کد خبر: ۱۳۶۶۹۲
۵۹۵ بازدید
۷ دیدگاه (۶ تایید شده)

یاد معلمان دوره دبستان گرامی باد

۱۴۰۳/۲/۱۲
۱۹:۳۸




امروز 12 اردیبهشت ، روز شهادت شخصیت علمی و دانشمند بزرگ ، شهید آیت الله مرتضی مطهری است که در سال 1358 هنوز سه ماه از پیروزی انقلاب نگذشته بود، توسط ایادی جهل و نادانی و خوارج مسلکان تندرو ترور شد و به شهادت رسید . افکار و اندیشه های این فیلسوف فقیه ، چراغ راه و سبک زندگی برای بشر از گهواره تا گور است و به همین حقیقت روز شهادت او را « روز معلم » نام نهادند.

نقش سرنوشت ساز معلم در تعلیم و تربیت انسان بر کسی پوشیده نیست به همین سبب گفتند کار معلمی شغل نیست بلکه از جنس کار انبیاست که شخصیت آدم ها را شکل تعالی می دهد و الهی می سازد.

امروز ناگهان بیاد معلم های دوران مدرسه ابتدائی ام افتادم و آنهایی که هر وقت بیادشان هستم  دلتنگشان می شوم ، چرا که وقتی فکر می کنم می بینم در همان مقطع ابتدائی چقدر در شکل گیری شخصیت من و همکلاس هایم  مؤثر و مفید بودند به خصوص معلم کلاس اولم.

من تحصیلات دوره ابتدائی را در دبستان « 25 شهریور» سابق ، 17  شهریور فعلی ، واقع در انتهای محله « دره خرمن» شهرستان میانه گذرانده ام که آقایان: مسعود جمشیدی ( مدیر) ، عسگر پزشکی ( ناظم ) و عیسی رحیمی ، روح الله جعفری ، حسن امامی ، حمید احقری و علی حسین خمسه ای ( معلمان ) مدرسه بودند و چقدر بی ریا ، مخلصانه و دلسوزانه در تعلیم و تربیت دانش آموزان تلاش می کردند. به خصوص معلم کلاس اولم که خواندن و نوشتن حروف الفبا را به من آموخت ، یک عالمه صفا و صمیمیت داشت ، همین طور تشرها و تذکر های پدرانه مدیر و ناظم محترم  وقتی بچه  ها در صف صبحگاهی ، هنگام به خط شدن و یا در زنگ تفریح ، بازی گوشی و شیطنت می کردند ؛ برایم خاطره انگیز است.

سال سوم تحصیلى، معلم کلاس ما آقاى امامى بود. او یک انسان متین، کم حرف، درون گرا  بود.  با این که در ظاهر چندان ادعای تدین  نداشت  اما یک روز  برخلاف فضاى حاکم ،  سر کلاس خطاب به بچه ‏ها گفت: هرکس یک نماز چهار رکعتىِ صحیح بخواند در اخلاق به او نمره ى بیست خواهم داد. از میان 25 - 30 نفر شاگرد، فقط من و آقای منوچهر تقى پور اعلان آمادگى کردیم. آقاى امامی روى میزش را خالى کرد و ما دو نفر به نوبت روی میز رفتیم و نماز بجا آوردیم. این گونه امور در آن دوران ستمشاهى، آنهم در محیط مدارس دولتى از سوى معلم پیشنهاد بشود یک پدیده خلاف معمول  و غیر متعارف بود و جرأت و اقتدار لازم مى‏طلبید. حداقلش این بود که فرد فوق به کودنى  و اُملی متهم مى ‏شد.

هر وقت سیمای مدیر ، ناظم و معلمان دوره ابتدائی ام در ذهنم تداعى مى ‏کند سراپای وجودم پر از احساس ارادت ، کوچکى  و شاگردی می گردد ، بعضی از آنها چشم از این دنیای ناپایدار فرو بسته و به ابدیت پیوستند و رفتند ، بعضی های دیگر هنوز در قید حیات اند  و گاهی توفیق  زیارتشان حاصل می شود؛ از درگاه خدای متعال برای آنهایی که کوچ کردند ، رحمت ، مغفرت و علو درجات و برای آنهایی که هستند ، سلام ، سلامتی ، نشاط ، شادابی و موفقیت در تمام عرصه های مختلف زندگی آرزومندم و در مقابلشان سر تعظیم فرود می آورم.

12 اردیبهشت 1403

کانال تلگرامی صدای میانه اشتراک‌گذاری مستقیم این مطلب در تلگرام

نظر شما

۰۳/۲/۱۳ ۱۵:۲۲

با تشکر از اظهار نظری که مرقوم داشتید

جوابی که به آقای « محفوظ به دلایلی » دادم ، روشن شد، همان طوری که خودتان هم اشاره کردید منظورم ترس از رژیم شاهنشاهی نبود چون اقدام آقای امامی و سایر معلمان محترم که اشاره کردید ضرری برای رژیم نداشت ، اما فضایی که حزب توده ای ها ایجاد کرده بودند اینگونه کارها علامت عقب ماندگی تلقی می شد. همین ،

البته اگر یک فردی فعالیت سیاسی و مبارزاتی انجام می داد از سوی رژیم فوری دستگیر می کردند و به حسابش می رسیدند چنانکه آقای داوود بلوری را که یکی از فعالان عرصه سیاسی بود چند سالی زندانی کردند یا آقای سید سجاد حججی را به خاطر یک سخنرانی در بازار میانه در اربعین سال 1342 ، شبانه کماندوها ریختند به منزلش خانواده و بچه هایش را مورد هتک حرمت و شتم و ضرب قرار دادند به طوری که همسرشان به وضع حمل زود رس فرزندش دچار شد. از این که حقیر را به صداقت و عدم دروغ دعوت کردید بسیار سپاسگزارم و همه ما به این تذکرات نیاز مبرم داریم.

