برترینها: وقوع پیروزی انقلاب ایران در خاورمیانه در سال 1357 تغییرات اساسی به وجود آورد که مهمترین آن شروع جنگ تحمیلی از سوی رژیم بعث عراق علیه ایران بود. در آن سالها صدام رییسجمهور عراق که به دنبال توسعه قدرت خود در منطقه بود به فکر براندازی دولت نوپای جمهوری اسلامی ایران برآمد.

رژیم عراق در سالهای اولیه پیروزی انقلاب اسلامی ایران به محض مشاهده سقوط رژیم پهلوی و تضعیف موقعیت امریکا در ایران، فرصت را برای یک حمله نظامی مناسب دید و دست به تحریکات مرزی زد و مدعی شد، خوزستان جزیی از عراق است! تجاوز سراسری ارتش رژیم عراق به خاک ایران، حادثه مهمی است که بررسی ابعاد آن برای نسل حاضر و آینده تاریخ حائز اهمیت است. جنگ عراق با ایران طولانیترین جنگ متعارف در قرن بیستم و دومین جنگ طولانی این قرن پس از جنگ ویتنام بود که 8 سال به طول انجامید.
در روز ۳۱ شهریور ۱۳۵۹ با هجوم ارتش عراق به مرزهای غرب و جنوب و حمله هوایی به چند فرودگاه ایران جنگ تحمیلی هشتساله دولت عراق به رهبری صدام حسین علیه ایران آغاز شد. این واقعه در حالی اتفاق افتاد که فقط ۱۹ ماه از پیروزی انقلاب اسلامی میگذشت. صدام حسین، رئیسجمهوری وقت عراق، چند روز پیش از این اقدام، پیمان ۱۹۷۵ الجزایر را در برابر دوربینهای تلویزیون بغداد پاره کرد و در نطقی با تأکید بر مالکیت مطلق کشورش بر اروندرود که آن را شطالعرب مینامید و طرح این ادعا که جزایر سهگانه ایران به اعراب تعلق دارد، همزمان جنگ زمینی، هوایی و دریایی علیه ایران را آغاز کرد.

بمباران فرودگاه مهرآباد
برای نخستینبار اخبار ساعت دو بعدازظهر روز ۳۱ شهریور، خبر بمباران فرودگاه مهرآباد را مخابره کرد. روزنامه کیهان درباره فضای فرودگاه و آنچه در این حمله بر مردم حاضر در آنجا گذشت، نوشت: «یکی از کارمندان هواپیمایی گفت که به هنگام مراجعت از فرودگاه به خانه متوجه شدم سه فروند هواپیما با فاصله نسبتا کمی بر فراز فرودگاه در حال پرواز هستند.
ازآنجاییکه حدس میزدم هواپیماها خودی باشند، چندان توجهی نکردم، تا اینکه صدای انفجار برخاست و آنگاه متوجه شدم که بمب انداختهاند. یک شاهد دیگر درباره نوع هواپیماهای بمبارانشده در این حمله گفت که دو هواپیما در این هجوم دچار آسیب شدهاند که یکی از آنها هواپیمای ۷۰۷ و متعلق به شرکت هواپیمایی بود و دیگری یک فروند هواپیمای سی۱۳۰ بود.
او همچنین گفت که هواپیماهای دشمن سه فروند و از نوع میگ بوده است». با شنیدهشدن صدای انفجار مهرآباد در غرب تهران، مردم این منطقه برای اطلاع از چگونگی واقعه به خیابانها ریختند و با مشاهده بمباران قسمتی از فرودگاه به منظور کمک به سمت آن هجوم آوردند که مأموران انتظامی در حوالی فرودگاه ضمن جلوگیری از حرکت آنها از مردم خواستند که حوالی فرودگاه را ترک کنند و در صورت نیاز به کمک مردم، مقامات مربوطه اطلاعیه صادر خواهند کرد.

