روزنامه اعتماد: به فاصله یکی دو روز، دو بیانیه از راه رسید: اولی از جانب انجمن (استادان) زبان و ادبیات فارسی و دومی از طرف انجمنهای علوم اجتماعی و تاریخی، هدف هر دو بیانیه وزارت آموزش و پرورش بود. هدف هر دو بیانیه هم یک چیز بود؛ اعتراض به واجد شرایط دانسته شدن سطوح دو و سه حوزه علمیه با مدارک کارشناسی و کارشناسی ارشد رشتههای زبان و ادبیات، علوم اجتماعی و تاریخ برای استخدام در آموزش و پرورش. بحث استخدام طلاب در دستکم هشت رشته علوم انسانی البته از یک سال قبل مطرح شده بود و ریشههای جذب و استخدام آنان در آموزش و پرورش به سالها قبلتر بازمیگردد.
«در آستانه بزرگداشت روز شعر و ادب فارسی و در اقدامی ناباورانه و نسنجیده در دفترچه آزمون استخدامی کشوری متنی منتشر شد که نگرانی و اعتراض جمع زیادی از استادان، معلمان، دانشآموختگان و دانشجویان زبان و ادبیات فارسی را موجب شد. براساس دفترچه راهنمای این آزمون، برای احراز شغل دبیری رشته زبان و ادبیات فارسی، دارندگان مدارک سطح ۲ و ۳ حوزه با دانشآموختگان کارشناسی و کارشناسی ارشد زبان و ادبیات فارسی از نظر تخصص در حوزه زبان و ادبیات فارسی برابر دانسته شدهاند تا سند دیگری باشد بر مظلومیت معیار تخصص آن هم در رشته زبان و ادبیات فارسی در آموزش و پرورش. انجمن علمی [استادان] زبان و ادبیات فارسی به نمایندگی از استادان زبان و ادبیات فارسی دانشگاههای کشور ضمن محکوم کردن قاطع این اقدام، از وزارت آموزش و پرورش میخواهد نسبت به اصلاح بند مذکور، اقدام مقتضی و عاجل انجام دهد.»
این بخشی از متن اعتراض انجمن علمی زبان و ادبیات فارسی بود. بعد نوبت به صدای اعتراض انجمنهای علمی علوم اجتماعی و تاریخ رسید: «در آستانه بازگشایی دانشگاهها، دانشآموختگان رشتههای علوم اجتماعی و تاریخ با خبری دور از انتظار و نگرانکننده روبهرو شدند. براساس مندرجات دفترچه راهنمای آزمون استخدامی کشوری که توسط سازمان سنجش و آموزش کشور منتشر شده است، برای استخدام به عنوان دبیر تاریخ و علوم اجتماعی، علاوه بر دانشآموختگان کارشناسی و کارشناسی ارشد این رشتهها، دانشآموختگان سطح ۲و ۳ حوزه علمیه هم واجد شرایط اعلام شدهاند.
اتخاذ این تصمیم غیرحرفهای که نشانه بهاندادن به دانشآموختگان مجموعه رشتههای علوم اجتماعی و تاریخ و بیتوجهی کامل به دانش و تخصص در تصدی نقش مهم معلمی در آموزش و پرورش است، نتایج بسیار زیانباری در آموزش و پرورش و جامعه خواهد داشت.» در بیانیه انجمنهای زبان و ادبیات فارسی، نسبت به «کمرنگ شدن زبان و ادبیات فارسی در مدارس خواهد شد که انگیزه و اشتیاق جوانان را برای تحصیل دانشگاهی و کسب تخصص علمی در رشتهای که مبنای هویت ملی، زبانی و فرهنگی ایرانیان است» هشدار داده شده است و در نامه انجمنهای علوم اجتماعی و تاریخی نسبت به «کمرنگ شدن اهمیت رشتههای علوم اجتماعی و تاریخی، که برای تربیت شهروند آگاه و مسوول و بهبود نظام حکمرانی بسیار با اهمیت هستند، نزد دانشآموزان.» سوال هر دو گروه هم این است که چگونه صدها واحد تخصصی و پایاننامههای پژوهشی در حوزههای زبان و ادبیات، علوم اجتماعی و تاریخ همه با هم با مدرک سطح 2 و 3 حوزه برابر میشوند؟
نامه انجمنهای علوم اجتماعی و تاریخی به امضای چهرههای شناختهشدهای رسیده است که نسبت به تعمیق تعارضات میان حوزه و دانشگاه هم هشدار دادهاند: «قرار گرفتن دانشآموختگان حوزوی در جایگاهی که دانش تخصصی آن را ندارند، از اعتبار اخلاقی و اجتماعی آنها میکاهد و به تعارضات غیراصولی بین نظام حوزوی و دانشگاهی دامن میزند که به هیچ عنوان به نفع این دو نهاد مهم علمی و آموزشی جامعه ایران نیست. به همین دلیل بسیار بعید است که حوزویان مسوول و متعهد هم خود راضی به پذیرش نقشی باشند که دانش تخصصی آن را ندارند.» سیدحسن سراجزاده رییس انجمن جامعهشناسی ایران، هادی خانیکی رییس انجمن ایرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطات، مهرداد عربستانی رییس انجمن انسانشناسی ایران، کیومرث اشتریان رییس انجمن علوم سیاسی ایران، ذکرالله محمدی رییس انجمن ایرانی تاریخ، سیداحمدرضا خضری رییس انجمن ایرانی تاریخ اسلام و سیدحسن موسوی چلک رییس انجمن مددکاران اجتماعی ایران این نامه را امضا کردهاند.
