کد خبر: ۳۵۷۲۸
۲۹۲۶ بازدید
۳۰ دیدگاه

بازنشر:

بمناسبت سالگرد درگذشت مرحوم حاج عبداللهی امام جماعت محبوب مسجد جامع میانه/ زندگینامه

۱۴۰۰/۶/۱۲
۲۱:۳۹

مرحوم حاج شیخ محمد عبداللهی ، امام جماعت مسجد جامع میانه و روحانی محبوب و مردمی ، در روز جمعه 19 اسفند سال 1305 در روستای ایشلق میانه متولد شد درحالیکه پدرش کربلایی فیض الله اسماعیلی 40 روز پیش از تولد فرزند، دیده از جهان بسته بود. 

محمد در فقدان پدر نزد جد مادری اش حاج محمدعلی عبداللهی بزرگ شده و تربیت یافت.

او پس از گذراندن دوران مکتب قدیم و تحصیل دروس مقدماتی حوزوی در 20 سالگی راهی شهر قم شده و از محضر اساتید حوزوی مانند آیات مجاهدی، سلطانی و مشکینی و بروجردی علوم حوزوی را فراگرفت.

مرحوم حاج عبداللهی پس از فراگیری علوم حوزوی برای تبلیغ شریعت راهی زادگاه خود میانه شده و در روستای سبیز ساکن شد. پس از مدتی در شهر میانه و مسجد صاحب الزمان (عج) حاج حیدر و در نهایت در مسجد جامع امام زاده اسماعیل به اقامه جماعت و تبلیغ شریعت و بیان احکام دسنس پرداخت.

حجة الاسلام و المسلمین حاج شیخ محمد عبداللهی، در کار تبلیغ، بسیار موفق بوده و عده زیادی از اقشار مختلف پیر و جوان در نماز جماعت و سخنرانی‌های ایشان حضور به هم می‌رسانیدند. سالهای طولانی نماز جماعت آن مرحوم در سه نوبت صبح، ظهر و شام، منبرهای روح‌افزا و دل‌نشین، حلقه‌های بیان احکام و معارف اسلامی، جلسات درس اخلاق و حضور در هیئات مذهبی از فعالیت‌های چشمگیر این عالم ربانی بود.

همچنین، مسجد و بیت وی، مأوای جوانان حزب‌اللهی و رزمندگان دفاع مقدس بود که یک بار نیز برای سرکشی به آنان، علیرغم وضع جسمانی ضعیف، به جبهه‌های حق علیه باطل شتافت.

اما میانه فراموش نمی‌کند زمانی که دبیرستان دخترانه زینیه در اوج مظلومیت، به خاک و خون کشیده شد و این شهر بی‌دفاع، خالی از سکنه شد، این روحانی مردمی شهر بود که شجاعانه سنگر شهر را ترک نکرد و باز در هر سه نوبت نماز با پای پیاده از خانه تا مسجد را می‌پیمود تا دشمنان بدانند روحانیت، مردم و میهن خویش را در سخت‌ترین شرایط رها نمی‌کند.

حاج شیخ محمد عبداللهی بر اثر بروز بیماری در بیمارستان  عالی نسب تبریز بستری شد و  مدتی برای استراحت به قم رفت اما دوری از مردمی که عمری را میان آنان گذرانده بود را تاب نیاورد و با همان حال، باز هم به شهر میانه بازگشت تا این که در روز سه‌شنبه 10 شهریورماه 1383 در 78 سالگی بعد از تحمل دوره یک ساله بیماری به رحمت ایزدی پیوست.

تصویر طاهر نائبی

 

 

 

کانال تلگرامی صدای میانه اشتراک‌گذاری مستقیم این مطلب در تلگرام

نظر شما

۰۰/۶/۱۶ ۰۸:۲۸

خدواند منان رحمتش کند من در زمان ایشان در میانه نبودم و چند باری ایشان را دیده بودم تی یک روز در راه آهن تهران جای نشسته بودند و منتظرم نزدیک شدم و عرض ارادت .
جا دارد از عالم ربانی حاج آقای زواری نسب که الان در قید حیات هستند و با وجود مشکلات و دوری از خانواده در شهرما در سه نوبت در مسجدجامع اقامه نماز می نمایند و پاسخگوی سئوالات شرعی و برای حل مشکلات فقرا تلاش میکنند و ادامه دهنده راه حاج آقای عبد الهی . خلع این عالمان در این شهر را زمانی درک می کنیم که یک هفته به مسافرت می روند شیرازه کار از دست می رود و کسی حاضر به اقامه سه نوبت نماز نمی شود
خداوند به ایشان طول عمر با عزت و به آقای عبدالهی غفران و رحمت عنایت فرماید.