روزنامه کیهان فردای آن روز درباره تعداد مجروحان و مصدومان حمله عراق به تهران نوشت: «تا ساعت یک بامداد امروز تعداد مجروحان حادثه فرودگاه ۳۸ نفر اعلام شد که ۱۵ نفر به بیمارستان امام خمینی، هشت نفر به بیمارستان شریعتی، سه نفر به بیمارستان صنایع هواپیمایی، هشت نفر به بیمارستان میمنت و سه نفر به درمانگاه بیمههای اجتماعی منتقل شدهاند. از این تعداد گروهی که جراحاتشان سطحی بود، مداوا و از بیمارستان مرخص و برخی دیگر بستری شدهاند».
بمباران فرودگاه اهواز
این تنها فرودگاه مهرآباد تهران نبود که با جنگندههای عراقی مورد حمله قرار گرفت. در ساعت 13:45 روز ۳۱ شهریور شش هواپیمای میگ عراقی باند فرودگاه اهواز را بمباران کردند. خبرنگار کیهان از اهواز گزارش داد که «این واقعه در حالی اتفاق افتاد که حدود ۶۰۰ نفر در فرودگاه حضور داشتند.
بر اثر این حمله قسمتی از باند فرودگاه اهواز ویران شد و چند نفر نیز زخمی شدند». آنچنان که بعدها گفته شد، این حمله زمانی اتفاق افتاد که مسافران پرواز ۲۲۸ از اهواز عازم خارک، بوشهر و شیراز بودند. در این هنگام بود که در بخشی از فرودگاه صدای مهیبی برخاست و در پی آن دو راکت از سوی میگ عراقی به قسمت جلویی سالن مسافران پرتاب شد و همه شیشههای سالن فرودگاه فرو ریخت. هواپیماهای عراقی بعد از حمله و یک بار دورزدن بر فراز فرودگاه از محل دور شدند. در پی این حمله نیروهای نظامی در نقاط مختلف خوزستان به حالت آمادهباش درآمدند.

حمله به تبریز، آبادان، کرمانشاه و جزیره مینو
حدود ساعت 13:50 سیویکم شهریور، هشت میگ عراقی، فرودگاه و چند نقطه حساس دیگر شهر تبریز هم با ۱۱ راکت مورد حمله قرار گرفت. در پی این حمله یک فروند هواپیمای مسافربری تهران-تبریز که قرار بود ساعت دو بعدازظهر در فرودگاه تبریز به زمین بنشیند تغییر مسیر داده و در اصفهان به زمین نشست.
همزمان با این واقعه فرودگاه همدان و پایگاه هوایی نوژه این شهر نیز مورد حمله جنگندههای عراقی قرار گرفت و خساراتی به آن وارد شد. در همین حال خبرگزاری پارس اعلام کرد که مسئولان فرودگاه شیراز به دلایل امنیتی پروازهای عادی شرکت هواپیمایی ایران (هما) از فرودگاه شیراز را نیز تا اطلاع ثانوی لغو کردهاند.
فرودگاههای بوشهر، آبادان، کرمانشاه و جزیره مینو از دیگر نقاطی بودند که مورد حمله جنگندههای عراقی قرار گرفتند. در پی شدتیافتن جنگ بین ایران و عراق در مرزهای غربی و جنوبی کشور، اقشار و گروههای مختلف مردم برای اعزام به جبهه جنگ اعلام آمادگی کردند.

از سوی دیگر ستاد مشترک ارتش جمهوری اسلامی ساعتی پس از آغاز حملات عراق انتشار اطلاعیههای خود را آغاز کرد. در این اطلاعیهها موارد مورد تأیید درباره حملات عراق و پاسخهای ایران به اطلاع مردم میرسید. روز اول مهر ستاد مشترک ارتش اعلام کرد که در حملات متقابل ایران به مواضع دشمن، ۱۱ فروند هواپیمای میگ عراقی سرنگون شده و چهار فروند ناوچه موشکانداز نیز غرق شده است.
پیام امام
در پی حمله گسترده عراق از سه جبهه زمین، هوا و دریا به ایران، امام خمینی بنیانگذار جمهوری اسلامی در پیامی ضمن محکومکردن این حمله درباره ادامه تجاوزات رژیم صدام به ایران هشدار داد. در این پیام آمده بود: «گمان نکند ملت ما که دولت ایران و ارتش ایران عاجز از این است که جواب به اینها بدهد.

