
بسم الله الرَّحمن الرَّحیمِ
به نام خداوند جان و خرد کزین برتر اندیشه برنگذرد
جایگاه مجلس در قانون اساسی
تاریخ طولانی، پیچیده و پرفراز ونشیب ایران گرچه درخیلی از مواقع وموارد آن غم انگیز وسرشار از مصائب وگرفتاریها بوده است، ولی هرچه بوده تاریخ،نتیجه وحاصل عمل ساکنان این سرزمین و به تعبیری گذشتگان ماست و ما وارث ومتاثر از آنها هستیم،از طرفی هم نوعا آینده، ادامه گذشته وتاریخ هر ملت وقومی واصولا هر پدیده اجتماعی و غیره هست. چون هر پدیده ،مصداق وموردی که ما،در بیرون با آنها سرو کار داریم برای خود تاریخی دارند وهمه چیز بدون تاریخ خود معنا ومفهوم و وضعیت وشرایط فعلی وجدید را نخواهند داشت،چراکه تغییر وتحولات حتی اصلاح اشتباهات واشکالات اجتماعی وجمعی نوعا تدریجی ودرطول زمان انجام می گیرد و تحولات آنی و بدون شرایط و زمینه های لازم باز هم نوعا، با ثبات ودوام واثرات ماندگار وموثر نخواهند بود.درهر تغییر وتحولی گرچه عواملی مختلفی دخیل هستند واستثناهایی هم وجود دارد،ولی آنچه تعیین کننده هست،خودفرد،جامعه،خلاصه عواملی داخلی هستند که سرنوشت را رقم می زنند(إِنَّ اللَّهَ لا یُغَیِّرُ ما بِقَومٍ حَتّی یُغَیِّروا ما بِأَنفُسِهِم(سوره رعد، آیه 11)؛خداوند سرنوشت هیچ قوم (و ملّتی) را تغییر نمیدهد مگر آنکه آنان آنچه را در خودشان است تغییر دهند)
از این منظر تاریخ وگذشته به مثابه آیینه ایست که تصویر هزاران سال، سرگذشت پر ماجرای حیات،اندیشه و تغییر وتحولات جوامع را به انسان نشان می دهد،بنابراین تاریخ وگذشته یک ملت آیینه تمام نمای سرگذشت آن ملت وچراغ راهنمایی فرا راه کسانی است که آن را به قصد عبرت ،آموختن ودر عمل به کار گرفتن می خوانند و دقیقه ای از دقایق حساس و مهم آن را از دست نمی دهند.( نامه 31 نهج البلاغه هم ملاحظه گردد)
اگر بخواهیم همه تاریخ را در کلمه ای خلاصه نمائیم،آن کلمه تجربه خواهد بود،تجربه هم مدرسه ای به وسعت همه مسائل و مواردی هستند که ما با آنها سرو کار داریم، آنها را تجربه می کنیم واثر وحاصلی از آنها باقی می ماند.لذا گفته اند: هیچ مدرسه و دانشگاهی بالاتر از تجربه نیست ولی افسوس که شهریه آن به گرانی عمر انسان است.( مَن جَرَّبَ المُجَرَّب حَلَّت به الندامه؛کسی که آزموده را بار دیگر بیازماید، پشیمانی برای او رواست)
شاعر هم گفته: “هرکه ناموخت از گذشت روزگار __ نیز ناموزد زهیچ آموزگار”
و افسوس که به مصداق فرمایش نورانی امام علی(ع)
«مَا أَکْثَرَ الْعِبَرَ وَ أَقَلَّ الِاعْتِبَار»( پندها چه بسیار است و پند گرفتن چه اندک به شمار.) حکمت 297 نهج البلاغه.
