کد خبر: ۴۱۲۷۱
۲۷۱۵۶ بازدید
۴۳ دیدگاه

به راستی "پروفسور" کیست؟

۹۴/۳/۹
۱۲:۴۰

واژه پروفسور Professor یا پروفسور تمام full professor از لغت profess (به معنی تدریس کردن) گرفته شده و در واقع صفت فاعلی است که در لغت به معنی آموزگار و مدرس می باشد. با این وجود، این واژه معمولاً در اصل به مدرس دانشگاهی (scholarly teacher) اختصاص دارد و مدرسین و معلمین غیردانشگاهی را پوشش نمی ­دهد. در واقع، معنای کاربردی این کلمه شامل معلمی است که در زمینه هنر یا علوم، از مهارت ویژه ­ای برخوردار بوده  و در بالاترین مقطع دانشگاهی مشغول تدریس است.

در کشور ما کلمه "استاد" بنا به احترام، تقریباً برای همه اعضای هیأت علمی و مدرسین دانشگاه به کار می­ رود. هر چند برای دیگر مشاغل (مثل بنّایی، مکانیکی، معماری یا کارهای هنری و غیره) هم کاربرد دارد. با این حال، از لحاظ فنی این واژه را نمی توان حتی برای هر مدرس دانشگاهی به کار برد.

واژه پروفسور در فارسی معادل "استاد"، "استاد تمام" یا "سراستاد" است. پروفسور یا استاد یکی از درجه‌های علمی برای اعضای هیأت علمی دانشگاه‌ها و مراکز تحقیقاتی است و بالاترین درجۀ علمی بین مدرسان دانشگاه به‌شمار میآید. یک استاد در یک نظام ارتقای سلسله‌مراتبی، بالاتر از درجات مربی (Instructor)، استادیار (Assistant Professor) و دانشیار (Associate Professor) قرار می‌گیرد و کسی که مدارک مذکور را طی نکرده باشد، نمی تواند استاد باشد. مثل یک نظامی که برای "سردار" شدن بایستی  نظامی پایین تر را طی کند. مربی اغلب دارای مدرک کارشناسی ارشد و گاه دکترا است و استادیار هم معمولاً مدرک دکتری دارد. با این حال، مدرک دکترای تخصص و نه حرفه ای، عموماً پیش شرط کسب مقام استادی یا پروفسوری در دانشگاه‌ها محسوب می‌شود. در ضمن عنوان پروفسور، یک لقب نیست بلکه نوعی شغل محسوب می‌شود که حقوق و دریافتی آن  در بسیاری از کشورها نسبت به استادیار حداقل 2 برابر است. بنابراین برای رسیدن به درجه استادی یا پروفسوری، بایستی مدارجی طی شود که جز با فعالیت آموزشی و پژوهشی و فرهنگی مقدور نیست. گذشتن حداقل 8 سال (و عملاً بیش از 10 سال) از فعالیت دانشگاهی آن هم بعد از استادیاری، برای رسیدن به درجه استادی لازم است و بایستی حداقل 4 دانشجوی دکتری زیر نظر مستقیم و راهنمایی استاد فارغ التحصیل شوند. آیین نامه ­ها و مقرراتی است که با محاسبه امتیازات دستاوردهای علمی (مانند کتب و مقالات، دانشجویان فارغ التحصیل شده و سوابق آموزشی) فرد می تواند از یک سطح به سطح دیگر ارتقاء یابد که تمام آنها توسط هیأت ممیزه هر  دانشگاه دقیقا بررسی می شود. هیات ممیزه ها معمولاً در اعطای درجه استادی دقت و سخت­گیری بیشتری انجام می­دهد تا مطمئن شود فرد مورد نظر واقعاً شایسته درجه استادی است یا نه.

اعطای درجه استادی از سوی اشخاص و بنا به توصیه شخصی حتی اگر در سمت بالای مملکتی و یا اجرایی یا علمی در دانشگاه باشد فاقد ارزش است و این مدرک تنها توسط دانشگاه و پس از ارزیابی کمیته ممیزه اعطا می شود. اعطای استادی افتخاری در برخی کشورها حتی برای افراد غیردانشگاهی هم رایج است که در ایران متداول نیست. با این وجود، این نوع استادی افتخاری هم توسط یک موسسه یا دانشگاه صورت می گیرد و نه شخص و قانونا فرد بایستی عنوان افتخاری را همراه با واژه استاد یا پروفسور استفاده کند.

بنابراین، پروفسور کسی نیست که تنها از ریش مخصوص آن استفاده کند، پروفسور پزشکی نیست که در خارج از کشور نیز طبابت می کند. پروفسور کسی نیست که رسانه ها و یا هر فرد و گروهی آن لقب را حسب محبوبیت و مقبولیت و غیره به وی داده باشند.

در یک کلام:

"با نردبان نمی توان به آسمان رفت"

کانال تلگرامی صدای میانه اشتراک‌گذاری مستقیم این مطلب در تلگرام

نظر شما

۹۸/۹/۲۶ ۰۳:۴۱

احسن .جالب بود.اصل مطلب رو رساندی

۹۷/۳/۲۰ ۰۹:۲۲

واقعا منم نمیدونم

۹۷/۲/۲۲ ۱۴:۱۸

منم در مورد دانشمند سوال داشتم؛چه کسی دانشمند است؟

۹۶/۱۱/۲۳ ۱۹:۳۵

I really love because my job in future

۹۶/۱۰/۳۰ ۱۴:۴۲

بسیار عالی بود

۹۶/۲/۱۰ ۰۰:۳۹

دوستان . دانشمند و پروفسور یکیه ؟

۹۵/۱۰/۱۷ ۱۰:۰۶

واقعا عالی بود.

۹۵/۹/۲۹ ۱۰:۳۸

عرض سلام ادب، گونه سوال آمیز ما میتوانیم در دانشگاهای خودمان یعنی در افغانستان اساتید خود را به نام پروفیسور صدا کرد؟ .واین کارتان برای معرفی این کلمه عالی بود سپاس گزارم!

۹۴/۳/۱۵ ۰۹:۵۳

[quote name="قره داغی"] [quote name="دکتر سلیمان جمشیدی"] [quote name="میانالی"] پس پروفسور فرمند چی؟؟ [/quote] يادم هست مدركي كه آقاي دكتر فرمند در روزنامه محلي اش چاپ كرده بود، ايشان يك نامه از دكتر جاسبي رييس سابق دانشگاه آزاد اسلامي منتشر نمود كه ما مي توانيم ويرا پروفسور صدا كنيم، كه عملا فاقد ارزش است. به همين شكل هم آقاي مددي از دست پروفسور گارنيك اساطوريان نامه اي دارند كه ايشان را دكتر بناميم. هر دو به يك اندازه نامعتبر اند. [/quote] آقای دکتر مطلع هستید که دکتر فرمند عضو هیات علمی دانشگاه آزاد هستند و نهایت بی انصافی است که مدرک ایشان را با گواهی آقای مددی مقایسه کنید!! البته مدرک دکتری انرژی ایشان هم چاپ شده [/quote] همشهری عزیز، هیچکس در مدرک دکترای دکتر فرمند شبهه ای ندارد که آن را هم مقایسه کند. بحث روی پروفسوری است.

