کد خبر: ۷۷۷۱۹
۳۹ بازدید
۱ دیدگاه

بحرانِ «مدیریت بحران»

۹۶/۸/۲۳
۱۱:۰۲

جنگ بود و ما در به در جاهای امن، چند قابلمه، یک زیرانداز، چراغ والور والبته رادیو که آهنگ های درخواستی اش سوپاپ دلتنگی های ما بود اما در این بین همیشه مهیای میهمان بودیم که از جای دور یا آبادی بالا می آمدند.

مهیا بودیم. این یعنی همیشه مرغی زنده بود که برای میهمان سر بریده شود اما این روزها نه مهیای میهمانیم و نه مرغی هست که برای عروسی و عزا سر بریده شود.

ما اهل غافل‌گیر شدنیم. روز 20مهر روز بلایای طبیعی بود روز 8 آذر که می شود یک بوق می زنیم تا بچه ها بروند زیر میز و آنجا ریز ریز بخندند و به این فکر نمی کنیم در زلزله کرمانشاه شانس آوردیم که وقت کلاس و درس نبود وگرنه با 50 درصد تخریب مدرسه ها فاجعه مان پر رنگ تر می شد.

ما حتی توی پادگان ها هم امن نبوده ایم. توی بیمارستان بیشتر و افسوس که نام زیبای مهر رادر غم از دست دادن خنده های زندگی سیاه پوش کردیم.

برای روز فاجعه زلزله بم نام روز ملی ایمنی در برابر زلزله گذاشتیم و معلوم نیست منظورما از ایمنی در برابر زلزله دقیقا چند ریشتری است.

بی این که به ایمنی بیندیشیم قصر شیرین مان قصر غم شد و ازگل، از گل وخاک درآمد و اسلام آبادمان دیگر آباد نیست و...

در این سال ها خوب یاد گرفته ایم چطور سوگ سرود بسراییم و هرکس اشک همه را بهتر درآورد لایک بیشتری می دهیم و فردا انواع و اقسام جشنواره های هنری راه می اندازیم و ما هم چنان با بیستون و فرهاد داریم عکس سلفی می گیریم.

این همه شماره حساب کمک را چه کسی سامان می دهد؟ نکند توی احساسات مردم هم غافل‌گیر شده ایم.

این یعنی به سازمان های امداد رسان اعتماد نداریم و بی اعتمادی را چه کسی نخ کش کرده که برای مویه زنان ، گیس به اندازه کافی هست که دور دست بپیچند و چنگ بر صورت بکشند.

هربحرانی در این سطح باید ظرف سه روز مدیریت شود تا اثرات منفی روانی را کاهش بدهد ولی ما هنوز نمی دانیم برای شهری 45000 نفره آب معدنیبا تاریخ مصرف روز تهیه کنیم و چطور اسکان دهیم.

زلزله مرز نمی شناسد چرا در حلبچه وضع این نیست که ما هستیم و کشته ها کم است وخرابی اندک و...

مدیریت بحران، مدیریت میز و صندلی ها نیست و ما می گذاریم بحران بیاید بعد دست به کار می شویم و با انواع مصاحبه می گوییم همه چیز تحت کنترل است اما مردم حادثه دیده هم چنان ناراضی و در مضیقه اند.

چند بیمارستان و مدرسه و مسکن مهر در کشور خوراک عزاداری های بعدی ما هستند؟

انگاراصول شهر سازی را تعریف می کنیم تا اجرا نشود و انواع انیمیشن ها را می سازیم که مبحث نوزده و بهمان و بیسار را باید رعایت کرد وبعد دقیقا جایی که مدیران خانه ساخته اند می بینی هیچ مبحثی رعایت نشده است.

مدیریت بحران را باید مدیریت کنیم تا بحران نشود و بیشتر از بحران زده ها خودمان گیج و منگ ایم و نمی دانیم برای امداد اول باید سراغ کجا برویم .

