کد خبر: ۹۴۱۳۸
۱۷۱۶ بازدید
۷۸ دیدگاه (۷۲ تایید شده)

آشنایی با شهرستان میانه (قسمت 26 از 30):

پایتختی میانه در هزاره های دور

۱۳۹۸/۱۲/۱۷
۱۲:۴۹

هرچند شهرهای دیگری از آذربایجان قدمت دیرین دارند لیکن تفاوت میانه در این است که به لحاظ وجود دژهای مستحکم طبیعی که همان صدها کوه و دهها رودخانه به ویژه رشته کوه قافلانتی (قیزیل بوندا) و رودخانه بزرگ قیزیل اوزن است، همواره به عنوان یک دیوار حائل بین سرزمین آنسو و اینسوی قافلانتی عمل کرده و دارای نقشی به عنوان دروازه ورود به تمدن های ماد یا ماننا یا کاسی و ... داشته است. تسخیر میانه به معنای تسخیر مابقی سرزمین بوده است لذا صیانت و حفظ میانه به معنای حفظ تمام سرزمین بوده است. ازیرا قابل پیش بینی است که این منطقه همواره پادشاه نشین و مرکز حکومتی باشد و دهها و شاید صدها قلعه در آن برپا گردد. اولی را از روی کتیبه ها و الواح و کتاب ها اثبات خواهم کرد و برای دومی همین کافیست که شهرستان میانه در منطقه شمالغرب کشور دارای قدیمی ترین و پرتعدادترین آثار باستانی است و دهها قلعه سالم و مخروبه دارد که قدمت آنها گاهی به 7000 سال هم می رسد که نمونه آن کوللو تپه در روستای چولاقلی است که به عصر کالکولیتیک و به محدوده 7 هزار سال پیش می رسد.

میانه چنان کهن است که اینجانب هزاره های پس از میلاد(2 هزاره) را عصر جدید می نامم و هزاره های پیش از میلاد (حداقل 5 هزاره) را هزاره های کهن میانه می نامم. لذا توصیف های این دو هزاره اخیر از میانه، مانند توصیف ابن حوقل از میانه در 1100 سال پیش بصورت شهری پرجمعیت و پررونق را جدید و نه چندان پرافتخار می نامم چراکه آنچه در ادامه خواهیم خواند، افتخاراتی بس بزرگ و کهن است که هنوز نخستین پادشاهی در سرزمین پارس (هخامنشی) تاسیس نشده بود.

از هزاره های دور میانه، تاریخ مکتوبی در دست نیست و تنها می توان به وجود قلعه ها و بناهای مخروبه با قدمت 5 تا 7 هزار ساله اشاره کرد. کشف مجسمه بز کوهی 7 هزار ساله در میانه نمی تواند برای اثبات قدمت شهر قابل اتکا باشد چرا که آن مجسمه ممکن بود در بیابانی لم یزرع و غیرمسکونی، مدفون شده باشد. حتی پل نیز نمی تواند موید یک تمدن باشد اما قلعه و بارو می توان دال بر وجود تمدن شهرنشینی باشد که تا امروز هیچ شهری در شمالغرب کشور آثاری به این قدمت و به این تعداد نداشته است.

اما میانه را در هزاره پیش از میلاد یعنی بین 3000 تا 2500 سال پیش از روی آثار مکتوب یونانی و بین النهرینی بهتر می توان شناخت. زمانی که میانه در اوج اقتدار بود و هنوز کوروش و داریوش وجود نداشتند و خواهیم دید که همین کوروش کبیر از نوادگان دیاکو، پادشاه میانه بوده است.

میانه در حدود 3000 سال پیش یکی از نواحی 12 گانه حکومت ماد و حساس ترین شهر آنها بوده است. زیکرتو بر این منطقه حاکمیت داشته و تخت جلوس او نیز میانه بوده است. مرز این سرزمین را قیزیل بوندا (قافلانتی) تشکیل می داده است. در الواح آشوری، مادای یا مادایا نام دارد که ورودی سرزمین ماد است. آشوری ها از دو هزار سال پیش از میلاد حاکم بر بین النهرین بودند و همواره با مادها و مانناها زورآزمایی می کردند. علیرغم توحش زیاد، علاقه زیادی به ثبت تاریخ داشتند و بسیاری از تاریخ ما را آنان به ما یادگار گذاشته اند.

 

تندیس پیریشاتی شاه میانه (نصب شده در همدان)

 

طبق لوح شامشی آداد پنجم آشوری، در سال 820 پیش از میلاد، مورتارمیس آشور لشکرکشی گسترده ای به میانه کرد. آنرا به آتش کشید و غارت کرد و پادشاه قیزیل بوندا، پیریشاتی را شکست داد. در این لوح آمده است که پادشاه قیزیل بوندا حاضر به صلح نشد و جنگید و تلفات زیادی داد و شکست خورد و پادشاه آشور نام خود را در کتیبه ای در قلعه سیبار میانه حک کرد.این، نخستین ضربت آشوریان بر مادان بود هرچند مادها تا صدها سال بعد با تندی و کندی، در تاریخ حضور داشته اند. در سال 800 پیش از میلاد تقریباً تمام ماد تابع آشور شده بود.