۰۰/۶/۱۵ ۲۲:۰۹

دو نفر عزیزی که نظر بنده را آنلایک کردن حتما مطالب بنده را خلاف واقع میدانند.لطفا شک مرا به یقین تبدیل کنند.وگرنه از روی جهل کاری نکنند و دنبال حق وحقیقت باشند.برایم اثبات کنید که اینگونه نیست.

۰۰/۶/۱۳ ۱۱:۱۴

برای شادی روح تمامی علمای دینی فقید اجماعآ صلوات

۰۰/۶/۱۳ ۰۸:۴۳

جناب نائبی عزیز ستت درد نکنه که ما را یاد حاج اقا عبدالهی انداختید وخاطراتمان زنده شد.
در زندگیش نظم خاصی بود و منظم و مرتب به نماز می آمد.احکام را نزد ایشان یاد گرفتیم واکثرا جوانان مومن پشت سر ایشان نماز میخواندند و بعد نماز ما جرکمان تو چهار راه جمع میشدیم و قرارهایمان اکثرا بعد نماز بود و...
یادم میاد که خودش میگفت جای من بهشت هست و انشا الله که چنین باشد .
کی میتونه بگه وقتی عصبانی میشد چه کلمه ای میگفت؟

۰۰/۶/۱۳ ۰۰:۴۶

روحش شاد یادش همیشه گرامی

۰۰/۶/۱۲ ۲۳:۳۵

این خبر، یک بازنشر است و اصل خبر مربوط به سال 93 است. تیتر مربوطه نیز حذف شد. ممنونیم از دقت نظرتان.

۰۰/۶/۱۲ ۲۳:۱۹

تشکر از اینکه حاج آقا را یادمان انداختی روزهای که منبرشان میرفتم یادم انداختی روحش شاد

میانه دیگر عالمی کم توقع و بی نیاز مال دنیا ندید

۰۰/۶/۱۲ ۲۳:۰۵

سلام
اقای نایبی فکر کنم در تیتر با تولد 95 سالگی قید شود نه 88 سالگی
ایشان طبق متن فوق متولد 1305 بوده اند لطفا در صورت امکان اصلاح گردد
با سپاس

۰۰/۶/۱۲ ۲۲:۵۳

روحشان شاد.
سوال اینکه ایا ایشان با درس خواندن دخترها در زمان قدیم مشکل داشتن یا نه؟جواب این سوال رو ممنون میشم برام پیدا کنید.
در مورد درس خواندن فرزندان خودشون نظرشون چی بوده؟
اگر تعلیمات ایشان بر زندگی منبر گوش کن هایشان و خانواده آنها تاثیر منفی داشته بنده به نوبه خود حلالشان نخواهم کرد

۰۰/۶/۱۲ ۲۲:۴۲

خداوند روح ملکوتی حاج آقا عبدالهی رو با پیامبر اکرم وامامان معصومین محشور فرماید که یک عمر احکام شرعی و اخلاقی بیان کردند ،ویادشان گرامی باد 🌷🌷

۰۰/۶/۱۲ ۲۲:۳۴

ایشان انسانی شریف و مردمی بودند و من هیچوقت خاطرات نماز جماعت مسجد جامع را فراموش نمیکنم .روحشان شاد و یادشان گرامی

