کد خبر: ۴۴۴۸۲
۵۴۸۱ بازدید
۴۵ دیدگاه

ترکی هنر است (7) :

عجایب اسم و صفت در ترکی

۱۳۹۴/۵/۴
۲۳:۵۸

اسم در ترکی

به ندرت می توان اسمی در ترکی یافت که بدون ریشه باشد و به تک هجا مختوم نشود. اگر اسم در فارسی مانند "پنجره ، زمین ، کمد ، دماغ ، کمر ، پتو و ..." چند سیلابی و بی ریشه است در ترکی یا مثل " بئل ، یئر ، گون " تک ریشه اند و یا مثل "یاغیش ، الک ، داماغ ، بورون" دارای ریشه تک هجایی و معنادار هستند. درصد بسیار اندکی از لغات ترکی دو هجایی اند که هنوز ریشه معنی دارشان اثبات نشده است. مثلا آیا بولود از ریشه بول (یافتن) است یا بول (برکت و وفور)؟ هنوز نمی دانیم.

اسم چند هجایی در ترکی دارای یک ریشه معنادار و متناسب و یک پسوند مشخص و تعریف شده است. پسوندها در ترکی بسیار گسترده و قانونمند هستند و هر یک وظیفه خاصی دارند.

مثلا پسوند "چین" پسوندی پرنده ساز است مانند: گؤیرچین ، بالایقچین ، لاچین ، زیغیرچین ، بیلدیرچین.

یا پسوند "لان" وحوش ساز است مانند: ایلان ، قاپلان ، جئیلان (جئیران)، آسلان.

یا پسوند "ار" فاعلساز است مانند: آچار ، یانار ، دونار ، گولر

یا پسوند شغلی چی و جی مانند: قیزیلچی ، آلیجی ، گوموشچو

یا پسوند همراهی "داش" مانند: قارداش ، قاداش ، آداش ، یولداش ، آرخاداش

یا پسوند شباهت و مبالغه "مان" مانند: قهرمان ، آیمان ، تورکمن ، قره چمن

تمامی پسوندهای ترکی هر یک وظیفه خاص دارند و محدودند به اینکه یا به اسم بچسبند (مانند قیزیلچی) یا به فعل (مانند آچار).

طبق همین قانونمندی پسوندها و داشتن ریشه تک هجایی است که لغات ترکی در زبانهای دیگر استخراج می شوند و ممکن نیست لغت ترکی بی صاحب باشد یا زبانی دیگر آنرا به تملک خود درآورد حتی اگر مانند مأوا یا قلعه به عربی رفته باشد.

صفت در ترکی

و اما در مورد صفت در ترکی، صفت نیز مانند اسم بصورت ذاتی و تک هجایی صفت هستند مانند یاش ، آغ ، پیس.

و یا چند هجایی بوده ولی طبق پسوندهای خاص از روی فعل یا اسم ساخته شده اند مانند: گؤزل ، قیسسا ، یاشیل ، دورغون ، دوزلو.

رده بندی صفات در ترکی بسیار متنوع و دارای طیف گسترده است که قابل ترجمه به فارسی نیستند. اگر در فارسی یا عربی و انگلیسی سه سطح صفتی "عادی ـ برتر ـ برترین" داریم در ترکی بدین ترتیب می باشد:

  • صفت عادی : ذاتا صفت هستند و مقایسه ای نمی کنیم. مانند: یاخشی ، پیس ، گؤزل ، گوده
  • صفت برتر یا قیاسی : با پسوند "راق" و یا "لی" صفتی را بین دو چیز قیاس می کنیم. مانند: یاخشیراق ، گوده رک ، اوجاراق ، چوخلو ، خئیلی ، آزلی
  • صفت تفضیلی یا برترین: با پیشوند "ان" و یا "لاپ" برترین چیز را انتخاب می کنیم. مانند: لاپ گؤزل ، ان گؤزل ، لاپ آغیر ، ان آغیر
  • صفت مطلق: این صفت در فارسی وجود ندارد. نیاز به این صفت زمانی است که در یک جمع کوتاه قد به فرد 150 سانتی بگوییم: بلندترین! یا در میان بدگل ها یکی را زیباترین بنامیم. یا در یک جمع تنبل، دانش آموز نمره 13 را بالاترین و زرنگترین بنامیم! در ترکی این مشکل با آوردن صفت مطلق و بدون قیاس حل می شود طوری که به ابتدای هجای نخست آن صفت یکی از حروف "م" یا "پ" را بیآوریم (البته اختیاری نیست و قاعده دارد) و آنرا در ابتدای صفت بگنجانیم. مثلا برای صفات "قارا ، یاشیل ، سرین ، بوش، زیرک" می گوییم: قاپ قارا (سیاه مطلق)، یام یاشیل (سبز مطلق)، سپ سرین (خنکی مطلق)، بوم بوش (خالی مطلق)، زیپ زیرک (زرنگ واقعی).
  • صفت خفیف: در ترکی برای درجات کمرنگ و ناچیز از یک صفت، پسوندهای متعددی وجود دارد که قلّت و خفّت آن صفت را نشان دهند. مانند:

پسوند ایمتیل: قارامتیل (کمی سیاهی)، ساریمتیل (متمایل به زردی)

پسوند شین: قاراشین (گندمی)، آغشین (متمایل به سفیدی)

پسوند سوو : دلی سوو (متمایل به دیوانگی)، اوزون سوو (متمایل به قد بلند)

پسوند جا : گؤیجه (متمایل به سبز، گوجه) ، آغجا (متمایل به سفیدی، سکه نقره ای)

 

سلسله مباحث ترکی هنر است:

 