حوزه به افکار عمومی پاسخ دهد
هر چند با انتشار این دو نامه و البته حساسیتهای عمومی که بر موضوعات مربوط به آموزش و پرورش به وجود آمده است، موضوع برابری سطح 2 و 3 حوزه برای استخدام دبیری زبان و ادبیات، علوم اجتماعی و تاریخ خبرساز شد اما موضوع حضور طلاب در رشتههای انسانی سال گذشته به صورت رسمی مطرح شده بود. تیر ماه سال 98 حجتالاسلام والمسلمین نبوی، معاون فرهنگی تبلیغی حوزههای علمیه اعلام کرد: «در سالهای قبل طلاب فقط در 3 رشته میتوانستند شرکت کنند، ولی امسال با پیگیریهای «ستاد همکاریها و مرکز تربیت مبلغ معلم» در 8 رشته علوم انسانی ازجمله «دبیری عربی، مربی امور تربیتی، دبیری معارف اسلامی، آموزگاری ابتدایی، دبیری ادبیات فارسی، دبیری علوم اجتماعی، دبیری تاریخ و دبیری فلسفه میتوانند در آزمون استخدامی شرکت کرده و در صورت پذیرش در همان رشتهای که قبول شدهاند، به استخدام آموزش و پرورش در آیند.»
با تمام اینها معلمانی که سالها است در جریان جذب نیرو، استخدامها و تطبیق مدارک در آموزش و پرورش بودهاند میدانند که این رویه استخدام سالها است که در جریان است. محمد داوری، کارشناس ارشد آموزش و پرورش و سخنگوی سازمان معلمان در پاسخ به سوال «اعتماد» که آیا چنین اقداماتی در آموزش و پرورش سابقه داشته است، میگوید: «قبل از اینکه استخدام فرهنگیان از طریق آزمون باشد که فراوان از این کارها کردند، از زمانی که گفتند مدرک باید لیسانس باشد هم این معادلسازیها را داشتهاند یعنی همیشه معادلسازی بوده است. بعد گفتند 2 راه برای ورود به آموزش و پرورش هست؛ یکی اینکه از طریق دانشگاه فرهنگیان در رشتههای دبیری قبول شوند و یکی اینکه مدارکشان را از جای دیگر بگیرند و طبق ماده 28 دانشگاه فرهنگیان، یک سال در این دانشگاه دوره ببینند و بعد وارد شوند. کف مدرک هم لیسانس است. با همین قانون جدید هم باز استثنا قائل میشدند و مدارک حوزوی را تطبیق میدادند. الان به مدد شبکههای اجتماعی و تلاشهایی که برخی فعالان داشتهاند این موضوع رسانهای شده است.»
تاریخچه جذب با مدرک حوزوی در رشتههای دبیری، بنا بر تجربه معلمان و فعالان حوزه فرهنگیان به سالها قبل بازمیگردد اما چقدر حضور معلمان معمم در رشتههای بهخصوص حوزه علوم انسانی، از تاریخ گرفته تا ادبیات معمول است؟ پاسخ داوری این است: «خیلی زیاد!» او البته توضیح میدهد که برای درسهای دیگر هم که حضور حوزویان باب است (مانند عربی و معارف) باز هم باید معادلسازی انجام شود چون با وجود اشتراکات بسیاری که درسهای حوزه با عربی و معارف دارد، واحدهای متفاوتی در همین حوزهها در دانشگاه فرهنگیان تدریس میشود: «در گرایش دبیری واحدهایی که تعریف شده، متفاوت از واحدهای حوزه است.
رییس انجمن ادبیات دانشگاه تربیت مدرس که با سازمان معلمان جلسه داشتند میگفتند که هم از لحاظ تعداد واحدها و هم از لحاظ نوع واحدهای درسی تفاوتهای بسیار زیادی وجود دارد.» در میانه قوانین جذب و استخدام نیروهای آموزش و پرورش پس جایگاه دانشگاه فرهنگیان چیست که به موازات آن، کسانی با گذراندن دروس و سطوحی متفاوت قرار است جذب بدنه آموزش و پرورش شوند؟ به نظر این آموزگار چون ظرفیت دانشگاه فرهنگیان اندک و تعداد خروجی بازنشستگان بسیار زیاد است، آموزش و پرورش ناچار است از ماده 28 استفاده کند و به همین دلیل اینگونه جذب انجام میشود: «این جذبها هم غیرقانونی نیست چون در ماده 28 پیشبینی شده است، آنچه در حال حاضر مورد اعتراض است، تطبیق مدارک است. ما میگوییم اشکالی ندارد که طرف طلبه باشد و معمم، مخالفتی نداریم، اما میگوییم شرایط استخدامی نباید استثنا داشته باشند.