ظهور قدرت اورارتو ها در اوایل قرن هشتم پ.م باعث ایجاد حائل بین آشور و ماد شده و تبعاً باعث تضعیف آشور در سرزمین مادها شده و باعث ظهور قدرتی بزرگ به نام ماننا ها شد. آنها در حدود سال 780 پ.م آشورها و اورارتوها را در این سرزمین شکست داده و جایگزین مادها شدند تا اینکه در سال 720 پ.م با شکست اورارتوها از آشورها، قدرت بلامنازع آذربایجان شده و حاکمیت آنرا از ارومیه تا دریای خزر و از ارس تا قیزیل بوندا بر دست گرفتند.

دیاکونوف، مادشناس برجسته روسی، به احتمال فراوان مرکز حکومتی ماننا ها را قیزیل بوندای میانه می داند که در همین حوالی دره قیزیل اوزن میانه، دیوک را به پادشاهی رساندند چراکه مانناها شورای مشورتی داشتند و حتی برای انتخاب شاه، نظر شورای مشورتی را مبنا قرار می دادند. هرودوت، پدر تاریخ، او را پادشاه مطلق ماننا می داند لیکن در الواح آشوری از او یک شاه جزئی در قلمرو میانه یاد می کنند. ادعای آشوریان مقبولتر است چراکه معاصر و عجین با مانناها بودند ولی هرودوت نسبت به مانناها هم دور بود (یونان) و هم دیر (حدود 250 سال فاصله زمانی).

در سال 737 پ.م تیگلت پادشاه آشوری مجدداً به میانه هجوم آورد و ناحیه جنوبی قیزیل اوزن را تسخیر کرد اما وارد حریم ماننا نشد تا در کنار اورارتو، دشمن دیگری برای خود خلق نکنند. با اینهمه ماننا سرزمین خود را تا سال 719 پ.م گسترش داد و مرکز حکومتی را از میانه به سمت شهری بین میانه و همدان بردند.

در این زمان دو سوی میانه دارای دو  شاه مستقل بودند: زیکرتو و دیاکو (دیاک). هر دوی این دو در عمل وابسته به پادشاه مانناها یعنی ایرانزو بودند. ایرانزو در سال 716 درگذشت و پسرش آزا بر تخت نشست اما بخاطر اتحاد او با آشورها، زیکرتو شاه میانه علیه او خروج کرد و او را کشت و دیگر پسرش را جای او نشاند. در این برهه، میانه در مرز آشوریان و ماننا قرار داشت اما تعلق سیاسی به مانناها داشت هرچند مستقل عمل می کرد.

در سال 715 پ.م سارگون، پادشاه آشور، علیه دیوک (دیاکو) به جنگ بزرگی برخاسته او را شکست داده و به سوریه تبعید کرد. یک سال بعد دوباره برای شکست زیکرتو به جنگ برخاست و سرزمین های سر راه را تسخیر کرد و با خیانت پادشاه ماننا، دو قلعه اصلی میانه به نامهای زیزی و زالا را به پادشاه آشور تسلیم کرد.

تا سالهای نزدیک به 700 پ.م آشورها بارها به سمت میانه یورش بردند اما صلابت مانناها هر روز مستحکمتر می شد چراکه بیش از نیمی از قدرت آشورها به مبارزه با اورارتوها تلف می شد و در تقابل دو دشمن بزرگ، خود به خود مانناها تقویت می شدند. در تاریخ سعوبیت و وحشیگری آشوریان چنان است که روی مغولان را سفید کرده اند. آنها حتی به گیاهان وحشی نیز رحم نمی کردند تا مبادا باقیمانده شهروندان از آن ارتزاق کنند. به هر روی در محدوده سالهای 700 پ.م  آذربایجان در اوج اقتدار و میانه در سوق الجیشی ترین نقطه قرار داشت.

بعد از دیاکو، پادشاه میانه، فرزندش خاشتاریتا به قدرت رسید و سرزمین خود را گسترش داد و نامش از نام پدر گستره تر شد طوریکه در کتیبه اول داریوش در بیستون نیز از او یاد شده است که داریوش می گوید بر من شورید. هرودوت به اشتباه نام این پادشاه (خاشتاریتا) و لقب او (فرائورت) را دو پادشاه دانسته است درحالیکه هر دو نام یک نفر است. در کتیبه های بابل نیز او را کشتریتی نوشته اند. خاشتاریتا نیز بنا بر قول هرودوت مانند پدر، شکست خورده و به سوریه تبعید شد.

باتوجه به اینکه در محدوده سالهای 715 پ.م آشوریان تا مرز میانه را در اختیار داشتند، بنا بر توصیف جغرافیایی هرودوت، مرکز حکومت خاشتاریتا نیز میانه بوده است.

از آن سو، مادهای ضعیف شده کم کم قامت راست کرده و حاکمیت خود را گسترده کردند و بین سالهای 673 پ.م تا دوره جنگ مجدد با آشورها در 625 تا 615 پ.م به یک قدرت بزرگ تبدیل شدند.

در این زمان میانه در مرز سه قدرت بزرگ ماننا از شمال، ماد از جنوب و آشور از غرب قرار گرفته بود و مستقل از این سه، در مقابل قدرت نمایی این سه مقاومت می کرد هرچند تعلق تاریخی و نژادی با مانناها و مادها داشت.

هرودوت محدوده حکومت میانه را کوجک ولی حساس می داند که توسط خاشتاریتا، فرزند (یا نوه) دیوک، گسترده شد طوریکه ماد و پارس را تابع خود کرد و بارها به آشوریان تاخت. هرودوت سلطنت خاشتاریتا را از 674 تا 652 به مدت 22 سال می گوید.