ترکی هنر است (10) : دیدگاه بزرگان در مورد جایگاه زبان ترکی ترکی هنر است (9) : برای اینکه ترکی را درست صحبت کنیم این 10 نکته را رعایت کنیم ترکی هنر است (8) : قواعدی در گویش محاوره ای آذربایجان ترکی هنر است (7) : عجایب اسم و صفت در ترکی ترکی هنر است (6) : گستردگی و تنوع زمان در ترکی ترکی هنر است (5) : اعجازی به نام فعل ترکی هنر است (4): مکعب اسرارآمیز آوایی و راز هارمونیک بودن زبان ترکی ترکی هنر است (3): آیا زبان ترکی تک هجایی است؟! ترکی هنر است (2) : پسوند "مه" و نفوذ آن در زبان فارسی ترکی هنر است (1) : گؤز در ترکی
کانال تلگرامی صدای میانه اشتراک‌گذاری مستقیم این مطلب در تلگرام

نظر شما

۹۸/۲/۲۷ ۲۳:۵۵

برفرض که "بو" نم باشد, "لود" چیست؟

۹۸/۲/۲۷ ۲۲:۱۰

سلام
بولود نه از ریشه بول (یافتن) است و نه بول (برکت و وفور) بلکه بولود هم خانواده با بوران ( مه غلیط )می باشد . ودر کلمه بو مشترک می باشند. پس ترکیب صحیح کلمه بصورت بو+ لود می باشد . بو در ترکی قدیم به معنی نم و ران هم پسوند تجمع در ترکی قدیم است . بولود یعنی انباشته نم در آسمان

۹۷/۷/۱۵ ۱۱:۲۴

سلام.

مان در ترکی معنای مبالغه و معنای شباهت می دهد و اینرا از روی واژه باید تشخیص داد که کدام است. این پسوند در انتهای قهرمان یا قوجامان یا آرزیمان معنای مبالغه دارد و معنایش می شود: خیلی قوی، خیلی پیر، خیلی آرزو.

اما در انتهای کلماتی مانند آیمان معنای معنای شباهت دارد یعنی مانند ماه.

۹۷/۷/۱۴ ۰۰:۴۲

سلام. پسوند مان در اسم آرزومان چه معنی میده؟مرسی.

۹۶/۵/۲۲ ۲۳:۰۱

داداش ببین تعصبی حرف نزن فقط به یکی از ضعفای فارسی اشاره میکنم تا درک کنی خیلی مزخرف میگی

ببین شما حتی کلمه ای برا صدا کردن ننه باباتون ندارین که پدراز انگلیسی گرفته شده ننه از ترکی مادر از انگلیسی بابا از ترکی . دده از ترکی ینی هیچ کلمه ای ندارین که باباتونو صدا کنین پس کمتر زر بزنین شما خودتون اگه کلمات عربیو ترکیو از فرهنگ لغتتون بردارن حتی نمیتونین باهم حرف بزنین

۹۵/۴/۲۰ ۲۱:۲۱

قهرمان فارسی است و ریشه شناسان ترکیه به آن اقرار کرده اند درباره ریشه ها فارسی به فعل دیدن اشاره کردید درحالیکه فقط همین یک فعل هست که بن ماضی و مضارعش شباهتی به هم ندارند در جایی دیگر هم گفتم فارسی به خاطر قدمت بسیار زیاد و چند مرحله تغییر ریشه یابی اش سخت است درباره خرج و مخارج عربی باید گفت در این زبان لغات را بر اساس نتیجه کار نام گذاری میکنند و معنوی ترین زبان همین است استخراج: خارج کردن خرج و مخارج: به خاطر این که ثروت خارج میشود و از دست میرود چرا ترکی را نمیگویی که خودتان پنجره را به باز کردن نسبت دادید حال آنکه وظیفه پنجره نور دادن است نه باز شدن