هر وقتی که مقتضی بشود، من پیامی به ملت خواهم داد و به صدام حسین و امثال او خواهم ثابت کرد که اینها، این اذناب امریکا قابل ذکر نیستند و ما همیشه بنا داریم که در این برخوردها، طوری برخورد بشود که جواب برخورد آنها داده بشود که به ملت عراق خدای نخواسته صدمهای وارد نشود.
لکن ما عازم بر این هستیم، مصمّم بر این هستیم که اگر عراق حدّ خودش را نداند و تجاوز را تکرار بکند، ما دستور بدهیم و ملت ما بسیج بشوند و آن وقت برای ملت عراق معلوم باشد که ما با آنها هیچ کار نداریم؛ بلکه این صدام حسین است که به واسطه تحریک امریکا به ما تجاوز کرده است و ما اگر جوابی به او بدهیم، هرگز به ملت عراق، که برادر ما هستند، مربوط نیست.
امروز من صدای منحوس این آدم را شنیدم؛ یعنی، بیانیهاش را شنیدم. ایشان معلوم میشود که تازه مسلمان شده است! برای اینکه به حضرت امیر، علی بن ابیطالب و امام حسین سلام الله علیهما و اینها تشبث کرده و مردم را میخواهد گول بزند.
ایشان نمیداند که مردم عراق ایشان را میشناسند و از اوّلی که این حکومت اشتراکی روی کار آمد و مرحوم آقای حکیم تحریم کرد و آنها را تکفیر کرد، مردم عراق اینها را شناختهاند و بعد هم از اعمالی که انجام دادهاند، اینها شناسایی شدهاند. اینها علمای بزرگ عراق را اعدام کردند.
اینکه الان به شَعْب عراق متوسل میشود، اینها شعب عراق را سرکوب کردهاند. این صدام حسین، من از اول وقتی که روی کار آمد تنبّه دادم که این دیوانه است، این عقلش درست کار نمیکند، و لهذا، با دیوانگی دارد عمل میکند و خودش را به هلاکت میرساند». امام همچنین در این پیام مردم عراق را مورد خطاب قرار داده و نوشت: «ملت عراق هرگز با صدام حسین موافق نیست.

یک روز هم موافقت ندارد. ملت عراق با اسلام موافق است. کسی که با اسلام موافق است، کسی که کتاب او قرآن است، کسی که کعبه قبله اوست، نمیشود با یک آدم کافری که در پناه کفّار دارد زندگی میکند و در پناه کارتر و امثال کارتر دارد به حیات خودش ادامه میدهد، نمیشود با این همراهی بکنید.
من به آنها سفارش میکنم به ارتش عراق که اگر میتوانند قیام کنند بر ضد این آدم و این آدم را از بین ببرند و خودشان جانشین او بشوند و ما هم تأییدتان میکنیم و اگر این برایشان میسور نیست، فرار کنند و جنگ با اسلام نکنند. با ملت عراق هم عرض میکنم که با همه قوا، قیام کنید بر ضد این آدمی که الان قیام بر ضد اسلام کرده است.
قیام این نسبت به ایران، قیام کافر بر مسلم است و قیام لشکر کفر بر لشکر اسلام است. باید با همه قوا با این شخص مقابله کنید و مقاتله کنید. من چنانچه خدای نخواسته دامنه پیدا کرد این کارهای صدام حسین و اربابهای صدام حسین، تکلیف ملت ایران را تعیین خواهم کرد و امیدوارم به آنجا نرسد و اگر برسد، دیگر بغدادی باقی نخواهد ماند».

واکنش بنیصدر
در پی آغاز حمله، ابوالحسن بنیصدر، رئیسجمهوری وقت، در پیامی که شامگاه ۳۱ شهریور از رادیو تلویزیون پخش شد، تأکید کرد: «عراق به جای جنگ با رژیم اشغالگر قدس به جنگ با ایران اقدام کرده است و کوشش ما برای اجتناب از این جنگ به جایی نرسیده و اکنون ناچاریم درسی را که صدام قصد داشت به ایران بدهد به خود وی بدهیم».
او در ادامه این پیام گفت «کار عراق جزئی از یک توطئه گسترده بر ضد جمهوری اسلامی ایران است... حمله عراق به هیچکدام از پایگاههای ما کمترین آسیبی نتوانست وارد کند... ما ملتی هستیم که زندگی را در میدان نبرد به دست آوردهایم و شایستگی زندهماندن را در نبردها نشان دادهایم». بنیصدر سپس مردم را به آرامش فراخواند و از آنها خواست هیچ هراسی نداشته باشند و هیچگونه احساس نگرانی نکنند. او تأکید کرد که در صورت لزوم امام فرمان بسیج عمومی صادر خواهند کرد؛ اما تا آن زمان هیچکس اقدامی نکرده و تنها خونسردی خود را حفظ کند.

