کد خبر: ۴۷۹۸
۴۶۸۴ بازدید
۵۰ دیدگاه (۵۰ تایید شده)

آشنائی با نمایندگان مجلس میانه ـ قسمت چهارم:

حجه الاسلام والمسلمین سیدسجاد حججی

۱۳۹۰/۹/۱۵
۲۲:۰۲

 

 

حجه الاسلام والمسلمین سیدسجاد حججی که در میان همشهریان خود به "میرسجاد" معروف است در سال 1307 در میانه متولد شد و اکنون در 84 سالگی عمر خود زندگی می کند.

حجه الاسلام والمسلمین سید سجاد حججی نماینده دوره اول و سوم مجلس شورای اسلامی


سیدسجاد حججی از علمای سیاسی معروف میانه بوده و خطبه های قرّار و بلیغ سیاسی ایشان هنوز در اذهان مردم مرور می شود. ایشان فرزند حجه الاسلام میرحسین حججی می باشد که عالمی شناخته شده بود. پدربزرگ سیدسجاد حججی به نام آقا میرنقی، خراسانی الاصل بود و همراه با پدر خود به میانه و روستای گوندوغدو آمده بودند.

سید سجاد از پنجاه سال پیش در میان مردم شناخته شده و محبوب بوده و در هدایت مردم منطقه به سمت نهضت اسلامی و انقلاب اسلامی نقش بسیار کلیدی و اساسی داشت.

میرسجاد حججی دوران تحصیلات مدرسه ای را در میانه گذراند و در 17 سالگی وارد حوزه علمیه میانه شد که در آن زمان دارای اساتید عالم و عامل بود. یک سال بعد برای ادامه تحصیلات حوزوی راهی قم شده و از اساتیدی مانند آیات عظام مرعشى ، حجت ، بروجردى و ... تلمّذ نمود و پس از فوت پدر جهت اقامه نماز و امور شرعیه به زادگاه خود بازگشت.
سیدسجاد حججی به لحاظ نقش انکارناپذیر در نهضت اسلامی در منطقه میانه، ارتباط و آشنایی خوبی با بسیاری از رجال سیاسی و دینی و بعداً با سران کشور داشت طوریکه در چندین نامه شاهد پیام امام خمینی (ره) خطاب به ایشان هستیم که در کتاب میانه آورده ام.

حجه الاسلام والمسلمین حججی به لحاظ همین اعتبار و شناخت و سابقه انقلابی پس از انقلاب اسلامی با حکم امام خمینی (ره) به عنوان امام جمعه میانه منصوب گردید.

با آغاز به کار مجلس جدید با نام مجلس شورای اسلامی و برگزاری نخستین دوره انتخابات مجلس، ایشان برای ورود به مجلس شورای اسلامی ثبت نام کرد. در آن زمان آقای حججی 50 سال داشت. قابل پیش بینی بود که ایشان در همان دوره اول مجلس و در مرحله نخست وارد مجلس شورای اسلامی گردد. ایشان با جلب نظر بیش از 21 هزار نفر از 55 هزار رای دهنده مردم میانه موفق به ورود به مجلس شورای اسلامی به عنوان نماینده مردم شهرستان میانه در مجلس شورای اسلامی گردید. رقیب اصلی ایشان (نام و شرح ماوقع شاید بعداً ذکر شود) به راحتی وارد مجلس شد اما مجلس اعتبارنامه ایشان را رد کرد و مرحوم سلیمی در مرحله دوم وارد مجلس شد.

در مجلس دوم با ورود رقیبی محبوب و معروف به نام حکم الله پزشکی راه بر میرسجاد حججی بسته شد و ایشان موفق به ورود به مجلس نگردید و در محراب مسجد جامع امامت جمعه شهرستان میانه را عهده دار شد.

در مجلس سوم با کناره گیری مرحوم پزشکی و ضعف عملکرد مرحوم سلیمی راه برای ورود به مجلس برای سیدسجاد حججی باز شد و ایشان به راحتی با 50 هزار رای از حدود 80 هزار رای به عنوان نماینده اول میانه راهی مجلس شورای اسلامی شد.

در رقابت مجلس چهارم با ورود کارشناسان مهندسی مانند مهندس هاشمی، مهندس قنبری ممان و ... و نیازهای سازندگی مردم میانه در دوران سازندگی، برای همیشه راه ورود ایشان به مجلس بسته شد.

کارنامه عملکرد ایشان در دو دوره نمایندگی مجلس همانند مرحوم سلیمی به لحاظ تقارن با دوران جنگ و اوایل انقلاب چندان چشمگیر نیست اما در همان دوران نیز بودند نمایندگانی که برای منطقه خود امکانات آموزشی، صنعتی و پزشکی آوردند و از این لحاظ نمی توان دفاع خوبی از نمایندگان سه دوره اول مجلس کرد. اختلاف بین نمایندگان در سه دوره نخست مجلس و حتی پس از آن آفتی بود که درخت میانه را مانند موریانه خورد و آنرا خشکاند.

با آرزوی طول عمر برای حجه الاسلام والمسلمین حججی که یادگار استواری از دوران نهضت امام خمینی (ره) و انقلاب اسلامی هستند و برای همیشه مردم میانه مدیون و مرهون بسیاری از ارشادات ایشان است. نامه های امام خمینی (ره) برای مردم میانه و خطاب به ایشان و نماز جماعت ایشان در پاریس و در دوران تبعید به امامت امام خمینی (ره) در اذهان ما خواهد ماند.

همشهری عزیزمان آقای اباذری در سال 1382 کتابی حاوی خاطرات ایشان را در 252 صفحه تدوین و چاپ نمود که بسیاری از ناگفته ها در این کتاب ثبت شده است.

سیدسجاد حججی

ختم سخن را به نطق پیش از دستور حجه الاسلام والمسلمین حججی اختصاص می دهیم. این نطق 28 سال پیش در 10 خرداد 1362 در دوره اول مجلس و در زمان ریاست آقای هاشمی رفسنجانی در جلسه 472 ایراد شده است.

حجه الاسلام والمسلمین سید سجاد حججی نماینده دوره اول و سوم مجلس شورای اسلامی

بسم الله الرحمن الرحیم

ان الله لایغر ما بقوم حتی یغیروا ما بانفسهم

سلام مخلصانه بر حضرت ولی عصر ارواحنا له الفدا و نائب به حقش حضرت امام بزرگوار رحمت و غفران به روان پاک شهیدان انقلاب اسلامی از جمله شهدای عزیز میانه درود فراوان بر رزمندگان دلیر و شجاع جمهوری اسلامی ایران.
و بعد بر حسب تشخیص نخست بررسی اجمالی و مقایسه عملکرد دو تاریخ گذشته و حال:
۱ـ نظر عمومی به جریانات واقعه در حکومت ظالمانه پهلوی. اما از نظر دین آنچه که مسلم است همگان میدانید آزادی دین و بیان و قلم و اجتماع از طرف مسئولین جنایتکار تا بدانجا اجازه داده میشد که بر خلاف سیاست غرب و شیطان بزرگ آمریکا نباشد.
اما از موضع سیاست در ایران ۵۰ سالانه پلید پهلوی سیاست مملکت بدون چون و چرا وابسته به غرب و آمریکا بود و بس.
از نظر اقتصاد و صنعت از معادن و منابع طبعی و ذخایر زیرزمینی از نفت گرفته تا کارخانجات و تولیدات و واردات و صادرات همه و همه زیرنظر مستقیم آمریکا و عمال خودفروخته او قرار گرفته بود. شب و روز تمامی منافع مردم مظلوم ایران را به غارت می‌بردند. به حدی که در اثر رکود تولیدات مواد قضایی اکثرا از خارج فراهم و در واقع ایران یک فروشگاه بزرگ بین المللی و وارد کننده و ۴۰ میلیون نفر ایرانی مصرف کننده و در اثر عدم توجه به زراعت و دامداری و مرکبات اکثر برادران روستائی از آبادیها کوچ می‌نمودند.
اما از نظر اخلاقی خیال می‌کنم در گذشته احتیاج به توضیح بیشتر ندارد. ملت شریف ایران به خوبی میدانند با علنی شدن فجایع و بی‌عفتی خلاصه دور شدن از مبانی اسلامی فسق و فجور و تعدی و تجاوز به حقوق و نوامیس و اموال دیگران به حد اعلا رسیده بود.
اما امروزه ایران امروز از نظر اجرای قوانین و فرمایشات بزرگان دینی و آزادی بیان و قلم و اجتماع در چارچوب قانون اسلامی و اساسی و انقلابی کشور نیازی به گفتار نداریم که چقدر دستورات انقلابی و مذهبی اجرا میشود. خوب شاهد این جریان هستیم. چون انگیزه و اساس انقلاب ما و ریخته شدن خون هزارن شهید پاک همه و همه بخاطر اجرای فرمان آفریدگار بوده و هست. که در تمامی شئون مملکتی الحمدلله عملی میشود. اگر نواقصی داشته باشیم به یاری سبحانی تکمیل خواهد شد.
اما سیاست امروز از اولین روز پیروزی انقلاب اسلامی فریاد همه افراد این ملت یکنواخت به صدا درآمد و اعلام نمودند نه شرقی نه غربی جمهوری اسلامی و با تصرف لانه جاسوسی آمریکا در تهران تا به امروز و با اخراج ۱۸ جاسوس شوری در تهران و در به‌در نمودن ایادی شرق و غرب و فراری و دستگیری عمال آنان عملا ثابت شد براینکه واقعا اساس سیاست ما همانا جمهوری اسلامی است و بس.
اما از حیث استقلال فرهنگی در گذشته به فرهنگ ایران ازنظر کتابهای درسی و نوع مربیان که در واقع فرهنگ ما ششدانگ در اختیار غرب و آمریکا بود نظر بیفکنیم اما امروز ملاحظه می‌کنیم که اکثر آموزگاران و استادان در دبستان و دبیرستان و دانشگاهها و مراکز آموزشی و کتابهای درسی همه و همه از همه اینها بوی اسلام و استقلال اسلامی با برنامه‌های صحیح و آموزنده و سازنده واقعی می‌آید.
اما از نظر صنعت و اقتصاد خدا را سپاسگزاریم که امروز چرخ صنعت و کارخانجات بوسیله مدیران مکتبی و متخصص و دلسوز با همکاری برادران کارگر عزیز ایرانی راه افتاده‌اند و در بخش تولیدات زراعی و مرکبات و دامداری و مواد غذایی به توسط برادران گرامی از کشاورزان تلاشگر پیش رفته و در واقع به دست توانای این بازوان اقتصاد و صنعت و تولید می‌خواهند ما را به خودکفایی و استقلال برسانند.