۹۴/۳/۱۵ ۰۱:۵۵
[quote name="دکتر سلیمان جمشیدی"] [quote name="میانالی"] پس پروفسور فرمند چی؟؟ [/quote] يادم هست مدركي كه آقاي دكتر فرمند در روزنامه محلي اش چاپ كرده بود، ايشان يك نامه از دكتر جاسبي رييس سابق دانشگاه آزاد اسلامي منتشر نمود كه ما مي توانيم ويرا پروفسور صدا كنيم، كه عملا فاقد ارزش است. به همين شكل هم آقاي مددي از دست پروفسور گارنيك اساطوريان نامه اي دارند كه ايشان را دكتر بناميم. هر دو به يك اندازه نامعتبر اند. [/quote] آقای دکتر مطلع هستید که دکتر فرمند عضو هیات علمی دانشگاه آزاد هستند و نهایت بی انصافی است که مدرک ایشان را با گواهی آقای مددی مقایسه کنید!! البته مدرک دکتری انرژی ایشان هم چاپ شده
۹۴/۳/۱۲ ۱۹:۳۹
دکتر جمشیدی عزیز ممنون از مطلب پربار و آموزنده تان.پاینده باشید
۹۴/۳/۱۰ ۱۸:۵۹
کامنت ها چقدر مناسب و بجا نوشته شده اند و با مطالعه انها به نوعی هم ارزش مطلب نویسنده دو چندان می گردد و هم ما افتخار می کنیم به وجود دوستان عزیز. بپذیریم یا نپذیریم عناوین مختلف که از آن به مربی، دانشیار، استاد و .... یاد می نمایید در کشورمان با این صورتی که همه از آن فرار می نمایید تعریف شده و ارتقا در سطوح آموزشی، هم به این شیوه صورت می پذیرد ولی جدا از این موارد در کشورهای صاحب تکنولوژی صرفا کسانی که کرسی خاص " نمی خواهم بنویسم دانشی" صنعتی دارند می تواننند از این عنوان پرطمطراق استفاده نمایند یعنی دانش را از متن طبیعت استخراج و آن را در کالبد صنعت کشور پیاده نموده باشند (خارج از این که این صنعت را چگونه تعریف نماییم).
۹۴/۳/۱۰ ۱۵:۰۷
[quote name="علی خانی"] [quote name="دوستی"] [quote name="دکتر سلیمان جمشیدی"] [quote name="دوستی"] متاسفانه آثار مدرک گرایی هر روز بیشتر از دیروز خودش را نشان می دهد و حالا وارد مدارج علمی و دانشگاهی هم شده است و اساتید دانشگاه ما به جای خلاقیت و نوآوری در حل مشکلات کشور، دنبال مقاله و مجله پژوهشی هستند تا هر چه زودتر ارتقاع یابند که این همان ورژن جدید مدرک گرایی است. سوال اصلی اینجاست که این مجلات و مقالات پژوهشی چه مشکلی را حل می کند که مبنای قضاوت درباره مدارج علمی شده است؟ چه کسی آنها را می خواند و استفاده می کند؟ اگر هم بندرت تحقیقات خوب صورت گیرد تجربه نشان داده که بیگانه ها بهتر از آن استفاده می کند. سیستم آموزش و پژوهشی کشوری که استاد ، دانشیار ، استادیار یا مدرس آن (شما هر چی دوست دارید اسم بگذارید) به تعداد مقالات و تعداد مراجعات به مقاله خود بنازد چه کمکی به اقتصاد ، صنعت ، کشاورزی و فرهنگ آن می تواند بکند؟ جواب خیلی ساده و عیان است که با یک نگاه ساده به هر یک از این بخشها در سطح کشور قابل مشاهده است. مسیر آموزشی ، پژوهشی کشور باید هر چه سریعتر در خدمت آموزش و پژوهش ، به معنای واقعی ، برای حل معضلات کشور قرار گیرد و برای این مهم باید به دنیا نگاه کردو باید معضلات در قالب پروژه های دانشگاهی تعریف شود و آن وقت معلوم می شود که چه کسی استاد است و چه کسی نیست. اینجاست که مدارج علمی ارزشمند میشود. حالا در این آشوب شهر علمی کشور شما بیایید بگویید کی استاد است کی نیست ، کی مدرک اش خوب است کی ضعیف. به نظر شما مردم قبول خواهند کرد؟ آیا شما نمی بینید که اخیرا مردم کوچه و محل برای شوخی و تفریح با یکدیگر ، به هم مهندس و دکتر و استاد می گویند؟ این یعنی سیستم موفق نبوده است. آری نیاکان ما خوب فهمیده بودند که استاد به کسی بگویند که مشکلی را از دوش جامعه بردارد و ما باید به همان نگرش برگردیم. [/quote] اگر به قول شمااستفاده از واژه دکتر و پروفسور و مهندس خوب نیست، باید سوء استفاده از آن که بدتر باشد. این سیستمی که وجود دارد متعلق به صاحبان واقعی علم است نه ابداعات دانشگاهیان ایرانی. شما به عنوان "مدعی و ابداعگر سیستم جدید" چه سیستمی را به دنیای علم پیشنهاد می کنید؟ توجه بفرمایید که موضوع نوشته بنده، تعریف واژه پروفسور و شرایط احراز آن بود. نه موضوعی که مطرح فرمودید و مجالی دیگر برای بحث می طلبد. [/quote] دکتر جان ، آن کسی که ادعاهای جهانی داشت بنده نیستم و نبودم ، اشتباه نشود. دقیق نخواندید بنده نگفتم استفاده از مدارج علمی برای اشخاص نشود. بنده عرض کردم مدرگ گرایی آفت بزرگی است که باید درمان شود نه اینکه به سطوح بالاتر علمی و دانشگاهی هم نفوذ کند. راه حل این است که مقاله نوشتن باید جای خود را به انجام پروژه های ملی در قالب پروژه های دانشگاهی بدهد تا معضلات کشور شناسایی و راه حل دقیق آن پیدا شود. اینکه در یک دانشگاهی ، یک مجله ایجاد شود و چند دانشجوی بدبخت به جای اموزش علمی و عملی ، در آن مجله مقاله بنویسند و اخیرا هم که به دلیل افت شدید تحصیلی مقاله بخرند تا انشاالله استادی ارتقاع یابد و بشود استاد تمام یا پرفسور به قول شما، این هم یک نوع تقلب و کلاه گذاشتن سر علم است. آن دیگری هم تقلب از نوع بدتر ، خرید مدرک می کند و در اصل در هر دو حالت از هدف دور هستیم نتایج اش هم دارد خودش را نشان می دهد و شما