۹۳/۱۲/۷ ۲۱:۲۷
آقای نایبی تنها سرمایه ام برای قیامت باز کردن درب ماشین حاج آقا هست چون خدمت بزرگان کردن عبادت است
۹۳/۱۲/۶ ۱۶:۴۹
البته با تمام احترامی که بنده هم به ایشان دارم ولی ایشان به همان نماز سه وعده بسنده کرده بود ودر طول انقلاب یک مسئولیت بر دوش نگرفت ... اما در هر صورت در اقامه همان نماز سه وعده موفق بود گاهی هم البته تند می شد در اجتماعیات هم کمتر دیده می شد...
۹۳/۱۲/۶ ۱۱:۲۷
از صلابت و بزرگی مرحوم حاج عبداللهی خاطرات زیادی دارم اما این خاطره همواره در ذهنم مانده و همواره آنرا مرور می کنم. شاید برای شما جالب باشد: روزی از بهمن ماه 1370 میانه حال و هوای بسیار گرم انتخاباتی و تبلیغاتی داشت. امام جمعه میانه حاج آقا ارومیان از سمت امامت جمعه استعفا داده و نامزد انتخاباتی از مراغه شده بود و نمازجمعه میانه را حاج آقا ع. رئیس دادگستری وقت میانه می گزارد. بنده عضو ستاد نمازجمعه و مکبر نمازجمعه بودم. نیم ساعت قبل از اذان حاج آقا ع. برای ایراد خطبه ها و برگزاری نمازجمعه تشریف آورد. گفتم: حاج آقا! مهندس هاشمی با چند معاون و مدیرکل وزارت صنایع هم مهمان هستند. آن زمان مهندس هاشمی جوانی 38 ساله با رزومه خوب بود که در سه ماهه آخر برای نامزدی مجلس آمده بود و معلوم بود اطراف و اکناف معتبری دارد. وقتی این را گفتم، حاج آقا سراسیمه شد و گفت: من نمی توانم نمازجمعه را بخوانم!! برو حاج آقا عبداللهی را بیار! گفتم: ای به قربانت شوم! خودت می دانی که حاج عبداللهی نمازجمعه را نمی خوانند. گفت: برو بگو نمازجماعت بخواند نه نمازجمعه! رفتم منزل حاج آقا عبداللهی و موضوع را گفتم. اخلاقش کمی تند بود. با تندی گفت: من نامازجمعه قیلمارام! گفتم: حاج آقا! آقای ارومیان دیگر نمی آید. حاج آقا ع. نیز می گوید: دیگر امام جمعه موقت نمی شوم. بعد از این حاج آقا عبداللهی نماز جماعت یومیه را بخوانند. دلیلش هم این است که مهندس هاشمی با چند معاون و مدیرکل وزارت صنایع به مسجد جامع آمده اند و ایشان مضطرب است! مرحوم گفت: دایان 5 دیقه حاضیرلاشیم گئدک. وقتی مسجد رسیدیم مملو از جمعیت بود. بیرون مسجد مملو از جمعیت بود. وقتی رسیدیم حاج عبداللهی نعلین ساده طلبگی را در دستش گرفت و بدون کمترین نگاه به یسار و یمین به سمت محراب رفت. تمام مردم قیام کردند و شکافی برای عبور آن مرد بزرگ ایجاد کرده و از ورودی مسجد تا محراب در یک لحظه باز شد. منتظر اذان گو و اقامه گوی همیشگی نماند و خودش اذان و اقامه را خواند و برخلاف همیشه با صدای بلند گفت: 4 رکعت گون اورتا نامازی قیلیرام قربه الی الله (یعنی نمازجمعه نمی خوانم). خیلی سریع دو نماز 4 رکعتی ظهر و عصر را خواند. بعد از اتمام نماز هنوز مردم دعا و شعارها را می خواندند که مرحوم نعلین خود را برداشت و باز بدون توجه به اطراف بیرون آمد و قبل از همه به منزل رفت. از مرحوم سئوال کردم: حاج آقا برایم سئوالی پیش آمد... آن بزرگمرد حرفم را قطع کرد و فرمود: بیلیرم نه سؤزون وار. اوغلوم! او آقالار منه قوناق گلسه لر خدمتلرینده وارام آمما الآن آلله ائوینه قوناق گلیبلر. من آلله ی قویوب بنده یه اییلیب دوزه لنمه رم!