اما اخلاق و اجتماع امروزی مشاهده میشود انسانهای گذشته اکثرا عوض شده حقیقتا به انسان کامل مبدل شده که به توفیق خداوندی پس از جمهوری اسلامی نوعا از گناه و معصیت فاصله گرفته وسایل فساد و آلودگی برچیده شده، جوانان مردم دیروزی چنان به لطف الهی در پشت جبهه‌ها خدمتگزار به اسلام و مسلمین و مستضعفین و یا در جبهه جنگ تحمیلی بخاطر آزادی استقلال جمهوری اسلامی از حریم آن دفاع و با دشمنان اسلام و قرآن و ناموس و شرف می‌جنگند که بهتر از این هم به خواست خداوندی خواهیم بود. ناگفته نماند تمام این سعادت و نعمت بزرگ الهی که نصیب ملت ایران گردیده در اثر الطاف خفیه آفریدگار و دعا و توصلات مظلومین و محرومین و مبارزات دامنه‌دار روحانیت اصیل و متعهد و سایر طبقات متدین و با فداکاری لشگریان اسلام و مسلمین و همکاری صادقانه اتحاد و همبستگی مردم نجیب ایران به رهبریت حضرت امام عزیز به دست آمده انشاءالله قدر این موهبت بزرگ الهی را حفظ و حراست از این نعمت عظمی را بال جان و دل نگهداری و در برابر فشارهایی که از سوی ابرجنایتهای شرق و غرب و عوامل نفوذیش بر ما وارد میشود با صبر و تحمل ایستادگی خواهیم کرد.
سخنی با مسئولین محترم ، مردم جهان میدانند که زمام امور جمهوری اسلامی بوسیله سه برادر عاقل و عالم و آگاه و دلسوز یعنی قضایی اجرایی و مقننه به سرپرستی یک پدر عظیم الشان و حکیم و دانشمند عالم و عامل و سیاستمدار در ایران جا افتاده و پیش میرود. سه برادر توجه دارند و بقاء و موقعیت آنان در اداره امور این مملکت نیاز به چند موضوع دارد که جسارتا و تذکرا بدان اشاره میشود.
۱. همیشه رضامندی آفریدگار و پاداش کیفر او را درنظر داشته باشند.
۲. به فرمایشات پیامبرگونه پدر بزرگوار، امام عزیز همیشه توجه و عمل نمایند.
۳. در فکر عمل در اجرای قانون اساسی باشند نه روابط.
۴. تصفیه و پاکسازی افراد غیرصالح از اطراف خویش و زیرنظر مسئولین مربوطه.
۵. رسیدگی کامل به توزیع مایحتاج ضروری و عمومی مردم که به وسیله دولت تقسیم میشود. تلاش ما در تمام کشور در بین مردم خاصه در روستاها و محرومین بطور عادلانه توزیع گردد.
۶. رسیدگی دقیق و کامل به درخواست مشروع کارگران و خدمتکارن، کشاورزان و مستضعفین و طبقه پائین و رفع مشکلات و نیازمندیهای آنان.
۷. توجه بیشتر به شکایت واقعی مراجعه کنندگان و برخورد صادقانه و دوستانه مسئولین محترم اجرایی و قضایی با آنان و حل و فصل سریع و قاطع نسبت به این موضوعات در نتیجه با عملکرد به اینگونه پیشنهادات و نظایر آن میتوانیم صداهای مسموم کننده شرق و غرب و وابستکان داخلی و خارجی آنها را که میخواهند با ایجاد ناراحتی و نارضایتی داخلی مابین صفوف مردم همیشه در صخنه چند دستگی و بد بینی و نفاق بیندازند در نطفه خفه کرده و گذشته ملت آگاه میدانند که سمپاشیها و گرفتاریهای دروغین آنان روی علاقه و خیرخواهی نبوده و نیست ولی با این حال عنایت به مطالب عرضه شده خواهند نمود. مضافا بر اینکه بر اکثر مردم انقلابی ایران روشن است اگر دولتی غیر از دولت فعلی با شرایط جاری مملکت در راس امور کشوری بودن بهتر از اینها با کم و زیاد نمی‌توانستند توفیق خدمت گزاری بیشتری بدست آورند. مگر خدای ناکرده یک دولتی باشد که باز مثل سابق روابط شرق و غرب را با بازگشایی دروازه‌های بندرها و گمرکات دوباره ایران را بازار جهانی قرار دهند که این هم مسلم به فضل سبحانی عمل نخواهد شد و آن آرزو را فرصت طلبان و وابستگان غرب و شرق به گور خواهند برد.
تذکراتی چند به مسئولین عزیز درباره حوزه انتخابیه‌ام. مکرر درباره حد استور پیشنهادات سازنده و مرضی‌الطرفین که به نفع استان گیلان و زنجان و میانه می‌باشد در جلسات متعدد بوسیله نمایندگان محترم استان زنجان و میانه ، استانداران محترم آذربایجان شرقی و زنجان و سایر مسئولین ذیربط به عرض رسانده ولی متاسفانه تاکنون توجه کامل از طرف وزارت نیرو نشده و گفته شده که ما هیچگونه مخالف سد نبوده و نیستیم. بلکه موافق سد هستیم. ولی در کیفیت محل آن اختلاف نظر داریم. بطوریکه سدهای ایدغموشی و شمبا و غیره را اگر ایجاد نمایند به نفع سه استان و آنچه به نظر میرسد از رسوب گیری به سفیدرود مسلم تامین خواهد شد. و از آوارگی ۳۰ یا ۲۰ هزار نفر از ۱۳ آبادی و ویران شده‌های روستاهای زرخیز میانه و با تمام ضایعات و توابع آثار آن که زیرآب میروند از ۵۰ هزار هکتار زمین مزروعی و تاسیسات و غیره با ایجاد سدهای یادشده مسلم در امان و به نفع سه استان خواهد بود. از وزارت محترم صنایع سنگین درخواست میشود از معادن دست نخورده و غنی میانه از کائولین و سرب و پرلیت و زغال سنگ و نمک معدنی بسیار عالی و غیره با ایجاد کارخانه‌های لازم استفاده و بدین وسیله نیازمندیهای کشور را فراهم و به سوی خودکفایی گام بردارند. (رئیس ـ وقتتان تمام است) بلی از وزارت محترم راه در تکمیل راه سراب به میانه ، میانه به ترکمنچای، راه فومن به میانه، راههای اصلی و فرعی کاغذکنان کله‌بوز و اوچ‌تپه و میدان داغی به خلخال و ایجاد پل گردلانی روی قزل اوزن و ایب غموشی اقدام عاجل بنمایند.
از وزارت محترم کشاورزی درباره تامین و رفع نیازمندیهای برادران گرامی کشاورزان اعم از تسمه وسایل تراکتور و غیره فراهم نمایند.
از مسئولین گرامی درباره ایجاد مدارس ، حمام ، آب لوله کشی، برق رسانی روستاهای محروم و دورافتاده توجه بیشتر مبذول دارند.
از وزارت محترم نیرو درخواست میشود با ایجاد سدهای محلی در بخشهای ترکنچای، کله‌بوز و ایشلر و اطراف آن اقدام نمایند.
در پایان از وزارت محترم کشور و راه درباره ترمیم پل سیل برده جاده میانه که دیروز اتفاق افتاد که حدودا در ۱۰ یا ۱۲ کیلومتری میانه قرار گرفته اقدام سریع بعمل آورده تا رفت و آمده مسافرین برقرار گردد. متشکرم.