پس از خاشتاریتا، فرزندش هوخاشتارا به پادشاهی رسید. هوخاشتارا بین سالهای 625 تا 585 پ.م به پادشاهی رسید. هرودوت او را جسورتر و پرقدرت تر از پدر و جدش می داند طوریکه با لشکر عظیمی به نینوا، پایتخت آشوریان، هجوم برد و آنرا محاصره کرد. او تمامی سران اسکیت های آسیای میانه را کشت و بر 28 سال سلطه و هجوم آنان پایان داد و حکومت وحشی و بی رحم 1500 ساله آشوری نیز با اتحاد ماد و بابل و قدرت گیری مانناها سرنگون شد.

هوخاشتارا دختری داشت به نام آستیاگس که در یک وصلت سیاسی بین ماد و اقوام پارس، ازدواج کرده بود و از فرزند این ازدواج، کوروش متولد شد که بعدها پادشاهی هخامنشی را در آنسوی سرزمین مادها تشکیل داد.

هوخاشتارا سپس در سال 615 پ.م ماننا ها را شکست داده و مجدداً آذربایجان را به سرزمین ماد اضافه کرد و یک حکومت گسترده تشکیل داد و ثروت عظیم آشوریان چپاولگر را به دست آورد. از آشوریان تنها پایتخت آن در محاصره مانده بود که بالاخره در سال 612 پ.م شکسته شد و پیش از 600 پ.م برای همیشه آشوریان از تاریخ حذف شدند.

با آغاز قرن ششم پیش از میلاد، مادها با شکست آشورها و اسکیت ها و اورارتوها و مانناها، قدرت بلامنازع آسیا شده بودند اما با فوت هوخاشتارا در 585 پ.م قدرت مادها رو به افول گذاشت. سرزمین آذربایجان همواره محوریت اصلی مادها بود و میانه در طول هزاره های دور همواره نقش اصلی داشته است. اگر اکنون کهن ترین آثار باستانی شمالغرب کشور در میانه قرار دارند، بدان علت است که استحکامات میانه را استوارتر و محکمتر از دیگر شهرها می ساختند تا بتوانند در مقابل هجوم چهار سویه دشمن ها مقاومت کنند.

در اواخر دوره هوخاشتارا، زمانی که در 585 پ.م مادها دوباره بر میانه چیره شدند، کادوسن و کاسپین ها در میانه ساکن بودند. کاسپین ها همواره در یک ناحیه امن تر در شرق میانه تا دریای خزر سکونت داشتند اما خراج ده ماننا ها و مادها و گاهی آشورها بودند.

آذربایجان تا قرن های بعدی تحت حاکمیت مادان بود و نخستین پادشاهی اقوام پارس در 522 پ.م توسط کوروش نیز تاثیری در حاکمیت آن نداشت و تلاش های کوروش برای تسخیر آذربایجان بی فایده بود تا اینکه در یکی از حملات خود به آذربایجان، توسط تومروس خانیم سر از تنش جدا شد.

کوروش از پشت پدری، شاهزاده نبود لیکن مادرش همانگونه که ذکر شد شاهزاده ماد بود. پادشاهی ماد منطقه ای فقیر و محدود به اطراف استان فارس کنونی بود و تقریباً هیچ حکومتی به آن چشم طمع نداشت. این پادشاهی از ترکیب سه قوم محلی تشکیل شد. مادها با خیانت یکی از سرداران خود و همدستی مغ های ماد با هخامنشی ها، از هم پاشیدند ولی آذربایجان تحت حاکمیت پادشاهی پارس درنیامد.

برای رعایت حوصله خواننده عزیز، از اطناب کلام پرهیز می کنم.

تحقیق از: محمدصادق نائبی

 

کانال تلگرامی صدای میانه اشتراک‌گذاری مستقیم این مطلب در تلگرام

نظر شما

۹۸/۱۲/۲۲ ۰۲:۴۶

این اشخاصی که کوروش را برای خودشان بت کرده و می پرستند همان بی سوادان کتاب نخوانی هستند که هر آنچه حاکمیت فکری به خوردشان داده را ملکه ذهنشان می سازند. اینها همان هایی هستند که بی آنکه بدانند در شهرمان با کودکانشان فارسی قیریلداتماق می کنند. خخخخخ

۹۸/۱۲/۲۱ ۲۲:۵۷

دنیا به هرودوت به عنوان پدر تاریخ جهان احترام می گذارد جز ایرانیان. تخریب چهره این شخصیت تنها به این علت است که در کتاب 600 صفحه ای خود شاید 6 صفحه از تجاوزات بی دلیل ایرانیان به سرزمین های دیگران سخن گفته است درحالیکه او صفات منفی یونانیان را نیز بارها گفته و صفات مثبت ایرانیان را نیز کراراً بیان کرده است. نویسندگان نژادپرست ایرانی، از بین 600 صفحه کتاب او، دست گذاشته اند روی آن 6 صفحه و برای آن 6 صفحه 600 صفحه شرح نوشته و اثبات کرده اند که هرودوت متوهم بود، متعصب بود، دروغگو بود، ... . درحالیکه اگر هرودوت نبود ما تقریباً هیچ چیزی از هخامنشیان نمی دانستیم چنانکه حتی فردوسی شاعر ملی گرا نیز هیچ چیزی درباره آنان نمی دانست.

