کد خبر: ۷۳۷۱۵
۲۱۲ بازدید
۲۰ دیدگاه

قاتلان علی(ع) چه کسانی بودند؟ خوارج در نگاه شهید مطهری /عبدالرحیم اباذری

۹۶/۳/۲۸
۱۰:۲۷

عبدالرحیم اباذری /یکی از اعمال مستحبی اولین شب احیاء ، شب 19ماه رمضان ، گفتن صد مرتبه ذکر« اللهم العن قَتَله امیر المومنین علیه السلام » است تا بدین وسیله از آنها اعلام تبری و انزجار کنیم . آن چه روشن است قاتلین آن حضرت گروه خوارج بودند و ابن ملجم نیز به نمایندگی از این تفکر به این جنایت تاریخی اقدام کرد ، حال  در کنار عمل به این مستحب چه خوب است که درباره گروه انحرافی خوارج نیز تاملی داشته باشیم و با ویژه گی های اخلاقی  وفکری آنان آشنا بشویم.

 برخوردهاي شگفت انگیز گروه خوارج با  اميرمومنان که در کتب تاریخی گزارش شده است هر انسان منصفی را به تامل وا می دارد وعمق مظلومیت امام اول شیعیان را به خوبی نشان می دهد و در عین حال عبرت و تجربه های ارزشمندی را در اختیارما مسلمانان امروز قرار می دهد.

مورخان نوشتند آنها  وارد مسجد کوفه مي‌شدند و در سخنراني‌ها و خطبه‌هاي آن حضرت اختلال به وجود مي‌آوردند و چون با برخوردهاي منطقي، مستدل و متين امام علي(ع) مواجه مي‌گشتند بيشتر عصباني مي‌شدند و شروع به ناسزاگوئي و فحاشي مي‌كردند و مي‌گفتند:« قاتله ‌الله كافراً ما أفقهه » ( وسائل الشیعه ،ج2، ص106 ) خدا او را در حال  كفر بكشد چقدر عالم و فقيهِ حاضر جوابی است! آنها در مسجد حاضر مي‌شدند؛ اما به آن حضرت اقتدا نمي‌كردند چون او را به خیال خود كافر مي‌پنداشتند و در مقابل آن حضرت مسجد ومحراب ضرار بر پا می کردند.

روزي حضرت درحال نماز بود يكي از خوارج به نام "ابن الكوّاء"وارد شد و با صداي بلند آيه 69 از سوره زمر را خواند: « و لقد أوحي اليك و الي الذين من قبلك لئن اشركت ليحبطنّ عملك و لتكونن من الخاسرين. ( بحارالانوار،ج41،ص48(

او مي‌خواست با اين آيه به حضرت طعنه زده و بگويد:‌اي علي! اگرچه سابقه تو روشن است و پيامبر تو را برادر خود خوانده و تو اول كسي هستي كه به او ايمان آوردي و در ليله‌ المبيت به جاي او خوابيدي و ايثار كردي؛ اما اين را بدان كه «ملاك، حال فعلي افراد است! » تو اكنون كافر شدي و اعمال گذشته ات را به هدر دادي.

حماقت، جهالت و کله شقی خوارج  سبب شد كه در نهايت آنها امام نخست شيعيان را در محراب نماز و مسجد به شهادت رساندند. فضا را به قدري مسموم و آلوده ساخته بودند كه وقتي اين خبر در ميان مردم انتشار يافت اغلب تعجب كرده و از هم مي‌پرسيدند و مي‌گفتند: مگر علي هم نماز مي‌خواند كه در محراب به قتل رسيده باشد؟

 شهيد بزرگوار آيت‌الله مطهري بعد از نقل اين ماجراي تلخ مي‌نويسد:

 « واي به حال جامعه مسلمين از آن وقت كه گروهي خشكه مقدس، يك دنده جاهل بي‌خبر، پا را به يك كفش كنند و به جان اين و آن بيفتند! چه قدرتي مي‌تواند در مقابل اين مارهاي افسون ناپذير ايستادگي كند؟ كدام روح قوي و نيرومند است كه در مقابل اين قيافه‌هاي زهد و تقوا تكان نخورد؟ جمعيتي كه پيشانيشان از كثرت عبادت پينه بسته، مردمي مسلكي و ديني اما در عين حال سدّ راه اسلام، مردمي كه خودشان خيال مي‌كنند به نفع اسلام كار مي‌كنند اما در حقيقت دشمن واقعي اسلامند » (جاذبه ودافعه علي،ص150(

شهيد مطهري كه در زمان خود چون مرتب گرفتار اين جور آدم‌هاي نامتعادل بود در جاي ديگر در توصيف آنان مي‌نويسد:

« اگر بخواهيد بفهميد جمود با دنياي اسلام چه كرده است همين موضوع را درنظر بگيريد كه علي بن ابي طالب را چه كشت؟... اگر بگوييم علي را چي كشت بايد بگوييم: جمود، خشك مغزي، خشكه مقدسي. همين‌هايي كه آمده بودند علي را بكشند از سر شب تا صبح عبادت مي‌كردند. واقعاً خيلي تاثر آور است! علي به جهالت و ناداني اينها ترحّم مي‌كرد. تا آخر هم حقوق اينها را از بيت المال مي‌داد و به اينها آزادي فكري مي‌داد؛ اما بالاخره آنها توطئه چيدند حضرت را به شهادت رساندند.
 ابن ابي الحديد مي‌گويد: اگر مي‌خواهيد بفهميد كه جمود و جهالت چيست؟ به اين نكته توجه كنيد كه اينها وقتي قرار گذاشتند اين كار را بكنند مخصوصاً شب نوزدهم رمضان (اولين شب قدر) را انتخاب كردند. گفتند ما مي‌خواهيم خدا را عبادت بكنيم و چون مي‌خواهيم امر خيري را انجام بدهيم پس بهتر اين است اين كار را در يكي از شب‌هاي عزيز قرار بدهيم كه اجر بيشتري ببريم.» (اسلام و مقتضيات زمان،ج1،ص68.)

آن شهيد بزرگوار در توصيف بعضي از شاخصه‌هاي خوارج، تعبيرات و جملات دقيق و ظريفي دارد كه امروز لازم است در آن  دقت و تامل بیشتری بکنیم. آن شخصيت بزرگ مي‌نويسد:

« اينها مردم تنگ نظر و كوته ديد بودند. در افقي بسيار پست فكر مي‌كردند. اسلام و مسلماني را در چهار ديواري انديشه‌هاي محدود خود محصور كرده بودند. مانند همه كوته نظران ديگر، مدعي بودند كه همه بد مي‌فهمند و يا اصلا نمي‌فهمند و همگان راه خطا مي‌روند و همه جهنمي هستند. اين گونه كوته نظران، اول كاري كه مي‌كنند اين است كه تنگ نظري خود را به صورت يك عقيده ديني در مي‌آورند. رحمت خدا را محدود مي‌كنند. خداوند را همواره بر كرسي غضب مي‌نشانند و منتظر اين كه از بنده‌اش لغزشي پيدا شود و به عذاب ابد كشيده شود... اينها چون جاهل بودند، تنگ نظر بودند و چون تنگ نظر بودند زود تكفير و تفسيق مي‌كردند تا آنجا كه اسلام و مسلماني را منحصر به خود مي‌دانستند. » (جاذبه ودافعه امام علي،ص 158(

ایشان  در جاي ديگر مي‌نويسد:

« تقواي ظاهري خوارج طوري بود كه هر مومن نافذالايماني را به ترديد وا مي‌داشت جوّي تاريك و مبهم و فضايي پراز شك و دودلي به وجود آمده بود. آنان دوازده هزار نفر بودند كه از سجده زياد، پيشاني شان و سرزانوهايشان پينه بسته بود. زاهدانه مي‌خوردند و زاهدانه مي‌پوشيدند و زاهدانه زندگي مي‌كردند. زبانشان همواره به ذكر خدا جاري بود، اما روح اسلام را نمي‌شناختند و وثاقت اسلامي نداشتند. همه كسري‌ها را با فشار بر روي ركوع و سجود مي‌خواستند جبران كنند. تنگ نظر، ظاهر پرست، جاهل و جامد بودند و سدّي بزرگ در برابر اسلام. علي عليه السلام مي‌فرمايد: تنها من بودم چشم اين فتنه را در آوردم. احدي غير از من جرات بر چنين اقدامي نداشت و هنگامي دست به چنين اقدامي زدم كه موج تاريكي و شبهه ناكي آن بالا گرفته، هاري آن فزوني يافته بود... اين من بودم كه خطر بزرگي را كه از ناحيه اين خشكه مقدسان متوجه شده بود، درك كردم. يشاني‌هاي پينه بسته اينها و جامه‌هاي زاهدانه و زبان‌هاي دائم الذكرشان نتوانست چشم بصيرت مرا كور كند. من بودم كه دانستم اگر اينها پا بگيرند چنان اسلام را به جمود و تقشّر و تحجّر و ظاهر گرائي خواهند كشاند كه ديگر كمر اسلام راست نشود.») سيري در نهج البلاغه.ص 186-185(

شهيد مطهري (رضوان‌الله عليه) در اين خصوص بيان صريح‌تري دارد و مي‌نويسد: 

« خطر جهالت اين گونه افراد و جمعيت، بيشتر از اين ناحيه است كه ابزار و آلت دست زيرك‌ها قرار مي‌گيرند و سدّ راه مصالح عاليه اسلامي واقع مي‌شوند. هميشه منافقان بي‌دين، مقدسان احمق را عليه مصالح اسلامي برمي انگيزند. اينها شمشيري مي‌گردند دردست آنها و تيري دركمان »(جاذبه و دافعه امام علي(ع)،ص151)

« اينها اگر چه با مرور زمان خودشان منقرض شدند و رفتند ولي روح تفكر و مذهبشان كم و بيش در ميان بعضي افراد و طبقات همچنان زنده و باقي است. » (همان، ص 158)

شهید مطهری در کتاب حمسه حسینی در باره مسئله فلسطین و مبارزه با ظلم جمله معروفی دارد و به این مضمون می فرماید : شمر هزار وسیصد سال پیش مُرد و رفت ، تو سعی کن شمر امروزت را بشناس. ایشان در اینجا نیز می خواهد بگوید : خوارج هزار و چهارصد سال پیش منقرض شدند و رفتند تو حالا خوارج زمان خودت را بشناس و ببین چه کسانی امروز گرفتار همان تفکرات ، رفتار ،  کردار و گفتار انحرافی هستد و جامعه را به انحراف سوق می دهند؟ بعد  مانند علی بن ابیطالب علیه السلام در مقابلشان بایست. پس تنها اعلان لعن و انزجارلفظی آن هم فقط در شب 19 رمضان کافی نیست ، این فقط یک تلنگر است تا ما را به تفکر ، تامل ، تحرک و در نهایت به اقدام وا دارد.


منبع : روز نامه جمهوری اسلامی ، یکشنبه ، 28/3/1396

کانال تلگرامی صدای میانه اشتراک‌گذاری مستقیم این مطلب در تلگرام

نظر شما

۹۶/۳/۳۰ ۱۷:۴۵

البته ولایت را بعضی ها در ولایت معنوی یعنی ارشاد و هدایت معنوی جامعه میدانستند و بحث های عمیق هست .

عبدالکریم سروش که البته من مخالفش هستم .
ولایت را یک قضیه عرفانی میداند و ان چیزی که مطرح بوده را زعامت میداند.

لکن اما من نظرم هست بحث زیاد در این موارد بیشتر باعث تفرقه انشقاق میشود
و بنظر بنده

ولایت حضرت علی هم معنوی و اجرایی بوده است .
و حتی پیامبر طبق اسناد مختلف ایشان جانشین خود انتخاب کردن که مطمئنا این طبق فرمان خداوند بوده .چون پیامبر مطیع فرمان های خدا و اجرای ان هست پیامبر طبق فرامین الهی جامعه را اداره میکردند .بدون امر خدا مشورت نمیتوانسته امت اسلامی جانشین معرفی کند.
پس نتیجه میگیریم ولایت حضرت امری بوده که نظری الهی و دستور الهی دخیل بوده است .


اما در اینجا اهل سنت از ولی و ولایت معانی دیگر ابراز میکنند .
اما نکته نقض حرفهایشان اینست .
چگونه طبق استدلال قضیه استخلاف ابوبکر به عمر ولی اعلام میکند .چگونه در اینجا معنی جانشین را اهل سنت میگویند ولی در قضیه ولایت حضرت علی ع ولایت رهبری دینی یا همان مرجع تقلید میشود؟



بحث ها زیاد هست ولایت الهی است یا ارثی .
معانی ولایت چیست ،کاربردها چیست


بیشتر از اینکه ولایت بحث الهی بودنش باشد .
معانی ان بحث اختلاف بوده

۹۶/۳/۳۰ ۱۵:۴۱

سلام اقای اباذزی صریح جواب دهند کجای سخنان اقای روحانی صحیح وکجاش با اعتقادات شیعه مغایرت دارد

۹۶/۳/۳۰ ۱۵:۳۱

«مشروعیت ولایت و حکومت به بیعت مردم وابسته است یا بگوئیم فعلیت زمامداری و حکومت به بیعت مردم وابسته است.»
جمله بالا عین فرمایش مقام معظم رهبری است که بظور مستند در پایین متن کامل را را آوردم و خیلی واضح مشروعیت ولایت وحکومت را رای و بیعت مردم می دانند . حضرت امام نیز همین نظر را دارند و آقای روحانی هم همین مطلب را گفته است . بر خلاف حضرت آیت الله مکارم و حضرت آیت الله مصباح که رای مردم را صوری ، تزیینی و تشریفاتی می دانند. در نظام جمهوری اسلامی اگر امر دایر بر نظر ولی فقیه و مرجعیت باشد نظر ولی فقیه مقدم است. توصیه می شود در این مورد مطالعه بیشتر نمایید مخصوصا آثار شهید مطهری و شهید بهشتی را حتما ببینید

۹۶/۳/۳۰ ۱۲:۱۲

 

 

۹۶/۳/۳۰ ۰۰:۰۸

باسلام مشروعیت وحق ولایت امام معصوم ازناحیه خداست مردم هیچ نقشی دراین مورد ندارندوامامقبولیت باید ازطرف مردم باشد وعدم مقبولیت امام سلب ولایت ازامام نمیکند وکسی را که مردم قبول ولی ازطرف خدا نصب نشده باشد حق ولایت ندارد اگرچه مردم صدرصد اوراقبول داشته باشند