لینک نطق مجلس:

http://www.ical.ir/index.php?option=com_mashrooh&view=session&id=472&Itemid=38

کانال تلگرامی صدای میانه اشتراک‌گذاری مستقیم این مطلب در تلگرام

نظر شما

۹۸/۵/۳۱ ۱۴:۵۶

جناب آقای منتقد شما در اینجا به همه درس اخلاق میدهید ولی به به قشر عظیم و زحمتکش بقالی توهین میکنید و سعی دارید جایگاه این قشر را پایین نشان دهید احتمالا از بحث اخلاق و احترام فقط یه چیزهایی شنیدید لطفا قبل از ارسال مطلب خود ان را مرور کنید

۹۳/۱۱/۱۵ ۱۹:۵۶
سلام جناب آقای مهندس نایبی ، حاج آقا حججی الان میانه زندگی میگنند یا تهران
۹۰/۱۰/۱۳ ۱۷:۳۵
[quote name="محمد حسین میرزایی"]شما خیلی به ما لطف دارید.لطفاًمطالب تحقیقی هم بنویسید.[/quote]
قسمت اول را سر درنیآوردم
قسمت دوم را هم متوجه نشدم!
۹۰/۱۰/۱۳ ۱۷:۲۹
شما خیلی به ما لطف دارید.لطفاًمطالب تحقیقی هم بنویسید.
۹۰/۹/۲۵ ۱۶:۵۳
وظیفه یک محقق تعریف و تمجید نیست. او باید درست و غلط را نشان دهد. او باید دروع و راست را نشان دهد.
۹۰/۹/۲۳ ۱۷:۴۷
به نام خدا
آقای مهندس«محمد صادق نائبی»؛
سلام علیکم؛
********************
مقدمه:
شما شایسته احترام هستید- نه فقط به این دلیل که کامنت این بندۀ گنهکار و (اقل العباد) را نشر دادید- بلکه به دلایل ذیل؛
1- نمی دانم از جایی، از نظر هزینه های سایت صدای میانه پشتیبانی مالی می شوید یا نه، ولی به نظر بنده، حداقل از وقت گرانقدر خود -علی رغم مشغله اصلی تان- مایه میگذارید و در خلوت خود و خدایتان، مطالب ارسالی را با حوصله و با دقت میخوانید.
2- مطلب بنده[ #7 شهروند: ۲۲ آذر ۱۳۹۰ ساعت ۱۳:۵۴ ] را غیر از مقدمه آن که مختص شما بود و درد دل مختصر، بدون کم و کاست و با حفظ امانتداری نشر دادید.
3- آن طور که بنده از طریق سایت میانه مطلع می شوم-علی رغم اینکه در مقابل تضییقات مختلفی قرار گرفته اید- [وقتی صاحب قلم به چنان سرنوشتی می افتد که او را در کنار صاحب عرق و ورق و زرورق هم سلول می کنند؛ قسمتی از «متن شماره 61 سایت قدیمی: برای همیشه با "صدای میانه" وداع کنیم».]ولی تاکنون در مطالبتان از طریق ادب و نزاکت خارج نشده اید.
4- در سایت صدای میانه دچار روزمرگی نشده اید و مانند بسیاری از سایت های اینترنتی دیگر، برای جذب مخاطب در ورطه ابتذال و انحطاط نیافتاده اید.
5- در حد قابل قبولی فضای تعامل و تضارب و آراء و اندیشه های گوناگون را در سایت صدای میانه برای تمام دلسوزان میانه فراهم کرده اید.
6- در اطلاع رسانی آخرین اخبار مربوط به میانه و آذربایجان همیشه سرفراز، کوشیده اید.
7-...
********************
اما قصد بنده از به چالش کشیدن شما، در کامنت های ارسالی ام؛
1- تأیید تمامی افراد مختلف و دست اندکار در ادوار گذشته در شهر میانه نبوده و مؤید اعمال و ضربات سهمگین وارده «تفرقه افکنان» و «دوستان جاهل» به پیکر شهر مظلوم میانه نمی باشد!
2-منکر خدمات نمایندگان میانه از جمله آقای مهندس هاشمی نیستم. با آقای مهندس سید حسین هاشمی در جلساتی چند -در راستای عمل به وظایف محوله ام- مجالست داشته ام.ایشان را فردی «متخصص و منطقی و کاری»، نه تنها برای «میانه» بلکه برای «کل کشور» می دانم.[خدا ی متعال شاهد است، تاکنون هیچ امتیازی، اعم از پست و مقام و یا انتفاعات شخصی و مادی از جانب ایشان به بنده ، عاید و واصل نگردیده و حتی وعده اش را در آینده نیز، به بنده نداده اند، تا در مظان اتهام قرار گیرم]. وقتی فضای انتخاباتی اخیر میانه را رصد میکنم، «شخصاً فردی را در حد و اندازۀ توانایی های مهندس سید حسین هاشمی نمی یابم».
3- ولی علاقه دارم وقتی در باره افراد صحبت می کنیم -به دور از حب و بغض و با رعایت بیطرفی- هم مستند باشد و هم منصفانه.[پارامترهایی از قبیل زمان و مکان و ضرورات و... دخالت بدهیم، چراکه ؛ « ان الضرورات تبيح المحظورات» و ... ]
4- همیشه در به کار بردن عبارات و کلمات، [ یا به قول خودتان؛ در استخدام كلمات براي مقالات] وسواس و احتیاط و دقت به خرج بدهید و بدهیم.
6- همانطوریکه نوشته اید؛ [...هم شما و هم بنده قبل از تذکر باید خودمان نسبت به آن تذکر شناخت کافی داشته باشیم چه بسا ممکن است ... عجولانه و اشتباه باشد.]
7-...
********************
مؤخره:
در تعريف آيينه گفته‌اند: سطحي صاف و صيقلي که تصوير هر شي درآن نمايان شود.آيينه همان است كه خود را درآن مي‌بينيم و از آيينه توقع داريم اگر نقص و كاستي و ايرادی در ماست آن را بنماياند تا درصدد رفعش برآیيم. «فرقي نمي‌كند كه اهل كدام سرزميني و از چه آييني پيروي مي‌كني و نژاد و مليت و فرهنگ و زبان تو چيست؟ كار آيينه آنست كه تو را آنچنان كه هستي بنماياند».
********************
آقای «محمد صادق نائبی»؛
مداهنه [در لغت به معنی روغن مالی است که ریشه اش کلمه «دهن» به معنی «روغن» می باشد در اصطلاح عامیانه به عبارتهایی همانند؛ ماست مالی کردن٬ شیره مالی کردن٬ سازش کردن٬ دوروئی٬ فریب دادن٬ نیز اطلاق می شود.] و چرب زباني و تملق و تلبيس و ريا در جامعه اسلامي جايي ندارد. و بنده شدیداً و عمیقاً مخالف آن هستم. مردم با فرهنگ و با شعور و آگاه مي‌خواهند نواقص و عيوب جامعه خويش را بدانند و پس از آگاهي، در صدد اصلاح آنها برايند.
********************
آقای «محمد صادق نائبی»؛
مولانا جلال الدين محمد بلخي رومي بياناتی عميق تر و دقيق تر از ديگران دارد و از جمله :
« عشق خواهد كاين سخن بيرون بود – آيينه غماز نبود، چون بود؟»
در ادبيات سرزمين كهن ما آيينه مظهر صفا و يك رنگي و صداقت است. [اگر بنده را دوست بدانید، نه دشمن!] دوست ندارم مردمان «صادق» را با ظاهري نامتناسب در آیینه مشاهده كنم.
********************
آقای «محمد صادق نائبی»؛
به نظر بنده، صدای میانه ابزار لازم جهت بازتابش «کم عيب ترین تصویر» از خود در «آیینه اجتماع» را دارد. ظرفیت آن را دارد که نقص و كاستي و كژي را به حداقل برساند و به سمت كمال برود. به شرطی که «ظرافت و عدالت و انصاف» را به «حد اعلی» برساند.
********************
اگر مطالب بنده، معمولاً طولانی می شود، عذرخواهی می کنم. همانطوری که قبلاً نیز گفته ام، « نشر و یا عدم نشر نظرات ارسالی، حق بدیهی و مسلم شما و سایت صدای میانه است». 23/09/1390
۹۰/۹/۲۲ ۱۷:۱۵
[quote name="دکتر اسماعیل انصاری"]جناب آقای نائبی عزیز باسلام خدمت جنابعالی همانطوریکه از پل مامان و زحمات آقای حججی ذکر خیر کردید و منکر تلاش آقای حججی در فولاد آذربایجان شدید اگر طرح و پروژه ای با تلاش آقای حججی در میانه راه اندازی شده است لطفاً ذکر کنید تا ذکر خیر بیشتری از این روحانی بلندمقام شود.[/quote]
جناب دکتر انصاری! باسلام. ورود این صنعت فولاد به میانه مرهون آقای حججی نیست اما اتفاقاً بر سر همین فولاد آذربایجان آقای حججی پیگیری زیادی نمود و چه بسا اگر تلاش ایشان نبود این مصوبه تعطیل می شد. آقای حججی در خرید زمینهای فولاد و راضی کردن مالکان اراضی از جان و دل و اعتبار خود مایه گذاشت و باقی الصالحاتی گذاشت که برای همیشه مدیون ایشان هستیم. آقای حججی اینچنین از اعتبار خود چشم پوشی کرد که بعدها بسیاری از مالکان اراضی فولاد ایشان را مسبب فروش ارزان یا حتی اهدای زمینهای خود دانستند. آقای حججی با علم بر این موضوع این اراضی بزرگ را برای آینده میانه گرفتند.
۹۰/۹/۲۲ ۱۶:۵۸
[quote name="شهروند:"]آقای نائبی
یک کاربر محترم ( #9 منتقد ۱۶ آذر ۱۳۹۰ ساعت ۱۴:۱۴ ذیل مطلب کد 4798) نوشته بودند:
« ...بهتر است در به كار بردن افعال و ضماير از حالت جمع كه نوعي احترام هست استفاده كنيم. شما گويا درباره يك بقال صحبت می‌کنید كه دائم می‌گویید: راه يافت، صحبت می‌کرد، به حوزه رفت. اگر در نويسندگي ادب و احترام را رعايت كنيد منزلت خودتان هم بيشتر می‌شود.»
********************
ولی در پاسخ به کامنت گفته‌اید: [ #10 محمد صادق نائبی ۱۶ آذر ۱۳۹۰ ساعت ۱۴:۲۳ ذیل مطلب کد 4798].
« ... لطفاً چنين تذكري به بنده ندهيد. يك ادبيات قوي و تاثير گذار ادبياتي هست كه فارغ از تكلفات و تعارفات و درگير شدن با الفاظ و لغات حاشيه اي باشد... اگر متون غربي را به زبان اصلي مطالعه كنيد چنين تكلفاتي نمي بينيد. آنچه استثناست يكي معصومين عليهم السلام است و نيز صحبت با مخاطب ولي صحبت در مورد شخص غيرمخاطب (سوم شخص) نياز به چنين تعارفاتي ندارد.»
********************
ولی در عالم واقع کاملاً بر خلاف گفته خود عمل می‌نمایید، به عنوان نمونه فقط یک مستند از سایت خودتان ذیلاً درج می‌شود:
[#1 محمدصادق نائبی ۱۹ آذر ۱۳۹۰ ساعت ۱۲:۳۳ ذیل مطلب کد].
«استاد اجلي عزيز! با درود فراوان بر آن اسطوره خط و نقاشي و پدر سبك گلگشت از اينكه صداي ميانه را مزين به نام خود كرديد و در كنار ما قرار گرفتيد به خود می‌بالیم...»