برای تاریخ ایران محققی در 4جلدکتاب نوشته، تحت عنوان تاریخ 10 هزار ساله ایران و نویسنده ای بر اساس شاهنامه فردوسی کتابی نوشته وادعا نموده تاریخ ایران بیش از 14 هزار سال است، نه 2500 سال ولی با عنایت به اینکه در مورد ادوار خیلی قدیمتر تاریخ ایران اختلاف نظر و برداشت وجود دارد،نوعا تاریخ ایران را از زمان مادها در نظر می گیرند، لذا این تاریخ 2500 ساله یا 3000 ساله معروف و مرسوم شده است. یکی از نویسندگان محقق معاصر کتابی در خصوص فرهنگ ،آداب و خلقیات ایرانیان نوشته وطبق بر آوردی که نموده است،از زمان مادها تا انقراض رژیم پهلوی((سلسله های؛ماد،هخامنشی،سلوکیان، اشکانیان،ساسانیان،طاهریان،صفاریان،سامانیان،زیاریان،بوییان، غزنویان،سلجوقیان،خوارزم شاهیان،ایلخانان مغول،(وحکومت های متعدد محلی ومنطقه ای زمانی که حکومت متمرکز مرکزی نبوده ))،تیموریان،صفویان،افشار،زند،قاجار،پهلوی) در حدود 3هزار سال تقریبا 233 نفرتحت عنوان سلسه های فوق برایران حکومت نموده اند.
در این تاریخ طولانی وپر وقایع شاید موثرترین ومهم ترین تغییر و تحول جامعه ایران، یا حداقل یکی از مهم ترین آنها واقعه مشروطیت باشد،در عین حال احتمالا از غم انگیزترین وعبرت آموزترین وقایع هم همین مشروطیت است، که نظرات وبرداشت ها در مورد آن متعدد و متنوع است،ولی در دو دست آورد مهم آن هم نباید تردید نمود؛
1- قانون اساسی
2- مجلس
هردو برای اولین بار در تاریخ ایران به وجود آمدند،منظوراز نگاهی گذرا، مختصر و موجز به تاریخ طولانی ایران هم یاد آوری همین مطلب وبیان جایگاه و اهمیت آنها بود.
قانون اساسی مشروطه(51 اصل اولیه و107 اصل متمم آن)از سال 1285 تا 1357 مبنای اداره کشور ما بر اساس حکومت سلطنت مشروطه بود.
قانون اساسی نظام جمهوری اسلامی(12فصل و175 اصل قبل از بازنگری در سال 1368، 14فصل 177 اصل بعداز بازنگری)که از سال 1358 تا کنون مبنای اداره کشور ما براساس نظام جمهوری اسلامی می باشد.
مجالس مشروطه که 24 دوره(4دوره در زمان قاجارها و 20 دوره در زمان رژیم پهلوی)بود.
مجالس بعد از انقلاب اسلامی که 11 دروه آن تقربیا تمام شده و دوره دوازدهم آن در آینده نزدیک شروع خواهد شد. (قبل از انقلاب 7 دوره مجلس سنا؛یا بعد انقلاب 5دوره مجلس خبرگان هم هست )
عنوان این نوشته جایگاه مجلس در قانون اساسی می باشد،حال ببینیم طبق این قانون اساسی که 14 فصل و 177 اصل دارد و مبنای اداره کشور ماست،مجلس در این قانون اساسی چه جایگاهی دارد،منظور از مجلس هم در و دیوار یا ساختمان آن نیست بلکه ساختار مجلس و افراد تشکیل دهنده آن که باید چه ویژگی ها و شرایطی داشته باشند.
مجلس در نظام جمهوری اسلامی ایران از اهمیت ویژه و والایی برخوردار بوده و محور بسیاری از تصمیم گیری ها، قانونگذاری هاو برنامه ریزی ها می باشد و مایه حضور و مشارکت واقعی مردم در تصمیم گیری ها و مظهر اراده ملی است.
لذا در کلام و فرمایش بنیانگذار جمهوری اسلامی و مقام معظم رهبری، چنین توصیف شده است:
(مجلس در رأس همه امور کشور و تمام نهادهای نظام جمهوری اسلامی است.
مجلس شورای اسلامی به معنای حقیقی کلمه، مظهر اراده و حاکمیت مردم است.)
