران ها را ندیده ایم یا کم حس کرده ایم و خواندن چنین مطالبی حاوی نکات بسیاری ست.

۹۶/۹/۱۰ ۱۲:۳۸

متولد چه سالی هستی طاهرجان

۹۶/۹/۱۰ ۱۰:۰۷

بلی نشملات مملکت ما سه تیغ کردن اقایان هستش و پیراهن رو شلوار .این دوتا رعایت بشه.مملکت گلستان میشه

۹۶/۹/۱۰ ۰۹:۵۶

همیشه مقالات استاد اباذری ،را دو سه بار می خوانم و انگار خواننده را به آن دوران می برد.

۹۶/۹/۱۰ ۰۶:۵۵

قدر زر زرگر بداند ، قدر گوهر گوهری

از لطف جنابعالی سپاسگزارم

۹۶/۹/۱۰ ۰۰:۴۲

انصافا اسناد و روایت دانشمند گرامی اقای اباذری خیلی مستند و واقعی میباشد ...آقایان که خود شان یک پای اختلاف بودند نباید تاریخ سیاسی میانه را تحریف نمایند...

۹۶/۹/۱۰ ۰۰:۳۵

شما چرا مخاطبتان فقط زنهاست لطفا بفرمایید یه زمانی آقایان از ترس کمیته نمیتوانستن سه تیغ کنن یا پیراهن آستین کوتاه یا شلوار جین و ... بپوشن ولی الآن دارن ....

۹۶/۹/۹ ۲۱:۵۸

محقق ارجمند جناب اباذری

روایتگری جنابعالی با تدوین تاریخ اخیر ما در حیطه رخدادهای انقلابی بسیار ارزشمند و قابل استفاده پژوهشگران است. جا دارد به قدر خود تقدیر بکنم.

۹۶/۹/۹ ۲۱:۱۶

احسنت.ملاک حال انسانهاست.
بایددیدان افراددرچه مسولیت های قراردارند؟چقدرازسفره انقلاب بهره بردند؟ایابه ارمان واعتقادهای اولیه انقلاب درعمل هم پایبندبودندیاخیر.

۹۶/۹/۹ ۲۱:۰۸

روزی بود زنان و دختران این سرزمین از ترس کمیته نمیتونستن جوراب رنگ پا بپوشن و بیان بیرون. ولی الان برید ببینین خود کمیته ها دختراشون چه حجابی دارند مثلا

۹۶/۹/۹ ۲۰:۴۷

انقلابی بودن مهم نیست انقلابی ماندن مهم است

۹۶/۹/۹ ۱۹:۰۵

کاش می شد الان به اون تند رو ها دسترسی پیدا کرد و دید در چه مقامی هستندو فرزندان و به خصوص دخترانشان با چه پوششی و چه حجابی حاضر هستند.کاش می شد.

پیشگیری از کرونا

از برخورد نزدیک با افراد دارای علایم بیماری خودداری نمایید.

اخبار روز