واکنش هاشمیرفسنجانی
هاشمیرفسنجانی نیز فردای آن روز در گفتوگو با خبرگزاری پارس اعلام کرد که ریاستجمهوری و فرمانده کل قوا، مسئولان ارتش، اعضای شورای عالی دفاع، نخستوزیر، ریاست مجلس، رئیس سپاه پاسداران و وزیر دفاع، حوادث و درگیریهای دیروز و حمله عراق به ایران را از آغاز زیر نظر گرفتند.
او در ادامه گفت: «ارتش در پس این حمله به حال آمادهباش درآمده و در پارهای از نقاط به پاسخگویی به حملات دشمن پرداخته است. گزارشها حاکی است که ضربات سنگینی از سوی نیروهای انقلاب به دشمن وارد شده است و نتیجه این ضربات متعاقبا در اختیار مردم قرار خواهد گرفت... مردم باید صبر خود را حفظ کنند و به پادگانها نزدیک نشوند و به اخبار بهجز آنچه از طرف مقامات مسئول اعلام میشود، توجه نکنند که خبرپراکنی علیه مسئولان میتواند جزئی از توطئه باشد».

تعریف جنگ
هدف جنگ، پیروزی بر دشمن است. هر کشور یا به منظور به دست آوردن زمین و مایملک دشمن به جنگ دست میزند یا برای به کرسی نشاندن ادعاهایش یا برای دفاع از خود در برابر ادعاهای دیگران. طی قرون محققان بسیاری دیدگاههای گوناگونی درباره جنگ ارایه کرده و ابعاد مختلف جنگ را مورد بررسی قرار دادهاند. نیروی طبیعت یا قانون الهی یا خدایان را الهامبخش آن دانستهاند یااینکه آن را همچون بلایی آسمانی، مظهر امتحان خداوند تلقی کردهاند. نتیجهای برخاسته از هیجانات انسانها، قدرتطلبی و غرور انسان؛ شکلی از مبارزه برای بقا و گزینش طبیعی بهترین و مناسبترین افراد(قویترین)، نتیجه استبداد و جاهطلبی انسانها در مسند قدرت، نتیجه اجتنابناپذیر روابط تولیدی و استثمار طبقاتی است. جنگ سنتی به تدریج به صورت جنگی تمام عیار درآمده است. امروزه هر یک از حریفان جنگ با حداکثر نیرو وارد میدان میشوند. این نیروها تنها نظامی نیستند بلکه ابعاد اقتصادی، فنی و اجتماعی نیز دارند و جنگ در موقعیت کنونی همچون حربه نهایی دولتها به شمار میرود.

زمینههای جنگ عراق علیه ایران
پیروزی انقلاب اسلامی در ایران که نتیجه آن براندازی رژیم شاهنشاهی و استقرار جمهوری اسلامی بود، تعادل سیاسی منطقه را که عمدتا به سود مستکبران و ابرقدرتها بود بر هم زد و نظر به اهمیت فوقالعاده منطقه خلیجفارس بر هم خوردن تعادل قوا در این منطقه، نظام بینالمللی را نیز به طور چشمگیری متاثر و منافع غیرمشروع و ناحق آنها را تهدید کرد. بنابراین انقلاب اسلامی زمینهساز تهاجمات و عکسالعملهای گوناگونی از سوی واحدهای سیاسی منطقه و جهان شد. یکی از شدیدترین و آشکارترین عکسالعملهایی که به صورت حمله نظامی تمام عیار بروز کرد، جنگ 8 ساله عراق علیه ایران بود که در جامعهشناسی جنگ، شناخت زمینهها و علل آن اهمیت اساسی دارد.
اگر جنگ را نیز نوعی رفتار در سیاست خارجی کشورها تلقی کنیم، توجه به عوامل شکلگیری سیاست خارجی موثر و نقشآفرین است. شکستهای حقارتبار امریکا در پی پیروزی انقلاب اسلامی، ترس دولتهای استکباری و مرتجع منطقه از گسترش انقلاب و به خطر افتادن منافع آنها زمینهای را فراهم کرد تا دیکتاتور عراق انگیزه شخصی خود را در قالب حمله به ایران بروز دهد. بسیاری معتقدند 3 انگیزه شخصی برای تهاجم صدام به ایران مطرح بود؛ تلاش برای کسب رهبری جهان عرب، کسب موقعیت ژاندارمی منطقه در نبود شاه و جبران تحقیر ناشی از امضای قرارداد 1975 الجزیره با شاه، انگیزه صدام برای این حمله بود.