۹۳/۱۲/۶ ۰۹:۳۱
با خواندن زندكينامه حاج آقا عبدالهي به ياد روزهاي كه پاي منبر ايشان مي نشستيم چه روزهايي بود . خداروح اين عالم بزرگوار رابااولياءاش محشور گرداند وحش شاد
۹۳/۱۲/۶ ۰۸:۵۴
مهندس نائبی واقعا ایشان اسوه والگو آن زمان بود دلم برایش تنگ شده خدایش رحمت کند وشفاعت ایشان شامل حال ما شود انشالله
۹۳/۱۲/۶ ۰۷:۵۱
[quote name="امین کریم پور"] [quote name="محمدصادق نائبی"] خداوند روح آن مرد بزرگ را در کنار خود نگه دارد و درهای بهشت را بر روی آن انسان پاک باز کند. بسیاری از شخصیتهای برجسته علمی ، دینی و دولتی کنونی میانه پای منبر این عالم عامل تربیت یافته اند. هنوز لحن زیبای حمد و سوره اش در نماز مغرب و عشا در گوشم هست و همواره دلم برایش تنگ می شود. منزل قدیمی اش در کوچه بالای چهارراه ممر مردم و مسئولین بود و آن خانه کهنه به سان خورشیدی درخشان و نورانی در میانه بود. سوار ماشین نمی شد و هر روز در سه نوبت مسیر منزل تا امامزاده را پیاده می آمد. در کنار مردم ماند و در کنار مردم به دیار همیشگی رفت و بعد از 10 سال هنوز مسجد جامع چنان شخصیتی را نیافته است که هزاران دل را مرید خود کند. خداوند روحش را شاد کند. [/quote] مهندس وقتی ایشان به رحمت الهی رفتند من سرباز بودم وقتی خدمتم تمام شد به عادت همیشگی اعیاد و شهادت ها بی اختیار راه منزل ایشان را گرفتم ولی وقتی رسیدم آنجا آپارتمانی چند طبقه دیدم کاش وارث ایشان آن خانه را نمیفروختند آن صحنه هیچوقت از خاطر نمی رود [/quote] آن منزل محل رفت و آمد تمامی مسئولان منطقه ای و استانی، علما و مردم بود. بله باید ترمیم می شد و جزو منازل تاریخی معنوی می ماند.
۹۳/۱۲/۶ ۰۰:۴۲
[quote name="امین کریم پور"] وقتی مطلب رو خوندم بدنم لرزید یاد تمام خاطرات بچه گیم پای منبر ایشان افتادم ما نفس به نفس ایشان زندگی کردیم نفس کشیدیم حرکت کردیم بخاطر دارم خودشان نقل میکردندبعضی وقتا غرق در دنیا که می شدم خدمت آقای بها الدینی میرسیدم و نفسی تازه می گرفتم مثل ایشان برای ما هم همینطور بود کاش فقط یک عالم دیگر مثل ایشان خاک میانه در این دوره به خود می دید البته حسارت حضور شیخ شعبان داداشی و سایرین نگردد ولی حاج عبداللهی مرحوم چیز دیگری بود طاهر جان بابت مطلب بسیار ممنونم قلم یاریم کند منهم ادای دین استاد کرده و مطلبی می نگارم [/quote] انشالله ممنون از دوستان ،در این مقاله مهندس نائبی خیلی کمک کردند ، اگر از کسانی که اهل منبر ومسجد هستند نام 5 روحانی واعظ و ناطق را بپرسیم مطمئنا یکی از آنها مرحوم عبدالهی خواهد بود ، چند بار در نماز صبح ایشان حاضر شده بودم واقعا عالی بود .
۹۳/۱۲/۶ ۰۰:۴۱
آفرین بر شما که بجای پرداختن به سیاسیون از انسان های مردمی و مردم نهاد یاد کرده اید. روحش شادراستی از فرزندان شریف این عزیز از جمله هادی عبداللهی همکلاسی این حقیر اگر خبری دارید منعکس بفرمایید ممنون
۹۳/۱۲/۶ ۰۰:۲۳
