کد خبر: ۶۰۷۷۳
۷۱۵ بازدید
۶ دیدگاه

شبانه طعمه دریا شدند سربازان

۹۵/۴/۴
۱۷:۵۳

نصر: خبر جدیدتکراری با آمار و ارقامی  متفاوت ،  20 کشته و 33تن زخمی تلفات سانحه جاده های کشور را به صورت زیرنویس اعلام می کند، اما با سایر خبرها تفاوت اساسی دارد.

رویه ای همیشگی است که بمحض رخ دادن سانحه ای دنبال مقصر می گردیم. زلزله ای رخ می دهد بفکر نوسازی می افتیم ، سیلی راه می افتد سیل بندی می سازیم و کوهی فرو می ریزد کارگروهی تشکیل می شود و ستاد حوادث غیرمترقبه ای که تا سالها فقط روی کاغذ است ، با بوق و کرنا  در نیمه شب فعال می شود و مسئول پیگیری رویداد می شود.
مثل همیشه بازار داغ است. بازار داغ احساس مسئولیت ها، پیگیری ها، تسلیت های منتشره شده ، سیاه پوشیدن ها و غوغای کاربران مجازی و در این میان خوش بحال شمع فروشان.
اما داغ 20 جوان وطن شاید با بقیه فرقی داشته باشد، داغی سوزان و فروزان. نه برای من و شما که فردای روز این حادثه را فراموش می کنیم.  بلکه برای 20 مادری که تا زنده اند شنیدن دوباره لحظه ای صدای فرزندانشان رویا شد و امروز دوباره چشمان گریانشان سوژه ناب دوربین ها.
اینکه پای چولاق این جاده های بیرحم همواره می لنگد قصه ای  تازه نیست و فرقی ندارد این جاده ها در آذربایجان باشد یا کرمان، تهران باشد یا خوزستان و سرتاسر وطنم. فرقی ندارد این راهها هر روز کشته می دهند و هموطنی از دست می رود و ما فقط افسوس می خوریم. اما تا به کی باید دوباره شاهد تلفات جبران ناپذیر این  جاده های بی رحم باشیم  و داغ مادر ، پدر ، خواهر و برادری که عزیزشان را در سانحه تصادف از دست داده اند تازه شود؟
چرا هیچ مسئولی جانانه یقه اش را برای امن کردن این جاده های بی سر و سامان ، این ناوگان فرسوده حمل و نقل پاره نمی کند؟ چرا جان شیرین فرزندانمان این قدر ارزان است؟ چرا همواره نقش رانندگان در تصادفات پررنگ تر است تا جاده و وسلیه حمل و نقل؟
برای من که  صحنه تصادف چهارمعلم شهید در  اسفندماه ۹۳جاده میاندوآب - میانه هنوز در خاطرم تازه است،  شما 20 برادرشهید سربازم نیز بزرگمردان شهیدی هستید که دل در گرو امنیت و آرامش مردمان کشورم داشتید و مرخصی تان  تا  به  ابد امضا شد. بغض بی پایانم نثار  ایمان، مهدی، علی ، ماجد و سایر شهدای سرباز ایران.....

رامین مهاجری

 

کانال تلگرامی صدای میانه اشتراک‌گذاری مستقیم این مطلب در تلگرام

نظر شما

۹۵/۴/۴ ۲۳:۴۲

نمیدانم که درهنگام رانندگی چشمانم به کیلومتر شمار ماشین باشد تا خدای نکرده 95 کیلومتر در ساعت 96 نشود که پلیس از کمینگاه که منتظر است کوچکترین سرعت غیر مجازم را جریمه نکند و یا دنبال پلیسی بگردم که در کمینگاه منتظر من نشسته است تا جریمه ام بکند ویا با خیال راحت حواسم در جاده باشد که خدای نکرده با سایر وسایل نقلیه تصادف نکرده باشم ، من مانده ام شمارا نمیدانم ، و فکر میکنم درست نخواهد شد ....

۹۵/۴/۴ ۲۳:۳۵

چقدردردناک هست این فاجعه !!یاد مینی بوس کانون نویسندگان افتادم که ترمز نداشته ووسط پرتگاه به سنگی گیر کرده بود !ظاهرا کمک راننده وراننده خودشونو از ماشین پرت کردن پایین یعنی میدونستن ماشین مشکل داره چرا این ماموریت رو قبول کردن وهزاران چرای دیگر که ذهن آدمو مشغول میکنه !چرااجازه ندادن خودشون بیان وچرا کارقاچاق درپوشش انتقال نیروی نظامی انجام شده وکالاوافغانی قاچاقی وچرا ظرفیت بیش از حد وچرا راننده هفتاد ساله رو تعاونی تایید میکنه پشت رل بشینه !!!خدا صبر بده به عزیزانشون که همگی مهندسین دانش آموخته وآینده ساز بودن !راستی پاسخگو کیست !احتمالا راننده ای که الان وجود نداره باید محاکمه بشه !

۹۵/۴/۴ ۲۲:۰۴

اگر ان محور گاردریل محکمی داشت حداقل نمیگذاشت اتوبوس به دره سقوط کند و با گاردریل تصادف میکرد وزارت راه هم باید این نقص را برطرف کند در تنگه قافلانکوه هم گاردریل ها سست هستند و توانایی مقاومت دربرابر اتوبوس را ندارند که باید استحکام سازی شوند تا حداقل بعد از تصادف دیگر به ته دره نروند تا تلفات بسیار شود

۹۵/۴/۴ ۲۰:۳۷

اینها با هفتاد هزار تومان حقوق شهید شدند و چند ده سال است که قانون 60 درصد اجرا نمیشود ولی بعضی ها 200 میلیون حقوق میگیرند و مثل خاوری فرار میکنند این تناقض جامعه ماست که زحمتکشان ان حقوقی بسیارکم و لی خیانتکاران چند صد میلیون حقوق میگیرند فکر کن این کجای عدالتی بود که وعده داده شد؟

۹۵/۴/۴ ۱۹:۵۶

روحشان شاد.

تک تک این جوانان برای خود شمع آرزوهایی داشتند که خاموش شد.

رامین جان اگر جاده ها و ناوگان و ... اصلاح شود آنوقت صفرهای فیش های نجومی از کجا تامین شود؟

اولویت ها را به خاطر داشته باش!

اخبار روز