***به دستور زبان ادبیات فارسی مراجعه کنید؛
1- افعال «کردید» و «گرفتید» که دیگر «حالت جمع» دارند!؟ مگر اینکه «نعوذبالله» آقای اجلی را در ردیف «یکی از معصومین» قرار داده باشید! و یا اینکه مطلب «مکتوبتان» را «صحبت با مخاطب» فرض کرده‌اید! [همان FACE TO FACE"" متون غربي که زحمت مطالعه به زبان اصلي آن را کشیده‌اید]!
2-چطور وقتی که نام «حججی» به میان می‌آید، زحمت مراجعه به «متون غربی» و مطالعه به زبان اصلی را به خودتان می‌دهید و «جعل منطق» می‌کنید،
3-ولی وقتی نام فرد دیگری در میان باشد، با «رجعت به شرق»، «شخص مخاطب و غیر مخاطب» و «اول شخص و سوم شخص» فراموشتان می‌شود؟
4- [هر چند به نظر بنده، استادان و زحمت کشان این آب و خاک را، هر قدر «تکریم و تفخیم» کنیم، باز هم کم است و حق آن‌ها به طور کامل ادا نخواهد شد.]
5-...
********************
آقای «محمد صادق نائبی» قبلاً توصیه‌های دوستانه‌ای کرده‌ام -ولی علیرغم پذیرش و عدم عمل به آن‌ها-
باز هم توصیه‌هایی چند می‌نمایم و ختم کلام؛
1- نگویید «تذكري به بنده ندهيد» چرا که این سخن شما بر خلاف دستور صریح خداوند متعال است، چرا که می‌فرماید؛ «وَذَكِّرْ فَإِنَّ الذِّكْرَى تَنْفَعُ المُؤْمِنِينَ» و پند ده، که مؤمنان را پند سود بخشد. [سوره الذاریات-آیه 55].
2- سعی کنید به آن اندازه که «نقادّ» هستید، «نقد پذیر» هم باشید! [رطب خورده، منع رطب کی کند!؟]
3- آستانه تحمل خود را بالا ببرید، حذف صورت مسئله و «عدم درج مطالب ارسالی» چیزی از حقانیت مطالب فرستنده کم نکرده و چیزی بر حقانیت شما اضافه نمی‌کند! [عالم محضر اوست وخداوند شاهد عادلی است].
4- افتادگي آموز اگر طالب فيضي *** هرگز نخورد آب، زميني كه بلند است.
5-...
********************
خداوند متعال حافظ «شما» و هادی «بنده» باشد!
والسلام 22/09/1390[/quote]
شهروند محترم! اگر حوصله می کردید و پاسخ کوتاه بنده را می خواندید اینقدر انتقاد نمی کردید. ابتدای پاسخ گفته ام: "لطفاً (((چنين تذكري))) به بنده ندهيد" ننوشته ام "به من تذکر ندهید". برای اینکه می دانم این سبک مذکور به قول یکی از کاربران مربوط به دوره قاجار به قبل است.
انتهای پاسخ نیز در مورد ضمایر و افعال جمع استثنا کرده ام که یکی معصومین (ع) و همچنین آورده ام: "و نيز صحبت با مخاطب". نوشته بنده در مورد استاد اجلی نیز خطابه است و بنده برخلاف کتاب که غیاباً درباره ایشان بصورت مفرد صحبت کرده ام اینبار در مقام مخاطب با ضمایر و افعال جمع صحبت کرده ام.
هم ایشان و هم شما و هم بنده قبل از تذکر باید خودمان نسبت به آن تذکر شناخت کافی داشته باشیم چه بسا ممکن است مثل الان عجولانه و اشتباه باشد.
جناب آقای نائبی عزیز باسلام خدمت جنابعالی همانطوریکه از پل مامان و زحمات آقای حججی ذکر خیر کردید و منکر تلاش آقای حججی در فولاد آذربایجان شدید اگر طرح و پروژه ای با تلاش آقای حججی در میانه راه اندازی شده است لطفاً ذکر کنید تا ذکر خیر بیشتری از این روحانی بلندمقام شود.
حاج آقا اباذری با سلام خدمت جنابعالی از اینکه ذکر خیری از حاج آقا حججی کردید ممنون هستم. ذکر خیر شما قطره ایست از دریای آقای حججی. اما همان گونه که ذکر کرده اید هیچ کس بی عیب و نقص نیست. آقای حججی در بعضی مسائل بجای وارد شدن به اختلافات بایستی ریش سفیدی می کردند و همیشه پدر منطقه می ماندند. انتقاد مختصر محقق دانشمند آقای نائبی در این مورد صحیح است و اگر همین مختصر را هم ننویسند نمی توان نوشته ایشان را عادلانه دانست. دو واقعیت مورد اشاره آقای نائبی بجاست و همه این واقعیت تلخ را در این مدت دیده اند. یکی اختلافات و دیگری عدم پیشرفت منطقه در 3 دوره اول مجلس. این دو موضوع به معنای انکار زحمات آقای حججی نیست و همانطور که در کامنت اول گفتم همیشه ایشان را دوست داشته ام.
۹۰/۹/۲۲ ۰۹:۳۱
آقای نائبی
یک کاربر محترم ( #9 منتقد ۱۶ آذر ۱۳۹۰ ساعت ۱۴:۱۴ ذیل مطلب کد 4798) نوشته بودند:
« ...بهتر است در به كار بردن افعال و ضماير از حالت جمع كه نوعي احترام هست استفاده كنيم. شما گويا درباره يك بقال صحبت می‌کنید كه دائم می‌گویید: راه يافت، صحبت می‌کرد، به حوزه رفت. اگر در نويسندگي ادب و احترام را رعايت كنيد منزلت خودتان هم بيشتر می‌شود.»
********************
ولی در پاسخ به کامنت گفته‌اید: [ #10 محمد صادق نائبی ۱۶ آذر ۱۳۹۰ ساعت ۱۴:۲۳ ذیل مطلب کد 4798].
« ... لطفاً چنين تذكري به بنده ندهيد. يك ادبيات قوي و تاثير گذار ادبياتي هست كه فارغ از تكلفات و تعارفات و درگير شدن با الفاظ و لغات حاشيه اي باشد... اگر متون غربي را به زبان اصلي مطالعه كنيد چنين تكلفاتي نمي بينيد. آنچه استثناست يكي معصومين عليهم السلام است و نيز صحبت با مخاطب ولي صحبت در مورد شخص غيرمخاطب (سوم شخص) نياز به چنين تعارفاتي ندارد.»
********************
ولی در عالم واقع کاملاً بر خلاف گفته خود عمل می‌نمایید، به عنوان نمونه فقط یک مستند از سایت خودتان ذیلاً درج می‌شود:
[#1 محمدصادق نائبی ۱۹ آذر ۱۳۹۰ ساعت ۱۲:۳۳ ذیل مطلب کد].
«استاد اجلي عزيز! با درود فراوان بر آن اسطوره خط و نقاشي و پدر سبك گلگشت از اينكه صداي ميانه را مزين به نام خود كرديد و در كنار ما قرار گرفتيد به خود می‌بالیم...»
***به دستور زبان ادبیات فارسی مراجعه کنید؛
1- افعال «کردید» و «گرفتید» که دیگر «حالت جمع» دارند!؟ مگر اینکه «نعوذبالله» آقای اجلی را در ردیف «یکی از معصومین» قرار داده باشید! و یا اینکه مطلب «مکتوبتان» را «صحبت با مخاطب» فرض کرده‌اید! [همان FACE TO FACE"" متون غربي که زحمت مطالعه به زبان اصلي آن را کشیده‌اید]!
2-چطور وقتی که نام «حججی» به میان می‌آید، زحمت مراجعه به «متون غربی» و مطالعه به زبان اصلی را به خودتان می‌دهید و «جعل منطق» می‌کنید،
3-ولی وقتی نام فرد دیگری در میان باشد، با «رجعت به شرق»، «شخص مخاطب و غیر مخاطب» و «اول شخص و سوم شخص» فراموشتان می‌شود؟
4- [هر چند به نظر بنده، استادان و زحمت کشان این آب و خاک را، هر قدر «تکریم و تفخیم» کنیم، باز هم کم است و حق آن‌ها به طور کامل ادا نخواهد شد.]
5-...
********************
آقای «محمد صادق نائبی» قبلاً توصیه‌های دوستانه‌ای کرده‌ام -ولی علیرغم پذیرش و عدم عمل به آن‌ها-
باز هم توصیه‌هایی چند می‌نمایم و ختم کلام؛
1- نگویید «تذكري به بنده ندهيد» چرا که این سخن شما بر خلاف دستور صریح خداوند متعال است، چرا که می‌فرماید؛ «وَذَكِّرْ فَإِنَّ الذِّكْرَى تَنْفَعُ المُؤْمِنِينَ» و پند ده، که مؤمنان را پند سود بخشد. [سوره الذاریات-آیه 55].
2- سعی کنید به آن اندازه که «نقادّ» هستید، «نقد پذیر» هم باشید! [رطب خورده، منع رطب کی کند!؟]
3- آستانه تحمل خود را بالا ببرید، حذف صورت مسئله و «عدم درج مطالب ارسالی» چیزی از حقانیت مطالب فرستنده کم نکرده و چیزی بر حقانیت شما اضافه نمی‌کند! [عالم محضر اوست وخداوند شاهد عادلی است].
4- افتادگي آموز اگر طالب فيضي *** هرگز نخورد آب، زميني كه بلند است.
5-...
********************
خداوند متعال حافظ «شما» و هادی «بنده» باشد!
والسلام 22/09/1390
۹۰/۹/۲۱ ۱۶:۵۳
دانشکده پرستاری و مامایی مراغه وابسته به وزارت علوم در کنار خودمان در همان دوره دوم راه اندازی شد. شرایط جنگ و انقلاب دلیل خوبی نیست. دلیل عقب افتادن میانه همان اختلاف هست.
۹۰/۹/۲۰ ۱۸:۱۸
[quote name="شهروند:"]به نام خدا
جناب حجت الاسلام والمسلمین عبدالرحیم اباذری؛
سلام علیکم؛
شما به بزرگواری خودتان ببخشید؛ ...
[/quote]
چی رو ببخشه؟ چه کسی رو ببخشه؟ از کجا ببخشه؟ از کیسه خلیفه شما؟ من که هرچه هر دو مقاله را خواندم هیچکدام در تضاد هم نبودند و هر دو مقاله در تعریف حاج آقا حججی است فقط آقای نائبی واقعیتهایی را بیان کرده اند که آقای اباذری اعتقاد دارند نباید مسائل منفی بیان شود وگرنه آقای اباذری خطاب به آقای نائبی اتهام تهمت نبسته اند. لذا شما بی زحمت این وسط هیزم نریزید.
۹۰/۹/۱۸ ۱۹:۰۰
[quote name="محمودی"]
به قول دیل آجی توی این سایت چنان سر و ته مطلب رو می زنند که آدم خیال میکنه یه مطلب دیگه است. آخه کامنت من فقط این بود؟ اونقدر بریدید که منظور اصلی از بین رفته. من نوشته بودم: ....[/quote]
روزی همسایه ای به همسایه اش اندر طعم و مزه ترشی هفت ساله اش صحبت کرد. فردا همسایه با کاسه ای به منزل همسایه آمد و از ترشی هفت ساله اش خواست. همسایه با خنده تلخی گفت: اگر قرار بود به هر همسایه یک کاسه ترشی دهم که امروز هفت ساله نمی شد.
بله حکایت ما هم شده این ترشی هفت ساله. اگر امروز بعد از چند سال در دنیای رسانه در قید حیاتیم و نزدیک به 4000 مطلب اختصاصی درباره میانه ارائه شده است به این دلیل بوده که چشم بسته هرچیزی را تایید نکردیم و یک مو از قانون و شرع و عرف فاصله نگرفتیم.
۹۰/۹/۱۸ ۱۸:۵۱