۹۸/۱۲/۲۱ ۲۲:۲۲

از نگاه نفراتی مثل شما زبان ما هم فارسی بوده ودر اثر حمله مغول که اصلا ترک نیستند ما تر ک زبان شدیم بدا به حال ما که با شدیم همشهری

۹۸/۱۲/۲۱ ۲۱:۳۱

شیوهٔ تاریخ‌نگاری هرودوت
برخی معتقدند که هرودوت به فنیقیه، بابل، ایران، مقدونیه، مصر و سرزمین سکاها سفر نمود.[۱۸] در برابر، برخی پژوهشگران این ادعا را به چالش کشیده‌اند و حضور هرودوت در بابل و ایران را نادرست می‌دانند. به هر حال، منابع مورد استفادهٔ هرودوت، غالباً روایت‌های شفاهی بوده‌اند و هرچه را دیده یا شنیده، نقل و روایت کرده‌است. حتی با فرض حضور وی در سرزمین‌های ذکرشده، از اسناد دیوانی و تواریخ محلی استفاده نکرده، بلکه روایت‌های شفاهی مردمان این سرزمین‌ها را ذکر کرده‌است. برای نمونه هنگامی که از مصر صحبت می‌کند، کاهنان مصر را مأخذ تحقیقات خویش معرفی کرده و می‌گوید که برای درستی سخن آنان به شهرهای تِبِس و هلیوپولیس رفته تا گفته‌های آنان را با روایت مردم آن‌جا نیز تطبیق دهد. اما برخی از پژوهشگران به این نکته با دیدهٔ شک و تردید می‌نگردند و اعتقاد دارند که هرودوت می‌کوشید تا منابع روایت‌های خود را منابع شفاهی معرفی کند و بدین منظور یا آن‌ها را می‌ساخت یا جعل می‌کرد.[۱۹] ایمروار عقیده دارد که هرودوت در سرتاسر کتاب خود کوشیده تا این پندار را حفظ کند که کارش گزارشی شفاهی است؛ حتی در جاهایی که می‌دانیم یا حدس می‌زنیم که بر پایهٔ منابع مکتوب استوار است.[۲۰] اما هرودوت در ذکر این روایات شفاهی، اندکی دقت را با خوش‌باوری زیاد می‌آمیزد و روی‌هم‌رفته، کنجکاوی یک کودک در وجود او بیشتر غلبه دارد تا خوش‌باوری یک پژوهنده.[۲۱]

۹۸/۱۲/۲۱ ۲۱:۱۴

لطفا آی دی تلگرام یا ایمیلتان را بدهید تا تمامی یادداشت هایم در هر صفحه از کتاب تواریخ را که شما بفرمایید برایتان بفرستم. یا پیامی به تلگرام من (msnaebi) بفرستید تا ابهامتان رفع شود.

۹۸/۱۲/۲۱ ۲۰:۴۶

شما کتاب هرودت رو خوندی یا داری لطفا عکس کتاب

۹۸/۱۲/۲۱ ۲۰:۴۵

(...) هرودتی که شما می گین ملکم خان اسم برده حتما میدونی که ایشان مسیحی مسلمان شده است و از .... متن زیر .... که بهش استناد کردین زندگی و فعالیت‌های سیاسی ملکم خان در سال ۱۲۱۲ خورشیدی در قصبه جلفا (که اکنون از محله‌های اصفهان است) در خانواده‌ای متوسط زاده شد.[۱] پدرش میرزا یعقوب سنگ‌تراشی از ارامنه جلفای اصفهان بود که اسلام آورده بود. ملکم خان برای تحصیل به فرانسه رفت و پس از بازگشت بارها به مأموریت‌های سیاسی به اروپا سفر کرد. کارنامه فعالیت‌های سیاسی وی مجموعه متضادی از ترویج افکار آزادی‌خواهانه و سوءاستفاده مالی و زدوبندهای سیاسی را شامل می‌شود. از مهم‌ترین فعالیت‌های وی می‌توان به انتشار روزنامه قانون، تأسیس اولین فراموش‌خانه در ایران[۲] و مشارکت در اجرای قرارداد رویتر با پاول یولیوس رویتر بریتانیائی، اشاره کرد.[۳] در طول دوران حیاتش ناصرالدین شاه دو بار وی را به دلیل تأسیس فراموش خانه و دریافت رشوه مورد خشم قرار داد. در مورد نخست دستگیر و به عراق تبعید گردید ولی با پادرمیانی میرزا حسین‌خان مشیرالدوله (سپهسالار) مورد عفو قرار گرفت و سفیر ایران در مصر شد. پس از انتصاب میرزا حسین‌خان مشیرالدوله (سپهسالار) به سمت وزرات امورخارجه و سپس صدارت عظمی، ملکم خان نخست به عنوان مشاور وی و سپس به سمت سفیر ایران در انگلیس منصوب شد. در دوران سفارت در انگلستان، میزرا ملکم خان به دلیل دریافت چهل هزار لیره رشوه به تهران احضار شد که از آمدن امتناع کرد و این بار نیز با پادرمیانی دوستانش به مدت پنج سال دیگر سمت خود را حفظ کرد. در همین دوران وی مقدمات اعطای امتیاز رویتر را فراهم کرد و همچنین به شاه پیشنهاد داد که برای تأمین مخارج سفر سوم خود به اروپا قرارداد لاتاری را به یک شرکت انگلیسی بدهد که به دلیل مخالفت‌هایی در داخل ایران این امتیاز داده نشد و موجب آبروریزی برای شاه شد و میرزا ملکم خان نیز برای همیشه از چشم شاه افتاد.[۳] پس از مرگ ناصرالدین شاه و در دوران مظفرالدین شاه، میرزا ملکم خان به عنوان سفیر به رم فرستاده شد و تا پایان عمر در سال ۱۹۰۸ میلادی در این سمت باقی‌ماند و در همان‌جا درگذشت.[۳][۴] منبع ویکی پدیا حتما بقیه منابع تان از جمله هرودت مثل این است با هیچ عقل سلیمی جور در نمیاد همه این ها یهودی هستند تمام ایران شناسان