ادعای حمایت از مخالفین عراق
یکی از مسائلی که عراق در سال 1358 مدعی بود، دخالت ایران در ترور نافرجام طارق عزیز عضو شورای فرماندهی عراق و معاون نخستوزیر عراق بود. عراقیها در مورد این ترور ادعای بیربطی مطرح میکردند. در آن تاریخ هیچ گروهی از ایرانیها حتی آنهایی که مواضع خیلی تندی نسبت به صدام داشتند در وضعیتی نبودند که بخواهند در عراق دست به چنین اقدامی بزنند. صدام که در یکی از شهرهای نزدیک به مرزهای ایران بود با شنیدن خبر فوق در سخنرانی عمومی خود اعلام کرد:«ما دستهای هر کسی که بخواهد به طرف عراق دراز شود، قطع میکنیم. ما حاضریم با هر کس بخواهد با ما بجنگد با او بجنگیم.»
روزنامه کیهان در گزارش خود در این زمینه نوشت:«خبرگزاریهای خارجی گزارش دادند در یک سوء قصد به جان طارق عزیز، معاون نخستوزیر عراق و یار نزدیک صدام چند تن جراحات کمی برداشته و ضارب نیز که دولت عراق مدعی شده، ایرانی است توسط محافظان طارق عزیز کشته شد. صدام که برای دیدار طارق عزیز نزد او رفته بود با حمله به ایران اظهار کرد:«خون ریخته شده در این مکان بدون قصاص نخواهد ماند!»

دخالت آشکار عراق در امور داخلی ایران
مواضع مقامات عراق در رابطه با خوزستان ایران که آن را به نام عربستان! میخواندند نمونهای از دخالت آشکار این کشور در امور داخلی ایران بود. طارق عزیز در یک کنفرانس مطبوعاتی در پاریس مدعی شد:«این موضوع به اهالی عربستان که منطقهای سرشار از ثروتهای نفتی است، بستگی دارد (یعنی کسانی که اکثرا ریشه و تبار عربی دارند) و آنها هستند که باید تعیین کنند به کدام طرف تعلق دارند!» طارق عزیز داستان جنگ را به گونهای دیگر بازگو میکرد و مدعی بود:«هنگام آغاز جنگ، سیاست خارجی عراق اهدافی نظیر برقراری ثبات در منطقه، عدم مداخله در امور داخلی کشورهای همسایه و حل و فصل اختلافات از طریق مسالمتآمیز را دنبال میکرد.»
سیدمحمود دعایی، سفیر وقت ایران در عراق که مدتی پیش از شروع جنگ به خاطر کمرنگ شدن ارتباطات دو کشور به ایران بازگشته بود، «وضعیت حزب بعث در عراق در سالهای پیش از انقلاب ایران، تحریک کردهای عراق توسط رژیم شاه، ادعاهای عراق بر 3 جزیره تنب بزرگ و کوچک، ابوموسی و اروندرود و از سوی دیگر تشکیل نهضت آزادیبخش ایران در داخل خاک عراق(توسط تیمور بختیار) و نیز رادیوهای تبلیغاتی علیه رژیم شاه» را از نکات مهم مورد تنش بین این دو رژیم میداند.
دعایی، انحلال ساواک توسط شاپور بختیار و شکاف در ارتش در سالهای پایانی حکومت شاه را بستری دانست که به صدام امکان میداد از تسلیمش در پیمان الجزایر اعاده حیثیت کند. او همچنین با اشاره به پیامی که پیش از آغاز جنگ از جانب صدام برای امام آورده بود، گفت:«وزیر امور خارجه عراق از سوی صدام به من پیغام داد که به امام بگویم برای حل مسائل فیمابین نمایندهای را به عراق بفرستد، امام نیز در پاسخ به این پیغام هر گونه مذاکراتی را به تشکیل مجلس شورای ملی و انتخابات ریاستجمهوری موکول کرد تا نمایندگان ملت برای مذاکره به عراق بروند و در این فرصت نیز از عراق خواست که حسننیت خویش را ثابت کند و علیه ایران تبلیغ نکند.»