[quote name="محمودی"]اول انقلاب معیار، تشخیص افراد بود و ممکن بود اشتباه هم بکنند.[/quote]
به قول دیل آجی توی این سایت چنان سر و ته مطلب رو می زنند که آدم خیال میکنه یه مطلب دیگه است. آخه کامنت من فقط این بود؟ اونقدر بریدید که منظور اصلی از بین رفته. من نوشته بودم: ....
۹۰/۹/۱۸ ۱۸:۳۸
اول انقلاب معیار، تشخیص افراد بود و ممکن بود اشتباه هم بکنند.
۹۰/۹/۱۸ ۱۳:۰۹
[quote name="مرتضي دانيالي"]آقای نائبی زنده باشید که تاریخ را زنده کردید. میشه بگید آقای جوانمردی الان زنده اند یا نه؟ اگر زنده اند چکار می کنند؟[/quote]
این موضوع از آن موضوعات است که اصل رها شده و چسبیدیم به فرع. توضیحات بنده به سمت آقای جوانمرد منحرف شد.
آقای جوانمردی 73 ساله بوده و در قم ساکنند و چند جلد کتاب دارند. منبر پرشوری در ذکر مراثی اهل بیت علیهم السلام داشته و اشعار زیبایی غالباً با همین مضامین دارند. متولد روستای غریب دوست میانه اند.
۹۰/۹/۱۸ ۱۳:۰۳
آقای نائبی زنده باشید که تاریخ را زنده کردید. میشه بگید آقای جوانمردی الان زنده اند یا نه؟ اگر زنده اند چکار می کنند؟
۹۰/۹/۱۸ ۱۲:۳۱
[quote name="محمودرضا نقوی"]خود آقای حججی همیشه از افتخاراتشون شاگردی شریعتمداری بوده شما چطور راحت می گویید آقای حججی آن شخص را به این جرم رد صلاحیت کرد؟ چیزی بگویید که با منطق و عقل سازگار باشد و اینقدر حدیث ابوحریره ای نسازید. خدا بالا نشسته و گواه است.[/quote]
قارداش قیرخ بولاغین سویون بیر بیرینه قاتما گؤرک!
ـ من کی گفتم بهانه آقای حججی تقلید از مرحوم شریعتمداری بود؟
ـ آقای حججی رد صلاحیت نکرد حتی رد اعتبارنامه هم نکردند بلکه با سخنان ایشان تمامی نمایندگان به این نتیجه رسیدند که اعتبارنامه شان را ندهند.
ـ اوحریره نه! ابوهریره!
ـ خوب می دانید که وقتی روی چنین موضوعی و آنهم روی چنین شخصیت بزرگی چنین حرفی زده می شود اگر مستند و مدلل نباشد چه پیش می آید؟
۹۰/۹/۱۸ ۱۲:۲۶
[quote name="محمودرضا نقوی"]آقای نائبی عزیز گذشته ها گذشته شما چرا مسائل کهنه را احیا می کنید؟ حرفهایی هم می زنید که غیر از شما نه کسی زده و نه شنیده. برای همین هرچی بگید باور می کنیم کیه بیاد اثبات یا رد کنه؟ کمی هم پیاز داغ اضافش کنید بیشتر هم می چسبه. من نمی تونم این نطق آقای حججی علیه آن شخص را رد کنم ولی باورش هم برایم محال است.[/quote]
بنده زیر تک تک کلماتم را امضا می کنم و عادتم این است که تا یقین پیدا نکنم و سندی همراه نداشته باشم حرفی نمی زنم برای اینکه ده نفر مترصد خطایم هستند تا شکایت کنند!
۹۰/۹/۱۸ ۱۰:۰۷
خود آقای حججی همیشه از افتخاراتشون شاگردی شریعتمداری بوده شما چطور راحت می گویید آقای حججی آن شخص را به این جرم رد صلاحیت کرد؟ چیزی بگویید که با منطق و عقل سازگار باشد و اینقدر حدیث ابوحریره ای نسازید. خدا بالا نشسته و گواه است.
۹۰/۹/۱۸ ۱۰:۰۳
آقای نائبی عزیز گذشته ها گذشته شما چرا مسائل کهنه را احیا می کنید؟ حرفهایی هم می زنید که غیر از شما نه کسی زده و نه شنیده. برای همین هرچی بگید باور می کنیم کیه بیاد اثبات یا رد کنه؟ کمی هم پیاز داغ اضافش کنید بیشتر هم می چسبه. من نمی تونم این نطق آقای حججی علیه آن شخص را رد کنم ولی باورش هم برایم محال است.
۹۰/۹/۱۸ ۰۸:۲۶
[quote name="محمدصادق نائبی"]
ابتدای انقلاب مسائل و دلایل رد و تایید نهادینه نشده بود. یکی از دلایل را گفتم که ایشان مقلد مرحوم شریعتمداری بود. بعضی ها نیز دلایل دیگر از صحاح و سقام جمع و جور کردند تا ایشان نتواند اعتبارنامه اش را بگیرد. یکی از کسانی که مانع از تاییدشان شد آقای حججی بود.
روزی در کتابخانه مجلس و در میان اسناد و مدارک مرتبط با میانه گشت می زدم که به نطق آقای حججی علیه آقای جوانمرد رسیدم که بعضی از آنها را بصورت مضمونی (نه دقیق) نقل می کنم. آقای حججی در اثبات انحرافات و تخلفات آقای جوانمرد خطاب به نمایندگان مجلس می گویند(تاکید می کنم محتوا دقیقاً درست است ولی جمله بندی ها این نیست):
- چرا ایشان در زمان شاه در رادیو ارومیه صحبت می کرد؟
- چرا و با چه هدفی پس از 20 سال دوری از زادگاه خود میانه دوباره به میانه آمد؟
- چرا در زمان شاه در سازمان اوقاف کار کرده و درخواست تمدید کار کرده است؟ این نوکر شاه و طاغوت باید آبرویش برملا شود و افشا شود. چرا باید لباس روحانیت بپوشد؟ لباس ایشان را درآرید و خلع لباسش کنید که این لباس زیبنده این شخص نیست.
پس از این نطق طولانی که با تذکرهای مکرر رئیس مجلس همراه بوده آقای جوانمرد دفاعیه ای می کند ولی نمی تواند رای مجلس را جلب کند و اعتبارنامه ایشان رد می شود و شاهین اقبال بر دوش خوش شانسی به نام مرحوم سلیمی می نشیند تا مرحوم با 5000 رای کمتر نسبت به آقای جوانمرد و با 16000 رای راهی مجلس شود.[/quote]
وقتی برخی مطالب از دل تاریخ بیرون می آید ، مغزمان سوت میکشد
۹۰/۹/۱۷ ۱۹:۰۹
[quote name="امير احسان زاده"]آقای نائبی لطفا این سوال را خیلی خیلی کوتاه جواب بدید: آیا آقای حججی برای میانه کاری کردند یا کم کاری کردند؟[/quote]
کم یا زیاد به اندازه توان خود کار کرد.
۹۰/۹/۱۷ ۱۸:۳۷
[quote name="امير احسان زاده"]
دومین سوالم اینه که واقعا برای چی آقای جوانمرد نتونست اعتبارنامه شو بگیره؟ آیا شورای نگهبان مانع شد یا مجلس؟[/quote]
ابتدای انقلاب مسائل و دلایل رد و تایید نهادینه نشده بود. یکی از دلایل را گفتم که ایشان مقلد مرحوم شریعتمداری بود. بعضی ها نیز دلایل دیگر از صحاح و سقام جمع و جور کردند تا ایشان نتواند اعتبارنامه اش را بگیرد. یکی از کسانی که مانع از تاییدشان شد آقای حججی بود.
روزی در کتابخانه مجلس و در میان اسناد و مدارک مرتبط با میانه گشت می زدم که به نطق آقای حججی علیه آقای جوانمرد رسیدم که بعضی از آنها را بصورت مضمونی (نه دقیق) نقل می کنم. آقای حججی در اثبات انحرافات و تخلفات آقای جوانمرد خطاب به نمایندگان مجلس می گویند(تاکید می کنم محتوا دقیقاً درست است ولی جمله بندی ها این نیست):
- چرا ایشان در زمان شاه در رادیو ارومیه صحبت می کرد؟
- چرا و با چه هدفی پس از 20 سال دوری از زادگاه خود میانه دوباره به میانه آمد؟
- چرا در زمان شاه در سازمان اوقاف کار کرده و درخواست تمدید کار کرده است؟ این نوکر شاه و طاغوت باید آبرویش برملا شود و افشا شود. چرا باید لباس روحانیت بپوشد؟ لباس ایشان را درآرید و خلع لباسش کنید که این لباس زیبنده این شخص نیست.
پس از این نطق طولانی که با تذکرهای مکرر رئیس مجلس همراه بوده آقای جوانمرد دفاعیه ای می کند ولی نمی تواند رای مجلس را جلب کند و اعتبارنامه ایشان رد می شود و شاهین اقبال بر دوش خوش شانسی به نام مرحوم سلیمی می نشیند تا مرحوم با 5000 رای کمتر نسبت به آقای جوانمرد و با 16000 رای راهی مجلس شود.
۹۰/۹/۱۷ ۱۸:۰۵
[quote name="امير احسان زاده"]
سوالم در مورد اعتبارنامه است. وقتی شورای نگهبان تایید کرده و شخص رای آورده و دوباره شورای نگهبان انتخابات یک حوزه را تایید می کند دیگه این اعتبار نامه چیه؟ کی باید رد و تایید کنه؟[/quote]
دو سئوالتان را جداگانه جواب می دهم. شورای نگهبان با اسناد و مدارکی که در دست دارد یک نامزد را تایید می کند. انتخابات برگزار می شود. شورای نگهبان با اسناد و مدارکی که در دست دارد انتخابات را تایید می کند و شخص وارد مجلس می شود. اگر در این فاصله اسناد و مدارکی دال بر عدم تایید صلاحیت شخص یا عدم تایید انتخابات به دست آید تکلیف چیست؟ مجلس شورای اسلامی درصورت دریافت چنین اسنادی اعتبارنامه نماینده را رد می کند. یعنی روی تک تک نمایندگان چنین بحثی می کنند و اعتبارنامه آنها را تک به تک بررسی می کنند و پس از تایید اعتبارنامه است که می توان رسماً به یک شخص نماینده گفت.
۹۰/۹/۱۷ ۱۷:۴۲
آقای نائبی لطفا این سوال را خیلی خیلی کوتاه جواب بدید: آیا آقای حججی برای میانه کاری کردند یا کم کاری کردند؟
۹۰/۹/۱۷ ۱۷:۴۰
برایم خیلی خیلی جالب بود که اولین بار بشنوم در میانه یکی به مجلس راه یافته ولی دوباره رد کرده اند. عجیبه که تا الان از بزرگترهامون چنین چیزی را نشنیده ایم. اونها همه چیز ایام انقلاب را تعریف می کنند ولی این یکی را تا حال نشنیده ام.
آقای نائبی ضمن تشکر از اینکه این موضوع را باز کردید دو سئوال دارم یکی در مورد اعتبارنامه است. وقتی شورای نگهبان تایید کرده و شخص رای آورده و دوباره شورای نگهبان انتخابات یک حوزه را تایید می کند دیگه این اعتبار نامه چیه؟ کی باید رد و تایید کنه؟ دومین سوالم اینه که واقعا برای چی آقای جوانمرد نتونست اعتبارنامه شو بگیره؟ آیا شورای نگهبان مانع شد یا مجلس؟ ببخشید شاید سوالم نیاز به پاسخ طولانی داشته باشه ولی خیلی خلاصه نکنید که مجبور بشم دوباره بپرسم چون تا متوجه نشم دوباره سوال خواهم کرد.