۹۴/۵/۷ ۱۲:۰۵
[quote name="محمدصادق نائبی"] [quote name="خیاوی"] [quote name="محمدصادق نائبی"] آربات و آروات در ترکی به معنی جذاب است. [/quote] آقای نایبی من سالها پیش در تبریز دانشجو بودم و کلاس ترکی داشتیم که دکتر محمدزاده تدریس می کرد. دکتر که بالاترین مقام علمی ترکی پژوهی را در ایران دارند در مورد این کلمه گفت: احتمالا از "ار" ساخته شده ولی ربطی به ... عربی ندارد. من هم خیلی این لغت را گشتم. این چیزی که شما ادعا کرده اید برایم قابل هضم نیست چون بی ریشه است. توضیحات شما هم گنگ و مختصر است. احتمالا منظور شما این است که سمبل جذابیت است پلی معنی و ریشه لغت سوال شده بود. البته من با دکتر محمدزاده ارتباط زیادی دارم و کتابهای شما را خوانده ام پلی با عرض معذرت این پاسخ شما نگاه اتیمولوژیک نیست. [/quote] جناب خیاوی من از نظر اتیمولوژی صحبت می کنم. آرباماق در ترکی کهن به معنای وسوسه کردن و جذب کردن است و آربات یعنی جذاب و به خود کشنده. تبدیل حرف "ب" به "و" در اتیمولوژی مورد تایید است و هر دو لبی هستند. مانند سوب که به سوو و سو (آب) تبدیل شده و بصورت سوپ به انگلیسی رفته یا باشگون (سر و ته، باش ترکی) که واژگون شده یا اصلا در فارسی که بردار را وردار و گنجبر را گنجوَر و گنجور می گوییم. [/quote] مهندس بی اندازه بی نهایت ممنونم. یکی می گفت پشت هر حرف مهندس نائبی یک زونکن دلیل و مدرک هست. ممنونم
۹۴/۵/۷ ۱۰:۳۹
[quote name="خیاوی"] [quote name="محمدصادق نائبی"] آربات و آروات در ترکی به معنی جذاب است. [/quote] آقای نایبی من سالها پیش در تبریز دانشجو بودم و کلاس ترکی داشتیم که دکتر محمدزاده تدریس می کرد. دکتر که بالاترین مقام علمی ترکی پژوهی را در ایران دارند در مورد این کلمه گفت: احتمالا از "ار" ساخته شده ولی ربطی به ... عربی ندارد. من هم خیلی این لغت را گشتم. این چیزی که شما ادعا کرده اید برایم قابل هضم نیست چون بی ریشه است. توضیحات شما هم گنگ و مختصر است. احتمالا منظور شما این است که سمبل جذابیت است پلی معنی و ریشه لغت سوال شده بود. البته من با دکتر محمدزاده ارتباط زیادی دارم و کتابهای شما را خوانده ام پلی با عرض معذرت این پاسخ شما نگاه اتیمولوژیک نیست. [/quote] جناب خیاوی من از نظر اتیمولوژی صحبت می کنم. آرباماق در ترکی کهن به معنای وسوسه کردن و جذب کردن است و آربات یعنی جذاب و به خود کشنده. تبدیل حرف "ب" به "و" در اتیمولوژی مورد تایید است و هر دو لبی هستند. مانند سوب که به سوو و سو (آب) تبدیل شده و بصورت سوپ به انگلیسی رفته یا باشگون (سر و ته، باش ترکی) که واژگون شده یا اصلا در فارسی که بردار را وردار و گنجبر را گنجوَر و گنجور می گوییم.
۹۴/۵/۶ ۲۳:۴۰
[quote name="محمدصادق نائبی"] آربات و آروات در ترکی به معنی جذاب است. [/quote] آقای نایبی من سالها پیش در تبریز دانشجو بودم و کلاس ترکی داشتیم که دکتر محمدزاده تدریس می کرد. دکتر که بالاترین مقام علمی ترکی پژوهی را در ایران دارند در مورد این کلمه گفت: احتمالا از "ار" ساخته شده ولی ربطی به ... عربی ندارد. من هم خیلی این لغت را گشتم. این چیزی که شما ادعا کرده اید برایم قابل هضم نیست چون بی ریشه است. توضیحات شما هم گنگ و مختصر است. احتمالا منظور شما این است که سمبل جذابیت است پلی معنی و ریشه لغت سوال شده بود. البته من با دکتر محمدزاده ارتباط زیادی دارم و کتابهای شما را خوانده ام پلی با عرض معذرت این پاسخ شما نگاه اتیمولوژیک نیست.
۹۴/۵/۶ ۲۰:۲۶
[quote name="معصومه محمودی"] [quote name="کارشناس ادبیات 2"] [quote name="محمدصادق نائبی"] [quote name="عبدالهی مرضیه"] آقای نائبی با سلام من در مطلب آقای لطفی در مورد نام ارباط سؤال کردم که ایشان نتوانست پاسخ دهد. این لغت با ربط و ارتباط و مربوط و رباط هم خانواده است؟ یکبار گفته بودید اماکن آذربایجان ریشه ترکی دارند ولی این لغت حرف عربی ط دارد. [/quote] عربی نیست و طا هم تحریفی است وگرنه باید ارباط می شد نه آرباط! [/quote] چرا جواب ناقص میدید مهندس؟ لابد روتون نمیشه! اگه طا تحریفیه پس آرباط همان آربات هست و آربات هم آروات! [/quote] برای تو نه برای اپن دانشگاهی افسوس می خورم که به آدمی با این سطح شعور مدرک کارشناسی ادب و ادبیات!! داده که اینچنین گستاخانه حرف می زنی. مگر مادرت آروات نیست؟ آقای نائبی چرا پاسخ نمیدید؟ [/quote] آربات و آروات در ترکی به معنی جذاب است.
