کد خبر: ۲۵۴۴۹
۲۵۰۶ بازدید
۴۲ دیدگاه

رنگساز میانه را رنگی کرد!

۹۳/۵/۱۷
۰۴:۲۵

ماجرا از آنجا آغاز شد که شعبده باز سیرک رو به تماشاگران، درخواست یک بطری آب کرد؛

و ناگهان بارانی از بطری های آب بر روی سرش باریدن گرفت...

اگرچه شاید حتی در توجیه خستگی مردم از گرمای هوا و بی حالی از حرکات مبتدیانه شعبده باز(هرچند بلکه صحیح تر باشد از لفظ «نه چندان عجیب و غریب» در اینباره استفاده شود؛ که بی رمق بارها نمونه هایی از آن دست را در تلویزیون خودمان دیده و به هیجان هم نیامده ایم!!) نیز نشود اینکار را یک عمل شایسته و پاسخی درخور قلمداد کرد، امّا به هر حال صحنه های زشتی در سالن پر از تماشاگر شهید جعفری شهرستان میانه، در حضور شعبده بازان میهمان رخ داد که گوشه ای از تقویم این روزهای میانه را رقم زد.

ماجرا اینطور ادامه یافت که شعبده باز سیرک با لحنی نه چندان آرام کننده و کمابیش تنش زا با جملات مانند؛«از مردم میانه چنین انتظاری نداشتم» ، «من از کشور باکو آمده ام، شعبده باز بین المللی هستم» ، «باریک الله به ادب شما!» شروع به سخرانی کرد و در حالیکه هنوز زیر باران بطری های آب معدنی بود، اظهار داشت که بخاطر این عمل تماشاگران ایشان؛ یعنی مردم میانه از تماشای ادامه نمایش شیرین و هیجان انگیز محروم می شوند، و او دیگر قصد اجرا و ادامه برنامه را ندارد!

ماورای دلیل و اینکه چرا عده ای از مردم بطری های آب معدنی های خود را به سمت یک هنرمند میهمان پرتاب می کنند که بهتر است توسط کارشناسان اجتماعی مورد بررسی قرار گیرد، باید گفت میانه شهری نیست که حرف و سخن امثال این افراد پشت سرش باشد! بنابراین شخصاً در حین آنکه اعضاء گروه سیرک مشغول جمع کردن وسایل و تجهیزات خود بودند، دست به کار و مشغول جمع کردن بطری های آب معدنی از کف سالن شدم. مردم در چند دسته احساسات متفاوتی داشتند، دسته ای ناراحت، دسته ای پشیمان، دسته ای متأسف و دسته ای نیز مشعوف بنظر می آمدند، در این میان ناگهان نگاهم به چشمهای آقای رنگساز؛ خبرنگار واحد صدا و سیمای استان گره خورد که میهمان حقیر شده و برای تماشای سیرک آمده بود.

 با شناختی که از وی داشتم در دل گفتم این گندی که بالا آمده را هیچ کس جز او نمی تواند جمع و جور کند، اگرچه ریسک بالایی داشت، چون سالن واقعاً متشنج بود و هیچکس شاید لحظه بعد از آنرا پیش بینی نمی کرد. اینک تماشاگران با عصبانیت در حال رفتن بودند و سالن کم کم خالی میشد، که میکروفن را به رنگساز رساندم و گفتم شروع کن...

بیچاره رنگساز همانطور هاج و واج ماند؛ «... که من چی بگم؟»

گفتم حتی استاندار هم نمی تواند مردم را ساکت کند، کار کار توست!

شیرش کردم، هلش دادم وسط سالن -اگرچه حتی خودم هم شاید مطمئن مطمئن نبودم-  امّا اولین گام رنگساز همان و سوت و تشویق مردم همان!

دیگر نیازی به معرفی نبود، انگار همه می شناختندش، مردمی که درحال رفتن بودند آرام ایستادند تا صدای آشنا و لهجه داری را که برخی شبها در ساعت 11 از اخبار شبانگاهی شبکه سهند پخش میشود، را بشنوند، انگار لهجه شیرین و تماشای چهره خبرنگار همیشه خندان میانه و هیکل چاقش بسیار جالب تر از تماشای سیرک بود...