۹۸/۱۲/۲۱ ۲۰:۲۳

باسلام مسئله ای که برای بنده جالبه وغیر قابل حل اینکه بعضیها تو این کانال نان آذربایجان را میخورند زمین آذربایجان را اشغال کرده اند ولی غریبه پرستند و بنام آذربایجان حساسیت دارند تاریخ خود رانمیدانند وبه کسی که میخاد تاریخ آذربایجان رابه آنها یاد دهد به آن هم حساسیت دارند من فکر میکنم که اینها سازماندهی شده هستند وبرای این کارشان حقوق دریافت میکنند

۹۸/۱۲/۲۱ ۱۹:۴۰

اتفاقا تواوقات فراغت کمترخودرادرمعرض استرس ویروس کروناقراردهیم بهتره.
کمی ازفکراین ویروس رهایی یابم مقالات مهندس نایبی رومیخونم.
امیدواریم سلسله مقالات ایشون ادامه یابدوازاین بابت ازایشان تشکرمیکنیم.

۹۸/۱۲/۲۱ ۱۶:۳۵

آذربایجان = آذرآبادگان ، مکانی که آتشگاه زرتشتیان بود.

۹۸/۱۲/۲۱ ۱۵:۵۷

داداش شما این کورش صغیرتان چرا تا ۱۰۰ سال پیش اسم ازش نیست ، چرا فردوسی نژادپرست اسمی ازش نبرده ؟ چرا قبرش تا رضاشاه قبر مادر حضرت سلیمان بود ؟ چرا اسم هیچ ایرانی قبل از رضاشاه کوروش نیس ولی اسکندر هست؟؟ چرا اسم قبیلش خاخامنشیه؟ ....

۹۸/۱۲/۲۱ ۱۵:۴۶

الینیزه ساغلیق، یاشیاسیز ، لطفا درباره نام آزربایجان عزیز و نامهای بر گرفته از آن و گستره ی سرزمینی آن روشنگری نمایید ،هر چند که بعضیها بغضشان می گیره از روشنایی

۹۸/۱۲/۲۱ ۱۳:۵۵

یه خورده روی نگارشت کار کنی بهتر منظورت رو میفهمیم

۹۸/۱۲/۲۱ ۱۳:۵۱

آقای نایبی بهتر است به این بیماران پاسخ داده نشود.

۹۸/۱۲/۲۱ ۱۳:۴۴

اگر هرودوت را با عقل تو و خمودی تو بسنجیم بله! اما هرودت برای ثبت تاریخ واقعی سرزمین های زیادی را گشت. از مصر و سوریه و ایران تا روم و آفریقا. برای ثبت نخستین کتاب تاریخ، به نوشته ها و گفته های دیگران روی آورد و با ذکر جزء به جزء این استنادها، کتابی استوار برای تاریخ دنیای آن روزگار تحریر کرد. 

جالب است که ما تا 100 سال پیش از وجود این کتاب معروف 2500 ساله بی اطلاع بودیم و نخستین بار میرزا ملکم خان آنرا به ما معرفی کرد که: آیا می دانید 4 پادشاه هخامنشی در این کتاب معرفی شده اند؟ علیرغم معرفی این کتاب باز تا صد سال دیگر این کتاب ترجمه نشد! و مصیبت بار تر اینکه ما جز کتاب هرودت تقریباً اطلاعی از شاهان هخامنشی نداشته ایم!

۹۸/۱۲/۲۱ ۱۳:۲۸

اقای نایبی تو این شرایط وقت گیر اوردین ؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ول کن بابا

۹۸/۱۲/۲۱ ۱۱:۳۲

هرودت چطوری اون موقع از همه جا اطلاع داشته می نوشته یکم هم عقل رو دخیل بدیم بد نیست

۹۸/۱۲/۲۰ ۱۶:۱۹

تا در تحقیق جانب عدالت را رعایت نکنیم به حق نخواهیم رسید. ریشه "تحقیق" همین "حق" است. یعنی بدون حب و بغض و بدون افراط و تفریط، به حق مطلب برسیم. تحریف تاریخ آذربایجان اگر افراط است، تحریف تاریخ هخامنشی نیز تفریط است. آنانی که انکار ترک بودن آذربایجان را می گویند، در واکنش، انکار وجود چیزی به نام هخامنشیان را می شنوند. نه این حق است نه آن.

فیثاغورس، ریاضیدان و فیلسوف بزرگ یونانی، همزمان با کشته شدن کوروش در مسیر مصر به هندوستان، در ایران بود و مطالبی کوتاه در سفرنامه خود نوشته است که بسیاری از معماهای تاریخی را حل می کند. با توجه به اینکه ایشان معاصر بوده و خود در آن زمان مهمان دربار بوده و یک دانشمندان برجسته در تمام 25 قرن گذشته بوده است، تکیه بر گفته های ایشان، تکیه محکمی است. 