۹۴/۵/۶ ۱۸:۰۱
[quote name="کارشناس ادبیات 2"] [quote name="محمدصادق نائبی"] [quote name="عبدالهی مرضیه"] آقای نائبی با سلام من در مطلب آقای لطفی در مورد نام ارباط سؤال کردم که ایشان نتوانست پاسخ دهد. این لغت با ربط و ارتباط و مربوط و رباط هم خانواده است؟ یکبار گفته بودید اماکن آذربایجان ریشه ترکی دارند ولی این لغت حرف عربی ط دارد. [/quote] عربی نیست و طا هم تحریفی است وگرنه باید ارباط می شد نه آرباط! [/quote] چرا جواب ناقص میدید مهندس؟ لابد روتون نمیشه! اگه طا تحریفیه پس آرباط همان آربات هست و آربات هم آروات! [/quote] برای تو نه برای اپن دانشگاهی افسوس می خورم که به آدمی با این سطح شعور مدرک کارشناسی ادب و ادبیات!! داده که اینچنین گستاخانه حرف می زنی. مگر مادرت آروات نیست؟ آقای نائبی چرا پاسخ نمیدید؟
۹۴/۵/۶ ۱۳:۱۵
[quote name="محمدصادق نائبی"] [quote name="عبدالهی مرضیه"] آقای نائبی با سلام من در مطلب آقای لطفی در مورد نام ارباط سؤال کردم که ایشان نتوانست پاسخ دهد. این لغت با ربط و ارتباط و مربوط و رباط هم خانواده است؟ یکبار گفته بودید اماکن آذربایجان ریشه ترکی دارند ولی این لغت حرف عربی ط دارد. [/quote] عربی نیست و طا هم تحریفی است وگرنه باید ارباط می شد نه آرباط! [/quote] چرا جواب ناقص میدید مهندس؟ لابد روتون نمیشه! اگه طا تحریفیه پس آرباط همان آربات هست و آربات هم آروات!
۹۴/۵/۶ ۱۲:۲۷
[quote name="منوچهر"] [quote name="مریم اصغری"] قهرمان هم از قهر و قهار عربی است به معنی فرد قدرتمند و قهار و نمی دونم برای چی ترکی دونسته اید. [/quote] چرا این سوالات را در مورد زبان غیرمادری نمی کنید؟ یک کلمه در عربی دارند به نام فردوس که اصلش لاتینه و پارادایس هست ول نمی کنند کسی هم نمی پرسه اول اثبات کن فارسیه بعدش کلاس بذار. [/quote] بیگانه دیلی اولسا دا بال آغزیمی سانجار اوز دوغما دیلیمدیر کی شیریندیر منه بالدان
۹۴/۵/۶ ۱۱:۵۱
[quote name="مریم اصغری"] قهرمان هم از قهر و قهار عربی است به معنی فرد قدرتمند و قهار و نمی دونم برای چی ترکی دونسته اید. [/quote] چرا این سوالات را در مورد زبان غیرمادری نمی کنید؟ یک کلمه در عربی دارند به نام فردوس که اصلش لاتینه و پارادایس هست ول نمی کنند کسی هم نمی پرسه اول اثبات کن فارسیه بعدش کلاس بذار.
۹۴/۵/۶ ۰۰:۲۴
[quote name="عبدالهی مرضیه"] آقای نائبی با سلام من در مطلب آقای لطفی در مورد نام ارباط سؤال کردم که ایشان نتوانست پاسخ دهد. این لغت با ربط و ارتباط و مربوط و رباط هم خانواده است؟ یکبار گفته بودید اماکن آذربایجان ریشه ترکی دارند ولی این لغت حرف عربی ط دارد. [/quote] عربی نیست و طا هم تحریفی است وگرنه باید ارباط می شد نه آرباط!
۹۴/۵/۵ ۲۲:۱۵
آقای نائبی با سلام من در مطلب آقای لطفی در مورد نام ارباط سؤال کردم که ایشان نتوانست پاسخ دهد. این لغت با ربط و ارتباط و مربوط و رباط هم خانواده است؟ یکبار گفته بودید اماکن آذربایجان ریشه ترکی دارند ولی این لغت حرف عربی ط دارد.
۹۴/۵/۵ ۱۹:۰۴
[quote name="حنیفه ای"] از دیگر امتیازات ترکی به عربی را عدم التقای ساکنین در ترکی فرمودید درحالیکه خود کلمه {ترک} التقای ساکنین دارد و ادعای شما درست درنمی آید. [/quote] دو سکون پشت سر هم از نظر تلفظ ثقیل و گاهی واقعا آدمی را به لکنت می اندازد. شما این کلمات عربی را تلفظ کنید تا عرضم را متوجه شوید: وقف ، قلع، خبط ، مجد، قدر. از آنجا که ترکی، زبانی آوایی و هارمونیک است چنین التقایی وجود ندارد ولی اگر سکون اول یکی از حروف "ن س ل ر" باشد، با توجه به همان روانی و هارمونیکی خواهید دید که استثنائا چنین التقای ساکنینی به راحتی تلفظ می شوند و مثل مثالهای فوق آزاردهنده نیستند. مانند: آند، آست، آلپ ، تورپ.
۹۴/۵/۵ ۱۸:۵۶
[quote name="مسعود"] سلام مهندس دوغوردان ساق اول. ياشا گوزل مطلبلر بيزيم بو شيم شيرين دليميزدن اشاره ايليبسن . پس گوجه فرنگي ده همان گؤیجه دي؟ [/quote] البته گوجه در فارسی در اصل گؤیجه (سبزچه! آلوچه) بوده است که اکنون آنرا گوجه سبز هم می گویند (یعنی سبز در سبز!). بعداً که گوجه قرمزهای کنونی از فرنگ به ایران رسید برای اینکه در مدت طولانی خراب نشود آنرا بصورت سبز و کال به ایران می آوردند و می دانید که گوجه فرنگی قابلیت رشد پس از چیدن را دارد. لذا پس از مدتی رسیده می شود و قرمز می شد.
