
انسان ها از نظر علم و عقل به چهار دسته تقسیم می شوند:
1 - آن هایی که از نظر عقلی وعلمی به رشد کافی دست یافتند.
2 - آدم هایی که از نظرعلمی به مراتب عالی صعود کردند؛ اما از نظر رشد عقلی چندان توفیقی به دست نیاوردند.
3 - افرادی که تنها از نظر عقلی ، رشد نسبی داشتند، اما به مدرسه نرفتند و از علم و تخصص بهره ای نبردند.
4 - آدم هایی که نه از رشد عقلی برخوردار شدند و نه از علم و سواد توشه ای داشتند.
در این یادداشت ، دسته سوم و چهارم از موضوع بحث ما خارج است و فعلا وارد آن نمی شویم. اما با توجه به این که رشد عقلی ریشه در تهذیب نفس ، تقوا، خودسازی و اصالت خانوادگی دارد و در جای خود بحث شده ، امروز جامعه اسلامی و انقلابی ما ، بیشتر از وجود دسته دوم رنج می برد کسانی که به تحصیلات عالی حوزوی و یا دانشگاهی دست یافتند اما فاقد رشد عقلی و تقوای لازم و کافی هستند و بنا بر این نمی توانند اندوخته های علمی ، فرمول ها، اصلاحات و الفاظی را که در حوزه یا دانشگاه آموختند در جای مناسبِ خود بکار گیرند و آنها را به هم ربط بدهند و از دل آنها ، تولید علم ، حکمت، فرقان و کارآمدی استخراج کنند. علاوه نه تنها در رشته خود مثمر ثمر نیستند در اخلاق ، رفتار و کردار فردی نیز مشکل دارند ؛ اگر چه در علمِ بعضی از آنها نیز جای تردید باید داشت.
مرحوم آقای حسنی امام جمعه انقلابی ارومیه ، جمله ی معروفی داشت می گفت : اصولگرایان عقل ندارند و اصلاح طلبان نیز از دین تهی هستند و این سخن به گونه موجبه جزئیه ، سخن درست و ناظر به همین نکته است ، سال هاست شاهد بعضی افراد و شخصیت های نامیزان ، تندرو و افراطی از هر دو طیف بودیم و هستیم ، کسانی که خود را کارشناس ارشد در همه رشته ها می دانستند و به غیر از خود همه را جهنمی می پنداشتند ؛ چقدر وجودشان مایه تفرق و تشتت در جامعه اسلامی شد؟ به طوری که سال ها شاهد جنگ های زرگری اینان در عرصه های سیاسی کشور بودیم و امروز اکثر مشکلات اقتصادی ، دینی ، فرهنگی و سیاسی کشور از ناحیه عملکرد بدِ همین افراد گریبانگیر انقلاب ، نظام ، کشور و مردم ما شده است.
ما امروز اگر بخواهیم بر مشکلات گوناگون کشور تسلط داشته و آنها را مهار کنیم نیاز مبرم به شخصیت هایی از جنس دسته اول داریم که علم و عقلشان به موازات هم رشد کرده و به مرحله شکوفایی برسد و « فرقان » در وجودشان مَلَکه بشود ( ان تتقوالله یجعل لکم فرقانا )
در این چند روز که عملکردها ، اظهارات و سوابق کاندیداهای محترم ریاست جمهوری را مرور می کردم با همه احترام به آنها ، آقای دکتر مسعود پزشکیان را بیش از سایرین ، مصداق دسته اول تشخیص دادم ، چرا که ایشان علاوه بر سابقه درخشان در یکی از مصاحبه ها به ماجرای فتح مکه اشاره داشت که رسول خدا ( ص ) در اولین فرصت انصار و مهاجر را باهم برادر کرد تا مانع از اختلاف در میان امت بشود، آقای پزشکیان با تاکید بر همین سنت یکی از رموز رفع مشکلات را در کنار هم بودنِ گروه های سیاسی معرفی می کند ؛ او هرگز خود را « همه فن حریف » نمی داند و گرفتار توهم متخصص بودن در همه رشته ها نیست و می گوید مسائل را با کارشناسان مربوطه در میان خواهد گذاشت تا هر روز یک دسته گل به آب ندهد.
او می گوید: اکثر مدیران و مسئولان سر جای خود نیستند ، آنهایی را که بدون سابقه و تخصص و با رانت به مسئولیت های مهم و حساس چنگ زدند و از طرفی شخصیت های ریشه دار کنار گذاشته شده و یا در رده های پایین محبوس گشتند همه را به جای اصلی خود باز خواهد گرداند.
پزشکیان همان طوری که در داخل ، نیروها را به پرهیز از تنش ، تفرقه و تخریب فرا می خواند در سیاست خارجی نیز، اهتمام جدی به این اصل دارد و این نشان از علم ، عقل، تدبیر و تقوای او دارد.
در جای دیگر آقای پزشکیان به استناد به فرمایش حضرت امیر علیه السلام در نهج البلاغه که می فرماید : قدرت ، دیکتاتوری و عصیان می آورد ، اگر مردم بی تفاوت باشند و خطاها را به مسئولان تذکر ندهند.
ادبیات پزشکیان برای نسل اول انقلاب ، بسیار آشنا و نزدیکترین ادبیات به امام و حواریون امام است ، دعا می کنیم اگر رای آورد ، تغییر شخصیت ندهد و خود را با زبانحال عاری از خطا و اشتباه نپندارد ؛ چشم و گوشش ، کم سو و ثقیل نگردد و گوش شنوا « اذن خیر » و چشم بینا داشته باشد.
و بتواند با عملکرد قوی و مطلوب ، انتقال دهنده این فرهنگ اصیل به نسل های بعدی باشد و با تأمین نیازهای روحی ، فرهنگی و اقتصادی جوانان ، نسل زد را اشباع کند و آنوقت است که دعای خیر پدران و مادران همراه وی خواهد بود. پس انتخاب من میان بَد و بَدتر نیست بلکه انتخاب مطلوب و ایدآل است.
✍️عبدالرحیم اباذری/ 27 خرداد 1403 ( روز عرفه )