ایشان می گوید: در دربار مشغول آماده سازی مقدمات استقبال از پیکر کوروش بودند که در سرزمین ماد کشته شده بود و برای دفن او در پاسارگاد برنامه ریزی می کردند و ... .

۹۸/۱۲/۲۰ ۱۲:۳۹

مراغه کمتر از 300 باید باشد چون میانه 300 اثر ملی ثبت شده دارد و پرتعدادترین اثر ملی ثبت شده شمالغرب کشور را دارد.

۹۸/۱۲/۲۰ ۱۲:۱۴

در دنیای ان زمان انتقال جسد کورش یک طنز تاریخی است فرقی نمی کنه ولی باید بعصی وقایع تو در ان بازه زمانی و امکانات ان دوران دید بنطر بیشتر مطالب تاریخی ساخته فکر نویسنده ها و مورخان است چطور خوردت در آنز مان همه چیه دومی که و ثبت کرده و نفعش چی بوده

۹۸/۱۲/۲۰ ۱۲:۱۱

سلام امروز تو شبکه مستند ،مستندی در مورد مراغه پخش می کرد تعداد آثار ثبتی مراغه رو ۳۰۰ تا گفت و در سطح کشور هم از لحاظ ثبت جزو ده شهر اعلام کرد تعداد آثار ثبتی میانه چقدر است

۹۸/۱۲/۲۰ ۰۱:۴۷

من متعجبم وقتی بحث تاریخ هخامنشیان است، وقتی بحث کوروش است کسی دنبال مدرک و سند نیست ولی وقتی بحث گوشه ای از تاریخ آذربایجان باشد عده ای اثبات هر کلمه ای را در گرو ارائه انواع و اقسام سندها می دانند.
چرا کسی نمی پرسد زبان کوروش و هخامنشیان چه بوده است؟
چرا کسی شک نمی کند زبان آنها با زبان فارسی دری زمین تا آسمان تفاوت دارد؟
چرا کسی ایراد نمی گیرد چرا نام این قهرمانان تاریخی حتی در شاهنامه ی فردوسی نیز نیامده است؟
چرا کسی نمی پرسد که اگر جسد کوروش در میدان جنگ ماند و پوسید و از بین رفت پس آن بنایی که در پاسارگاد است چگونه می تواند مقبره ی او باشد؟
و نهایتا چرا کسی نمی پرسد کسی که منادی صلح و دوستی است به سرزمین سکاها لشکر می کشد و فرستاده ی تومروس را بر خلاف قوانین جنگ های آن زمان می کشد؟

۹۸/۱۲/۱۹ ۲۲:۴۱

از کتاب تواریخ هرودت معتبرتر؟ از الواح آشوری و کتیبه های بیستون معتبرتر؟

۹۸/۱۲/۱۹ ۲۲:۰۰

در مورد مطلب و منابع نوسته های آقای نائبی نظری ندارم. کاش ایشان منابع معتبر(نه هر کتاب یا نوشته ای) نوشته هایشان را بیان کنند.
اما یک نکته که قبلا بنده مستند در یک کتیبه آشوری دیده ام. خکله پادشاه آشور به میانه است که ادعا می کند بیش از 20 قلعه آنها را خراب کردم. این مطلب نشان می دهد که وسعت و حکومتی داشته که بیش از 20 قلعه فقط در یک حمله ویران شده.

۹۸/۱۲/۱۹ ۱۵:۵۵

سلام

شاید با این چند توضیح، پاسختان را دریافت کنید:

1 ـ امپراتوری آشور خونخوارترین و بی رحمترین قوم بشری بوده است. نه مغول و نه هیتلر هرگز چنان سفّاک و جلاد نبوده اند.

2 ـ جزو عجایب تاریخ است که چنین حکومت بی رحم و فاقد هنر و دانشی، به کتابت بسیار علاقمند بوده اند. آنها هر روز بصورت روزنامه تمامی وقایع حکومتی را روی لوح های گلی می نوشتند و می پختند تا بماند. علیرغم گذشت 4000 سال تا 2500 سال از آن امپراتوری، هنوز هزاران (بله هزارها) لوح گلی از این حکومت باقی مانده است که بسیاری از معماهای تاریخ از جمله معماهای مادها و ماننا ها از روی آن نوشته ها استخراج و استنباط می شود. برای اینکه تعجب شما را بیشتر برانگیزم همین قدر بگویم که فقط از کتابخانه سلطنتی آخرین پادشاه این حکومت یعنی بانی پال، 25 هزار لوح گلی باقی مانده است. تصور کنید تعداد لوح های گلی باقی نمانده از این پادشاه چقدر بوده؟ و مجموع الواح گلی تمامی پادشاهان آشوری در طول 1500 سال حکومتشان چند صد هزار و یا شاید چند میلیون! بوده؟

3 ـ تصور نکنید که هجوم مکرر آشوریان به سرزمین آذربایجان از بین النهرین صورت می گرفته است. آنها بیخ گوش آذربایجان بودند و گاهی خود میانه نیز در دست آنها بود. هر گاه اراده می کردند با فاصله چند روز (نه چند ماه) به سرزمین مادها و مانناها و اورارتوها (سمت اورمیه) هجوم می آوردند.  