۹۰/۹/۱۷ ۱۷:۰۴
[quote name="شهاب نونهال"]آقای نایبی اطلاعات شما در مورد همه افراد سرشناس میانه بسیار دقیق است همین برای من جای سئوال است که شما این اطلاعات را از کدام منبع استخراج می کنید؟؟؟[/quote]
رابطه نزدیک من با بسیاری از سرشناسان میانه + داشتن رابط های مطلع در ادارات یا دوستان همین سرشناسان + اسناد و مدارکی که در طول ده سال از میانه و میانه ایها جمع آوری کرده ام.
۹۰/۹/۱۷ ۱۶:۱۳
آقای نایبی اطلاعات شما در مورد همه افراد سرشناس میانه بسیار دقیق است همین برای من جای سئوال است که شما این اطلاعات را از کدام منبع استخراج می کنید؟؟؟
۹۰/۹/۱۷ ۱۰:۴۸
[quote name="دکتر اسماعیل انصاری"]آقای مهندس در سه نماینده مذکور به کمیسیون های داخلی مجلس نیز اشاره داشتید ولی اینجا نگفتید حاج آقا حججی حفظه الله در چه کمیسیون هایی عضویت داشتند.[/quote]
آقاي حججي عضو كميسيون سياست خارجي مجلس بودند.
۹۰/۹/۱۷ ۱۰:۱۳
آقاي حججي سر فولاد آذربايجان خيلي زحمت كشيدند و بارها مسئولين كشوري را به ميانه اوردند ولي آخر كار به اسم هاشمي تموم شد. كار را كه كرد هاشمي كرد.
۹۰/۹/۱۷ ۱۰:۱۲
راستشو بخوايد خود حججي هم اين متن رو بخونه از اينهمه تعريف و پاسداشت گريه اش ميگيره ولي نميدونه كه اين مقاله ، تخريبي است نه تعريفي. علتش را عرض ميكنم. 99% از اين مقاله در تعريف و تمجيد و شناساندن آقاي حججي است كه همه ما كم و بيش مي دونيم و با خوندن اين متن نه علاقه علاقمندان بيشتر ميشه و نه دل دشمنان به رحم مياد و علاقمند ميشند. براي همين با اين 99% هركسي جاي خودش هست. مي مونه اون 1% كه نويسنده در لابلاي كلمات پيچانده و به خورد خواننده داده. با اون 1% علاقه علاقمندان به شدت كم ميشه و دل دشمنان خنك ميشه.
آقای مهندس در سه نماینده مذکور به کمیسیون های داخلی مجلس نیز اشاره داشتید ولی اینجا نگفتید حاج آقا حججی حفظه الله در چه کمیسیون هایی عضویت داشتند.
نائبی عزیز بابت همین قلمت هست که می پرستمت. برای من که از وقتی متولد شدم نام حججی برایم آشنا بوده بعید می دانستم حرفی بشنوم که تازگی داشته باشد ولی الان نخستین بار فهمیدم حاج آقا حججی ایّدهم الله تعالی خراسانی الاصل هستند. حاج آقا حججی ستون نهضت امام (ره) در میانه بودند و الان هم یادگار ارزشمند دوران نهضت و انقلاب هستند. هرجا هستند برایشان دعا بکنیم.
شمابا جرات و زیرکی انتقادی از اختلافات شخصی این دو نماینده و ضعف عملکرد غیرسیاسی شان کردید که ستودنی بود. در کمال احترام و ادب بنده نیز به این دو مورد معترفم.
۹۰/۹/۱۶ ۱۸:۲۷
نقل قول منتقد:
ضمناً آقاي نايبي خودتان در نويسندگي چيره دست هستيد و نيازي به يادآوري نيست اما شما درباره يك شخصيتي صحبت مي كنيد كه به قول شما 50 سال در ميانه تاثيرگذار بوده است و بهتر است در به كار بردن افعال و ضماير از حالت جمع كه نوعي احترام هست استفاده كنيم. شما گويا درباره يك بقال صحبت مي كنيد كه دائم مي گوييد: راه يافت، صحبت مي كرد، به حوزه رفت. اگر در نويسندگي ادب و احترام را رعايت كنيد منزلت خودتان هم بيشتر مي شود.
-----------------------------------------
منتقد محترم!
این بیانات بلیغ وارشادی را که در این سایت درج فرموده اید متمنی است در محفل ومقال دیگری ذکر نکنید تا موجد نقد های اصحاب قلم ومطلعین امر نگردید.آن نوع ادبیات مربوط به دو دوره از تاریخ ادبیات ایران می شود اول در عصر مغول که نویسندگان فارسی گو در خدمت داشتند ومجبور بودند جهت ارتزاق وسد جوع اربابان را تا حد خدا بالا ببرند وچنگیز خان مغول را در زمره ی اولیا واوصیا الهی ارتقا دهند ودوم در عصر صفوی بود که هرچه مغلق وپیچیده تر می گفتند قطر دستار شان بیشتر ومواجب و مواهب شاهیانه وسیع تر می شد.
ادبیات ونوشته های ما الان هرچه پیراسته تر وجملات ساده تر باشد نیکوتر ومسموع تر است زیرا فرصتی برای مراجعه به لغتنامه ها نیست!عرصه وعصر اینترنت وسرعت وپویش وجهش است نه ذکر سجایا وحفظ نکاتی که گفتید.
۹۰/۹/۱۶ ۱۸:۰۴
انقلاب اسلامی تحول تاریخی عظیمی در ایران بود وامام ره خون دل خوردند تا به یک صورتی آن را به هدف نزدیک کنند اما نیروی کارامد وهمدل ومتخصص در مصادر امور نبود وهنوز هم نیست. در آن دوران واقعا قحط الرجال بود. سوادانقلابیون با این مدل نبود.آن عده ای هم که دنبال سواد تکنوکراتی سبک جدید بودند هنوز میوه هاشان نرسیده بود.
میانه به دست چند نفر ثابت اداره می شدواگر کسی خارج از گود وارد این عرصه می شد یا وابسته بود یا سیاسی و ...!
باز میرسجاد حججی خودی بود وقابل احترام و از بدو نهضت در کنار مردم بوده و مردم را نسبت به آرمانهای انقلاب اسلامی آگاهاند اما نقش بقیه چقدر بود؟
همین بود که چند ماه پیش گفتم این کار مهندس نایبی کار بزرگی است وتکاندن حشویات لحاف کهنه ی سیاسی این شهر خطیر است.
۹۰/۹/۱۶ ۱۷:۲۷
ممنون آقای نائبي ، خاطرات قدیمی ما را زنده کردید ، کتر میانه ای هست که در هر رده سنی به قول عامیانه ومردمی "میرسجاد" را نشناسد .
۹۰/۹/۱۶ ۱۰:۰۲
[quote name="منتقد"]ضمناً آقاي نايبي خودتان در نويسندگي چيره دست هستيد و نيازي به يادآوري نيست اما شما درباره يك شخصيتي صحبت مي كنيد كه به قول شما 50 سال در ميانه تاثيرگذار بوده است و بهتر است در به كار بردن افعال و ضماير از حالت جمع كه نوعي احترام هست استفاده كنيم. شما گويا درباره يك بقال صحبت مي كنيد كه دائم مي گوييد: راه يافت، صحبت مي كرد، به حوزه رفت. اگر در نويسندگي ادب و احترام را رعايت كنيد منزلت خودتان هم بيشتر مي شود.[/quote]
اگر آنگونه كه مي گوييد در نويسندگي چيره دست هستم (كه هزار البته هنوز هزار راه نارفته دارم) لطفاً چنين تذكري به بنده ندهيد. يك ادبيات قوي و تاثير گذار ادبياتي هست كه فارغ از تكلفات و تعارفات و درگير شدن با الفاظ و لغات حاشيه اي باشد. يك نويسنده بجاي "جلوس فرموده بودند و داشتند غذاي خويش را اكل مي نمودند" بايد بگويد: "غذا مي خوردند". كجاي كتابهاي درسي و دانشگاهي خوانديم كه بنويسند: پروفسور انيشتين در نسبيت خويش اثبات فرموده اند، جناب آقاي نيوتن در تاثير اجرام سماوي اثبات مي فرمايند، پوپر كه علاوه بر فيزيك در فلسفه نيز يد طولايي تشريف دارند ...؟! اگر متون غربي را به زبان اصلي مطالعه كنيد چنين تكلفاتي نمي بينيد. آنچه استثناست يكي معصومين عليهم السلام است و نيز صحبت با مخاطب ولي صحبت در مورد شخص غيرمخاطب (سوم شخص) نياز به چنين تعارفاتي ندارد.
۹۰/۹/۱۶ ۰۹:۵۳
[quote name="منتقد"]آقاي نائبي فقط بند آخر نطق آقاي حججي را كه خودتان ذكر كرده ايد مطالعه نماييد تا ببينيد ايشان زحمتي كشيده يا نه؟ اين نمونه فقط يك شاهد غيبي هست كه مي بينيد وگرنه خيلي از اين نمونه ها هست.[/quote]
دو صد گفته چون يك دهم كردار نيست. بنده صد برابر اينها را مي توانم ذكر مصيبت كنم و درد ميانه را بيان كنم. شما تصور مي كنيد كابينه دولت گوش به دهان نماينده ايستاده تا هرآنچه ايشان بگويد وزرا بنويسند و هرآنچه يادداشت كرده اند را سريعاً اجرا كنند؟ نخير! اجراي يك طرح بزرگ در منطقه مستلزم سالها رايزني و رفت و آمد و چانه زني با وزير و معاونين هست. با تمامي اين مسائل، كسي كارنامه خوبي مي گيرد كه پس از اتمام دوره نمايندگي دو سه يادگار خوب از خود باقي بگذارد.
غرض بنده از اين موضوع ، كلي هست و مربوط به تمامي نطق ها و تذكرات يك نماينده مي شود و منظورم اين نيست كه آقاي حججي اصلاً كاري انجام ندادند همانسان كه در كامنت ديگري ذكر خيري از ايشان كرده و پل مامان را مثال آوردم.
۹۰/۹/۱۶ ۰۹:۴۴
ضمناً آقاي نايبي خودتان در نويسندگي چيره دست هستيد و نيازي به يادآوري نيست اما شما درباره يك شخصيتي صحبت مي كنيد كه به قول شما 50 سال در ميانه تاثيرگذار بوده است و بهتر است در به كار بردن افعال و ضماير از حالت جمع كه نوعي احترام هست استفاده كنيم. شما گويا درباره يك بقال صحبت مي كنيد كه دائم مي گوييد: راه يافت، صحبت مي كرد، به حوزه رفت. اگر در نويسندگي ادب و احترام را رعايت كنيد منزلت خودتان هم بيشتر مي شود.
۹۰/۹/۱۶ ۰۹:۴۰
آقاي نائبي فقط بند آخر نطق آقاي حججي را كه خودتان ذكر كرده ايد مطالعه نماييد تا ببينيد ايشان زحمتي كشيده يا نه؟ اين نمونه فقط يك شاهد غيبي هست كه مي بينيد وگرنه خيلي از اين نمونه ها هست.
۹۰/۹/۱۵ ۱۹:۳۱
[quote name="ناديه سلطاني"]آقای نائبی سلام. من تمامی نوشته های شما را نگهداری می کنم تا در مواقع مورد نیاز استفاده کنم. این قسمت از مقاله تان گنگ است. یعنی خودتان نخواسته اید توضیح دهید. من تا الان این موضوع را نشنیده ام که نماینده ای از میانه وارد مجلس شود ولی داخل مجلس رد شود. لطفاً اسم و دلیلش را بگویید. تاریخ ما باید واضح باشد. شما این را الآن نگویید از چه کسی باید بپرسم؟