۹۴/۵/۵ ۱۸:۵۳
[quote name="حنیفه ای"] ... راستش من در مورد ریشه ثابت در ترکی متوجه منظورتان نمی شوم. عربی هم دارای ریشه ثابت است. ترکی چه مزیتی دارد؟ [/quote] ترکی: ریشه ترکی شکسته نمی شود و متحد و یک تکه است چه به انواع زمانها و فعلها برود و چه با انواع پسوندها از آن اسم یا فعلی دیگر ساخته شود. مثلا از ریشه "آچ": آچدی، آچیلدی، آچماز، آچار ، آچیلماز، آچمیشدی ، آچیلمیشیمیش، آچیلمامیشدی، آچیلاندا ، آچما ، ... ملاحظه می فرمایید که هرگز ریشه "آچ" شکسته نمی شود. اما در زبان عربی: در زبان عربی هر چند لغات از یک ریشه ثلاثی یا بیشتر ساخته می شوند اما حروف لغت در بابها و اسامی مختلف شکسته شده و حتی از ماهیت اصلی دور می شوند. مثلا به لغت "خ.ر.ج" نگاه کنید که در بابهای مختلف این 3 حرف چقدر شکسته شده و از هم دور می شوند: خارج، استخراج، مخرج ، خروج، مخارج. در عربی حتی ریشه نیز ممکن است از بین برود مثلا "نبی" به "نبوت" تبدیل می شود و حرف "ی" مفقود می شود. در زبان فارسی چطور؟ در زبان فارسی ریشه کلمه آنچنان تغییر می یابد که هیچ شباهتی به اصل ممکن است نداشته باشد. مثلا ریشه "دیدن" که در حالت ماضی می شود: "دید" در حالت امر می شود: "بین"! حال این کلمه چطور از "دید" درست شد معلوم نیست. درحالیکه معادل همین کلمه در ترکی "گؤر" هست که در باب ماضی می شود: گؤردی و در دهها اشتقاق دیگر می شود: گؤرکم، گؤرکملی، گؤروش، گؤرسنمک، گؤرمه دی، ...
۹۴/۵/۵ ۱۳:۴۵
از دیگر امتیازات ترکی به عربی را عدم التقای ساکنین در ترکی فرمودید درحالیکه خود کلمه {ترک} التقای ساکنین دارد و ادعای شما درست درنمی آید.
۹۴/۵/۵ ۱۳:۴۵
سلام مهندس دوغوردان ساق اول. ياشا گوزل مطلبلر بيزيم بو شيم شيرين دليميزدن اشاره ايليبسن . پس گوجه فرنگي ده همان گؤیجه دي؟
۹۴/۵/۵ ۱۳:۴۲
مهندس واقعا هر سری مطالب زیبایتان را سطر به سطر می خوانم و سرمه چشم می کنم. راستش من در مورد ریشه ثابت در ترکی متوجه منظورتان نمی شوم. عربی هم دارای ریشه ثابت است. ترکی چه مزیتی دارد؟
۹۴/۵/۵ ۱۳:۲۰
[quote name="مرتضی نورچشمه"] Chox sagh olasuz jenab Naebi bey dilimiz haqqinda deyerli yazilariz ichin. Umud bu ki yeni-yetme javanlarimiz bu yazilardan faydalansinlar. [/quote] دوکتور نورچشمه جنابی! محبتینیزده ممنونام.
۹۴/۵/۵ ۱۳:۱۸
[quote name="ادبلی"] باسلام وسپاس از جناب آقای مهندس نایبی ازادامه مطالب زیبایشان در بحث آموزش زبان ترکی،موارد ذیل ،در وهله اول:جهت یادآوری ودر وهله دوم ، بمنظور تمرین وممارست واستفاده در مکالمات روزانه خدمت دوستان وکاربران بسیار محترم سایت صدای میانه وعلاقمندان به این بخش ،تقدیم میگردد: صفت در ترکی آذربایجانی: • میتوان اینگونه عنوان نمود که صفت کلمه ای است که شکل ، علامت ، رنگ و سایر اوصاف اسم را بیان می کند و به سوال های ( چطور ؟ ، چگونه ؟ ) جواب می دهد. در زبان ترکی آذربایجانی صفت قبل از موصوف می آید. " صفت پیوند تصریفی قبول نمی کند و به صورت مفرد می آید." یاشیل+ آغاج : درخت سبز اوجابوی+ قیز : دختر قدبلند قیرمیزی +آلما : سیب سرخ دوزلو+ اوغلان : پسر بانمک مارال +قیز : دختر آهو ( دختری که در زیبائی به آهو تشبیه شده ایت ) ایستی+ چؤرک : نان داغ اوجا +داغ : کوه بلند سیرتیق+ اوشاق : بچه پررو جیققیلی +باغچا : باغچه کوچک خیردا+ باجی : خواهر کوچک صفت سه نوع است: صفت ساده ، صفت پیوندی ، صفت مرکب ۱ - صفت ساده : صفتی ااست که فقط از یک ریشه تشکیل شده است : 1 - رنگ : آق – قارا – قیرمیزی – یاشیل 2 – کیفیت : پیس – یاخشی 3 – اندازه و حجم : اوزون – قیسسا – آغیر 4 – مزه : شیرین – آجی – شور 5 – علامت موجودی: یاشلی – جاوان- چولاغ 6 – سنگینی و حرارت: آغیر – یونگول – ایستی – سویوخ – شاختا مانند: آغ کاغاذ : کاغذ سفید گؤزل قوش : پرنده زیبا- اوجا داغ : کوه بلند- یاخشی آدام : آدم خوب ۲ - صفت پیوندی : صفتی است که از الحاق پیوندهای معین به اسم یا به فعل ساخته شده است. *الف - پیوندهای صفات اسمی که از اسم و پیوندهای معین ساخته می شود. دوزلو اوشاق : بچه بانمک دوزلو بالیق : ماهی شور اوزوم لو باغ : باغ انگور دادلی قایقاناخ : خاگینه خوشمزه مزه لی یئمک : غذای خوشمزه دوزسوز آش : آش کم نمک ، آش بی مزه سودسوز قویون : گوسفند بی شیر ائوسیز ادام : آدم بی خانمان آلماسیز باغ : باغ بی سیب اودونچو کیشی : مردم هیزم کش دؤیوشچو کیشی : مرد جنگجو اؤلومجول : نیمه جان قاباقجیل : پیشاهنگ گونلوک : روزانه هفته لیک : هفتگی اوگونکو : آن روزی بیلدیرکی : سال گذشته ای *ب - پیشوندهای صفات فعلی : از ریشه فعل با الحاق پیوندهای مشخص ساخته می شود. گلن آدام : آدمی که می آید قاچان آت : اسبی که می دود ایشله ین فحله : عمله ای که کار می کند آغلایان اوشاق : کودکی که گریه می کند ، کودک گریان گولر اوز : روی خندان آغلار اوشاق : کودک گریان سولماز گول : گلی که پژمرده نمی شود اوخوموش ادام : آدم تحصیلکرده چوروموش آلما : سیب پوسیده ایشله میش پیچاق : چاقوی دست دوم ییخیلمیش اوشاق : کودک زمین خورده ۳- صفت مرکب : صفتی است که ازبه هم پیوستن یک یا دو کلمه تشکیل می شود. .مانند : یام یاشیل : کاملاُ سبز- گؤم گؤی : کاملاُ آبی -آغ آپ آغ: کاملاُ سفید آپ آیدین : کاملاُ روشن ، واضح آپ آغ : کاملاُ سفید ، سفید سفید آپ آچیق : کاملاُ باز ، خیلی کم رنگ آپ آشکار : کاملاُ آشکار ، مسلم- قیپ قیرمیزی : کاملاُ قرمز دیپ دینقیلی: کاملاُ کوچک- داپ داغ: کاملاُ داغ ، بسیار گرم از تکرار دو صفت ساده مانند : قارا - قارا از تکرار دو صفت اسمی مانند : دادلی - دادلی از صفت ساده و صفت اسمی مانند : اینجه بئللی از صفت ساده و اسم مانند : قارا قاش از صفت فعلی و اسم مانند : آچیق گؤز از اسم یا پیوند نسبت و صفت مانند : دیلی شیرین از اسم با پیوند نسبت و اسم مانند : گؤزو قانلی از اسم با پیوند نسبت و صفت فعلی مانند : رنگی سارالمیش از افعال مرکب مانند : تشکیل اولونموش از اسم با پیوند ( دان - دن ) و صفت مانند : گؤزدن ایتی از عدد و اسم مانند : اوچ بوجاق از عدد و صفت پیوندی مانند : دؤرد تئللی از دو اسم که دومی پیوند نسبت دارد مانند : سئچکی قاباغی کلمات وارده از عربی و فارسی که صفات مرکب هستند : خوشبخت ، کلک باز ، وطن پرور ، حیله گر ، جنگاور ، ساعت ساز ، پالاندوز ، ایش گذار *اشکال نسبی صفت)نشانه های نسبی ( راق ، رک ، دن ، دان ، لاپ ، چوخ ، ان ، اولدوقجا ، دوم ، سؤر ، تر ، شین ، ومتول ، یمتل ، یمتیل ، آز ، آچیق ، آلا و...... مثال ها: قیرمیزی راق : سزخ وش ، سرخ فام قیرمیزیمتیراق : سرخ فام ، قرمز رنگ قیرمیزیمتیل : سرخ فام ، سرخ گونه گوده رک : کوتاه قد بالدان شیرین : شیرین تر از عسل بیباردان آجی : تلخ تر از فلفل گولدن آغیر : سخت تر از گل ( گول دن آغیر ببر سؤز دئمه دیم ) لاپ گؤزل : خیلی زیبا چوخ دادلی : خیلی خوشمزه ان اوجا : خیلی بلند ، بلند تر داها سویوخ : سرد تر اولدوقجا آجی : تلخ تر دوپ دورو : خیلی زلال تر تمیز : تر تمیز دوم آق : کاملا سفید دوم قارا: کاملا سیاه اوزون سوو : دراز و باریک اوزون تهر : دراز و باریک قیرمیزی تهر : مایل به قرمز قاراشین : گندمگون ، سیاه چرده قارامتیل : سیه فام آقشین : سفید چهره آغیمتیل: سفید گونه ، متمایل به سفید آغیمسوو: سفید گونه ، متمایل به سفید گؤیومتول: متمایل به آبی ساریمتیل : متمایل به زرد آز یاشیل: سبز کم رنگ آچیق گؤی: آبی روشن آلا پیشمیش: نیم پخته [/quote] ادبلی قارداش یاشا بنده با فرض اینکه حوصله ها اندک و اطلاعات فراوان است با گریز از تعاریف اولیه به ریزه کاری ها و هنرهای ترکی می پردازم. لطف شما مستدام باد که برای جویندگان، اطلاعات خوبی دادید.
۹۴/۵/۵ ۱۳:۱۳
[quote name="بهار"] لطفا منبع مطالب ارائه شده را ذکر کنید. باور بعضی مسائل سخت است. [/quote] قواعد ترکی چیزی واضح و مبرهن است که بنده نیز در کتاب آموزش گرامر ترکی آورده ام لیکن ریشه یایی لغات منبعی ندارد و تحقیقات بنده است.
۹۴/۵/۵ ۱۲:۵۹
Chox sagh olasuz jenab Naebi bey dilimiz haqqinda deyerli yazilariz ichin. Umud bu ki yeni-yetme javanlarimiz bu yazilardan faydalansinlar.
۹۴/۵/۵ ۱۲:۱۳