از نظر قانون اساسی هم قوه مقننه مظهر قدرت و حکومت مردم و مصداق خارجی جمهوریت است و دو قوه دیگر در حقیقت هر کدام به نوعی مجری مصوبات آن هستند.
حال به چند اصل قانون اساسی نگاهی می اندازیم تا ببینیم چه کسانی با چه ویژگی ها و شرایطی می توانند عهدار مسولیت مهم و سرنوشت ساز آن باشند:
-----------------------------
اصل پنجاه و هشتم؛ اعمال قوه مقننه از طریق مجلس شورای اسلامی است که از نمایندگان منتخب مردم تشکیل میشود و مصوبات آن پس از طی مراحلی که در اصول بعد میآید برای اجرا به قوه مجریه و قضائیه ابلاغ میگردد.
---------------------------
اصل هفتاد و یکم؛ مجلس شورای اسلامی در عموم مسائل در حدود مقرر در قانون اساسی میتواند قانون وضع کند.
----------------------------
اصل هفتاد و ششم؛ مجلس شورای اسلامی حق تحقیق و تفحص در تمام امور کشور را دارد.
----------------------------
اصل هفتاد و هفتم؛ عهدنامهها، مقاولهنامهها، قراردادها و موافقتنامههای بینالمللی باید به تصویب مجلس شورای اسلامی برسد.
-----------------------------
اصل هشتاد و چهارم؛ هر نماینده در برابر تمام ملت مسئول است و حق دارد در همه مسائل داخلی و خارجی کشور اظهار نظر نماید.
-------------------------
اصل هشتاد و ششم؛ نمایندگان مجلس در مقام ایفای وظایف نمایندگی در اظهار نظر و رأی خود کاملاً آزادند و نمیتوان آنها را به سبب نظراتی که در مجلس اظهار کردهاند یا آرایی که در مقام ایفای وظایف نمایندگی خود دادهاند تعقیب یا توقیف کرد.
-------------------------
مجلس شورای اسلامی در ایران از لحاظ ساختاری، یکی از قویترین مجالس دنیاست
مجلس علاوه بر اختیاراتی که براساس قانون اساسی دارد،که فصل ششم قانون اساسی مفصل آنها را توضیح داده است که خیلی مختصر به چند اصل مهم آن در بالا اشاره گردید، ظرفیت های دیگری هم دارد که در کمیسیونهای خاص و تخصصی، مرکز پژوهشهای مجلس ، دیوان محاسبات کشور، مرکز تحقیقات اسلامی، کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس ،که بر اساس مفاد آییننامه داخلی مجلس برخودار از این امتیازات و ظرفیت های مهم است.همچنین از دیگر دلایل قدرت و ظرفیت بالای مجلس در ایران می توان به؛ تکمجلسی بودن، عدم انحلال با دستور رئیس جمهور، نداشتن حق وتوی رئیس جمهور، نظارتهای چندگانه،استقلال در دستور جلسات وغیره اشاره نمود که توضیحات و تفیصلات آنها خارج از وسع این نوشتار کوتاه مباشد.
حال ببینیم نمایندگی مجلس که چنین قدرت ،ظرفیت، توانایی وپتانسیلی دارد، چه قدر به؛ علم وآگاهی،معلومات عمومی،تخصص در امورات مختلف،توانمندی،تجربه،دارای پتانسیل در امورات مختلف،قدرت ،عزم و اراده،شجاعت،صداقت و صلابت لازم دارد تا بتواند این مسولیت سنگین ومهم را به درستی،صحیح و کامل به سرانجام مقصود برساند.
مجلس دو وظیفه اصلی بر عهده دارد:
1- تقنین
2- نظارت
البته اصلی ترین وظیفه نمایندگان تقنین و نظارت است نه اینکه منحصر ومختص به آنها باشد(نوعا هر اصلی فرعیاتی هم دارد)،بلکه نمایندگان به لحاظ حقوقی و حقیقی با عنایت به جایگاهی که دارند می توانند در خیلی از امورات منطقه ای وملی ورود نمایند ولی باید با اصول وضوابط مشخصی و در جهت منافع عمومی وهمگانی باشد.
