
امروز 12 اردیبهشت ، روز شهادت شخصیت علمی و دانشمند بزرگ ، شهید آیت الله مرتضی مطهری است که در سال 1358 هنوز سه ماه از پیروزی انقلاب نگذشته بود، توسط ایادی جهل و نادانی و خوارج مسلکان تندرو ترور شد و به شهادت رسید . افکار و اندیشه های این فیلسوف فقیه ، چراغ راه و سبک زندگی برای بشر از گهواره تا گور است و به همین حقیقت روز شهادت او را « روز معلم » نام نهادند.
نقش سرنوشت ساز معلم در تعلیم و تربیت انسان بر کسی پوشیده نیست به همین سبب گفتند کار معلمی شغل نیست بلکه از جنس کار انبیاست که شخصیت آدم ها را شکل تعالی می دهد و الهی می سازد.
امروز ناگهان بیاد معلم های دوران مدرسه ابتدائی ام افتادم و آنهایی که هر وقت بیادشان هستم دلتنگشان می شوم ، چرا که وقتی فکر می کنم می بینم در همان مقطع ابتدائی چقدر در شکل گیری شخصیت من و همکلاس هایم مؤثر و مفید بودند به خصوص معلم کلاس اولم.
من تحصیلات دوره ابتدائی را در دبستان « 25 شهریور» سابق ، 17 شهریور فعلی ، واقع در انتهای محله « دره خرمن» شهرستان میانه گذرانده ام که آقایان: مسعود جمشیدی ( مدیر) ، عسگر پزشکی ( ناظم ) و عیسی رحیمی ، روح الله جعفری ، حسن امامی ، حمید احقری و علی حسین خمسه ای ( معلمان ) مدرسه بودند و چقدر بی ریا ، مخلصانه و دلسوزانه در تعلیم و تربیت دانش آموزان تلاش می کردند. به خصوص معلم کلاس اولم که خواندن و نوشتن حروف الفبا را به من آموخت ، یک عالمه صفا و صمیمیت داشت ، همین طور تشرها و تذکر های پدرانه مدیر و ناظم محترم وقتی بچه ها در صف صبحگاهی ، هنگام به خط شدن و یا در زنگ تفریح ، بازی گوشی و شیطنت می کردند ؛ برایم خاطره انگیز است.
سال سوم تحصیلى، معلم کلاس ما آقاى امامى بود. او یک انسان متین، کم حرف، درون گرا بود. با این که در ظاهر چندان ادعای تدین نداشت اما یک روز برخلاف فضاى حاکم ، سر کلاس خطاب به بچه ها گفت: هرکس یک نماز چهار رکعتىِ صحیح بخواند در اخلاق به او نمره ى بیست خواهم داد. از میان 25 - 30 نفر شاگرد، فقط من و آقای منوچهر تقى پور اعلان آمادگى کردیم. آقاى امامی روى میزش را خالى کرد و ما دو نفر به نوبت روی میز رفتیم و نماز بجا آوردیم. این گونه امور در آن دوران ستمشاهى، آنهم در محیط مدارس دولتى از سوى معلم پیشنهاد بشود یک پدیده خلاف معمول و غیر متعارف بود و جرأت و اقتدار لازم مىطلبید. حداقلش این بود که فرد فوق به کودنى و اُملی متهم مى شد.
هر وقت سیمای مدیر ، ناظم و معلمان دوره ابتدائی ام در ذهنم تداعى مى کند سراپای وجودم پر از احساس ارادت ، کوچکى و شاگردی می گردد ، بعضی از آنها چشم از این دنیای ناپایدار فرو بسته و به ابدیت پیوستند و رفتند ، بعضی های دیگر هنوز در قید حیات اند و گاهی توفیق زیارتشان حاصل می شود؛ از درگاه خدای متعال برای آنهایی که کوچ کردند ، رحمت ، مغفرت و علو درجات و برای آنهایی که هستند ، سلام ، سلامتی ، نشاط ، شادابی و موفقیت در تمام عرصه های مختلف زندگی آرزومندم و در مقابلشان سر تعظیم فرود می آورم.
12 اردیبهشت 1403