۰۳/۲/۱۳ ۱۵:۰۲

با سلام و احترام به همه دوستانی که نظر دادند و از مطالب همه شان استفاده کردم

امیدواریم فرهنگ صداقت و صراحت بیش از پیش در سایت وزین صدای میانه رواج پیدا کند و دوستانی که نظر می دهند و کامنت می گزارند با اسامی واقعی تشریف داشته باشند . متاسفانه فضا به گونه ای است که حتی نظرات معمولی هم با نام مستعار نوشته می شود و این چندان خوشایند نیست.

اما جواب کامنت ( محفوظ بنا به دلایلی )
1 – این که نوشتید قاتلان شهید مطهری از بطن انقلاب بودند ، هرگز حرف درستی نیست ، اینها اگر چه جوانان مذهبی و متعصب بودند ولی هیچ سنخیت و ارتباطی با بنیانگذاران نظام نداشتند و ندارند ، همانطوری که افراطیون امروز هم که اقدام به یک سری کارهای تند می کنند ربطی به نظام و انقلاب و امام و رهبری ندارند، این که با تعبیر « خوارج مسلکان تندرو » آوردم عمدا خواستم این دو را از هم جدا کنم.

2 _ منظور من در مورد شجاعت آقای امامی با توجه به فضایی که حزب توده ای ها و کمونیست ها و روشنفکرمآبان به طور گسترده وجود آورده بودند و دین را افیون جامعه در اذهان جوانان جا انداخته بودند. بنابر این نماز خواندن و روزه گرفتن نشان از عقب ماندگی تلقی می شد.
البته فعالیت های سیاسی و انقلابی جای خود داشت و موضوع دیگری است که باید در جای خود بحث بشود.

3 _ این که نوشتید آقای نوری همدانی گفته آتش سوزی سینما رکس آبادان کار خودمان بوده ، بنده این را اولین بار است از شما می شنوم ، لطفا آدرس و سند آن را در اینجا بیاورید تا ببینیم ایشان کجا این حرف را زده اند؟

۰۳/۲/۱۳ ۰۹:۰۷

این مطالب کذب است چون در دوره به بقول اقای اباذر ستم شاهی هیچگونه مخالفت یا برخوردی با افکار بغیر از افکار کمونیستی و سوسیالیستی افراطی با بقیه کاری نداشتند حتی من خودم حفظکردن تعدادی از سوره های قرآن کریم از جمله آیه الکسی را در سال چهل و هشت به در خواست و تشویق مرحومین آقا سرچمی و آقای منافی معلمان دبستان شاه عباس کبیر که در محل فعلی اداره آموزش و پرورش بود ومرحوم آقای منظوری مدیر و آقایان صالحی و اسد سرچمی معاونین مدرسه بوند حفظکردم و حتی ان زمان دانش آموزان را تشویق به فرایض دینی میگردند برای نمونه آنان که اذان می گفتند بیشتر مورد توجه معلمان بودند و در کلاس معلم از آنان میخواست تا اذان بگویند و نمره تشویقی می داد و هیچگونه مخالفت و ممانعتی از طرف مسولین مدرسه نمی شد . حاج اقا صداقت داشته باشیم و دروغ نگوییم که موجب معصیت است . 49

۰۳/۲/۱۳ ۰۸:۵۳

منظور شما از خودمان در جمله "آتش سوزی سینما رکس آبادان کار خودمان بود" چیست؟

۰۳/۲/۱۲ ۲۲:۵۳

جناب اقای اباذری باسلام وارادت در معرفی معلمان فکر می کنم ایشان اقای حسن احقری میباشد والان در قید حیات می باشند

۰۳/۲/۱۲ ۲۲:۱۳

همانطور که نویسنده محترم مقاله مرقوم فرمودند؛ مطهری توسط ایادی جهل و... و خوارج مسلکنان... که خوارج نیز از بطن مسلمانان بود؛ اشاره صریح و واضح به عاملان ترور که از بطن انقلاب بودند دارد. ضمنا اشاره به جرات آقای امامی در نظام ستمشاهی نموده است. که بهتر بود؛ به دور از هرگونه جانبداری هم لباسان با انصاف بیشتر و
بهتری به واقعیت اشاره مینمود و مینوشت که در آن موقع اظهار عقاید و پایبندی به اعتقادات آزاد بوده و همانند حال مردم تحت فشار دو سنگ آسیاب نبودند. آخرین نکته اینکه این چنین مطالب دوگانه و مصلحتی است که آینده یک جامعه را به فنا میبرد. همانند اینکه علاوه بر درج در رسانه ها و کتب سیاسی اجتماعی، نوری همدانی بعد از ۵ دهه اعتراف نمود که آتش سوزی سینما رکس آبادان کار خودمان بود. خدا و خودشان میدانند که چه جنایاتی بعدا خودنمایی خواهد نمود که نتیجه هنر دست اینها است. پس دروغ نگوییم تا بعدا مجبور شویم با دروغهای بعدی دروغ قبلی را پاک کنیم. صداقت چیزی تمیزی است.

اخبار روز