۹۶/۳/۲۹ ۱۸:۳۳

با سلام و عرض پوزش با توجه به معنای مردم سالاری دینی که توسط امام و رهبری در موارد متعدد ارائه شده است این اصل در حیطه امامت ورهبری امامان معصوم و پیامبران الهی نیز صادق است . یعنی به این معنا که آن بزرگان در مرحله ثبوت و واقع از جانب خدا منصوب به امامت هستند و معصوم هم می باشند ولی اگر بخواهند این مسئولیت به مرحله اثبات برسد و وجود خارجی پیدا کند باید مقبولیت مردمی داشته باشند ومردم آنها را بخواهند. چنان که هر دوی این مرحله برای حضرت محمد (ص) رخ داد و ایشان هم در مرحله اثبات و هم در مرحله ثبوت پیامبر شدند و به رسالت و امامت ورهبری خود عمل کردند. اما امام علی علیه السلام وقتی 25 پنچ سال خانه نشین شد اگر چه در واقع امام مردم بود و عصمت هم داشت ولی چون به خاطر شیطنت در سقیفه وهر دلیل دیگری مقبولیت مردمی پیدا نکردند نتوانست امامت و رهبری ایشان به مرحله اثبات هم برسد ولی وقتی بعد از مرگ عثمان مردم به سراغشان رفتند قبول کرد و رهبری خویش را به مرحله اثبات هم رسانید . پس به این معنا سخن روحانی درست می باشد.
چنان که فرمایش رهبری هم ناظر به همین معناست که می فرمایند: «مسأله اساسی ای که بنده بارها بر آن تأکید کرده‌ام، این است که اسلام‌گرایی در نظام اسلامی، از مردم‌گرایی جدا نیست. مردم‌گرایی در نظام اسلامی، ریشه اسلامی دارد. وقتی ما میگوییم «نظام اسلامی»، امکان ندارد که مردم نادیده گرفته شوند. پایه و اساسِ حقّ مردم در این انتخاب، خود اسلام است؛ لذا مردمسالاری ما - که مردمسالاری دینی است - دارای فلسفه و مبناست. چرا باید مردم رأی دهند؟ چرا باید رأی مردم دارای اعتبار باشد؟ این متّکی بر احساسات توخالی و پوچ و مبتنی بر اعتبارات نیست؛ متّکی بر یک مبنای بسیار مستحکم اسلامی است. پس یکی از عرصه‌هایی که امام همواره بر آن تأکید میکرد و آن را در ساخت نظام اسلامی کار گذاشت و برای همیشه آن را ماندگار کرد، مسأله حضور مردم در انتخاب مسؤولان نظام و منتهی شدن مسؤولیتها به اراده و خواست مردم است» .
( 14/3/1380 بیانات رهبری در مراسم سالگرد امام)
مقام معظم رهبری در جای دیگر فرمایش صریح تری دارند و می فرمایند:
«در اسلام به نظر مردم اعتبار داده شده؛ رأی مردم در انتخاب حاکم و در کاری که حاکم انجام میدهد، مورد قبول و پذیرش قرار گرفته. لذا شما میبینید که امیرالمؤمنین (علیه الصّلاة و السّلام) با اینکه خود را از لحاظ واقع منسوب پیغمبر و صاحب حق واقعی برای زمامداری میداند، آنوقتی که کار به رأی مردم و انتخاب مردم میکشد، روی نظر مردم و رأی مردم تکیه میکند. یعنی آن را معتبر میشمارد و بیعت در نظام اسلامی یک شرط برای حقانیت زمامدارىِ زمامدار است. اگر یک زمامداری بود که مردم با او بیعت نکردند، یعنی آن را قبول نکردند، آن زمامدار خانه‌نشین خواهد شد و مشروعیت ولایت و حکومت به بیعت مردم وابسته است یا بگوئیم فعلیت زمامداری و حکومت به بیعت مردم وابسته است. آن وقتی که بعد از قتل عثمان مردم آمدند اطراف خانه‌ی امیرالمؤمنین را گرفتند، امیرالمؤمنین خطاب به مردم نفرمود که شما چه کاره‌اید؟ رأی شما چه تأثیری دارد؟ فرمود: «دعونی و التمسوا غیری»؛ وقتی میخواست استنکاف کند از قبول خلافت و زمامداری، به مردم گفت من را رها کنید، به سراغ دیگری بروید. یعنی اراده‌ی شما، خواست شما، انتخاب شماست که تعیین کننده است؛ پس از من منصرف بشوید، به سراغ دیگری بروید. در مکاتباتی که امیرالمؤمنین با معاویه در پیش از جنگ صفین داشتند و استدلال میکردند؛ هر کدام یک دلیلی، استدلالی در نامه‌ی خود می آوردند - هم معاویه به یک چیزهائی استدلال میکرد تا روش سیاسی خودش را توجیه کند، هم امیرالمؤمنین استدلال هائی میکردند - آنجا یکی از جملاتی که امیرالمؤمنین به کار برده و احتمال میدهم بیش از یک بار هم امیرالمؤمنین این را به کار برده این است که: «انّه بایعنی القوم الّذین بایعوا ابابکر و عمر»؛ یعنی تو چرا در مقابل من میایستی و تسلیم نمیشوی، در حالی که همان مردمی که با ابوبکر و عمر بیعت کرده بودند و تو به خاطر بیعت آن مردم خلافت آنها را قبول داری، همان مردم با من هم بیعت کردند. یعنی مشروعیت دادن به رأی مردم و بیعت مردم؛ این یک اصل اسلامی است. لذا بیعت یکی از چیزهای اصلی بود. اگر کسی به عنوان خلیفه انتخاب میشد، مردم اگر بیعت نمیکردند، هیچ الزامی نبود که دیگران او را خلیفه بدانند. » (سخنان آیت‌الله خامنه‌ای در خطبه های نماز جمعه ۲۲ خرداد ۱۳۶۶)