یک نام«میانه» و شمارش معکوس از سه تا یک، کافی بود که مردم ایستاده برایش کف و سوت بزنند و در نمایش صداقت و حبّ سنگ تمام بگذارند.

آن خبرنگار قدیمی میانه بود؛ که گاهاً رگ غیرتش وقتی حرف از میانه می شود، زودتر از برخی همشهری ها بالا می زند! پسر ساده ای که تنها بی ریاست و دیگر هیچ!

امّا همین قدر بی ریایی کافی بود که مردم تا چند دقیقه ایستاده برایش دست بزنند و به احترامش دوباره به جایگاه خود بازگردند، کاری که یک گروه متخصص شعبده بازی نتوانسته بود درست و حسابی از پس اش بربیاید.

رنگساز مجلس سرد را دوباره چنان گرم کرد، که انگار تازه آغاز شده است و مردم هنوز به هوای شمارش معکوسش مدام سوت و کف می زندند و او یک تنه و با دست خالی غوغایی در سالن به راه انداخته بود، او گفت؛ که «هیچ اتفاق خاصی رخ نداده است» و درحالیکه همان لبخند شیرینش را مثل همیشه برلب داشت ادامه داد«فقط و فقط چند بطری اضافه به داخل سالن پرت شده!».

نمایش صداقت و ارتباط بی ریای دوطرفه چیز دیگری ست، کسی که می تواند بی واسطه صدها نفر را به پاخیزاند، صرف اینکه رنگساز باشد یا غیر رنگساز، قطعاً انسان ارزشمندی است. رنگساز علی رغم ریسک، شخصیت و اعتبار خود را در میانه گذاشت، و در حالی که شاید باران بطری ها ممکن بود او را هم خیس کند، با دعوت از گروه سیرک، ایشان را به ادامه نمایش فراخواند و با مدیریت عالی مردم را با شعبده باز آشتی داد!

تاجایی که شعبده باز قبل از آغاز دوباره، از مردم میانه عذر خواست و با بیان اینکه برای لحظاتی کنترلش را از دست داده، به احترام ایشان سر تعظیم فرود آورد.

امّا نمایش رنگساز همچنان ادامه داشت و گفت؛ حقیر چهار سال است که از مردم میانه فرهنگ، ادب و محبت آموخته ام، و در اینجا بزرگ شده ام و بزرگی یاد گرفته ام! مردم اینجا بزرگتر از اینها هستند که بخواهند به کسی اهانت کنند، قطعاً حق هم دارند که گرما و وضعیت سالن و طولانی بودن نمایش حوصله شان را سر ببرد!

کار تا به جایی پیش رفت که وقتی شعبده باز برگشت و در مقابل مردم میانه تعظیم و طلب عفو کرد، او حتی به احترام مردم میانه و صرفاً به احترام مردم میانه!، در انظار عموم دست شعبده باز را بوسید و گفت نوکری این مردم بخدا افتخارم است!

پس به افتخار رنگسازی که میانه را رنگی کرد...

از تو ممنوم؛ معمولی!

این مطلب در ساعت4 بامداد صرفاً برای ادای دین به یک انسان نوشته شده است که شاید جلوی یک فاجعه فرهنگی و جنجالی بزرگ را گرفت و مانع از آن شد که عده ای سودجو تا سالهای سال در بزنگاه یادها و در مسیر سفرهای خود، نام بزرگ میانه را بر زبان نیش دار، کوچک شمارند!

رنگساز

رنگساز

رنگساز

رنگساز

رنگساز

رنگساز

رنگساز

رنگساز

 

رنگساز

رنگساز

 