بهتر می دانید ، که صاحبان واقعی علم ، به فرموده شما ، اینطور کار علمی - پژوهشی انجام نمی دهند و قبول ندارند. شما معنی پرفسور را فرمودید بنده هم ، با توجه به کامنت ها ، خواستم و لازم دیدیم از یک معضل حرف ، در اندازه توانم ، زده باشم این دلخوری ندارد دکتر جان. [/quote] با سلام و احترام خدمت دوست عزیز، جناب دوستی! بنده هم با بخشی از صحبت های شما موافقم، آنجا که فرموده اید پژوهش باید در راستای حل مشکلات کشور باشد. دوست عزیز برای این امر مهم، چند نکته به نظر بنده هم می رسد: 1- تحقیق و پژوهش یک نوع سرمایه گذاری بلند مدت برای کشور است نه منبع درآمدزایی، بنابراین کشور باید یک چشم انداز چندین ساله برای پژوهش داشته باشد، البته با توجه به نیاز کشور و اولویت بندی. 2- خیلی از مشکلات بخش صنعت کشور در کشورهای دیگر حل شده است، بنابراین هزینه گذاشتن برای حل این مشکلات توسط دولت، دوباره کاری و بدور از عقلانیت است چرا که با اتخاذ تصمیمات درست اقتصادی و سیاسی می توان بخشی از این مشکل را حل کرد(البته در مواردی که بحث استقلال و عزت در میان است، قضیه فرق می کند). 3- برای رفع مشکل تقلب علمی، بی سمت و سو بودن تحقیق و ... باز یک همت از طرف دولت و البته دانشگاهیان می طلبد، یعنی می توان حداقل، دستورالعمل ارتقا مرتبه ی علمی، تخصیص و اهدای گرنت و ... به پژوهشگران و محققان را با ابعاد مختلف اجتماعی کشور، مانند بعد اقتصادی، سیاسی و حتی فرهنگی، هماهنگ و سازگار ساخت. 4- و در آخر در مورد اهمیت تحقیق و پژوهش می توان گفت که محققان همیشه یک قدم جلوتر از صنعتگران هستند. با سپاس [/quote] با سلام و عرض ارادت خدمت دکتر خانی عزیز فرمایشات شما کاملا صحیح و علمی است ، منظور بنده بیشتر رفع مشکلات فعلی بود. اینکه بخشی از تحقیق و پژوهش سرمایه گذاری برای آینده است در این هیچ شکی نیست ، اما این بیشتر در کشورهای توسعه یافته ، به نظر حقیر، می تواند صادق باشد که در حاضر مشکلی چندانی ندارند و تحقیقات بیشتر برای آینده و برای بهره وری بیشتر، پیش بینی چالش ها و ارائه راه حل های درخور را می کنند. آیا در کشور ما هم ، که به هر طرف نگاه می کنید دچار مشکل است می تواند صادق باشد؟ اگر بخواهیم یک مثال بزنیم مصرف انرژی در کشور است که بنابر آمارها حدود 4 برابر متوسط دنیاست ، و به قول حضرتعالی تمام راه حل ها برای کنترل آن در کشورهای صنعتی پیدا شده است ، حال برای حل این مشکل وظایفی بر دولت ، مردم و محقیقن کشور است که در راس آن سیاست گذاری اجرائی ، نه شعاری دولت اهمیت زیادی دارد. آیا نباید تحقیق شود تا علت دقیق و راه حل آن چیست؟ آیا نباید هزینه سنگین اتلاف انرژی را برای کنترل انرژی مصرف کرد؟ آیا مردم نباید آگاه شوند چه بلایی بر سرشان می آید؟ این درحالی است که مثلا مسکن بعنوان یکی از منابع اصلی اتلاف انرژی همچنان غیر استاندارد همین امروز در حال ساخت است و هزاران مورد مشابه دیگر. پس مرکز تحقیقات وزارت خانه ها ..... چیکار می کنند؟ چرا فریاد نمی زند؟ اگر تحقیق کرده اند و فریاد زده اند و کسی توجه نداشته این بحث دیگری است. البته نباید فراموش کرد که برای دولت اکنون چاره ای جزء انجام این کار نمانده است و بازی با قیمت بنزین و ارز دیگر کارائی نخواهد داشت. و از بخاری های گازی!شروع کرده است که بخش خیلی کمی از اتلاف می باشد. اگر تحقیقات درست و ارائه راه حل های درست در دسترس باشد قطعا دولت فایده این سرمایه گذاری را خواهد فهمید و اقدام خواهد کرد. یک احساسی وجود دارد که دولتمردان اعتمادی به تحقیقات ندارند و اگر شما مثلا مناظره دو اقتصاد دان مطرح کشور را نگاه کنید در یک مقوله خاص دو نظر کاملا متفاوت دارند و معلوم هم نیست کدام درست است؟ حال دولت کدام نظر اجرا کند؟ این نشانگر ضعف در پژوهش کشور است. در دولت قبل هم تحقیقات برای انجام پروژه های مسکن مهر و یارانه ها و ... هم به این بی اعتمادی افزوده است. حال به نظر شما فایده این تحقیق می تواند منبع درآمد باشد یا نه؟ اگر در کشور تحقیق و پژوهش بود الان باید مصرف گاز ایران برابر کل اروپا می بود؟ شرمنده که طولانی شد و به قول دکتر جمشیدی این بحث مجال دیگری می طلبد. ارادتمندم
۹۴/۳/۱۰ ۱۳:۳۶
[quote name="محمدصادق نائبی"] [quote name="دکتر عبدالعظیم عظیمی"] در واحد میانه جناب آقای دکتر حسن ولی زاده استاد تمام (پروفسور) هستند . [/quote] ایشان عضو هییت علمی واحد میانه نیست. [/quote] ایشان عضو هیات علمی نیمه وقت واحد میانه هستند.
۹۴/۳/۱۰ ۱۳:۲۵
