برترینها: در ساعات گذشته، موج تازهای از افزایش قیمتها تن ملت را لرزانده و همه را در بهت فرو برده است. اعلام قیمتهای جدید روغن خوراکی، همزمان با انتشار خبرهایی عجیبتر از همیشه، مثل فروش قسطی ماست و دوغ، واقعا فضا را دارک کرده؛ تورم کالاهای اساسی به مرحلهای رسیده که حتی ابتداییترین اقلام سفره هم دیگر بهراحتی قابل خرید نیستند.
ماست و دوغ قسطی هم آمد، مرسی از شما
خبر فروش قسطی ماست و دوغ، اگرچه در نگاه اول باورنکردنی به نظر میرسد، اما در بستر شرایط فعلی اقتصاد ایران چندان هم دور از ذهن نیست. وقتی تورم مزمن شده و قدرت خرید خانوارها بهطور مستمر کاهش پیدا میکند، طبیعی است که کالاهایی که همیشه نقدی و روزمره خریداری میشدند، حالا با برچسب «قسطی» عرضه شوند؛ پدیدهای که تا همین چند سال پیش بیشتر مخصوص لوازم خانگی و کالاهای بادوام بود، نه لبنیات.

روغن را باید قطره به قطره قدر بدانیم
در همین فضا، اعلام رسمی قیمتهای جدید روغن خوراکی شوک دیگری به بازار وارد کرد. قیمتها بهقدری جهش داشته که مقایسه آنها با چند ماه قبل هم حیرتانگیز است. کاربران شبکههای اجتماعی با اشاره به این افزایشها، نسبت به اثر دومینویی آن بر سایر اقلام غذایی هشدار دادهاند؛ چرا که روغن یکی از نهادههای اصلی در زنجیره تولید مواد غذایی است و افزایش قیمت آن میتواند بهسرعت به بالا رفتن قیمت بسیاری از کالاهای دیگر منجر شود.

پیشتر «آمینو»، یکی از کاربران شبکه اجتماعی ایکس، با انتشار فهرستی از قیمتهای جدید روغن نوشته بود که روغن مایع آفتابگردان یا کانولا ۱.۵ لیتری به حدود ۵۸۸ هزار تومان رسیده، روغن ذرت ۱.۸ لیتری ناگهان تا حدود ۹۱۳ هزار تومان جهش کرده و روغن اویلا ۱۳۵۰ گرمی به حوالی ۴۷۰ هزار تومان رسیده است. او تأکید کرده بود که این افزایشها در شرایطی رخ داده که نرخ ارز ترجیحی عملاً چند برابر شده و «گرانی تازه شروع ماجراست و بهزودی سایر کالاهای اساسی هم پشت سر روغن گران میشوند».
نیمروی عزیز تو به خاطرات خواهی پیوست!
نگرانیها اما فقط به روغن محدود نمانده است. قیمت مرغ، تخممرغ و سایر اقلام پروتئینی نیز طی ماههای اخیر بارها افزایش پیدا کرده و ثباتی در بازار آنها دیده نمیشود. تخممرغ، که همواره یکی از در دسترسترین و ارزانترین منابع پروتئین برای خانوارها محسوب میشد، حالا به نمادی از تورم روزمره تبدیل شده است. به گفته کاربران، قیمت یک شانه تخممرغ که ابتدای امسال حدود ۹۰ هزار تومان بوده، اکنون از ۳۳۰ هزار تومان عبور کرده و فقط در همین یک سال چندین بار افزایش قیمت را تجربه کرده است.

کی حالا جرات داره بره سوپرمارکت؟
همین جهشها باعث شده بسیاری از افراد فعال در شبکههای اجتماعی دوباره به محاسبه «هزینه واقعی زندگی» روی بیاورند. محاسبههایی ساده و سرانگشتی که تصویر روشنی از فشار معیشتی ارائه میدهد. اگر یک خرید معمولی از سوپرمارکت را در نظر بگیریم؛ یک شانه تخممرغ، یک بطری روغن، مقدار کمی برنج، دو کیلو گوشت و چند قلم کالای ضروری دیگر، مجموع هزینهها بهراحتی به حوالی ۱۰ میلیون تومان میرسد. حالا اگر این عدد را به نیازهای یک خانواده چهار نفره در طول یک ماه تعمیم دهیم، هزینهای نزدیک به ۵۰ میلیون تومان فقط برای «چرخاندن سفره» به دست میآید؛ آن هم بدون احتساب اجاره مسکن، هزینه درمان، آموزش، حملونقل و سایر مخارج اجتنابناپذیر.
زندگی در آلمان به صرفهتر از ایران!
در این میان، مقایسه قیمتها با خارج از کشور هم به یکی از محورهای داغ بحث تبدیل شده است. «امیرحسین» در توییتی نوشته بود: «روغن خوراکی در آلمان ارزانتر از ایران است. یک لیتر روغن آفتابگردان برند JA در فروشگاههای زنجیرهای آلمان ۱.۶۹ یورو قیمت دارد که با احتساب هر یورو ۱۶۹ هزار تومان، حدود ۲۸۵ هزار تومان میشود؛ در حالی که ۹۰۰ میلیلیتر روغن اویلا در ایران بیش از ۳۰۰ هزار تومان قیمت دارد.» مقایسهای که بهروشنی اختلاف قدرت خرید و فشار هزینهها بر خانوار ایرانی را نشان میدهد.

حتی اگر فقط کنسرو لوبیا بخوریم...
از سوی دیگر، «مهسا» با اشاره به قیمت کنسرو لوبیا نوشته بود: «کنسرو لوبیا شده ۱۱۰ هزار تومان. اگر کسی هر روز سه وعده فقط کنسرو لوبیا بخورد، ماهی ۱۰ میلیون تومان هزینه دارد. یک خانواده سه نفره میشود ماهی ۳۰ میلیون تومان. حقوق کارگر چقدر است؟ ۱۵ میلیون تومان.» این مثال ساده نشان میدهد حتی حداقلیترین گزینههای غذایی هم دیگر با سطح دستمزدها همخوانی ندارد.

در چنین شرایطی، تفریح، بیرون رفتن، رستوران و حتی بسیاری از عادتهای معمول زندگی، بهتدریج از سبد مصرف خانوار حذف میشود و به یک خاطره تبدیل خواهد شد. تورمی که قرار است از هفتههای آینده آثارش پررنگتر شود، حالا همه مضطرب و نگران هستند که واقعا چه خواهد شد؟ آن چه که مسلم است این که شاید باید برای همیشه با نیمرو و لوبیا خداحافظی کنیم!