کانال تلگرامی صدای میانه اشتراک‌گذاری مستقیم این مطلب در تلگرام

نظر شما

۹۳/۵/۱۹ ۲۲:۵۲
بعضی ها بجای تشکر از اقای رنگساز بخاطر حفظ ابروی میانه، انشا نوشتن. از کرنش و تعظیم و جلال و جبروت.یاد ... افتادم خوب عزیز من مجبور که نیستی!!! واللا
۹۳/۵/۱۸ ۲۳:۵۶
من خودم آنجا بودم و از خبرنگار واحد سهند آقای رنگساز تشکر میکنم که از دعوایی که در سالن افتاد و میانجیگری آقای رنگساز تشکر میکنم.
به عنوان یک میانه از این حرکت آقای رنگساز خبرنگار دوست داشتنی و توانمند صدا و سیما و همچنین آقای سالار پویان هنرمند پرافتخار و با اخلاق شهرمان تشکر میکنم.
۹۳/۵/۱۸ ۱۹:۲۳
از همه دوستان بزرگوار برای ابراز احساسات و نظرات ممنونم، کاش مجال جواب دادن به تک تک عزیزان بود، امّا متأسفانه چنین نشد! بی نهایت سپاسگزار و ممنونم
۹۳/۵/۱۸ ۱۹:۲۲
از آدمهایی که جرأت رُک حرف زدن رو دارند، خوشم می آد... پس خودم هم رُک میگم؛ جناب پوربهرامی تأسف شما هیچ اهمیتی لااقل برای بنده ندارد!
۹۳/۵/۱۸ ۱۶:۳۶
از اینکه این اتفاق در شهر تاریخ سازمان رخ داد هر میانه ای را متاسف کرد ولی بنظر بنده فرهنگ همشهریان عزیزمان اینقدر بالاست که هرگز به خود اجازه نمیدهند مرتکب چنین حرکتی زشت و زننده شوند بطوریکه پس از حضور اقای رنگساز هشهریان مودب و با فرهنگ ما به وی پاسخ مثبت میدهند پس معلوم میشود یک فردی میخواسته از اب گل الود ماهی بگیرد که سرش به سنگ خورد ولی هرگز فراموش نکنیم که میانه ایها همیشه به مهمانوازی معروف هستند
۹۳/۵/۱۸ ۱۳:۳۸
با سلام متاسفانه این فرهنگ خیلی وقت است در بین مردم شهرمان رواج پیدا کرده است. تا خودشان نخواهند بالاجبار نمیتوان فرهگ سازی کرد. شخص باید خودش متوجه اشتباه زشتش بشود و شخصا تمایل داشته باشد انرا ترک کند. آن از گروه بابک نهرین آن از اسماعیل آن هم از استاد موذن و .... که قطعا از تمامی موارد و پیشامدهای آن باخبر هستید
۹۳/۵/۱۸ ۱۱:۱۴
از نظرات اکثر دوستان از صدر تا ذیل هویداست که همه تاسف خورده اند و ابراز انزجار کرده اند و ژست فرهنگی گرفته اند اما یک سوال را فراموش کرده اند و آن اینکه : اصلا مسئول برگزاری چه کسی بوده است؟ مسئول سالن چه کسی بوده است؟ این اتفاقات نشان دهنده ضعف یک عده مسئول به جهت برنامه ریزیهای نامناسب میباشد و اصطلاحا کار دست کاردان نیست.... و وقتی که کار دست کاردان نباشد ، در حرکت های اینچنینی یکی کت خدا منشی میکند و از نگاه یکی دیگر میشود قهرمان.... (البته لازم به ذکر است بنده به عنوان یک خواننده این متن و کسی که در سالن حضور نداشته و با تصور صحنه، از این آقای عزیز که پادرمیانی کرده اند متشکرم به سبب نه جبران کم کاریهای دیگران و یا بهتر بگویم مسئولان بلکه به سبب منش کت خدا منشی اش) در مورد حرکت مردم هم سایر دوستان به تفضیل نوشته اند...
۹۳/۵/۱۸ ۰۸:۰۲
کاش موضوع مذکور ریشه یابی شود عدم احترام به وقت مردم ، برنامه کم کیفیت ، سالن کثیف ، نبود صندلی برای نشستن ، هوای بسیار گرم سالن ، عدم وجود مأمورین انتظامی ، باز گذاشتن درب ورودی و آزاد شدن ورود به سالن و از همه مهمتر نبود برنامه های مفرح و مکانی برای تفریح و آسایش خانواده ها