[quote name="دوستی"] [quote name="دکتر سلیمان جمشیدی"] [quote name="دوستی"] متاسفانه آثار مدرک گرایی هر روز بیشتر از دیروز خودش را نشان می دهد و حالا وارد مدارج علمی و دانشگاهی هم شده است و اساتید دانشگاه ما به جای خلاقیت و نوآوری در حل مشکلات کشور، دنبال مقاله و مجله پژوهشی هستند تا هر چه زودتر ارتقاع یابند که این همان ورژن جدید مدرک گرایی است. سوال اصلی اینجاست که این مجلات و مقالات پژوهشی چه مشکلی را حل می کند که مبنای قضاوت درباره مدارج علمی شده است؟ چه کسی آنها را می خواند و استفاده می کند؟ اگر هم بندرت تحقیقات خوب صورت گیرد تجربه نشان داده که بیگانه ها بهتر از آن استفاده می کند. سیستم آموزش و پژوهشی کشوری که استاد ، دانشیار ، استادیار یا مدرس آن (شما هر چی دوست دارید اسم بگذارید) به تعداد مقالات و تعداد مراجعات به مقاله خود بنازد چه کمکی به اقتصاد ، صنعت ، کشاورزی و فرهنگ آن می تواند بکند؟ جواب خیلی ساده و عیان است که با یک نگاه ساده به هر یک از این بخشها در سطح کشور قابل مشاهده است. مسیر آموزشی ، پژوهشی کشور باید هر چه سریعتر در خدمت آموزش و پژوهش ، به معنای واقعی ، برای حل معضلات کشور قرار گیرد و برای این مهم باید به دنیا نگاه کردو باید معضلات در قالب پروژه های دانشگاهی تعریف شود و آن وقت معلوم می شود که چه کسی استاد است و چه کسی نیست. اینجاست که مدارج علمی ارزشمند میشود. حالا در این آشوب شهر علمی کشور شما بیایید بگویید کی استاد است کی نیست ، کی مدرک اش خوب است کی ضعیف. به نظر شما مردم قبول خواهند کرد؟ آیا شما نمی بینید که اخیرا مردم کوچه و محل برای شوخی و تفریح با یکدیگر ، به هم مهندس و دکتر و استاد می گویند؟ این یعنی سیستم موفق نبوده است. آری نیاکان ما خوب فهمیده بودند که استاد به کسی بگویند که مشکلی را از دوش جامعه بردارد و ما باید به همان نگرش برگردیم. [/quote] اگر به قول شمااستفاده از واژه دکتر و پروفسور و مهندس خوب نیست، باید سوء استفاده از آن که بدتر باشد. این سیستمی که وجود دارد متعلق به صاحبان واقعی علم است نه ابداعات دانشگاهیان ایرانی. شما به عنوان "مدعی و ابداعگر سیستم جدید" چه سیستمی را به دنیای علم پیشنهاد می کنید؟ توجه بفرمایید که موضوع نوشته بنده، تعریف واژه پروفسور و شرایط احراز آن بود. نه موضوعی که مطرح فرمودید و مجالی دیگر برای بحث می طلبد. [/quote] دکتر جان ، آن کسی که ادعاهای جهانی داشت بنده نیستم و نبودم ، اشتباه نشود. دقیق نخواندید بنده نگفتم استفاده از مدارج علمی برای اشخاص نشود. بنده عرض کردم مدرگ گرایی آفت بزرگی است که باید درمان شود نه اینکه به سطوح بالاتر علمی و دانشگاهی هم نفوذ کند. راه حل این است که مقاله نوشتن باید جای خود را به انجام پروژه های ملی در قالب پروژه های دانشگاهی بدهد تا معضلات کشور شناسایی و راه حل دقیق آن پیدا شود. اینکه در یک دانشگاهی ، یک مجله ایجاد شود و چند دانشجوی بدبخت به جای اموزش علمی و عملی ، در آن مجله مقاله بنویسند و اخیرا هم که به دلیل افت شدید تحصیلی مقاله بخرند تا انشاالله استادی ارتقاع یابد و بشود استاد تمام یا پرفسور به قول شما، این هم یک نوع تقلب و کلاه گذاشتن سر علم است. آن دیگری هم تقلب از نوع بدتر ، خرید مدرک می کند و در اصل در هر دو حالت از هدف دور هستیم نتایج اش هم دارد خودش را نشان می دهد و شما بهتر می دانید ، که صاحبان واقعی علم ، به فرموده شما ، اینطور کار علمی - پژوهشی انجام نمی دهند و قبول ندارند. شما معنی پرفسور را فرمودید بنده هم ، با توجه به کامنت ها ، خواستم و لازم دیدیم از یک معضل حرف ، در اندازه توانم ، زده باشم این دلخوری ندارد دکتر جان. [/quote] با سلام و احترام خدمت دوست عزیز، جناب دوستی! بنده هم با بخشی از صحبت های شما موافقم، آنجا که فرموده اید پژوهش باید در راستای حل مشکلات کشور باشد. دوست عزیز برای این امر مهم، چند نکته به نظر بنده هم می رسد: 1- تحقیق و پژوهش یک نوع سرمایه گذاری بلند مدت برای کشور است نه منبع درآمدزایی، بنابراین کشور باید یک چشم انداز چندین ساله برای پژوهش داشته باشد، البته با توجه به نیاز کشور و اولویت بندی. 2- خیلی از مشکلات بخش صنعت کشور در کشورهای دیگر حل شده است، بنابراین هزینه گذاشتن برای حل این مشکلات توسط دولت، دوباره کاری و بدور از عقلانیت است چرا که با اتخاذ تصمیمات درست اقتصادی و سیاسی می توان بخشی از این مشکل را حل کرد(البته در مواردی که بحث استقلال و عزت در میان است، قضیه فرق می کند). 3- برای رفع مشکل تقلب علمی، بی سمت و سو بودن تحقیق و ... باز یک همت از طرف دولت و البته دانشگاهیان می طلبد، یعنی می توان حداقل، دستورالعمل ارتقا مرتبه ی علمی، تخصیص و اهدای گرنت و ... به پژوهشگران و محققان را با ابعاد مختلف اجتماعی کشور، مانند بعد اقتصادی، سیاسی و حتی فرهنگی، هماهنگ و سازگار ساخت. 4- و در آخر در مورد اهمیت تحقیق و پژوهش می توان گفت که محققان همیشه یک قدم جلوتر از صنعتگران هستند. با سپاس
۹۴/۳/۱۰ ۱۲:۵۹
[quote name="محمدصادق نائبی"] [quote name="دکتر عبدالعظیم عظیمی"] در واحد میانه جناب آقای دکتر حسن ولی زاده استاد تمام (پروفسور) هستند . [/quote] ایشان عضو هییت علمی واحد میانه نیست. [/quote] با سلام و احترام ایشان حدود 10 سال است که همچنان عضو هیات علمی واحد میانه هستند، البته بصورت نیمه وقت.
۹۴/۳/۱۰ ۰۱:۱۴