سرعت انتقال کمک ها و نیروها را در نظر بیاورید که گذاشتیم تاهوا روشن شود و ببینیم عمق فاجعه چه قدر است و بعد زدیم به دل جاده ای که درگیر ترافیک بود وسنگ های از کوه کنده شده.

منحصر به این عرصه هم نیست. هرساله بعداز دست خالی برگشتن از المپیک و...کمیته بررسی تشکیل می دهیم و هیچ طرحی با اهرم اجرای قوی به دست نمی آید تا پیروز برگردیم.

چند روز بعد داغ کرمانشاه از یادمان می رود بی اینکه برگردیم عقب را نگاه کنیم که چند دیوار آماده است تا ما عزادار شویم و بقیه صرفا تسلیت بگویند.

پشت شیشه ماشین خاک گرفته کسی با انگشت نوشته بود :«ما تسلیت نمی خواهیم. ما کمک می خواهیم...» به زبان فنی تر مدیریت بحران می خواهیم. در واقع مدیریت بحرانِ مدیریت بحران می خواهیم.

منبع: عصر ایران

کانال تلگرامی صدای میانه اشتراک‌گذاری مستقیم این مطلب در تلگرام

نظر شما

۹۶/۸/۲۳ ۲۳:۲۴

زلزله اخیر نشانمان داد ما در زمینه آموزش مدیریت بحران موفق نیستیم اما انصافا" مدال طلای سوگواری برازنده مان است.
از صبح واژه "بلاتکلیف" مدام دارد تکرار می شود. نه مسئولان آماده اند، نه ماموران و نه حتی رسانه ها. نگوییم «غافلگیر شدیم». بلایای طبیعی به کسی زنگ نمی زنند که آماده باشید ما تشریف می آوریم.
وقتی پلاسکو فرو ریخت کام مان تلخ شد اما عبرتی نگرفتیم و یادمان رفت.درست مثل منا، مثل تصادف قطار سمنان، مثل مرگ کولبرها، مثل آتش سوزی خیابان جمهوری که دو زن پائین پریدند و مُردند. یادمان می رود، چون ما به زخم خو کرده ایم. مرگ کسب و کار ماست. یک اتفاق تازه رخ می دهد و این زلزله را می شورد می برد!
مسکن مهر را نگاه کنید. بیمارستان ها را پس از زلزله ببینید. تقریباً ویران شده اند. چه کسی آنها را ساخته است؟ ترامپ؟ نتانیاهو؟ آل سعود؟نه! خودمان ساخته ایم. با بی مسئولیتی. با بی فکری. با «حاجی سخت نگیر بابا!»، با « آقا امضا کن بره،انشالله اتفاقی نمی افته»، با مصالح درجه چندم، با طمع، با سودجویی!
ما گرفتار بحران مدیریت در این کشوریم.تا دلتان بخواهد حجت السلام دکتر خلبان ملوان داریم اما مدیر چطور؟چرا مثل مربی فوتبال، مدیر وارد نمی کنیم؟ چند نفرمان کُشته بشود تا قبول کنند «مدیریت بحران» نمی دانیم؟ یک باران، یک سیل کوچک، یک آتش سوزی در این کشور جنازه تولید می کند.
تنها بیمارستان سر پل ذهاب با اولین زلزله تخریب شد،انشالله بیمارستانی که دراوگاندا ساختید در مقابل زلزله مقاوم باشد!
چندنفر از ما که فحش و تز می دهیم بلدیم با کپسول آتش نشانی کار کنیم؟تنفس مصنوعی بلدیم؟بلدیم بچه مان پاک کن قورت داد نجاتش بدهیم؟برای فاجعه بعدی آماده شویم. آموزش ببینیم. لطفاً به ما آموزش بدهید. به بچه های ما در مدارس همانقدر که مهندسی راه و آسمان یاد می دهید، روش های زنده ماندن را هم یاد بدهید.

اخبار روز