
همیشه در آستانه انتخابات بهترین منتقد و تحلیل گر (سیاسی ، اقتصادی ، اجتماعی و ...) هستیم ولی بعد از انتخابات مثل مردم عادی بی تفاوت به مسائل می باشیم بهترین کار این است که از همین الان با تشکیل اتاق فکر با ویژگی های ( جمع اندیشی ، تولید فرآورده های فکر و انتقال به نمایندگان و مسئولان ،معطوف بودن کوششها به مسایل روز ،درگير نشدن در مسايل اجرايي و تشريفات رسمي سياست گزاري با عضویت افراد متخصص به عنوان اعضای انتخاب شده و به دور از عوامل بازدارنده ارايه تفكر خلاق، مانند قضاوت عجولانه و … به تصميمگيري بپردازیم .
بهترین و نخبه ترین نمایندگان و مسئولان ( اقتصادی ، سیاسی ، اجتماعی و .... ) بخاطر گرفتار شدن در، گیر و دار مسایل کشوری و اجرایی روزمره نمی توانند فرصت چنداني براي تفكر و انديشه خودیابند و در خوشبينانهترين حالت، اگر هم فرصت اين كار را بيابند در تصميمگيري ، تكيه بر تفكر منفرد دستيابي به موفقيت را تضمين نميكند تا باعث پیشرفت و حل مشکلات کشور و منطقه خود باشند، این پیشرفت تنها با ايجاد ساختاری است كه بتوان از طريق آن فكر را غني و بارور ساخت.
لازمه رشد یک جامعه اندیشه ورزی می باشد اتاق فکر ساختاری برای تفکر روشمند جمعی می باشد روشمندی در این ساختار بسیار مهم است چرا که تفکر جمعی روش دارد و فعالیتی سلیقهای به شمار نمیآید.
اتاق فکر ، مرکز مطالعات پژوهشی می باشد که در آن مطالعات و تحقیقات کاربردی انجام می شود و برای حل مشکلات کشور، منطقه و مسائل ، خلق ایده های نو، جدید و تدوین ایده های کلی شکل گرفته و پیشنهادهای خام به سیاست ها و برنامه های دقیق و قابل اجرا تبدیل می شود تا بتواند باعث رشد کشور و منطقه باشد.
اتاق فکر دارای نقش ارزشمندی در تعاملات سیاسی ، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی و تاثیر آن در توسعه و ارتقای سازمان ها ، به ویژه سازمان های که ارایه دهنده خدمات به قشرهای متفاوت جامعه در مناطقی که خدمات زیادی در انجا انجام نشده است می تواند داشته باشدو باعث پیشرفت و حل مشکلات آن منطقه باشد.
اتاق فکر باید دارای روش و قاعده ای خاص باشد که در ان حضور یک رئیس ( البته نه از نوع روسای خود محور ) برای اداره نمودن جلسه و یک دبیر برای ثبت پیشنهادهای صورت گرفته با استفاده از برخی ابزار و امکانات تشکیل جلسه بدهند البته همیشه باید به این موارد توجه شود 1 – اظهار نظر آزاد و بیواسطه و هر چند غیرمعمول بلامانع است (از ایدههای غیرمعمول استقبال میشود).2 – به هیچ اندیشه ای انتقاد نمیشود (انتقاد ممنوع است).3 – حداکثر نظرات ارایه و جمعآوری میشود (تاکید بر کمیت نظرات و ایدههاست).4 – تکوین نظرات در مدت معین صورت میگیرد (ایدهها ترکیب و بهبود پیدا میکنند).
نمایندگان و مسئولان عزیز با شرکت در این جلسات و پاسخ دادند به سوالات و توجه نمودن به انتقادات ، پیشنهادات منطقی از طرف اعضا و احترام گذاشتند به آنها باعث پیشرفت و حل مشکلات منطقه باشند ، ما باید قبل از هر چیز به فکر تاسیس این اتاق فکر در شهرمان باشیم بعدخواستار این باشیم که شهر و منطقه مان پیشرفت و مشکلاتش حل شود.
تاریخچه اتاق فکر(Think Tank)
نسل اول اتاقهاي فكر ايالات متحده، موسسات مطالعاتي و تحقيقاتي بودند كه در دهه اول قرن 20 باهدف انجام پروژههاي آكادميك، تربيت نخبگان سياسي، جهت دهي غيرمستقيم سياستهاي دولت بدون جهتگيري سياسي و يا گرايش به جناح سياسي خاص شكل گرفتند. موسسه تحقيقاتي دولتي (The Institute for Government Research 1916) ، موسسه بروكينگز 1972 (Brookings Institution) و موسسه دست راستي آمريكن اينترپرايز (The American Enterprise) ، مهمترين نمونههاي نسل اول اتاقهاي فكر در ايالات متحده ميباشند.
نسل دوم اتاقهاي فكر در ايالات متحده تقريبا همزمان با پايان جنگ جهاني دوم پا به عرصه وجود نهادند. جهتگيري اين اتاقهاي فكر باتوجه به شرايط جديد بينالمللي (ظهور ابر قدرتهاي جديد و انزواي اقتصادي، سياسي و نظامي اكثر كشورهاي اروپايي، آغاز دوران جنگ سرد و ديگر ملزومات يك جهان دوقطبي) بسيار متفاوت با نسل اول اتاقهاي فكر بود. شركت RAND طرف قرارداد نيروي هوايي ارتش ايالات متحده (1948)، موسسههادسون (Hudson Institute) و موسسه اربن (Urban Institute) نمونههايي از اتاقهاي فكر نسل دوم ايالات متحده ميباشند.
نسل سوم اتاقهاي فكر تقريبا تحولي عظيم در موسسات مطالعاتي تحقيقاتي به وجود آوردند. اين نسل از اتاقهاي فكر همزمان با اوج مصرفگرايي و سرمايهداري در آمريكا به وجود آمدند. تلاش عمده اين نسل از اتاقهاي فكر، يافتن بازار مناسب براي محصولات به اصطلاح روشنفكرانه و عالمانه خود بود. مركز مطالعاتاستراتژيك و بينالمللي(The center for strategic and (international studies ، بنياد هريتج (Heritage Foundation 1963) و موسسه كاتو (CATO 1997) نمونههايي از اتاقهاي فكر نسل سوم آمريكا ميباشند.
اکنون در کشورهای پیشرفته به کودکان 8 ساله تفکر را آموزش میدهند. «رابرت فیشر»
«دوبونو» مخترع تفکر جانبی میگوید «من دکترهایی را دیدیم که اندیشه کردن بلد نبودند».