[quote name="محمدصادق نائبی"] خداوند روح آن مرد بزرگ را در کنار خود نگه دارد و درهای بهشت را بر روی آن انسان پاک باز کند. بسیاری از شخصیتهای برجسته علمی ، دینی و دولتی کنونی میانه پای منبر این عالم عامل تربیت یافته اند. هنوز لحن زیبای حمد و سوره اش در نماز مغرب و عشا در گوشم هست و همواره دلم برایش تنگ می شود. منزل قدیمی اش در کوچه بالای چهارراه ممر مردم و مسئولین بود و آن خانه کهنه به سان خورشیدی درخشان و نورانی در میانه بود. سوار ماشین نمی شد و هر روز در سه نوبت مسیر منزل تا امامزاده را پیاده می آمد. در کنار مردم ماند و در کنار مردم به دیار همیشگی رفت و بعد از 10 سال هنوز مسجد جامع چنان شخصیتی را نیافته است که هزاران دل را مرید خود کند. خداوند روحش را شاد کند. [/quote] مهندس وقتی ایشان به رحمت الهی رفتند من سرباز بودم وقتی خدمتم تمام شد به عادت همیشگی اعیاد و شهادت ها بی اختیار راه منزل ایشان را گرفتم ولی وقتی رسیدم آنجا آپارتمانی چند طبقه دیدم کاش وارث ایشان آن خانه را نمیفروختند آن صحنه هیچوقت از خاطر نمی رود
۹۳/۱۲/۶ ۰۰:۲۰
ممنون طاهر جان خیلی لطف کردی این مطلب رو تنظیم کردی. خدا رحمتشون کنه. ایشان واقعا روحانی بزرگ و مردمی بودند.
۹۳/۱۲/۶ ۰۰:۱۷
وقتی مطلب رو خوندم بدنم لرزید یاد تمام خاطرات بچه گیم پای منبر ایشان افتادم ما نفس به نفس ایشان زندگی کردیم نفس کشیدیم حرکت کردیم بخاطر دارم خودشان نقل میکردندبعضی وقتا غرق در دنیا که می شدم خدمت آقای بها الدینی میرسیدم و نفسی تازه می گرفتم مثل ایشان برای ما هم همینطور بود کاش فقط یک عالم دیگر مثل ایشان خاک میانه در این دوره به خود می دید البته حسارت حضور شیخ شعبان داداشی و سایرین نگردد ولی حاج عبداللهی مرحوم چیز دیگری بود طاهر جان بابت مطلب بسیار ممنونم قلم یاریم کند منهم ادای دین استاد کرده و مطلبی می نگارم
۹۳/۱۲/۵ ۲۳:۰۹
خداوند متعال این عالم ربانی و انسان وارسته را رحمت کند .
۹۳/۱۲/۵ ۲۲:۴۲
روحش شاد سعادت شرکت در نماز جماعتهای صبح و مغرب و عشا به امامت ایشان نصیبمان شد
۹۳/۱۲/۵ ۲۰:۳۶
واقعا روحانی بزرگی بود و همه دوستش داشتند. خدا رحمت کند.
۹۳/۱۲/۵ ۲۰:۰۸
خداوند روح آن مرد بزرگ را در کنار خود نگه دارد و درهای بهشت را بر روی آن انسان پاک باز کند. بسیاری از شخصیتهای برجسته علمی ، دینی و دولتی کنونی میانه پای منبر این عالم عامل تربیت یافته اند. هنوز لحن زیبای حمد و سوره اش در نماز مغرب و عشا در گوشم هست و همواره دلم برایش تنگ می شود. منزل قدیمی اش در کوچه بالای چهارراه ممر مردم و مسئولین بود و آن خانه کهنه به سان خورشیدی درخشان و نورانی در میانه بود. سوار ماشین نمی شد و هر روز در سه نوبت مسیر منزل تا امامزاده را پیاده می آمد. در کنار مردم ماند و در کنار مردم به دیار همیشگی رفت و بعد از 10 سال هنوز مسجد جامع چنان شخصیتی را نیافته است که هزاران دل را مرید خود کند. خداوند روحش را شاد کند.

پیشگیری از کرونا

اسامی مراکز تجمیعی واکسیناسیون کرونا در میانه

اخبار روز