میگوییم اگر معادلسازی هم انجام میشود این معادلسازی باید واقعی باشد. یک نفر در حوزه واحدهایی را و درسهایی را گذرانده است؛ بیاید این درسها را به دانشگاه فرهنگیان بدهد و ببینند آنچه سطح دو حوزه است معادل مثلا فوق دیپلم ادبیات دانشگاه فرهنگیان هست یا نه؟ این معادلسازیها هستند که تطبیق ندارند در حالی که در دانشگاههای دیگر این موضوع وجود دارد چون دانشگاه فرهنگیان هم زیرنظر وزارت علوم است، پس وقتی میگوییم لیسانس ادبیات، یعنی لیسانس ادبیات دانشگاه فرهنگیان با لیسانس ادبیات دانشگاه تربیت مدرس یا دانشگاه تهران تفاوت آن چنانی ندارد، فقط دانشگاه فرهنگیان چند واحد اضافه دارد که شامل مهارتهای دبیری و تدریس میشود. به همین دلیل هم برای جذب از خارج از دانشگاه فرهنگیان یک سال جبرانی گذاشته میشود تا این مهارتها را بیاموزند.»
سالها از تناقضات و چشمپوشیها بر بخشی از قوانین مربوط به نحوه استخدام در آموزش و پرورش میگذرد و نحوه گزینش معلمان همواره محل بحثهایی بوده است. امسال شاید دقیقتر شدن افکار عمومی بر مباحث موجود در آموزش و پرورش است که سبب شده صدای اعتراض از سوی محافل رسمی و علمی بلند شود و داوری میگوید که این مایه خوشحالی است. او هم با نقد انجمن زبان و ادبیات فارسی و انجمنهای علوم اجتماعی و تاریخی موافق است که نگران سوختن فرصتهای شغلی فارغالتحصیلان رشتههای خود هستند و میگوید: «خوشحالم که اینبار محافل دانشگاهی و انجمنها و نهادهای مدنی واکنش نشان دادند. یعنی بحث مطالبه عمومی مطرح شده است. همه درسها مهم هستند اما به خصوص همانطور که رییس انجمن زبان و ادبیات فارسی گفتهاند، ادبیات که با فرهنگ یک جامعه در پیوند است از حساسیت بیشتری برخوردار است. ما تقاضا داریم که سایر انجمنها و نهادهای تخصصی و حتی انجمن اولیا و مربیان به نمایندگی از خانوادهها و دانشآموزان هم این مطالبه را پیگیری کنند. وقتی مسالهای تخصصی در حوزه استخدام مطرح میشود و این گمان در میان نهادهای علمی پیش میآید که برابر دانسته شدن سطوح 2 و 3 حوزوی با کارشناسی و کارشناسی ارشد یک رشته کاملا متفاوت شدنی نیست، شاید خود حوزههای علمیه هم باید وارد عمل شوند تا ببینند این نحوه استخدام آیا مورد پذیرش هست یا خیر.»
داوری با این موضوع موافق است: «اگر حوزه پاسخی دارد بهتر است که برای روشن شدن افکار عمومی ارایه کند و به صورت مستند دفاع کند که مثلا سطح دوی ما معادل لیسانس است. موضوع دیگر هم البته غیر مقطع، بحث گرایش است. ما میگوییم خب قبول میکنیم که سطح 2 حوزه معادل لیسانس است، خب لیسانس چی؟ آخر نمیشود که سطح 2 حوزه معادل تمام رشتههای این طرف باشد، خود ادبیات و علوم اجتماعی هم کاملا با هم متفاوتند، چطور سطح 2 حوزه میتواند معادل هر دوی اینها در نظر گرفته شود؟ ما گرایشها و رشتههای متعددی داریم که هر گرایش و رشته هم واحدهای متعددی دارد و تعاریف خاصی دارند.» او بعد توضیح میدهد که به صورت کلی هم در بحث معلمی یکی از شاخصها علمی است اما شاخص مهارتی هم وجود دارد که فقط در دانشگاه فرهنگیان به آن پرداخته میشود. غیر از آن هم بحث شاخصهای شخصیتی؛ معلم ارتباط با روح و روان کودک و نوجوان دارد و باید توانایی ارتباط با این گروههای سنی وجود داشته باشد وگرنه اصلا دلیلی برای معلم شدن وجود ندارد.