باسلام وسپاس از جناب آقای مهندس نایبی ازادامه مطالب زیبایشان در بحث آموزش زبان ترکی،موارد ذیل ،در وهله اول:جهت یادآوری ودر وهله دوم ، بمنظور تمرین وممارست واستفاده در مکالمات روزانه خدمت دوستان وکاربران بسیار محترم سایت صدای میانه وعلاقمندان به این بخش ،تقدیم میگردد: صفت در ترکی آذربایجانی: • میتوان اینگونه عنوان نمود که صفت کلمه ای است که شکل ، علامت ، رنگ و سایر اوصاف اسم را بیان می کند و به سوال های ( چطور ؟ ، چگونه ؟ ) جواب می دهد. در زبان ترکی آذربایجانی صفت قبل از موصوف می آید. " صفت پیوند تصریفی قبول نمی کند و به صورت مفرد می آید." یاشیل+ آغاج : درخت سبز اوجابوی+ قیز : دختر قدبلند قیرمیزی +آلما : سیب سرخ دوزلو+ اوغلان : پسر بانمک مارال +قیز : دختر آهو ( دختری که در زیبائی به آهو تشبیه شده ایت ) ایستی+ چؤرک : نان داغ اوجا +داغ : کوه بلند سیرتیق+ اوشاق : بچه پررو جیققیلی +باغچا : باغچه کوچک خیردا+ باجی : خواهر کوچک صفت سه نوع است: صفت ساده ، صفت پیوندی ، صفت مرکب ۱ - صفت ساده : صفتی ااست که فقط از یک ریشه تشکیل شده است : 1 - رنگ : آق – قارا – قیرمیزی – یاشیل 2 – کیفیت : پیس – یاخشی 3 – اندازه و حجم : اوزون – قیسسا – آغیر 4 – مزه : شیرین – آجی – شور 5 – علامت موجودی: یاشلی – جاوان- چولاغ 6 – سنگینی و حرارت: آغیر – یونگول – ایستی – سویوخ – شاختا مانند: آغ کاغاذ : کاغذ سفید گؤزل قوش : پرنده زیبا- اوجا داغ : کوه بلند- یاخشی آدام : آدم خوب ۲ - صفت پیوندی : صفتی است که از الحاق پیوندهای معین به اسم یا به فعل ساخته شده است. *الف - پیوندهای صفات اسمی که از اسم و پیوندهای معین ساخته می شود. دوزلو اوشاق : بچه بانمک دوزلو بالیق : ماهی شور اوزوم لو باغ : باغ انگور دادلی قایقاناخ : خاگینه خوشمزه مزه لی یئمک : غذای خوشمزه دوزسوز آش : آش کم نمک ، آش بی مزه سودسوز قویون : گوسفند بی شیر ائوسیز ادام : آدم بی خانمان آلماسیز باغ : باغ بی سیب اودونچو کیشی : مردم هیزم کش دؤیوشچو کیشی : مرد جنگجو اؤلومجول : نیمه جان قاباقجیل : پیشاهنگ گونلوک : روزانه هفته لیک : هفتگی اوگونکو : آن روزی بیلدیرکی : سال گذشته ای *ب - پیشوندهای صفات فعلی : از ریشه فعل با الحاق پیوندهای مشخص ساخته می شود. گلن آدام : آدمی که می آید قاچان آت : اسبی که می دود ایشله ین فحله : عمله ای که کار می کند آغلایان اوشاق : کودکی که گریه می کند ، کودک گریان گولر اوز : روی خندان آغلار اوشاق : کودک گریان سولماز گول : گلی که پژمرده نمی شود اوخوموش ادام : آدم تحصیلکرده چوروموش آلما : سیب پوسیده ایشله میش پیچاق : چاقوی دست دوم ییخیلمیش اوشاق : کودک زمین خورده ۳- صفت مرکب : صفتی است که ازبه هم پیوستن یک یا دو کلمه تشکیل می شود. .مانند : یام یاشیل : کاملاُ سبز- گؤم گؤی : کاملاُ آبی -آغ آپ آغ: کاملاُ سفید آپ آیدین : کاملاُ روشن ، واضح آپ آغ : کاملاُ سفید ، سفید سفید آپ آچیق : کاملاُ باز ، خیلی کم رنگ آپ آشکار : کاملاُ آشکار ، مسلم- قیپ قیرمیزی : کاملاُ قرمز دیپ دینقیلی: کاملاُ کوچک- داپ داغ: کاملاُ داغ ، بسیار گرم از تکرار دو صفت ساده مانند : قارا - قارا از تکرار دو صفت اسمی مانند : دادلی - دادلی از صفت ساده و صفت اسمی مانند : اینجه بئللی از صفت ساده و اسم مانند : قارا قاش از صفت فعلی و اسم مانند : آچیق گؤز از اسم یا پیوند نسبت و صفت مانند : دیلی شیرین از اسم با پیوند نسبت و اسم مانند : گؤزو قانلی از اسم با پیوند نسبت و صفت فعلی مانند : رنگی سارالمیش از افعال مرکب مانند : تشکیل اولونموش از اسم با پیوند ( دان - دن ) و صفت مانند : گؤزدن ایتی از عدد و اسم مانند : اوچ بوجاق از عدد و صفت پیوندی مانند : دؤرد تئللی از دو اسم که دومی پیوند نسبت دارد مانند : سئچکی قاباغی کلمات وارده از عربی و فارسی که صفات مرکب هستند : خوشبخت ، کلک باز ، وطن پرور ، حیله گر ، جنگاور ، ساعت ساز ، پالاندوز ، ایش گذار *اشکال نسبی صفت)نشانه های نسبی ( راق ، رک ، دن ، دان ، لاپ ، چوخ ، ان ، اولدوقجا ، دوم ، سؤر ، تر ، شین ، ومتول ، یمتل ، یمتیل ، آز ، آچیق ، آلا و...... مثال ها: قیرمیزی راق : سزخ وش ، سرخ فام قیرمیزیمتیراق : سرخ فام ، قرمز رنگ قیرمیزیمتیل : سرخ فام ، سرخ گونه گوده رک : کوتاه قد بالدان شیرین : شیرین تر از عسل بیباردان آجی : تلخ تر از فلفل گولدن آغیر : سخت تر از گل ( گول دن آغیر ببر سؤز دئمه دیم ) لاپ گؤزل : خیلی زیبا چوخ دادلی : خیلی خوشمزه ان اوجا : خیلی بلند ، بلند تر داها سویوخ : سرد تر اولدوقجا آجی : تلخ تر دوپ دورو : خیلی زلال تر تمیز : تر تمیز دوم آق : کاملا سفید دوم قارا: کاملا سیاه اوزون سوو : دراز و باریک اوزون تهر : دراز و باریک قیرمیزی تهر : مایل به قرمز قاراشین : گندمگون ، سیاه چرده قارامتیل : سیه فام آقشین : سفید چهره آغیمتیل: سفید گونه ، متمایل به سفید آغیمسوو: سفید گونه ، متمایل به سفید گؤیومتول: متمایل به آبی ساریمتیل : متمایل به زرد آز یاشیل: سبز کم رنگ آچیق گؤی: آبی روشن آلا پیشمیش: نیم پخته