لذا نماینده باید بین امورات حوزه انتخابیه و انجام مسولیت اصلی ومهم ملی تلفیق ایجاد نماید وهیچ کدام را فدای دیگری ننماید،یعنی به خاطر مسائل کلان و ملی، امورات حوزه انتخابیه را فراموش نکند وبا پرداختن به مسائل حوزه انتخابیه از وظیفه اصلی و مهم ملی غافل نباشد. البته لازم به ذکر است که نماینده ای می تواند به حوزه انتخابیه خود خدمات اساسی ومهم انجام دهد که در جایگاه ملی وکلان جایگاه مناسب وتاثیر گذاری داشته باشد وگر نه به مسائل و امورات پیش پا افتاده مشغولش می کنند.
با عنایت به ا ینکه عملکرد و خروجی کار مجلس ونمایندگان یک فعالیت جمعی است،ارزیابی دقیق این که چه تعداد ودرصدی از آنها در مسائل و امورات کلان وملی وظیفه خود را به درستی انجام می دهند به راحتی امکان پذیر نیست،چه بسا نمایندگانی با کمترین تاثیرات باشند ولی به چشم نیاید، گرچه عوارض منفی آن نصیب مسائل ملی و منطقه ای خواهدشد.
لذا باید شرایط،ضوابط وویژگی های مدنظر باشد تا حدامکان چنانکه در نوشته قبلی هم اشاره گردید جامعه از عوارض منفی و ناخواسته دموکراسی و انتخابات مصون باشد، به نظر می آید مهم ترین آنها ؛
سلامت نفس وکار آمدی ،کسانی است که در این جایگاه مهم و حساس قرار می گیرند.
برخی از مصادیق سلامت نفس؛
باتقوا ،پرهیزکار ،خداترس،امین، عادل، امانت دار،دارای حسن سابقه وشهرت، صادق در گفتار و رفتار ، دارای خانواده سالم، اطرافیان سالم، همکاران سالم و لیاقت و شایستگی باشد واخلاق وانسانیت را تحت هر شرایطی،با هیچ بهانه ای و به خاطر هیچ چیز زیر پا نگذارد و.......
برخی از مصادیق کارآمدی؛
نیازها و خواست های اساسی جامعه و مردم را بشناسد،بادرد و رنج ،مشکلات وگرفتاریهای جامعه ومردم به صورت ملموس وعینی نه تماشاگرانه آشنا باشد،در مواقع لازم شجاع و قدرتمند باشدنه ملاحظه کار ومنفعل،شخصیت بانفوذ وتاثیرگذاری داشته باشد،داشتن تخصص ومهارت لازم حداقل در یک مورد یا چند مورد از مسائل اساسی جامعه،دارای بیان قوی ومستدل،قلمی شیوا وتاثیر گذار،دوندگی،سخت کوشی و پی گیر جدی مسائل جامعه باشد،سابقه مدیریت وکار اجرایی لازم را داشته باشد،آشنا به قوانین ومقررات در حوزه های مختلف باشد، اهل کار جمعی واستفاده از همه سلایق حتی رقبا و مخالفین خود باشد وتوان اجماع سازی لازم را داشته باشد تااز همه فرصت ها، امکانات، و پتانسیل های انسانی ومادی استفاده لازم صورت گیرد،آشنایی کامل از حوزه انتخابیه واستان خود،اطلاع کافی از مسائل کلان کشور و آگاهی نسبی از مسائل جهانی داشته باشد و........
واما این مطلب وامثال آن صرفا فتح بابی ست جهت گفتگو وتبادل نظر برای یافتن راه حل و راهکارهایی برای مسائل جامعه،که با سرنوشت همه ما بستگی کامل دارد،لذا نقد ونظرات، اساتید وصاحب نظران موجب امتنان خواهد بود.
* دیگر مطالب از این نویسنده:

