کد خبر: ۲۹۹۸۴
۵۳۴ بازدید
۲۸ دیدگاه (۲۷ تایید شده)

این پرونده هنوز باز است

۱۳۹۳/۸/۲۷
۱۷:۲۴

این پرونده هنوز باز است

پرونده شکایت سه تن از چهره های سیاسی و اجتماعی شهر از کاربر مجهول الهویه ای که بعدها معلوم شد فردی به نام (الف. میم) بوده در سکوت رسانه ای پروسه یک ساله خود را گذراند و پس از اثبات جرم و صدور حکم کیفری در ایستگاه اجرای حکم با وساطت جمعی از بزرگان و ریش سفیدان شهر متوقف و علی الظاهر ختم به خیر شد.

شکایت این سه تن به دلیل ایراد بهتان و افترا و توهین و اهانت از سوی ا. م در یکی از سایت های اینترنتی شهرستان در سال گذشته صورت گرفت. که البته نفر چهارمی هم در این بین بود که به دادگاه نرفت و در این طرح دعوی شریک نشد اما در واقع تمام اتفاقات مربوط به این قضیه حول محور همان فرد چهارم روی داده بود و چرایی عدم شکایتش از متهم پرونده خود سئوالی است که فعلا کسی جواب آن را نمی داند.

ماجرا از آن جا آغاز شد که یکی از کاربران سایت میانا به نام ا . ک در واکنش به خبر احتمال انتصاب ح . گ به ریاست اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی با انتشار مطلبی سراسر توهین و اهانت به تخریب وی پرداخت و با زیر سئوال بردن صلاحیت های فردی و سوابق این گزینه مطرح برای مدیریت فرهنگ و ارشاد شهرستان ادعاهای های خلاف واقع و ناروایی را به وی نسبت داد تا به زعم خود مانع از رسیدن او به این جایگاه شود و کار را به جایی رساند که با وهن وقیحانه این شهروند بی گناه او را به شتری تشبیه کرد که رویای ریاست ارشاد را همچون خواب پنبه دانه در خیال می پرواند و لپ لپ می خورد.

از همان ابتدا آشکار بود که محرک اصلی این کاربر تازه وارد عرصه مجازی برای این اقدام غیر اخلاقی و ناپسند علاوه بر انگیزه های شخصی و خصومتی که نسبت به ح . گ داشت تحریکات عده ای دیگر که در پشت پرده ماجرا به دنبال گرم کردن آبی برای خود از تنور اداره ارشاد بودند نیز در کار بوده و بعدها با مشخص شدن رابطه های اشخاص دخیل در این قضیه صحت این موضوع به اثبات رسید.

اما همان کسانی که خود به نوعی در موضوع انتصاب رئیس ارشاد جزو مدعیان میدان بوده و تلاش بی امانی برای رسیدن به آن به راه انداخته بودند به این اندازه از تخریب و تخطئه شخصیت بنده خدا اکتفا نکردند و در کامنت جداگانه ای که با نام مستعار در ذیل همان مطلب تخریبی درج کردند طیفی از چهره های سیاسی و اجتماعی شهرستان را هم به ح . گ ضمیمه کرده و با بدترین الفاظ و تعابیر ممکن و غیر اخلاقی ترین شیوه که نه جایی در قالب معیارهای دینی و اعتقادی اسلامی داشت و نه در اسلوب قوائد اخلاق انسانی جوامع غیر مسلمان جای می گرفت مورد توهین و اهانت و افترا قرار دادند و همگی را متهم به بردگی و غلامی صاحبان زر و زور و خلافکاری و فساد اخلاقی و سوابق آنچنانی معرفی نمودند.

همین بی اخلاقی منافقانه باعث شد تا سه تن از کسانی که بی دلیل مورد تهمت و افترا و هتک حیثیت قرار گرفته بودند سکوت در برابر این لجام گسیختگی اخلاقی را جایز ندانسته و با التجاء به مراجع قانونی خواستار شناسایی فرد مذکور و اعاده حیثیت خود شوند و نتیجه آن شد که معلوم گردید آن کسانی که در پس پرده های خیالی بر آتش آبروریزی از مؤمنین خدا می دمیدند و غیر از این مورد بخصوص در جاهای دیگر هم با اسامی و عناوین جعلی اقدام به شایعه پراکنی و اتهام زنی به افراد و شخصیت های مختلف می کردند از قضا خود از مدعیان عرصه دین و اخلاق و از آموزگاران!! اصول و فروع دین و دیانت در جامعه و مراکز تعلیم وتربیت فرزندان پاک و معصوم این دیارند.

پرونده قضایی تشکیل و پس از رسیدگی، حکم جزایی سنگینی شامل 440 ضربه شلاق و 3 سال و شش ماه حبس تعزیری صادر گردید. حکم کیفری که گمان می رود یکی از بی سابقه ترین ها در کل کشور در نوع خود باشد. آن هم برای کسی که شغلش آموزش تدین و تخلق اسلامی است. وااسفا...

آن ح . گ که در این نوشتار خواندید من هستم، حسن گل محمدی، فرزند محمد، اهل و ساکن میانه و چهره ای آشنا برای کوچک و بزرگ این شهر، همیشه هویتم آشکار و موضعم معلوم بوده و هیچ گاه از تاریکی بر کسی سنگ نیانداخته ام. افتخارم این است که فرزند خانواده ای سربلند و پرافتخار هستم و عمری را با عزت و سربلندی در جامعه زندگی کرده ام، نه در حق کسی ظلم کرده ام و نه زیر بار ظلم ناکسی سر خم کرده ام، چون به خواست پدرم و آبا و اجدادم اینگونه بزرگ شده ام. از توهین و تحقیر و افترای عده ای مدعی سست عنصر که فکر می کنند با پیوندهای سببی و رابطه های سیاسی واجد اعتبار و ارزش اجتماعی می شوند اندک خیالی ندارم و وقعی بر آن ها نمی نهم. زیرا باور دارم که سنگ بدگوهراگرکاسه زرین بشکت  قیمت سنگ نیافزاید و زر کم نشود.

من اجدادی دارم که مردان راستین خدا بودند، پدری دارم که شجاعت ابافاضلی دارد، مادری دارم که عصمت زهرایی دارد، برادری دارم که مقام اکبری دارد، خواهران و برادرانی دارم که همگی سالکان مکتب عاشورایی و رهروان راه زینبی هستند، مرا چه باک از گذر بادهای هرجاگردی که معلوم نیست از کجا می آیند و به کجا می روند.

دوستانم شکایت به قاضی بردند و داد خود ستاندند و از آن گذشتند، من اما، دندان صبر بر جگر مرد گذاشتم و اعتنایی نکردم، اما بگذار مردم شهرم و آن ها که قدر گوهر اصیل را از سنگ تیره باز می شناسند بدانند که بزرگی و کوچکی دو سر یک بودن است که این خانه تا آن خانه و از این تبار تا آن تبار چه فاصله دوری می تواند داشته باشد. هرچند که این پرونده هنوز باز است و حق شکوه به دیوان بردن و داد خود ستاندن از دادگر را بر خود محفوظ می دانم.

کانال تلگرامی صدای میانه اشتراک‌گذاری مستقیم این مطلب در تلگرام

نظر شما

۹۳/۸/۲۸ ۱۰:۰۰
آقای محترم من نه وکیلم نه همشهری نه غیره؟! مگر آنکه حضرتعالی علم غیب داشته باشید؟! الحمدا... که شما خود رااز اصحاب رسانه میدانید؟! چطور بخودتان اجازه میدهید با آبرو و حیثیت مردم بازی کنید؟ ..... !با این همه مشکلات بیکاری و اعتیاد و معضلات اجتماعی و... مه مردم با آن درگیرند؟!چسبیدید به ریختن آبروی مومنان و دارید به نفع خودتان جو سازی میکنید ؟ ؟ از خدا بترسید! برایتان بسیار بسیار متاسفم؟دعا کنیم خداوند امثال من و شما را هدایت کند؟! انشاا...
۹۳/۸/۲۸ ۰۹:۵۶
واقعیت باید گفته شود به شرطی که تشویش اذهان عمومی نداشته باشد
۹۳/۸/۲۸ ۰۸:۵۹
آقای محترم تشویش اذهان عمومی و غیبت پشت سر هرمسلمان و بازی با حیثیت اشخاص قطعا بار حقوقی دارد مگر حضرتعالی مسئول قوه قضائیه و یا اطلاعات و امنیت کشور هستید که فتواصادر نموده و آبروریزی مینمایید؟! احتمالا جنابعالی غرض شخصی داشته اید؟ که اینچنین با ایجاد جو سازی و تهمت سعی در تخریب اشخاص حقیقی و حقوقی دارید ومگر قتل و اختلاسهای میلیاردی صورت گرفته ؟گر اهانتی در فضای مجازی صورت گرفته مسئول سایت آن را درج نمیکرد ؟!
۹۳/۸/۲۸ ۰۸:۰۸
انشار مطلب وانتشار رسانه اي ونام بردن قاضي ميتواند شاكي خصوصي داشته باشد هم عليه مديرمسوول صداي اخبار ميانه و برادر عزيز ح>گ باعث تشويش اذهان عمومي باعث ميشوند؟؟/
۹۳/۸/۲۸ ۰۷:۵۸
آقاي ح.گ (جنابعالي كم هم بيكارننشستيد ) اينطور هم عنوان ميكنيد مطلب صراحت ندارد آقاي انديشمند""""
۹۳/۸/۲۸ ۰۷:۵۴
آقاي محترم: دامن به قضييه نزنيد خانواده محترم شهيد: ضمنا اسم قاضي وشعبه راي صادر كننده قطعا جايز و پيگرد قانوني دارد براي نويستده اين مطلب"""
۹۳/۸/۲۸ ۰۷:۵۲
آقاي عزيز زياد دنبال حاشيه نرويد" خود جنابعالي مگر دنبال رياست نبوديد حالا خسته وافتاده قلم به دست گرفته ايد" توكلتان فقط خدا باشد
۹۳/۸/۲۸ ۰۲:۱۸
متاسفانه حدس مي زنم ايشان چه كسي باشند قبلاً هم مواردي داشته اند و به مستعار نويسي مشغولند.به شغلشان هم كه اشاره كرديد.
۹۳/۸/۲۸ ۰۱:۰۴
تو این مورد حق رو میدم بشما اقای گلمحمدی. پدرم همیشه میگه بچه جون، حسن اقا شاگرد ما بوده.پسر خوبی هستند.دلش روشن تر از آینست. :-)
۹۳/۸/۲۸ ۰۰:۳۷
این قضیه هشداری است برای کسانی که پشت نقاب اسمهای مجازی هر توهینی را به اشخاص و مسئولین میکنند بدانند که اگر فردی بخواهد نوشته های آنها قابل پیگرد قانونی است انتقاد اگر از حد عدل و انصاف خارج نشده و محترمانه باشد و حتی وارد هم نباشد نهایتا با یک دلخوری و تذکر قابل حل است ولی توهین و افترا... در این قضیه آقای گلمحمدی سعه صدر خود را نشان داده و از حق خود گذشته اند با آشنایی و دوستی چندین ساله شخصی و خانوادگی با ایشان ، این عمل بعید هم نبود
۹۳/۸/۲۷ ۲۰:۱۳
سنگ انداختن در تاریکی اسمش شهامت نیست. فحش دادن به پیاده رو از پشت بام اسمش شجاعت نیست. اظهار نظرهای وقیحانه یا حتی صحیح با هویت جعلی اسمش شجاعت نیست. کاربر "شجاع" و "عادل" آن کسی است که با هویت واقعی اظهار نظر می کند و اگر بنا بر اقتضای شرایطی از نام غیرواقعی استفاده می کند از مدار انصاف و عدالت خارج نشود و همواره این را مبنا قرار دهد که اگر پرده ها بیافتد آیا احساس شرمگینی می کند یا نه؟ اینجانب سال گذشته شاهد مطلبی در این سایت بودم که اجازه تایید ندادم چراکه شمشیر بی ادبی و شهرت طلبی برداشته و یکی را قربانی کرده بود تا با تخریب یکی، زمینه ورود دیگری را ایجاد کند درحالیکه اگر یک دنیا برای تخریب یکی وارد شوند ولی خدا نخواهد، تخریب نخواهد شد و اگر عالمی برای اعتلای یکی بسیج شوند اگر خدا نخواهد، خراب خواهد شد. امیدوارم این موضوع برای همه ما درس عبرت باشد که همواره خدا را در گفتار و رفتار خود ببینیم. حکم دادگاه الهی بی تردید سنگینتر از حکم دادگاههای انسانی است. بداخلاقی ها را کنار بگذاریم و در ظاهر، مقدس و در باطن مخرب نباشیم. خدا می بیند و می پوشد ما نمی بینیم و می خروشیم. آبروی انسانی را به گناهِ "کرده" نبریم چه رسد به گناه "ناکرده". یادم هست که چند سال پیش همین آقای ح.گ در یکی از سایتها علیه بنده انتقاداتی داشت اما کاملاً برخلاف رفتار افراد مذکور در این مقاله یعنی خود را با هویت واقعی معرفی کرده بود و مخاطب یا منتقدعلیه را بدون هویت و نام نوشته بود و در کمال ادب و احترام مسائلی را گوشزد کرده بود و همین رفتار باعث می شود در انتقاد خود، جذبه ای دوست داشتنی ایجاد کند و دستبوسش شوم، نه بخاطر اینکه جوانی پاک و خوش ذهن و نقاد است، نه بخاطر اینکه عزیزش را در راه میهن و انقلاب از دست داده است، نه بخاطر اینکه خانواده ای دارد که به دیانت و پاکی شهره دارند، نه بخاطر اینکه به چندین هنر آراسته است، نه بدان خاطر که برای کسب کرسی ریاست ارشاد حاضر به نشستن بر سر میز مذاکره و مصالحه با فلانی نشد، فقط بخاطر اینکه منتقدی منصف و صریح است و برای من دوستی دانا و برای مخالفان، دشمنی داناست. اگر مخالف آگاه باشد می تواند از انتقاد او بهره خوبی ببرد.
۹۳/۸/۲۷ ۱۹:۰۳
چرا شخصی که این متن را نوشته و شما را به شتر تشبیه کرده بود تنبیه نشده است؟
۹۳/۸/۲۷ ۱۸:۳۰
متاسفم که این اتفاقات برای جنابعالی افتاده و منجر به اتفاقات تلخ بعدی برای شهرمان شده است و صد البته بیشتر از ان متاسفم که با اسم مستعار این مطلب را می نویسم ولی جای شما بودم تا انتها پیگیری می نمودم و به هیچ عنوان کوتاه نمی آمدم.

اخبار روز