۹۴/۵/۵ ۱۲:۰۹
لطفا منبع مطالب ارائه شده را ذکر کنید. باور بعضی مسائل سخت است.
۹۴/۵/۵ ۱۲:۰۵
ساغ اول یولداش
۹۴/۵/۵ ۱۱:۳۱
[quote name="مریم اصغری"] قهرمان هم از قهر و قهار عربی است به معنی فرد قدرتمند و قهار و نمی دونم برای چی ترکی دونسته اید. [/quote] پس چرا چنین لغتی در عربی نداریم؟! قهرمان یا قاهرامان در اصل قاهارمان از مصدر قاهارماق به معنای مغلوب کرده و به زمین زدن است و پسوند مبالغه مان که اضافه می شود معنای پهلوان می دهد. شبیه این لغت در ترکی قارامان نیز وجود دارد یعنی مرد قوی.
۹۴/۵/۵ ۱۱:۲۸
[quote name="مریم اصغری"] آقای نایبی حرفهایتان خیلی مفید بود ولی پسوند سوو همان سمت و سوی فارسی باید باشه مثل کم سو. در ترکی اومده مثل دلی سوو یعنی به سمت دیوانگی و متمایل به دیوانگی. [/quote] کی فارس زبان دیوانه سو یا بلندسو گفته که ترک زبان نیز آنرا به ترکی منتقل کند؟ ضمن اینکه این پسوند sow هست نه su یعنی اوی غلیظ دارد و در ترکی کهن در اصل saw می باشد. ضمنا مثال کم سو که آورده اید اشتباه است چون سو در کمسو به معنای نور چراغ است نه جهت.
۹۴/۵/۵ ۱۰:۳۶
قهرمان هم از قهر و قهار عربی است به معنی فرد قدرتمند و قهار و نمی دونم برای چی ترکی دونسته اید.
۹۴/۵/۵ ۱۰:۳۳
آقای نایبی حرفهایتان خیلی مفید بود ولی پسوند سوو همان سمت و سوی فارسی باید باشه مثل کم سو. در ترکی اومده مثل دلی سوو یعنی به سمت دیوانگی و متمایل به دیوانگی.
۹۴/۵/۵ ۱۰:۰۳
[quote name="کارشناس ادبیات"] آقای نایبی ضمن تشکر از ارایه این مطالبی که در هیچ کتابی بعضی از مسایلش گفته نشده من چند انتقاد یا ابهام دارم که یا اشتباه سهوی کرده اید یا دلیلی دارید. 1- لغت قره چمن معلوم است که قره و چمن است یعنی چمن سیاه ولی شما در مثال پسوند مان آورده اید! 2- قاداش یا کاداش در ترکیه مخفف و ساده شده قارداش است و شما هر دو را آورده اید. 3- بدیهی است که لی در خیلی ربطی به پسوند لی ترکی ندارد و خیلی عبارت از خیل عربی و یای فارسی است. اگر اینگونه باشد کلمه خالی و سالی هم ترکی است! [/quote] باسلام. مثالها را عمدا نوشتم تا ذهنها به چالش بیافتند. در توضیح ابهامات شما: 1- قره چمن برخلاف تصور، قره+چیمن نیست بلکه قره چی+من هست یعنی شبیه قاراچی ها. قاراچیلارا اوخشار! 2- قارداش و قاداش دو واژه مستقل با دو معنی سواست. قارداش در اصل قارینداش یعنی هم شکم یا هم رحم یا هم مادر است و قاداش در اصل قاغاداش یا هم پدر است. 3- خیلی مثل خالی و سالی نیست. خیل یا خایل ترکی است که در آرواد خایلاقی، خئیلک آدام و خئیلی آدام دیده می شود.
۹۴/۵/۵ ۰۹:۵۷
احسن جالب بود
۹۴/۵/۵ ۰۹:۵۳
[quote name="عادل رمضانی"] نام فارسی بالایقچین چیه مهندس جان? [/quote] بالیقچین مرغ ماهیخوار
۹۴/۵/۵ ۰۹:۴۱
آقای نایبی ضمن تشکر از ارایه این مطالبی که در هیچ کتابی بعضی از مسایلش گفته نشده من چند انتقاد یا ابهام دارم که یا اشتباه سهوی کرده اید یا دلیلی دارید. 1- لغت قره چمن معلوم است که قره و چمن است یعنی چمن سیاه ولی شما در مثال پسوند مان آورده اید! 2- قاداش یا کاداش در ترکیه مخفف و ساده شده قارداش است و شما هر دو را آورده اید. 3- بدیهی است که لی در خیلی ربطی به پسوند لی ترکی ندارد و خیلی عبارت از خیل عربی و یای فارسی است. اگر اینگونه باشد کلمه خالی و سالی هم ترکی است!
۹۴/۵/۵ ۰۹:۱۴
نام فارسی بالایقچین چیه مهندس جان?
۹۴/۵/۵ ۰۸:۴۴
با سلام خدمت جناب مهندس نایبی مطالبتان بسیار شیرین واموزنده است واین شعر استاد شهریار را به یاد ماورد تورکون دیلی تک سومه لی ایستکلی دیل الماز باشقا دیله قاتسان بواصیلدیل اصیل اولماز
۹۴/۵/۵ ۰۱:۴۷
جالب بود مهندس، لذت بردیم.
۹۴/۵/۵ ۰۰:۱۰
بازمثل همیشه درود برزبان ترکی دیلمیان وگیل وامیدوارم همه به فرزندان خود ازبدو سخن گفتن زبان مادری اموزش دهیم.زبان غیر شخصیت نمی اورد

پیشگیری از کرونا

اسامی مراکز تجمیعی واکسیناسیون کرونا در میانه

اخبار روز