اگر این اصل را قبول کنینم در سایر امامان بعدی هم همین گونه است آنها در واقع امام مردم بودند و از طرف خدا هم منصوب بودند معصوم هم بودند و لی چون بنا به هر دلایلی مردم در صحنه حاضر نشدند و مقبولیت مردمی آنها به مرحله عمل نرسید نتوانسنتد امامت خویش را به مرحله ظهور و اثبات برسانند. این کجایش سنی گری است؟ این عقیده ناب تشیع می باشد
حتی اگر جسارت نباشد این اصل در مورد امامت و ولایت حضرت حجت ( عج) نیز جاری و صادق است آن بزرگوار هم اکنون و در واقع از سوی خدا منصوب به امامت هستند ولی چون هنوز مقبولیت مردمی ندارند نمی توانند ظهور کنند آن وقتی ظهور خواهند فرمود که مردم دنیا با تمام وجود ایشان را بخواهند و حمایت بکنند به تعبیری آن 313 نفر وجود خارجی پیدا کنند که البته این هم معنای خاص خودش را دارد. پس این موضوع اختصاصی به معصوم وغیر معصوم ندارد و شامل امامت ورهبری هر دو می شود. البته نظر حضرت آیت الله مصباح و آقای مکارم با نظر امام و رهبری از حیث مشروعیت و مقبولیت اندکی فرق می کند که باید در جای خود بحث و دنبال شود.

۹۶/۳/۲۹ ۱۵:۰۰

تفکرات واظهارنظرهای اقای روحانی ته چی شباهت دارد

۹۶/۳/۲۹ ۱۴:۱۰

سلام نظر شما در مورد افاضه جدید اقای روحانی درمورد فرمایش علی(ع) چیست؟

۹۶/۳/۲۹ ۱۱:۲۹

دست مریزاد استاد . واقعا نکات ظریفی را مطرح کردید که درد جامعه امروز ما می باشد. خطر این افراد به مراتب از دشمنی امریکا و اسرائیل بدتر است.

۹۶/۳/۲۹ ۰۹:۲۷

باسلام.واقعا ممنونم از مطالب زیبایتان.بخصوص این قسمت (آن شهيد بزرگوار در توصيف بعضي از شاخصه‌هاي خوارج، تعبيرات و جملات دقيق و ظريفي دارد كه امروز لازم است در آن دقت و تامل بیشتری بکنیم. آن شخصيت بزرگ مي‌نويسد:

« اينها مردم تنگ نظر و كوته ديد بودند).به نظرم این مطلب برای الان هم صدق میکنه بخصوص شهرستانها!!!!