[quote name="دکتر عبدالعظیم عظیمی"] در واحد میانه جناب آقای دکتر حسن ولی زاده استاد تمام (پروفسور) هستند . [/quote] دکتر ولیزاده استاد تمام هست ولی در حقیقت عضو هیات علمی دانشگاه آذربایجان اند و زمانی هم معاون ادارای مالی همین دانشگاه و قبلا رییس واحد هشترود بودند. دکتر یعقوب صادقیان مطهر هم استاد تمام بودند که مدتی با واحد میانه همکاری داشتند ولی بازنشست شدند.
۹۴/۳/۱۰ ۰۰:۱۷
[quote name="دکتر عبدالعظیم عظیمی"] در واحد میانه جناب آقای دکتر حسن ولی زاده استاد تمام (پروفسور) هستند . [/quote] ایشان عضو هییت علمی واحد میانه نیست.
در واحد میانه جناب آقای دکتر حسن ولی زاده استاد تمام (پروفسور) هستند .
۹۴/۳/۹ ۲۲:۲۶
[quote name="دوستی"] [quote name="دکتر سلیمان جمشیدی"] [quote name="دوستی"] متاسفانه آثار مدرک گرایی هر روز بیشتر از دیروز خودش را نشان می دهد و حالا وارد مدارج علمی و دانشگاهی هم شده است و اساتید دانشگاه ما به جای خلاقیت و نوآوری در حل مشکلات کشور، دنبال مقاله و مجله پژوهشی هستند تا هر چه زودتر ارتقاع یابند که این همان ورژن جدید مدرک گرایی است. سوال اصلی اینجاست که این مجلات و مقالات پژوهشی چه مشکلی را حل می کند که مبنای قضاوت درباره مدارج علمی شده است؟ چه کسی آنها را می خواند و استفاده می کند؟ اگر هم بندرت تحقیقات خوب صورت گیرد تجربه نشان داده که بیگانه ها بهتر از آن استفاده می کند. سیستم آموزش و پژوهشی کشوری که استاد ، دانشیار ، استادیار یا مدرس آن (شما هر چی دوست دارید اسم بگذارید) به تعداد مقالات و تعداد مراجعات به مقاله خود بنازد چه کمکی به اقتصاد ، صنعت ، کشاورزی و فرهنگ آن می تواند بکند؟ جواب خیلی ساده و عیان است که با یک نگاه ساده به هر یک از این بخشها در سطح کشور قابل مشاهده است. مسیر آموزشی ، پژوهشی کشور باید هر چه سریعتر در خدمت آموزش و پژوهش ، به معنای واقعی ، برای حل معضلات کشور قرار گیرد و برای این مهم باید به دنیا نگاه کردو باید معضلات در قالب پروژه های دانشگاهی تعریف شود و آن وقت معلوم می شود که چه کسی استاد است و چه کسی نیست. اینجاست که مدارج علمی ارزشمند میشود. حالا در این آشوب شهر علمی کشور شما بیایید بگویید کی استاد است کی نیست ، کی مدرک اش خوب است کی ضعیف. به نظر شما مردم قبول خواهند کرد؟ آیا شما نمی بینید که اخیرا مردم کوچه و محل برای شوخی و تفریح با یکدیگر ، به هم مهندس و دکتر و استاد می گویند؟ این یعنی سیستم موفق نبوده است. آری نیاکان ما خوب فهمیده بودند که استاد به کسی بگویند که مشکلی را از دوش جامعه بردارد و ما باید به همان نگرش برگردیم. [/quote] اگر به قول شمااستفاده از واژه دکتر و پروفسور و مهندس خوب نیست، باید سوء استفاده از آن که بدتر باشد. این سیستمی که وجود دارد متعلق به صاحبان واقعی علم است نه ابداعات دانشگاهیان ایرانی. شما به عنوان "مدعی و ابداعگر سیستم جدید" چه سیستمی را به دنیای علم پیشنهاد می کنید؟ توجه بفرمایید که موضوع نوشته بنده، تعریف واژه پروفسور و شرایط احراز آن بود. نه موضوعی که مطرح فرمودید و مجالی دیگر برای بحث می طلبد. [/quote] دکتر جان ، آن کسی که ادعاهای جهانی داشت بنده نیستم و نبودم ، اشتباه نشود. دقیق نخواندید بنده نگفتم استفاده از مدارج علمی برای اشخاص نشود. بنده عرض کردم مدرگ گرایی آفت بزرگی است که باید درمان شود نه اینکه به سطوح بالاتر علمی و دانشگاهی هم نفوذ کند. راه حل این است که مقاله نوشتن باید جای خود را به انجام پروژه های ملی در قالب پروژه های دانشگاهی بدهد تا معضلات کشور شناسایی و راه حل دقیق آن پیدا شود. اینکه در یک دانشگاهی ، یک مجله ایجاد شود و چند دانشجوی بدبخت به جای اموزش علمی و عملی ، در آن مجله مقاله بنویسند و اخیرا هم که به دلیل افت شدید تحصیلی مقاله بخرند تا انشاالله استادی ارتقاع یابد و بشود استاد تمام یا پرفسور به قول شما، این هم یک نوع تقلب و کلاه گذاشتن سر علم است. آن دیگری هم تقلب از نوع بدتر ، خرید مدرک می کند و در اصل در هر دو حالت از هدف دور هستیم نتایج اش هم دارد خودش را نشان می دهد و شما بهتر می دانید ، که صاحبان واقعی علم ، به فرموده شما ، اینطور کار علمی - پژوهشی انجام نمی دهند و قبول ندارند. شما معنی پرفسور را فرمودید بنده هم ، با توجه به کامنت ها ، خواستم و لازم دیدیم از یک معضل حرف ، در اندازه توانم ، زده باشم این دلخوری ندارد دکتر جان. [/quote] نه عزيز، كسي دلخور نيست. عرض كردم فرمايش متين شما كه تا حد زيادي هم درست است، مجال ديگري براي بحث مي طلبد.
۹۴/۳/۹ ۲۰:۱۵
[quote name="دکتر سلیمان جمشیدی"] [quote name="دوستی"] متاسفانه آثار مدرک گرایی هر روز بیشتر از دیروز خودش را نشان می دهد و حالا وارد مدارج علمی و دانشگاهی هم شده است و اساتید دانشگاه ما به جای خلاقیت و نوآوری در حل مشکلات کشور، دنبال مقاله و مجله پژوهشی هستند تا هر چه زودتر ارتقاع یابند که این همان ورژن جدید مدرک گرایی است. سوال اصلی اینجاست که این مجلات و مقالات پژوهشی چه مشکلی را حل می کند که مبنای قضاوت درباره مدارج علمی شده است؟ چه کسی آنها را می خواند و استفاده می کند؟ اگر هم بندرت تحقیقات خوب صورت گیرد تجربه نشان داده که بیگانه ها بهتر از آن استفاده می کند. سیستم آموزش و پژوهشی کشوری که استاد ، دانشیار ، استادیار یا مدرس آن (شما هر چی دوست دارید اسم بگذارید) به تعداد مقالات و تعداد مراجعات به مقاله خود بنازد چه کمکی به اقتصاد ، صنعت ، کشاورزی و فرهنگ آن می تواند بکند؟ جواب خیلی ساده و عیان است که با یک نگاه ساده به هر یک از این بخشها در سطح کشور قابل مشاهده است. مسیر آموزشی ، پژوهشی کشور باید هر چه سریعتر در خدمت آموزش و پژوهش ، به معنای واقعی ، برای حل معضلات کشور قرار گیرد و برای این مهم باید به دنیا نگاه کردو باید معضلات در قالب پروژه های دانشگاهی تعریف شود و آن وقت معلوم می شود که چه کسی استاد است و چه کسی نیست. اینجاست که مدارج علمی ارزشمند میشود. حالا در این آشوب شهر علمی کشور شما بیایید بگویید کی استاد است کی نیست ، کی مدرک اش خوب است کی ضعیف. به نظر شما مردم قبول خواهند کرد؟ آیا شما نمی بینید که اخیرا مردم کوچه و محل برای شوخی و تفریح با یکدیگر ، به هم مهندس و دکتر و استاد می گویند؟ این یعنی سیستم موفق نبوده است. آری نیاکان ما خوب فهمیده بودند که استاد به کسی بگویند که مشکلی را از دوش جامعه بردارد و ما باید به همان نگرش برگردیم. [/quote] اگر به قول شمااستفاده از واژه دکتر و پروفسور و مهندس خوب نیست، باید سوء استفاده از آن که بدتر باشد. این سیستمی که وجود دارد متعلق به صاحبان واقعی علم است نه ابداعات دانشگاهیان ایرانی. شما به عنوان "مدعی و ابداعگر سیستم جدید" چه سیستمی را به دنیای علم پیشنهاد می کنید؟ توجه بفرمایید که موضوع نوشته بنده، تعریف واژه پروفسور و شرایط احراز آن بود. نه موضوعی که مطرح فرمودید و مجالی دیگر برای بحث می طلبد. [/quote] دکتر جان ، آن کسی که ادعاهای جهانی داشت بنده نیستم و نبودم ، اشتباه نشود. دقیق نخواندید بنده نگفتم استفاده از مدارج علمی برای اشخاص نشود. بنده عرض کردم مدرگ گرایی آفت بزرگی است که باید درمان شود نه اینکه به سطوح بالاتر علمی و دانشگاهی هم نفوذ کند. راه حل این است که مقاله نوشتن باید جای خود را به انجام پروژه های ملی در قالب پروژه های دانشگاهی بدهد تا معضلات کشور شناسایی و راه حل دقیق آن پیدا شود. اینکه در یک دانشگاهی ، یک مجله ایجاد شود و چند دانشجوی بدبخت به جای اموزش علمی و عملی ، در آن مجله مقاله بنویسند و اخیرا هم که به دلیل افت شدید تحصیلی مقاله بخرند تا انشاالله استادی ارتقاع یابد و بشود استاد تمام یا پرفسور به قول شما، این هم یک نوع تقلب و کلاه گذاشتن سر علم است. آن دیگری هم تقلب از نوع بدتر ، خرید مدرک می کند و در اصل در هر دو حالت از هدف دور هستیم نتایج اش هم دارد خودش را نشان می دهد و شما بهتر می دانید ، که صاحبان واقعی علم ، به فرموده شما ، اینطور کار علمی - پژوهشی انجام نمی دهند و قبول ندارند. شما معنی پرفسور را فرمودید بنده هم ، با توجه به کامنت ها ، خواستم و لازم دیدیم از یک معضل حرف ، در اندازه توانم ، زده باشم این دلخوری ندارد دکتر جان.
۹۴/۳/۹ ۱۸:۵۱
[quote name="دوستی"] متاسفانه آثار مدرک گرایی هر روز بیشتر از دیروز خودش را نشان می دهد و حالا وارد مدارج علمی و دانشگاهی هم شده است و اساتید دانشگاه ما به جای خلاقیت و نوآوری در حل مشکلات کشور، دنبال مقاله و مجله پژوهشی هستند تا هر چه زودتر ارتقاع یابند که این همان ورژن جدید مدرک گرایی است. سوال اصلی اینجاست که این مجلات و مقالات پژوهشی چه مشکلی را حل می کند که مبنای قضاوت درباره مدارج علمی شده است؟ چه کسی آنها را می خواند و استفاده می کند؟ اگر هم بندرت تحقیقات خوب صورت گیرد تجربه نشان داده که بیگانه ها بهتر از آن استفاده می کند. سیستم آموزش و پژوهشی کشوری که استاد ، دانشیار ، استادیار یا مدرس آن (شما هر چی دوست دارید اسم بگذارید) به تعداد مقالات و تعداد مراجعات به مقاله خود بنازد چه کمکی به اقتصاد ، صنعت ، کشاورزی و فرهنگ آن می تواند بکند؟ جواب خیلی ساده و عیان است که با یک نگاه ساده به هر یک از این بخشها در سطح کشور قابل مشاهده است. مسیر آموزشی ، پژوهشی کشور باید هر چه سریعتر در خدمت آموزش و پژوهش ، به معنای واقعی ، برای حل معضلات کشور قرار گیرد و برای این مهم باید به دنیا نگاه کردو باید معضلات در قالب پروژه های دانشگاهی تعریف شود و آن وقت معلوم می شود که چه کسی استاد است و چه کسی نیست. اینجاست که مدارج علمی ارزشمند میشود. حالا در این آشوب شهر علمی کشور شما بیایید بگویید کی استاد است کی نیست ، کی مدرک اش خوب است کی ضعیف. به نظر شما مردم قبول خواهند کرد؟ آیا شما نمی بینید که اخیرا مردم کوچه و محل برای شوخی و تفریح با یکدیگر ، به هم مهندس و دکتر و استاد می گویند؟ این یعنی سیستم موفق نبوده است. آری نیاکان ما خوب فهمیده بودند که استاد به کسی بگویند که مشکلی را از دوش جامعه بردارد و ما باید به همان نگرش برگردیم. [/quote] اگر به قول شمااستفاده از واژه دکتر و پروفسور و مهندس خوب نیست، باید سوء استفاده از آن که بدتر باشد. این سیستمی که وجود دارد متعلق به صاحبان واقعی علم است نه ابداعات دانشگاهیان ایرانی. شما به عنوان "مدعی و ابداعگر سیستم جدید" چه سیستمی را به دنیای علم پیشنهاد می کنید؟ توجه بفرمایید که موضوع نوشته بنده، تعریف واژه پروفسور و شرایط احراز آن بود. نه موضوعی که مطرح فرمودید و مجالی دیگر برای بحث می طلبد.
۹۴/۳/۹ ۱۸:۰۹
متاسفانه آثار مدرک گرایی هر روز بیشتر از دیروز خودش را نشان می دهد و حالا وارد مدارج علمی و دانشگاهی هم شده است و اساتید دانشگاه ما به جای خلاقیت و نوآوری در حل مشکلات کشور، دنبال مقاله و مجله پژوهشی هستند تا هر چه زودتر ارتقاع یابند که این همان ورژن جدید مدرک گرایی است. سوال اصلی اینجاست که این مجلات و مقالات پژوهشی چه مشکلی را حل می کند که مبنای قضاوت درباره مدارج علمی شده است؟ چه کسی آنها را می خواند و استفاده می کند؟ اگر هم بندرت تحقیقات خوب صورت گیرد تجربه نشان داده که بیگانه ها بهتر از آن استفاده می کند. سیستم آموزش و پژوهشی کشوری که استاد ، دانشیار ، استادیار یا مدرس آن (شما هر چی دوست دارید اسم بگذارید) به تعداد مقالات و تعداد مراجعات به مقاله خود بنازد چه کمکی به اقتصاد ، صنعت ، کشاورزی و فرهنگ آن می تواند بکند؟ جواب خیلی ساده و عیان است که با یک نگاه ساده به هر یک از این بخشها در سطح کشور قابل مشاهده است. مسیر آموزشی ، پژوهشی کشور باید هر چه سریعتر در خدمت آموزش و پژوهش ، به معنای واقعی ، برای حل معضلات کشور قرار گیرد و برای این مهم باید به دنیا نگاه کردو باید معضلات در قالب پروژه های دانشگاهی تعریف شود و آن وقت معلوم می شود که چه کسی استاد است و چه کسی نیست. اینجاست که مدارج علمی ارزشمند میشود. حالا در این آشوب شهر علمی کشور شما بیایید بگویید کی استاد است کی نیست ، کی مدرک اش خوب است کی ضعیف. به نظر شما مردم قبول خواهند کرد؟ آیا شما نمی بینید که اخیرا مردم کوچه و محل برای شوخی و تفریح با یکدیگر ، به هم مهندس و دکتر و استاد می گویند؟ این یعنی سیستم موفق نبوده است. آری نیاکان ما خوب فهمیده بودند که استاد به کسی بگویند که مشکلی را از دوش جامعه بردارد و ما باید به همان نگرش برگردیم.
۹۴/۳/۹ ۱۷:۴۳
[quote name="آرش"] [quote name="دکتر سلیمان جمشیدی"] [quote name="آرش"] پس آقای دکتر می فرمایید استادها رو چی صدا کنیم؟؟؟ مثلا بریم رزومه هر کس رو بگردیم و به یکی بگی مثلا آقای مربی محمدی به اون یکی بگیم خانم استاد یار اجلی و ... یا به همه مدرس بگیم ؟؟!! [/quote] در ن وشته هم درج شده است براي احترام مي توانيد همه آنها را - به جز بنده - استاد صدا كنيد. در كشوراي خارجي هم اين لفظ بين دانشجويان professor متداول است و اشكالي هم ندارد. البته آنها را كه مدرك مهندسي و دكتري دارند مهندس و دكتر مي توانيد صدا كنيد. [/quote] اتفاقا شما جزو معدود افرادی هستید که واقعا میشه بهتون استاد گفت ... [/quote] بنده شناختم از خودم بیشتر است. بدون تواضع، شایسته این لقب نیستم.
۹۴/۳/۹ ۱۵:۵۳
[quote name="آرش"] صبر کنید ... آقای مهندس لطفا اسم و محل خدمت این سه استاد گرامی رو بفرمایید تا ما هم باهاشون آشنا بشیم. با تکر [/quote] در کتاب مشاهیر آورده ام. مانند پروفسور امینی استاد تمام بازنشسته رشته زنان و زایمان دانشگاه علوم پزشکی ایران
۹۴/۳/۹ ۱۵:۳۸
[quote name="میانالی"] پس پروفسور فرمند چی؟؟ [/quote] يادم هست مدركي كه آقاي دكتر فرمند در روزنامه محلي اش چاپ كرده بود، ايشان يك نامه از دكتر جاسبي رييس سابق دانشگاه آزاد اسلامي منتشر نمود كه ما مي توانيم ويرا پروفسور صدا كنيم، كه عملا فاقد ارزش است. به همين شكل هم آقاي مددي از دست پروفسور گارنيك اساطوريان نامه اي دارند كه ايشان را دكتر بناميم. هر دو به يك اندازه نامعتبر اند.
۹۴/۳/۹ ۱۵:۳۴
امیدواریم در زمان انتخابات ، مسئولین جلوی سواستفاده از عناوین را بگیرند تا هر کسی به خودش اجازه ندهد که برای فریب دادن عوام لقب پروفسور ، دکتر یا مهندس را کنار اسمشان بچسبانند .
۹۴/۳/۹ ۱۵:۰۲
پس پروفسور فرمند چی؟؟
۹۴/۳/۹ ۱۴:۲۴
صبر کنید ... آقای مهندس لطفا اسم و محل خدمت این سه استاد گرامی رو بفرمایید تا ما هم باهاشون آشنا بشیم. با تکر
۹۴/۳/۹ ۱۴:۱۸
[quote name="دکتر سلیمان جمشیدی"] [quote name="آرش"] پس آقای دکتر می فرمایید استادها رو چی صدا کنیم؟؟؟ مثلا بریم رزومه هر کس رو بگردیم و به یکی بگی مثلا آقای مربی محمدی به اون یکی بگیم خانم استاد یار اجلی و ... یا به همه مدرس بگیم ؟؟!! [/quote] در ن وشته هم درج شده است براي احترام مي توانيد همه آنها را - به جز بنده - استاد صدا كنيد. در كشوراي خارجي هم اين لفظ بين دانشجويان professor متداول است و اشكالي هم ندارد. البته آنها را كه مدرك مهندسي و دكتري دارند مهندس و دكتر مي توانيد صدا كنيد. [/quote] اتفاقا شما جزو معدود افرادی هستید که واقعا میشه بهتون استاد گفت ...
۹۴/۳/۹ ۱۴:۰۷