"رقیب اصلی ایشان (نام و شرح ماوقع شاید بعداً ذکر شود) به راحتی وارد مجلس شد اما مجلس اعتبارنامه ایشان را رد کرد و مرحوم سلیمی در مرحله دوم وارد مجلس شد"[/quote]
چشم خانم سلطانی ظاهراً گریز و گزیری نیست مگر شرح موضوع.
در دوره اول مجلس حجه الاسلام والمسلمین جوانمرد از علما و فضلای معروف قم که اکنون نیز منبر بسیار پرشور و پراستقبالی دارد از طرف مردم میانه به مجلس راه یافت. ایشان طی بیانیه ای مورد حمایت بیش از 50 روحانی و فاضل میانه ای بود و با اصرار آنها وارد انتخابات شده بود. به راحتی وارد مجلس شد اما تعصب بیش از حد نمایندگان روی بعضی مسائل اعتقادی و انقلابی باعث حذف ایشان و عدم تایید اعتبارنامه ایشان توسط دیگر نمایندگان شد و مرحوم سلیمی با 16 هزار رای جایگزین ایشان شد. اینها را گفتم که یک موقع برداشت ناصحیحی از ایشان نکنید. تنها دلیل عدم تایید اعتبار نامه ایشان تعلق خاطر ایشان به مرحوم شریعتمداری بود که آن زمان بخاطر مقلد بودن بسیاری از آذربایجانیان و علمای منطقه به ایشان خیلی بدیهی بود و انصاف نبود به راحتی رد شود.
۹۰/۹/۱۵ ۱۸:۳۴
برای حاج آقا حججی آرزوی طول عمر دارم. پدر بزرگم عاشق حاج آقا بود و همیشه پشت سرش نماز می خواند. حاج آقا حججی با اینکه نماینده مجلس بودند ولی هیچوقت برای خودشان مالی نیاندوختند و الان هم زندگی ساده ای دارند.
۹۰/۹/۱۵ ۱۸:۳۲
آقای نائبی سلام. من تمامی نوشته های شما را نگهداری می کنم تا در مواقع مورد نیاز استفاده کنم. این قسمت از مقاله تان گنگ است. یعنی خودتان نخواسته اید توضیح دهید. من تا الان این موضوع را نشنیده ام که نماینده ای از میانه وارد مجلس شود ولی داخل مجلس رد شود. لطفاً اسم و دلیلش را بگویید. تاریخ ما باید واضح باشد. شما این را الآن نگویید از چه کسی باید بپرسم؟