۹۳/۵/۱۸ ۰۳:۰۲
چه بی ریا چه باریا آقایان پویان و رنگساز جلو یه فاجعه بزرگ را گرفتند اگر نمیگرفتند شاید الان نوشتن ریس بیمارستان خاتم النبیا از وخامت حال مجروهان سالن خبر داد.م
۹۳/۵/۱۸ ۰۲:۵۱
وای کتک کاری در سالن ورزشی چه حالی می داد>>>>
۹۳/۵/۱۸ ۰۲:۲۲
اصحاب هنر و ذوق میانه و مردم شریف این شهرستان بزرگ... به روح مادرم عشق به شما و تکریم مردم غیرتمند این دیار را هم وظیفه می دانم و هم اینکه اصلا نمی توانم طور دیگری باشم یعنی در وجودم نیست... من نه سنگ تمام گذاشتم و نه کار بزرگی کردم من ادای دین کردم،خدا هم کمکم کرد و مردم بودند که سنگ تمام گذاشتند و منو همراهی کردند،دستان کسانی که معرفت به خرج دادند دمشون گرم یعنی همه ی حاضران در سالن دمشون گرم...اینم بگم که سالار پویان هنرمند عزیز شهرمون که فرماندار ویژه شهرستان میانه به درستی ایشان را یکی از قطبهای هنر میانه خوانند با واکنش عالی جو سالن آرام کرده و بنده را همراهی نمودند... دوستان شعار نمی دهم با نظراتتون مسولیتم سنگین تر می شود ای کاش همیشه خوب تر و بهتر عمل کنم...دعایم کنید برای خودم و مادرم....مادری که روی مزارش عنوان زیبای شهدای زنبیه میانه حک شده است... دست به دست هم نهیم به مهر و برای پیشرفت میانه بزرگ از هیچ تلاشی دریغ نکیم...
۹۳/۵/۱۸ ۰۱:۱۶
ضمن تشکر از دوست عزیزم آقای رنگساز اتفاقا در مراسم تجلیل از نفر نهم کنکور هم چنان اجرای زیبایی کردن انگار برنامه ای در برج میلاد با بلیط های چند صد هزار تومنی برگزار میشد یاشا
۹۳/۵/۱۸ ۰۰:۳۷
من در این برنامه شرکت نداشتم و قضاوتم بر اساس این یادداشت می باشد. مسلما این حرکت تماشاگران قابل قبول نیست و به نظرم ناشی از کمبود همچین برنامه هایی در سطح شهرهای کوچکی چون میانه هست که یک عده از مردم به خاطر پولی که برای ورود به سالن پرداخته اند خود را محق هر عملی می دانند و کمبودها و عقده های خود را خالی می کنند ( چه در شهرستان های کوچک و جه در تهران و..). احتمالا برخورد و رفتار فرد شعبده باز نیز مناسب نبوده و باعث تحریک تماشاگران شده است. به سهم خودم از کسانی که این مسأله را مدیریت کردند و به ویژه از خبرنگار توانا و دوست داشتنی آقای رنگساز تشکر می کنم .
۹۳/۵/۱۸ ۰۰:۱۶
از حرکت آقایان پویان و رنگساز که جلوی یک آبروریزی را گرفتند باید تقدیر کرد. دستتان درد نکند.
۹۳/۵/۱۷ ۲۲:۱۷
متاسفم، برای مسئولی که سیرک را در سالن ورزشی برگزار می کند. برای دوستی که "شیر کردن" دوستش را در بوق و کرنا می کند. و برای "بی ریایی" که ریا می کند. بوسیدن دست یک هنرمند بین المللی(!)، ارزشش را داشت؟
۹۳/۵/۱۷ ۲۲:۱۵
هر چه باشد میانه است دیگر!!!
۹۳/۵/۱۷ ۱۸:۴۰
انسانها جوگیر هستند. تا یکی بد رانندگی میکنه همه بد می رانند. تا یکی صف نانوایی را جلو میزنه همه بهم میریزند. برای همین عوام می گویند یا رعیت می گویند. ...
۹۳/۵/۱۷ ۱۸:۱۱
پویان و رنگساز را خوب میشناسم..با هم یک کار بزرگ انجام دادند..این دو بیشتر برادرن تا دوست
۹۳/۵/۱۷ ۱۷:۰۵
باسلام.حیفم امد حس درونم را بیان نکنم وان اینکه دراین چند سالی که دوشادوش با اقای رنگ ساز بودم صداقت و عملکرددیشبشان راتحسین وتایید میکنم. از تو هم ممنون سالار جان
