
در کلام گهربار امامان معصوم علیهم السلام سپردن کارهای بزرگ به آدم های ضعیف ، بی رتبه و فرومایه ،عامل انحطاط وسقوط حکومت ها معرفی شده است.امام علی (علیه السلام) می فرماید:
« یستدل علی ادبار الدول باربع: تضییع الاصول والتمسک بالفروع وتقدیم الاراذل وتاخیر الافاضل.» (غررالحکم ودررالکلم،ص 342،حدیث 7835 )
چهار عنصر می تواند عامل شکست دولت ها باشد.:
1-غفلت کردن از مسائل مهم کشوری.
2-روی آوردن به حواشی وکارهای بیهوده.
3- به کار گرفتن آدمهای پست وفرومایه.
4- کنار زدن ومنزوی کردن انسان های شریف و اصیل.
آن حضرت در حدیث دیگر می فرماید: «تولی الاراذل والاحداث،الدول دلیل انحلالها وادبارها.» (همان،ص 345،حدیث 7925 ) روی کار آمدن آدم های فرومایه وتازه به دوران رسیده، نشانه انحطاط وانحلال حکومت هاست.
مرحوم آقا جمال خوانساری،شارح غررالحکم در ذیل این حدیث شریف می نویسد:«مراد این است که مباشرین مهمات دولت ها باید که مردم بلند مرتبه باشند... و هر دولتی که مباشرین مهمات آن مردم پست مرتبه وتازه به دوران رسیده شوند، نشان این است که به زودی بر هم خورد وپشت برگرداند و وجه این ظاهر است و به تجربه نیز معلوم شده» (شرح آقا جمال خونساری بر غررالحکم ودررالکلم،ج 3،ص696)
ازسقراط هم نقل شده که گفته است : وقتی دیدید سایه آدم های کوچک در حال بلند شدن است ، بدانید آفتاب سرزمین شما در حال غروب و افول قرار گرفته است.
این حقیقت از نظر تاریخی هم روشن است. مرحوم فیض الاسلام در ترجمه وشرح نهج البلاغه می نویسد: از حکیم دور اندیشی پرسیدند، انقراض دولت ساسانیان را چه سبب شد؟ گفت: «ایشان افراد کوچک را به کار های بزرگ گماشتند که از عهده آن کار ها بر نیامدند ومردم بزرگ را به کارهای کوچک وا داشتند که به آن کارها اعتقاد ننمودند،از این رو نظام کارشان از هم گسست وجمعیت شان پراکنده شد.» (ترجمه وشرح نهج البلاغه،فیض الاسلام، ص756)
چنان که مورخ دیگری یکی از علل مهم انقراض دولت مقتدر صفوی را همین امر قلمداد کرده و می نویسد: «کارهای بزرگ را در کف مردمان بی رتبه گذاشتند.
امور جزئیه را درعهده بزرگان دیده نهاده و امور جزئیه از بی اعتنایی بزرگان ضایع گردید و مردمان بی رتبه از عهده کارهای بزرگ نیامده ، بنیان سلطنت 230 سال را شکست و شیرازه اوراق ممالک محروسه را گسیخت تا آن که طایفه افغان قندهار سر از چنبر اطاعت کشیده دست جلادت از آستین تهور آورده بر اریکه شاهی نشستند».(فارسنامه ناصری ، میرزا حسین حسینی، ج1، ص491)
همه شش نفر کاندیدا های عزیز در انتخابات دوره دوازدهم مورد احترام مردم بوده و هستند و از سوی شورای محترم نگهبان هم تایید صلاحیت شدند و ما نیز به شخصه برای همه آنها احترام قائل هستیم ؛ اما ، متاسفانه دراطراف بعضی از آنها افرادی مشاهده می شوند که اینها همان هایی هستند که در کنار آقای احمدی نژاد حضور تعیین کننده داشتند و در به وجود آمدن بحران آن زمان سهیم بودند و باید پاسخگو باشند و یا بعضی دیگراز کاندیداها در تبلیغات و سخنرانی ها ی خود از همان روش های پوپولیستی آن مرد رفته تقلید می کنند، این پدیده های تلخ ، دلسوزان نظام و مردم ایران را نگران و مضطرب ساخته است که مبادا نا خواسته به کسی رای داده شود تا دوباره ما را به آن گذشته های وانفسا بازگردانند و کشور ما را به سرنوشت نکبت بار ونزوئلا گرفتار نمایند.
حتما می دانید که امروز مردم کشور ونزوئلا در سایه رفتار پوپولیستی آقای چاوز گرفتار بحران اقتصادی شده و اغلب مردم از گرسنگی در کوچه و خیابانها سرگردان و تلف می شوند ؛ اخیرا ازشدت خشم وعصبانیت مجسمه های چاوز را از میادین کنده و آتش می زنند.
لذا مردم ایران باید متوجه باشند که بازگشت به عقب و رجعت به برنامه های چاوزگونه، سرنوشتی جزء سرنوشت خفت بار ونزوئلا نخواهد داشت.
از آن جایی که «مار گزیده از ریسمان سیاه و سفید می ترسد» ملت ایران با حضور پر شور و حماسی خود در این انتخابات سرنوشت ساز به همان انتخاب خویش در سال 1392 تاکید ورزیده و مانع از با ز گشت به وضعیت دوران گذشته و بلند شدن سایه آدم های بی رتبه خواهند شد. ادامه راه اعتدال و رای به انسان های معتدل ، تنها طریق نجات مُلک وملت و انقلاب از چنگ آدم های چاوز مسلک است.
منبع : روزنامه 19 دی ، یکشنبه ، 24/2/1396