[quote name="محمدصادق نائبی"] باسلام. از ارایه این توضیح سپاسگزارم اما آنرا کامل نمی دانم. استاد یا پروفسور به عنوان منتهی درجه علمی مدرسین علمی، فقط برای مدرسین دانشگاهی نیست بلکه در مراکز هنری نیز صادق است. برای نمونه در ایران برای رسیدن به درجه استادی در رشته خوشنویسی راهی بس طولانی تر، پرپیچ تر و پرمشقت تر از راه استادی دانشگاه باید پیمود. او باید درجه مبتدی را گذرانده وارد خوش و متوسط گردد. درجه ممتازی را بگذراند و به فوق ممتازی برسد. برای گذر از خوان فوق ممتازی و رسیدن به درجه استادی باید تعداد مشخصی شاگرد تربیت کند. نمایشگاههای انفرادی خاصی داشته باشد. پنج تن از اساتید ممتاز آن خط باید خط ایشان را تایید کنند و ... با گذر از همه این مراحل نخبگانی مانند استاد اجلی، استاد رسولی یا استاد امیرخانی به درجه رسمی استادی می رسند و وزارت ارشاد با امضا و ابلاغ وزیر، رسما درجه استادی به هنرمند اعطا می کند. [/quote] با سلام و ممنون از توضيحات حضرتعالي تمركز بنده در اين نوشته بيشتر روي واژه "پروفسور - به مفهوم عام دانشگاهي - بود تا "استاد". عنوان نوشته "به راستي پروفسور كيست" همين را مي رساند. در مورد وازه استاد با تمركز روي آن مي توان مقاله ديگري نوشت كه قدري از بضاعت بنده خارج و در توان افرادي مثل شما است. باز هم ممنون از توضيحي كه فرموديد و باعث تبيين بيشتر موضوع براي خوانندگان و خودم شد.
۹۴/۳/۹ ۱۴:۰۳
[quote name="من"] بااین حساب هیچ کدام از هیئت علمی های ازاد میانه استاد نیستند. [/quote] نه تنها در دانشگاه آزاد میانه بلکه در بین ۸۰۰ هزار نفر میانه ای زنده کنونی و شاید ۲۰۰ هزار میانه ای مرده، بنده تنها و تنها ۳ نفر استاد دانشگاه کشف کرده ام. به نظر بنده اشتباه را فرهنگستان زبان فارسی کرده که معادل پروفسور را استاد نامیده تا فرق بنا و پروفسور دانشگاهی را ندانیم. اگر بجای این واژه از واژگان علمی و غیرمتداول در بین عوام مانند دانشمند. دانش نام، دانش بنا، استفاده می کرد بهتر بود و ذهن به خطا نمی رفت. اگر هم این خطا را کرده جلوی سو استفاده اش را بگیرد و اجازه ندهد در پوسترهای انتخاباتی مدرس حق التدریسی درس ریشه های انقلاب اسلامی از عنوان استاذ دانشگاه سواستفاده کند چه رسد به اینکه خود را پروفسور لقب دهد!
۹۴/۳/۹ ۱۴:۰۲
[quote name="آرش"] پس آقای دکتر می فرمایید استادها رو چی صدا کنیم؟؟؟ مثلا بریم رزومه هر کس رو بگردیم و به یکی بگی مثلا آقای مربی محمدی به اون یکی بگیم خانم استاد یار اجلی و ... یا به همه مدرس بگیم ؟؟!! [/quote] در نوشته هم درج شده است براي احترام مي توانيد همه آنها را - به جز بنده - استاد صدا كنيد. در كشوراي خارجي هم اين لفظ بين دانشجويان professor متداول است و اشكالي هم ندارد. البته آنها را كه مدرك مهندسي و دكتري دارند مهندس و دكتر مي توانيد صدا كنيد.
۹۴/۳/۹ ۱۳:۵۵
[quote name="آرش"] [quote name="من"] بااین حساب هیچ کدام از هیئت علمی های ازاد میانه استاد نیستند. [/quote] نخیر. استاد که سهله. دانشیار هم نداریم... [/quote] با سلام تعدادي از همكاران در حال تبديل به دانشياري هستيم ولي فعلا كسي از بين ما دانشگاهيان كه با جستجوي نام به فارسي و انگليسي مي توانيد در چند صفحه فعاليت هاي علمي مان را چك كنيد، به اين افتخار نايل نشده ايم. اسم كساني را كه مي خواهيد فعاليت هاي پزوهشي و آموزشي آنها را رديابي كنيد جستجو كنيد. دكتر فردين فرمند هم از اين قاعده استثنا نيست. گوگل كنيد.
۹۴/۳/۹ ۱۳:۲۹
[quote name="من"] بااین حساب هیچ کدام از هیئت علمی های ازاد میانه استاد نیستند. [/quote] نخیر. استاد که سهله. دانشیار هم نداریم...
۹۴/۳/۹ ۱۳:۲۷
پس آقای دکتر می فرمایید استادها رو چی صدا کنیم؟؟؟ مثلا بریم رزومه هر کس رو بگردیم و به یکی بگی مثلا آقای مربی محمدی به اون یکی بگیم خانم استاد یار اجلی و ... یا به همه مدرس بگیم ؟؟!!
۹۴/۳/۹ ۱۳:۱۵
باسلام. از ارایه این توضیح سپاسگزارم اما آنرا کامل نمی دانم. استاد یا پروفسور به عنوان منتهی درجه علمی مدرسین علمی، فقط برای مدرسین دانشگاهی نیست بلکه در مراکز هنری نیز صادق است. برای نمونه در ایران برای رسیدن به درجه استادی در رشته خوشنویسی راهی بس طولانی تر، پرپیچ تر و پرمشقت تر از راه استادی دانشگاه باید پیمود. او باید درجه مبتدی را گذرانده وارد خوش و متوسط گردد. درجه ممتازی را بگذراند و به فوق ممتازی برسد. برای گذر از خوان فوق ممتازی و رسیدن به درجه استادی باید تعداد مشخصی شاگرد تربیت کند. نمایشگاههای انفرادی خاصی داشته باشد. پنج تن از اساتید ممتاز آن خط باید خط ایشان را تایید کنند و ... با گذر از همه این مراحل نخبگانی مانند استاد اجلی، استاد رسولی یا استاد امیرخانی به درجه رسمی استادی می رسند و وزارت ارشاد با امضا و ابلاغ وزیر، رسما درجه استادی به هنرمند اعطا می کند.
۹۴/۳/۹ ۱۲:۵۲
بااین حساب هیچ کدام از هیئت علمی های ازاد میانه استاد نیستند.
جالب بود جاي سوال الان دكتر فرمند پروفسور هستند ؟

پیشگیری از کرونا

از برخورد نزدیک با افراد دارای علایم بیماری خودداری نمایید.

اخبار روز