۹۳/۵/۱۷ ۱۵:۵۸
سلام.آقا سالار از خودت هم تشکر میکنیم. دیروز خیلی زحمت کشیدی ....واقعا کنترل کردن همشهریامون ...سخت تره گاهی اوقات ....روز خبرنگار رو هم به تمامی دست اندرکاران خبری مخصوصا اقای رنگساز و سالار پویان عزیز (غکاس خبری) تبریک میگم!!
۹۳/۵/۱۷ ۱۵:۱۴
ممنون از آقای رنگساز که گاهی پیش او به میانه ای بودنمان شک می کنیم و افرادی را به ما معرفی می کند که ما نمی شناسیمشان کافی ست گزارش روز مادرش را ببینیم و تشکر از آقای پویان که شرح ماوقع کردند . اما در مورد ماجرا اینکه ، اینگونه رفتارها نه مختص مردم میانه است و نه ایران وقتی در یک بازی فوتبال مثلا در سطح ال کلاسیکو تماشاگران از نحوه بازی و خدمات ناراضی هستند واکنش نشان می دهند هو می کنند و بازیکن میلیاردی را سنگ باران هم می کنند و ... در ایران ما هم که به کرات می بینیم ، در کنسرت های موسیقی حتی در پایتخت با آن همه تفریحات و سرگرمی ها ، چقدر وصف چنین صحنه هایی را می شنویم ، دربازی فوتبال تماشاگران چشم سرباز بیچاره را در می آورند ، حال خودتان حساب کنید که سالها می گذرد تا چنین برنامه ای در میانه اجرا شود ، شاید اگر به اندازه سایر شهرها چنین برنامه هایی را داشتیم کمتر چنین صحنه هایی را می دیدیم ، اگر مردم فرهنگش را ندارند چطور در تماشای تئاتر خیابانی چنین توهین هایی نشد ؟ در آخر هم باید عرض کنم که چنین صحنه هایی در هیچ جای دنیا مورد قبول نیست .
۹۳/۵/۱۷ ۱۴:۲۶
دیشب ای کاش تکرار نشود.من خودم بین تماشگران بودم تنها زیبایی این برنامه خسته کننده حرکت سالار پویان بود که با خشوع خودش دست به کارش شد و بطریها رو که هنوز می ریختند رو جمع کرد. از این حرکت موهام به تنم سیخ شد و اقعا مردم با این حرکت دیگه چیزی نیانداختن. و مرسی آقای رنگساز که سنگ تمام گذاشت
۹۳/۵/۱۷ ۱۳:۵۶
اقای نائبی چنین رفتارهای زننده ای ناشی از فقر فرهنگی می باشد و مختص یک نفر نیست.این زنگ هشداری برای جامعه میانه است.چرا که ان نفر به تنهایی می تواند نماینده خیل عظیمی شهروند باشد. با انحصار امکانات و برنامه ریزی برای تخریب گروهی افراد نه نقد و اعتراض پیش بینی چنین اتفاقاتی دور از ذهن نیست!!!
۹۳/۵/۱۷ ۱۳:۵۶
آقای رنگساز باید ما سر تعظیم فرود آوریم در مقابلتان که غرور خود فدای شرف و حیثیت مردم میانه کردید.جامعه ی ما آماده ی پذیرایی از هیچ مهمانی نیست، کامل ترین تجهیزات هم باشد تعصبات کاذب اجتماعی حس پذیرش را در ما دفع خواهد کرد، جناب رنگساز مرد دوست داشتنی شهرما بازهم از شما متشکریم.
۹۳/۵/۱۷ ۱۲:۳۸
دمت گرم رنگساز دوست داشتنی،اما چنین اتفاقاتی دیگر باید نیافتد-اگر دعوا سر می گرفت چه می شد...
۹۳/۵/۱۷ ۱۲:۲۷
آری آری او به دیار و تربت ما تعلق ندارد و زادگاه او در حوالی زادگاه ما نیست و تنها به اندازه انگشتان دست در دیار ما اسکان را بر خود برگزیده است اما تو گویی به ما تعلق دارد و انگار مادرزادی! اهل اینجاست.زبانش شیرین است چون شهد و دستانش مهربان چون دریا!! اینجانب ایمان ایمانی ایمان دارم به ایمانش و یقین دارم به میانه ای بودنش هرچند که یقین دانم میانه ای نیست اما ایمان دارم میانه ایست.
۹۳/۵/۱۷ ۱۲:۱۵
با سلام و عرض ادب و احترام دیشب که این مطلبو از دوستان عزیزم آقایان پویان و رنگساز شنیدم بخاطر چند موضوع حس خوشحالی و ناراحتی و تاسف بهم دست داد. خوشحالی بخاطر اینکه اتفاقی که ممکن بود بیفته نیفتاد و دوستانمون با حرکتی هوشمندانه و میشه گفت فداکارانه وارد گود شده و جو رو آرام کردند و آبروی میانه رو حفظ کردند و از این بابت باید از طرف مسئولین فرهنگی شهرستان مورد تقدیر قرار بگیرند. ناراحتی و تاسف بابت موضوعی که پیش اومده! یک شهروند میانه ای چرا باید به میهمان بی احترامی کند هرچند میهمان بی ادب باشد. ترک برنامه ای که کیفیت مناسب ندارد بزرگترین تنبیه و اعتراض به برگزار کننده آن است. برگزاری چنین برنامه های شاد و مفرحی در شهر لازم است و مردم استقبال می کنند و شهر نیازمند آن است و در حال حاضر کافی نیست و باید تقویت شود کمااینکه باید اینگونه برنامه ها با برنامه ریزی دقیق و مقدمات و اصول انجام گرفته و همه جوانب آن از جمله امنیت و نظم و کنترل آن فراهم شود. بستر برگزاری این برنامه ها در شهر فراهم شده و باید آن را مثبت و اصولی هدایت کرد تا مشکلی پیش نیاید.
۹۳/۵/۱۷ ۱۱:۳۲
برای این رفتار همشهریان تعجب می کنم و تاسف می خورم. قبل از هنرمند و برنامه سیرک ابتدا با یک مهمان غریبه مواجه هستیم. معلوم است که در مهمانپذیری و گردشگرپذیری فاصله زیادی با مردم اصفهان داریم. همینهاست که میانه با بیش از،صد اثر ملی اینگونه راکد و سست است. چندی پیش هم دوچرخه سوار اروپایی را در میانه بازداشت کرده بودند و بسرعت از میانه اخراج! کرده بودند. کار فرهنگی زیادی باید بکنیم تا این رفتارمان اصلاح شود.
۹۳/۵/۱۷ ۱۱:۳۲
افتخاریمیزدی عزیز قارداشیم آقای رنگساز کی بوتون استعدادین میانانین ایاغینا توکوب و ائوز حرفه سین پولا ساتمیب و اگر بیری فکر ائله سه کی رنگساز پولا گوره ایشلیور واقعا بی انصافدی ... روز خبرنگار مبارکتان باشد ....
۹۳/۵/۱۷ ۱۰:۴۷
کاش شما اینقدر سانسورچی نبودید و آقای کریمپور بزله گو
۹۳/۵/۱۷ ۱۰:۲۰
شاید او از دیار دیگری باشد ولی ایمان داشته باشید که محمد رنگساز دقیقا یک میانه ای اصیل با عرق میانه ای است هر وقت کنارش بودم حس نکردم غریبه است او از میانه و از جنس خود ماست
۹۳/۵/۱۷ ۰۹:۱۰
ما مردمی هستیم که بهترین روش اعتراض را هم پرخاشگری میدانیم و این نشان از روزگاری هست که بر ما گذشته است. جامعه ای که برای ایجاد نظم و امر به معروف و نهی از منکرش فقط از سرهنگ خشتگر استفاده شود و بقیه ارگانها که اصلی ترین وظیفه را دارند به خواب زمستانی بروند آخرش همین میشود. جامعه ای رواشناس و جامعه شناس و... بیکار باشد وبرای فرهنگ سازی اش از ابزار دیگری استفاده شود یک روز (مثل روز نمایش سیرک)باید بفهمیم که فرهنگمان سرطان دارد آنهم از نوع بدخیم. حال هر چقدر سرمان را زیر برف ببریم و با امثال آقای رنگسازها(که بو قول نگارنده واقعا از اعتبارش مایه گذاشته) شیمی درمانیش کنیم باز سرطان از بین نمیرود بلکه یک دوره کوتاه بهبودی حاصل میشود.

پیشگیری از کرونا

از برخورد نزدیک با افراد دارای علایم بیماری خودداری نمایید.

اخبار روز