دلایل آغاز جنگ از دیدگاه یک فرمانده نظامی
پس از 637 بار تجاوز مرزی ارتش عراق به خاک ایران روز 31 شهریور 1359 نیروی هوایی عراق با دهها فروند از هواپیماهای نظامی خود اقدام به بمباران گسترده 10 فرودگاه داخلی و بینالمللی و پایگاههای هوایی ایران کرد و همزمان تعدادی از شهرهای مرزی ایران در استان خوزستان را اشغال و تعدادی دیگر از شهرها را با توپخانه مورد حمله قرار دادند.
سردار حسین علایی از فرماندهان دفاع مقدس دلیل آغاز جنگ را چنین توضیح میدهد:«ایران در یک سال و نیم از آغاز جنگ، درگیر و مشغول ایجاد بسترهای قانونی برای تشکیل نظام جمهوری اسلامی پس از فروپاشی رژیم شاهنشاهی بود. در نتیجه دچار اختلافنظرها و چالشهای سیاسی بسیاری بود. از سوی دیگر دچار تروریسم و گروههایی مثل فرقان و درگیریهای مسلحانه گروههایی همچون حزب دموکرات کردستان ایران و حزب خلق عرب وابسته به عراق در برخی از استانهای مرزی بود. روابط خارجی ایران اساسا متحول و بسیاری از کشورهای دوست ایران تبدیل به دولتهای متخاصم یا دولتهای غیردوست شده بودند. امنیت داخلی در اولویت برنامههای دولت ایران قرار داشت و ایجاد یک دولت با ثبات و نهادهای قانونی مردمی، مهمترین دغدغه مسوولان کشور بود. چالشهای شدیدی بین افراد و گروههای رقیب در صدر حاکمیت وجود داشت که عملا موجب شد، آنان به تهدیدهای مرزهای غربی کشور نگاه جدی نداشته باشد. از نظر ساختاری، ایران قبل از آغاز جنگ فاقد نهادهایی مانند شورای عالی امنیت ملی بود که بتواند به طور منظم مسائل مربوط به تهدیدهای نظامی و امنیتی علیه کشور را بررسی و ارزیابی کند و بحرانهای امنیتی و دفاعی را مدیریت کند.»
علایی همچنین ادامه میدهد:«البته قانون اساسی جدید ایران نهادی با عنوان شورای عالی دفاع را پیشبینی کرده بود که قبل از شروع جنگ هنوز تشکیل نشده بود. برای مسوولان کشور هم آن قدر مسائل ساختاری و موضوعات داخلی وجود داشت که کمتر به تهدید خارجی، آن هم از نوع جنگ فکر میکردند. از سوی دیگر معرفت لازم و ادراک کلی از تحولات محیطی و نیات حزب بعث عراق در بین دستگاههای سیاسی، نظامی و امنیتی کشور وجود نداشت که برمبنای آن احتمال وقوع جنگ را پیشبینی کنند؛ بنابراین درک صحیحی از تهدیدهای جدی عراق که ممکن بود به جنگ بینجامد در ستاد مشترک ارتش و شورای عالی دفاع به وجود نیامده بود تا اقدامات بازدارنده لازم برای ابعاد سیاسی، حقوقی، نظامی و بینالمللی انجام گیرد. بر همین اساس برآورد دقیقی از تهدید عراق وجود نداشت.
منابع: روزنامه اعتماد، شرق، فرارو