"رقیب اصلی ایشان (نام و شرح ماوقع شاید بعداً ذکر شود) به راحتی وارد مجلس شد اما مجلس اعتبارنامه ایشان را رد کرد و مرحوم سلیمی در مرحله دوم وارد مجلس شد"
۹۰/۹/۱۵ ۱۸:۱۱
[quote name="شهرام سلیمی"]آقای نائبی بزرگ سلام. باز هم لطفی شد و از نوشته هایتان استفاده بردیم. من در مقاله قبلی درباره مرحوم سلیمی خواستم چیزی بنویسم منصرف شدم. بنده از وابستگان نسبی مرحوم هستم. شما در مقاله تان کارنامه سفیدی برای مرحوم سلیمی نشان داده بودید و اینجا نیز همان را تکرار کرده اید. بنده جنابعالی را به عنوان یک نویسنده بزرگ و باانصاف قبول دارم و این را هم قبول دارم که در زمان نمایندگی آیت الله سلیمی چندان که باید و شاید کاری برای پیشرفت میانه صورت نگرفت اما چند مورد را باید اضافه کنم:
اولا در آن دوران واقعا کشور بحرانی بود و نمیشد به مسائل صنعتی و آموزشی پرداخت و جاهایی که اندک مایه هایی داشتند چندان دلچسب نبود. تمام کشور درگیر جنگ و اقتصاد اولیه مردم بود.
ثانیا آن اختلافی که در مقاله مرحوم سلیمی نگفتید و اینجا به حق آوردید کمر میانه را شکست. کاش در آن مقاله هم می گفتید که اختلاف باعث عقب افتادن میانه شد.
ثالثاً بسیاری از راههای روستایی، آب و برق کشی به روستاها اکنون مربوط به آن دوره هاست. در آن زمان روستاهای ما هیچ امکاناتی نداشتند. این مشکلات باید حل میشد تا در قدمهای بعدی بتوان به مسائل صنعتی نیز پرداخت.
بنده در آن مقاله خواستم اینها را بنویسم ولی به احترام اینکه نویسنده مطرحی هستید و مقاله تان جامع و کامل است چیزی نیاوردم ولی در این مقاله تان چون ربطی به مرحوم سلیمی نداشت بی طرفانه این حرفها را زدم. امیدوارم اگر اشتباهی میکنم توضیح دهید.[/quote]
جناب شهرام سلیمی! باسلام و احترام جنابعالی نیز گفته های بنده را تایید کرده اید ولی در چند مورد تذکر دهم که:
اولاً در بحران جنگ و انقلاب بسیاری از شهرها صاحب دانشگاه و صنعت شدند.
ثانیاً اختلاف، درد عقب افتادگی ماست نه دلیل قابل تایید برای عقب افتادگی. آنها باید اختلاف را ریشه کن می کردند نه اینکه بخاطر اختلاف کار نکنند. آن اختلاف در داخل شهرستان به مسئولین و مردم و حتی نمازگزاران سرایت می کرد.
ثالثاً رفع مشکلات روستایی مانند راه و آب و برق یک جزم ملی و حرکت انقلابی بود و چندان به رایزنی نمایندگان ربطی نداشت. اگر از حرکت انفرادی و قائم به شخص یک نماینده مثال بزنم می توانم به پل مامان ـ میانه اشاره کنم که آقای حججی زحمتی زیادی بابت آن کشید و اکنون بعد از 25 سال می بینیم که پل زدن روی مسیر شهر به ایستگاه راه آهن چقدر سخت است.
۹۰/۹/۱۵ ۱۷:۳۵
ما هم برای این شخصیت روحانی و بزرگوار آرزوی سلامتی و طول عمر با عزت می کنیم من به شخصه علاقه خاصی به شناخت این بزرگوار دارم.امیدوارم مسئولین شهرمان هم سابقون انقلاب در میانه را فراموش نکنند.
۹۰/۹/۱۵ ۱۷:۲۵
آقای نائبی بزرگ سلام. باز هم لطفی شد و از نوشته هایتان استفاده بردیم. من در مقاله قبلی درباره مرحوم سلیمی خواستم چیزی بنویسم منصرف شدم. بنده از وابستگان نسبی مرحوم هستم. شما در مقاله تان کارنامه سفیدی برای مرحوم سلیمی نشان داده بودید و اینجا نیز همان را تکرار کرده اید. بنده جنابعالی را به عنوان یک نویسنده بزرگ و باانصاف قبول دارم و این را هم قبول دارم که در زمان نمایندگی آیت الله سلیمی چندان که باید و شاید کاری برای پیشرفت میانه صورت نگرفت اما چند مورد را باید اضافه کنم:
اولا در آن دوران واقعا کشور بحرانی بود و نمیشد به مسائل صنعتی و آموزشی پرداخت و جاهایی که اندک مایه هایی داشتند چندان دلچسب نبود. تمام کشور درگیر جنگ و اقتصاد اولیه مردم بود.
ثانیا آن اختلافی که در مقاله مرحوم سلیمی نگفتید و اینجا به حق آوردید کمر میانه را شکست. کاش در آن مقاله هم می گفتید که اختلاف باعث عقب افتادن میانه شد.
ثالثاً بسیاری از راههای روستایی، آب و برق کشی به روستاها اکنون مربوط به آن دوره هاست. در آن زمان روستاهای ما هیچ امکاناتی نداشتند. این مشکلات باید حل میشد تا در قدمهای بعدی بتوان به مسائل صنعتی نیز پرداخت.
بنده در آن مقاله خواستم اینها را بنویسم ولی به احترام اینکه نویسنده مطرحی هستید و مقاله تان جامع و کامل است چیزی نیاوردم ولی در این مقاله تان چون ربطی به مرحوم سلیمی نداشت بی طرفانه این حرفها را زدم. امیدوارم اگر اشتباهی میکنم توضیح دهید.
۹۰/۹/۱۵ ۱۷:۰۴
ممنون که در این مجال صحبت از میرسجاد حججی به میان آوردید ، بسیاری از کسان که ایشان را می شناسند ، از مریض حال بودن ایشان صحبت می کنند، با آرزوی سلامتی برایشان .

اخبار روز