۹۶/۳/۲۹ ۰۸:۰۹

علاوه بر مطالب فوق باید افزود که یکی از راه‌های شناخت کلام شخصیت‌های برجسته دینی و تاریخی، شناسایی سخنان آنها از نوع سبک و سیاق هر کدام آنان و درجه فصاحت و بلاغت سخنان آنها است. با این حساب اگر کسی در نهج البلاغه نیک بیاندیشد، آن را دارای یک اسلوب ویژه، و از حیث فصاحت و بلاغت در اوج، خواهد دید و به یقینی در می‌یابد که تمامی این سخنان از یک شخص صادر شده است و از آنجایی که به تواتر و به صورت یقین انتساب برخی از سخنان آن به امام علی ـ علیه السّلام ـ روشن است، معلوم می‌گردد که کل نهج البلاغه سخنان نورانی و حقیقت نمای امیرالمؤمنین علی ـ علیه السّلام ـ است.

۹۶/۳/۲۹ ۰۷:۴۰

علاوه بر داعش ، عملکرد بعصی مخالفان آقای روحانی هم انصافا بی شباهت به خوارج نیستند متاسفانه

۹۶/۳/۲۸ ۱۹:۴۵

امام را خدا تعیین می کند ولی با قبول مردم حجت بر او تمام می شود وعهده دار زعامت مردم در بعد سیاسی واجتماعی و... می شود ولی امام بودن امام مشروط به خواست مردم نیست

۹۶/۳/۲۸ ۱۹:۳۸

سلام
متاسفانه علمای ما هم دچار کم کاری شده اند ‌و جامعه ما وضعیت عمل زدگی و قشری نگری درمسایل دینی دارد که بنوبه خود زمینه برخی انحرافات را فراهم اورده ایت الله بهجت وبرخی علمای ربانی مقایسه ای بین علمای سابق ومعاصر داشته اند و تهذیب نفس را در علمای سابق نسبت به اکنون برجسته تر دانسته اند بی گمان مردم بیشتر از سخنان علما از نفوس انها بهره می برند اگر خود علما بهره مند از تزکیه روحی باشند مردم هم بدنبال انها راه خواهند افتاد والا اگر خود علما دنبال توده مردم راه بیافتند نتیجه ای جز معضلات اخلاقی وسیاسی واجتماعی کنونی نخواهیم داشت

۹۶/۳/۲۸ ۱۸:۵۸

سلام
متاسفانه با وجود انکه جامعه وحکومت ما دینی است هنوز هم که هنوز است گرفتار سطحی نگری در شناخت دین بلکه در شناخت اکثر مقولات فرهنگی هستیم اشاره داشتید خوارج‌روح اسلام را نمی شناختند اری در اسلام منظور از عبادت کسب شناخت است انجا که خداوند در قران می فرماید «ماخلقت الانس والجن الا لیعبدون انسانها واجنه را جز برای عبادت نیافریدیم » علما لیعبدون را لیعرفون معنا کرده اند ومنظور از عبادت را شناخت پروردگار دانسته اند بنابراین وقتی اعمال اطاعات واذکار ما منتهی به شناخت پروردگار نشود درواقع هدف از انجام انها براورده نشده و ما درجا خواهیم زد واگر به دام داعش وخوارج گرفتار نشویم در سطوح پایین گرفتار امثال انها خواهیم شد

۹۶/۳/۲۸ ۱۵:۱۸

چرا نظراتی که با شما موافق نیستند نمیگذارید این هم ماموریت رسانه شماست

۹۶/۳/۲۸ ۱۴:۵۰

سلام ازدیدگاه علی (ع) امام را خدا انتخاب میکند یا مردم ؟

۹۶/۳/۲۸ ۱۴:۰۰

سلام علی را جهل مردم ومهم تر ازان بی بصیرتی خواص کشت قاتلهم الله

۹۶/۳/۲۸ ۱۲:۵۸

با سلام مقاله خوبی بود دقت کنید داعش و خوارج توی این موارد شبیه هم هستند .

زن زائو شکم میدریدند امروزه هم داعش همین کار با اسلام میکند .
داعش و خوارج از یک ریشه جهل فکری هستند.

اخبار روز