۹۸/۱۲/۱۹ ۱۴:۳۷

سلام در این پاراگراف ممکن فاصله ها رو هم تعیین کنید در دنیای و امکانات آن زمان چجوری در یک سال دوبار از آشور به میانه لشکر کشی میشه دوما سند مکتوب این ها چیه چجوری و به چه استنادی این لوح ها رو می خونین در سال 715 پ.م سارگون، پادشاه آشور، علیه دیوک (دیاکو) به جنگ بزرگی برخاسته او را شکست داده و به سوریه تبعید کرد. یک سال بعد دوباره برای شکست زیکرتو به جنگ برخاست و سرزمین های سر راه را تسخیر کرد و با خیانت پادشاه ماننا، دو قلعه اصلی میانه به نامهای زیزی و زالا را به پادشاه آشور تسلیم کرد.

۹۸/۱۲/۱۹ ۱۳:۵۰

منابع را داخل متن نوشته ام. غالباً الواح آشوری یا کتیبه های بیستون و بابل و کتاب تواریخ هرودوت و کتاب ماد دیاکونوف هستند. دو کتاب اخیر که مشخص هستند اما سه منبع قبلی را دقیق نوشته ام که کدام کتیبه یا کدام لوح. چیزی از خود ننوشته ام.

۹۸/۱۲/۱۹ ۱۳:۱۳

آقای نایبی ، برای این نوشته تان منابع را ذکر می کنید تا ما هم باور کنیم؟

۹۸/۱۲/۱۹ ۰۱:۵۵

معتبرترین روایت از مرگ کوروش همان کشته شدنش توسط ارتش تومروس است. تومروس سر کوروش را داخل تشت پر از خون انداخت و گفت: ای خون آشام ازین خون بخور تا سیراب شوی. جسد کوروش هم در میدان نبرد ماند و طعمه ی جانوران کرم ها شد.
در ضمن کوروش ربطی به ایران و فارس و ترک و کرد و لر ندارد. کوروش و دارو دسته اش احتمالن اصالت اسلاو داشته اند. زبانی که از هخامنشیان در کتیبه ها مانده نشان می دهد این زبان با زبان اسلاو قدیم یکی بوده است.

۹۸/۱۲/۱۸ ۲۲:۳۴

بنده بارها عرض کردم آیندگان در باره دانشمند شهرمان و ایران جناب مهندس نایبی عزیز  قضاوت خواهند کرد آرزوی موفقیت های بیشتر  در همه زمینه هادارم

احمدزاده

۹۸/۱۲/۱۸ ۲۲:۲۹

بی اندازه زیبا و عالی بود. دست مریزاد

۹۸/۱۲/۱۸ ۲۱:۰۴

بابت آن آب آهکی کلی هم از مردم هزینه دریافت میکنند ، هزینه امتیاز ، هزینه حفاری ، هزینه نصب ، و عاقبت قبض مصرف آب ، برای خانگی یک جور و برای تجاری یکجور و بعضا حتی آنهاییکه امتیاز اخذ نموده اند آب بهای آزاد حساب میکنند ، نتیجه میشود دزدی آب ، یعنی قاچاقی لوله کشی میکنند و بنوعی مردم را قاچاقچی و دزد بار میاورند ، که بقولی تخم مرغ دزد شتردزد میشود ، و باآن آب قاچاقی وضو گرفته عبادت هم میکنند ، پرورش دهنده اینگونه تخلفات کیست ؟ پیدا کنید پرتقال فروش را

۹۸/۱۲/۱۸ ۱۸:۳۸

بودم بودم حساب نیست. هستم هستم حساب است! هم اکنون میانه روستایی کوچک در شمال غرب. دور از مسیر اصلی ارتباطی است. با ابی سرشار از اهک و مواد سنگین!

۹۸/۱۲/۱۸ ۱۶:۰۶

برادر! آی پی شما مشخص است و 5 کامنت مسموم گذاشته اید که از تایید آنان شرم دارم. اگر ماموریت شما تمام شد و حقوق تان را گرفتید، اجازه دهید صرفاٌ در حیطه میانه سخن بگوییم. واقعاً سازمان شما تمام وقت این سایت را کنترل می کند که به هر بار چنین مطلبی منتشر می شود سراسیمه می شوید؟ مجموعه چنین مطلبی در قیاس با دیگر مطالب 1 به 1000 نیست. چرا برنمی تابید؟

۹۸/۱۲/۱۸ ۱۶:۰۰

بیزی یانا یانا قوی!

۹۸/۱۲/۱۸ ۱۵:۵۹

من نیز جز این ننوشته ام. لطفا با دقت مطالعه کنید.

۹۸/۱۲/۱۸ ۱۵:۳۰

با سلام وعرض ادب - در این ایام اپیدمی کرونا ضمن رعایت دستورالعمل های بهداشتی، یک موضوع خیلی در این بحث ناراحت کننده است.
اینکه یک محقق از وقتش،زندگیش زده وبرای میانه وتاریخ میانه داره تحقیق میکنه به جای تشکر بعضی ها مواردی را مطرح میکنند گویا با آقای نائبی مشکل دارند.
من رفیق قدیمی آقای صادق نائبی هستم واز لخاظ دیدگاه سیاسی خیلی متفاوت ودور ازهم وشاید در بعضی موارد مخالف!!!
اما این دلیل نمی شود در تحقیق علمی کلماتی جاری شود که خستگی محقق تنش بماند.
وظیفه دانستم به نوبه خودم از اینهمه تلاش از شما بزرگوار تشکر کنم دوستان محقق ودانشمند در این حوزه به کمک آقای نائبی بیایید انرژی وانگیزه بدهید که میانه استحقاق بیشتری دارد.

۹۸/۱۲/۱۸ ۱۵:۱۰

با سلام و تشکر از زحمات دوست عزیز و دانشمندم

از مطالعه مطلب فوق حظ وافر بردم بی شک  موارد مطروحه برای هر میانه ای وطن پرستی مایه افتخار و سربلندی است اما بهتر است از طرق رسمی و قانونی با همراهی همشهریان ذی نفوذ و با دلایل و براهینی که برای خود شما مسجل شده است پیگیر این مطالب بوده و در موارد و کتبی که این مطالب مطرح شده گریز و اشاره ای به محل دقیق و نام میانه بشود

با تشکر دوباره

۹۸/۱۲/۱۸ ۱۴:۳۲

فکر کنم جناب آقای نایبی بیشتر از اونکه به شهرش علاقه داشته باشه با تاریخ ایران مشکل داشته باشه

۹۸/۱۲/۱۸ ۱۴:۳۰

حالا از کجا فهمیدید که امثال ایشون به اون موضوع میخندیدن . در واقع من هم معتقدم که میانه تاریخ چندان زیادی نداره . اینکه چند نفر به صورت قبیله ای چند وقتی رو یه جا زندگی کنند رو شهر حساب کنیم در این صورت تو دنیا هزاران شهر 7 هزار ساله خواهیم داشت .

۹۸/۱۲/۱۸ ۱۴:۱۵

همان سیلک تا صد سال پیش ناشناخته بود و  وقتی کوزه ها و ظروفش کشف شد, امثال تو به او می خندیدند ولی الان می پذیرند که دارای تمدن بوده اند البته نه به ادعای بی پایه شما که قدیمی ترین شهر دنیا!! است.

۹۸/۱۲/۱۸ ۱۴:۰۲

نتیجه ازدواج آستیاگس کوروش نمیشه بلکه کوروش نوه آستیاگس بوده آستیاگ دختری به نام ماندانا داشته و کوروش فرزند ماندانا بوده

۹۸/۱۲/۱۸ ۱۲:۴۰

قدیمی ترین شهر دنیا سیلک کاشان هست که 7 هزار سال قدمت داره و نه تنها تو ایران بلکه تو دنیا معروفه
حالا شما میانه رو همتراز اون قرار بده در حالی که اگر بود حتما اسمی هم ازش بود

۹۸/۱۲/۱۸ ۱۲:۱۵

با سپاس از آقای نایبی دوست گرامی و پژوهشگر معاصر مطالب بسیار ارزنده ای است واقعا لذت بردم. کاش همین مطالب در ویکیپدیا شهرستان میانه هم درج گردد تا میانه بهتر شناسانده شود.

۹۸/۱۲/۱۸ ۱۱:۴۴

لطفا مقدمه کتاب دیاکونوف را مو به مو مطالعه بفرمائید. میگه هیچ اطلاعات موثق و دقیقی راجع به ماد نداریم. پس کتابش به درد هیچ چیز نمیخوره. بعدش ۳۰۰ صفحه راجع به ماد مینویسه. با تشکر

۹۸/۱۲/۱۸ ۱۱:۲۹

سلام . خیلی عالی بود . من بعضی از قسمتها را قبلا از کتاب دکتر ذهتابی خوانده بودم . کاش میشد که امروزه حداقل خود مردم ، شهرشان را می آنا معرفی میکردند نه میانه.

۹۸/۱۲/۱۸ ۱۱:۱۳

این که کل دنیا کوروش بزرگ را تحسین میکنن همهاش توهم پان فارسیسم است و اصولا ربطی به این بحث ندارد هدف از این بحث شناساندن تاریخ میانه است من نمیدانم چرا وقتی بحث تاریخ آذربایجان میشود یه عده دلدرد میگیرند از نگاه اقوام اریایی هر پیشرفت در کل عالم ریشه در کوروش دارد اولین سازمان برنامه وبودجه اولین سیستم فاضلاب اولین......ولی اینهاساخته ذهنهاییست که از حدود ۱۰۰ سال پیش سعی در تحریف تاریخ کردند

۹۸/۱۲/۱۸ ۱۰:۲۶

لطفاً فقط 1 جمله را بگویید که اغراق است تا براهینش را بیآورم.

۹۸/۱۲/۱۸ ۱۰:۲۵

ببخشید من نگفته ام میانه فسقلی کوروش کبیر را کشت. لطفا مضطربانه و منفعلانه نخوانید. کوروش برای تسخیر سرزمین ماد بارها به منطقه آذربایجان حمله کرد و نهایتاً سر از بدنش جدا شد. کبیر بودن، دلیل محکمی برای کشته شدن نیست. نادرشاه جهانگشا از او جهانگشاتر بود لیکن در داخل چادرش توسط یک سرباز کشته شد.

۹۸/۱۲/۱۸ ۱۰:۱۸

کجا رفتن؟چرا هیچ اثری از خود ندارند؟؟؟ اینها همش زیر بغل هندونه گذاشته. که ما به اون نیاز نداریم

اخبار روز